تبلیغات
غزلخانه - مطالب ابر اشعار نسیم پریشان
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

یک زاویه ی بسته ی آغوش بنا کن
با قاعده ی بازی ِ بی قاعده تا کن

یک عمر تماشاچی فوتبال تو بودم
یک بار نگاهی به گل ِ دامن ما کن

در كرنر چشمت زده یك چشمه‌ی تكنیك
دروازه‌ی قلب من و شلیك تو... وا كن

این وقت کشی هات مرا می کشد آخر
بیرون برو از بازی و تجدید قوا کن

می خواهم ازین خط دفاعی كه كشیدی
هرطور شده بگذرم این دفعه خطا كن

تعویض که بد نیست ، بیا یوسفم این بار
از پشت بکش پیرهنم را  ..... و رها کن

من می گذرم از خط دروازه ، ولی تو
فکر گذر از پیچ و خم حاشیه ها کن  

شیرینی دل باختن ِ من به تو کم نیست
هر بیت غزل واره گواه است نگا کن

یک چند قدم مانده به دیدار نهایی
گل بوسه ی آخر بزن و جشن به پا کن 

نسیم پریشان





نوع مطلب : نسیم پریشان-مرضیه خدیر-زهرا رسول زاده ، 
برچسب ها : اشعار نسیم پریشان،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 30 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من حال و هوایت به سرم بود ، تو هم سر به هواتر
آمد به سرم هر چه بلا بود و تو هر دفعه بلاتر!

صیاد ِ تو صیدت شده این قصه عجیب است مگر نه ؟
در بند تو چندی است اسیرم ، و تو هر لحظه رهاتر

بی دلهره در معبد دلبستگی من بنشین که
تا حکم تبر دست ِ پریشان ِ تو باشد ، تو خداتر

این حاتم اگر سفره به سفره دلش از مهر تو پر بود
خالی شده از هر چه به غیرِ تو و در عشق گداتر

افسوس که گفتم نشنیدی و نگفتی و شنیدم
احساس من از فلسفه و فن بیان تو رساتر

تقدیر اگر این بود که زخم دل من جوش نگیرد
در باغِ ِ خیالات ِ زمستان زده پیوند جداتر

آتش زده بر خیمه ی اندیشه ی من بی خبری هات
این تلخ ترین غربت دنیاست ، مگر کرب و بلا تر ؟!!!!!!

نسیم پریشان





نوع مطلب : نسیم پریشان-مرضیه خدیر-زهرا رسول زاده ، 
برچسب ها : اشعار نسیم پریشان،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 30 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

كمی شاعر شو و یك شب مرا شكل غزل بنویس
اگر چه وصل ممكن نیست ولی تو محتمل بنویس

كجا هستی؟ كجا هستم؟ كجا جامانده ایم از هم؟
برای چند مجهولم فقط یك راه حل بنویس

اگر لیلی، دل ِ خود را به صحرا می زند هر شب
تو از مجنونی ِ لیلا فقط ضرب المثل بنویس

از این آوار ِ اشعارم، من ِ گم را تو پیدا كن
و بعد از آن تو نامم را به روی هر گسل بنویس

گناهش پای من صوفی !!!! فقط یك بار كافر شو
بیا برموم بی رنگ لبم طعم عسل بنویس

نسیم پریشان





نوع مطلب : نسیم پریشان-مرضیه خدیر-زهرا رسول زاده ، 
برچسب ها : اشعار نسیم پریشان،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

این روزها، هم از تو، هم از دستِ دل، سیرم
پس می زنم . . . . . اما دوباره با تو درگیرم

دیگر تلاطم هم حریف قهر دریا نیست
موجم ، كه دست ساحلِ خود را نمی گیرم

تصویرهای مات چشمان تو هم می گفت
زنگار این آیینه های رو به تكثیرم

قد قامت عشق تو رکن بیقراری شد
الله اكبر از تو و از بانگ تكبیرم

ایمان نیاوردی بر این پیغمبرِ عاشق
با آیه های این غزل در اوج تفسیرم

ای همزبان لحظه های بی سرانجامی
در انزوای عشق های دست و پاگیرم

با اینکه تنهایی شریكِ لحظه هایم بود
دلشادم از این ماجرا . . . "با عشق می میرم "


نسیم پریشان





نوع مطلب : نسیم پریشان-مرضیه خدیر-زهرا رسول زاده ، 
برچسب ها : اشعار نسیم پریشان،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


قسمت مضحك این عشق وفا شد، به درك
دستم از دست تو یكباره جدا شد، به درك

تو مسافر شدی و بار سفر بستی و رفتی
و مهاجر صفت چلچله ها شد به درك

رد پای من و تو در سر هر كوچه به جاست
سهمم از تو فقط این خاطره ها شد به درك

روشنای شبم از پنجره ، سوسوی تو بود
رصد هر شب چشمت كه خطا شد به درك

صحنه آخر این قصه فروریختن آینه هاست
صحبت مردم اگر چون و چرا شد به درك

بی نزاكت شدم و حرف و كلامم شاید
واژه ی ساده ی هر بی سرو پا شد به درك


نسیم پریشان





نوع مطلب : نسیم پریشان-مرضیه خدیر-زهرا رسول زاده ، 
برچسب ها : اشعار نسیم پریشان،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بغض غریبی در میان بیت ها جاری است، می فهمی؟
وقتی اسیر غصه ای ، لبخند اجباری است، می فهمی؟

آبی ترین بودم میان وسعت چشمت، ولی حالا
پرپر زدن در این قفس از روی ناچاری است می فهمی؟

وقتی كه در رویای من قاب تو خالی شد ندانستم
تصویرهای ِ  زندگی، كابوس بیداری است! می فهمی؟

من با تو هستم تا همیشه، تو بدون من .... نه ممكن نیست
این عشق بی فرجام هم نوعی ‌خودآزاری است، می فهمی؟

تا سد شدی، بر اشتیاق ِ روزهای رفته از دستم
دریای پشت پلكها، دیوان اشعاری است، می فهمی؟

شوری به پا كن در میان دفترم  موجی خروشان باش
وقتی نباشی هر غزل هر واژه تكراری است،‌ می فهمی؟

من روزه ی دلتنگی ام را با تبسم های تو وا می كنم 
پس " رَبَنّایَت " رابخوان، هنگام افطاری است، می فهمی؟


نسیم پریشان





نوع مطلب : نسیم پریشان-مرضیه خدیر-زهرا رسول زاده ، 
برچسب ها : اشعار نسیم پریشان،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بسان چشم هایم کوچه ها امشب چه بارانی است
نمی دانم مگر این فصل هم فصل پریشانی است

تمام برگهای آرزوهایم ، به مهر کینه ، باطل شد
دل دریایی آرام من ، امشب ، چه طوفانی است

تمام آنچه را در سینه پنهان داشتم ، رو شد
نگاهی بر غرورم کن ببین این اوج عریانی است

به همراه تو کم کم آمدم در بی نهایت سبز
ولیکن دشت های یاد تو اینک بیابانی است

دچار بهت و تردیدم ، به پیوندی که یادت نیست
که من لایق نبودم یا که تو ، این پیچ حیرانی است

تو رفتی و سپ‍ردی یک غم شیرین به دل ، حالا
شبم با چلچراغ اشکها پیوسته نورانی است


نسیم پریشان





نوع مطلب : نسیم پریشان-مرضیه خدیر-زهرا رسول زاده ، 
برچسب ها : اشعار نسیم پریشان،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony