تبلیغات
غزلخانه - مطالب ابر اشعار مریم وزیری
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

دوباره کوچه ام امشب تو را قدم می زد
و فکر می کنم این بار از تو دم می زد

و سنگفرش و شب و ماه و باد پاییزی
که استعاره ی شعر مرا رقم می زد

کنار خانه ی تکراریت رسیدم باز
همان شبی که دلم با دلت قدم می زد

رسیده ام به جوابت تو راست می گفتی
که منطق دگری عشق را رقم می زد

چه نقشه ها که کشیدم برای دیدن تو
و نقشه های مرا آسمان به هم می زد

میان دفتر تو می نوشتم اسمم را
و می رسید کسی و مرا قلم می زد

مریم وزیری





نوع مطلب : مریم وزیری-محبوبه اسماعیلی-نگین افشاری، 
برچسب ها : اشعار مریم وزیری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 مهر 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

درون معبد غزل برای دل خدا شدی
برای قصر کاغذی تو شاه قصه ها شدی

چقدر بوسه مانده تا به اوج عاشقی رسم؟
چقدر مبتلا شدم؟ چقدر مبتلا شدی؟
...
بهار و فصل عاشقی دوباره شاعرانگی
برای قصه های من, تو روح ماجرا شدی

قسم به حرمت غزل تو اولین و آخرین
کسی که با بهار دل به چشمم آشنا شدی

غروب سرد و یخ زده تو آمدی مسیح من
غرور شب شکست و تو به قامتش ردا شدی

بهار جاودانه شد بنفشه ها گواه من
سکوت وحشی خزان شکست تا صدا شدی

همیشه میستایمت اگرچه لایق تو نیست
همیشگی شدی بدان ز دیگران جدا شدی

تمام دفترم پر از حضور ناب نام تو
که این نفس شکسته را به جان و دل دوا شدی

تو شاه قصه ی منی درون قصر کاغذی
برای معبد غزل خدای دل شما شدی

مریم وزیری





نوع مطلب : مریم وزیری-محبوبه اسماعیلی-نگین افشاری، 
برچسب ها : اشعار مریم وزیری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

اگر چه بی تو رسیدم به فصل پایانی
چقدر منتظرت بوده ام؛ نمی دانی

چقدر منتظرت بوده ام که برگردی
رها کنی نگه ام را از این پریشانی

همیشه غایب این قصه بوده ای و مرا
کشانده فکر گناهت به صد پشیمانی

نخواه عذر بخواهی؛ نگو گرفتاری
نگو تو وقت نداری که سر بخارانی

همیشه در غزلم حس اتفاق کم است
به نام عشق بیا در غزل به مهمانی

تو اتفاق شو و مثل رود جاری شو
که متهم نشود شاعری به نادانی

نخند! دل خوشی ام مضحک است. می دانم
تو سالهاست که شعر وداع می خوانی

و من نشسته ام اقرار می کنم یک عمر
مرا به بند کشید آن دو چشم شیطانی

ببین به چشم نشان می دهند رهگذران
مرا که سنبل عصیانم و بد ایمانی

دوباره با غزل پوچ رنگ می بازد
نگاه خاطره در تلخ بیت پایانی

مریم وزیری





نوع مطلب : مریم وزیری-محبوبه اسماعیلی-نگین افشاری، 
برچسب ها : اشعار مریم وزیری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بر زخمه نزن دل را، این ساز نفس گیر است
تنها بسرا شعری، آواز نفس گیر است

قمری غزل بازم! پر باز بکن وقتی
در باور پروانه، پرواز نفس گیر است

بشکن تو سکوتت را هنگامه ی عریانی ست
بگذار فرو ریزد این ناز، نفس گیر است

خورشید چو زخمی شد، شولای غروب آمد
رازی ست که نتوان گفت این راز، نفس گیر است

مریم وزیری





نوع مطلب : مریم وزیری-محبوبه اسماعیلی-نگین افشاری، 
برچسب ها : اشعار مریم وزیری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

خسته ام در برهوت تو رها افتاده
مجرمی عاشق و مفلوک و جدا افتاده

من و تو ما شده بودیم و جهان زیبا بود
تا شدی از دلم آسوده سوا افتاده
...

سر به خاک قدمت دارم و مستم اما
کی نگاهم به رخ ماه شما افتاده؟

عاشقم صبح الی شام و دلتنگ شما
روزگارم به تفال به دعا افتاده

روزگارم فقط از بی خبری لبریز است
روزگارم برهوتی است که وا افتاده

حافظ از معجزه ای ژرف خبر می آرد:
من شدم بنده و فال تو خدا افتاده
 
مریم وزیری




نوع مطلب : مریم وزیری-محبوبه اسماعیلی-نگین افشاری، 
برچسب ها : اشعار مریم وزیری،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

سلام حضرت آیینه های نورانی!
به یمن لطف شما عاشقیم و بارانی

چقدر بی تو غریبم عزیز دل! آری
نمی شود كه نباشی، خودت كه می دانی

هزار سایه ی باطل كه تلخ می خندند
گرفته اند تو را، داده اند مهمانی

هنوز بی كسی ام را نگفته ام به كسی
كه این، تمام كسم بوده با پریشانی

نشسته بر دل این شعر ها كه روزی تو
تمام سهم خودت را به بار بنشانی

(...و هرگز این غزل ساده پا نمی گیرد
مگر ز یوسفی آید خبر به كنعانی...)

به من اجازه بده نا تمام بگذارم
خودت ادامه بده روشنای نورانی


مریم وزیری





نوع مطلب : مریم وزیری-محبوبه اسماعیلی-نگین افشاری، 
برچسب ها : اشعار مریم وزیری،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony