تبلیغات
غزلخانه - مطالب ابر اشعار مریم حیدرزاده
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

| دکلمه باصدای شاعر |

کد آهنگ

نشد یه قصری بسازم ٬ پنجره هاش آبی باشه
من باشم و اون باشه و یک شب مهتابی باشه

نشد یه جا بمونه و آخر بشه مال خودم
حتی یه بار یادش نموند ٬ ماه و روز تولدم

با همه التماس من نشد دیگه نره سفر
شعرام به جز اون روی هر دیوونه ای گذاشت اثر

نشد برم بغل بغل واسش شقایق بچینم
نه این که من نخوام برم ٬ نذاشت گل ها رو ببینم
 
نشد همه دعا کنن همیشه اون باشه پیشم
یکی میگفت ٬ خواب دیده که اون گفته عاشقش میشم

اما نشد قسمت ما یه لحظه ی روشن و خوش
پیغام واسش فرستادم ٬ بیا بازم منو بکش

نشد که نشکنه بازم این چینی شکستنی
هیچ جای دنیا ندیدم ٬ عجب چشای روشنی

باور نکرد یه مژه اش رو به صد تا دریا نمیدم
یه تار مو خواستم نداد ٬ گفت به تو دنیا نمیدم

راست میگه هر چی اون بگه ٬ من کجا و دیوونگی
چه جور به حرفش گوش کنم ؟ اون گفت بچسب به زندگی 

خلاصه که آخر نشد ما گل سرخ رو بو کنیم
اون گفت برو که بتونیم خوب حفظ آبرو کنیم

نشد یه بارم برسم یه آرزوهای محال
یه خاطره مونده برام با یه سبد میوه ی کال

نشد منم واسه یه بار به آرزوهام برسم
گذشته کار از کارمون ٬ دیر شده به خدا قسم

نشد به موقع این کویر ٬ ابری شه بارون بگیره
نشد ٬ خودش آینه که هست ٬ بیاد و شمعدون بگیره

نشد بپاشم زیر پاش ٬ عطر گل محمدی
نشد بهم جواب بده ٬ حتی بهم بگه بدی

نشد دوست دارم بگه ٬ به من که نه به دیگری
نشد یه بارم رد نشه از روی شعرا سرسری

نشد یه کاری بکنه که بدونم دوسم داره
آتیش گرفتم و یه بار نگام نکرد بگه ٬ آره

نشد یه بار حرف بزنه نذاره پای سرنوشت
نشد یه شب نگم خدا ٬ الهی که بره بهشت

نشد شبی یه بار واسش یه فال حافظ نگیرم
نشد تو رویاهام براش روزی هزار بار نمیرم

نشد برم ٬ نشد نره ٬ نشد بخواد ٬ نشد بیاد
نشد ولی شاید بشه ٬ واسم دعا کنید زیاد

از شما پنهون نکنم ٬ یه حرفایی بهم زده
گفته همین روزا میاد اما هنوز نیومده

قصه داره تموم میشه ٬ مثل تموم قصه ها
فقط واسم دعا کنید اول خدا بعدم شما . . .

مریم حیدرزاده





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دیگر مرا به معجزه دعوت نمی کنی
با من ز درد حادثه صحبت نمی کنی

دیریست پشت پنجره ماندم که رد شوی
اما تو مدتی ست اجابت نمی کنی

قولی که داده ای به من از یاد برده ای
گفتی ز باغ پنجره هجرت نمی کنی

بیمار عشق توست پرستوی روح من
از این مریض خسته عیادت نمی کنی

باشد برو ولی همه جا غرق عطر توست
گرچه تو هیچ خرج صداقت نمی کنی

یکبار از مسیر نگاهم عبور کن
آنقدر دور گشته که فرصت نمیکنی

گل های باغ خاطره در حال مردنند
به یاس های تشنه محبت نمی کنی

رفتی بدون آنکه خداحافظی کنی
دیگر به قاب پنجره دقت نمی کنی

امروز سیب سرخ رفاقت دلش گرفت
این سیب را برای چه قسمت نمی کنی

یعنی من از مقابل چشم تو رفته ام
این کلبه را دوباره مرمت نمی کنی

زیبا قرارمان همه جا هر زمان که شد
گرچه تو هیچ وقت رعایت نمی کنی

مریم حیدرزاده





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
شنبه 7 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تو مثل خواب نسیمی به رنگ اشک شقایق
تو مثل شبنم عشقی به روی پونه عاشق

تو مثل دست سپیده پر از تولد نوری
تو مثل نم باران لطیف و پاک و صبوری

تو مثل مرهم یاسی برای قلب شکسته
تو مثل سایبان امیدی برای یک دل خسته

تو مثل غنچه لطیفی به رنگ حسرت شبنم
تو مثل خنده ی یاسی و مثل غربت یک غم

تو مثل جذبه عشقی در انتظار رسیدن
در امتداد نوازش گلی ز عاطفه چیدن

تو مثل نغمه ی موجی غریب و آبی و ساده
شبیه شاخه گلی که افق به چلچله داده

تو مثل چکه مهری ز سقف سبز صداقت
تو مثل گریه شعری بروی صفحه ی غربت

تو مثل لذت رویا تو مثل شوق نگاهی
هزار مرتبه خورشید و صد افق پر ماهی

تو مثل لطف بهاری پر از شکوفه ی خواندن
تمام هستی من شد میان شعر تو ماندن

تو مثل هر چه که هستی مرا به نام صدا کن
برای این دل سرگشته وقت صبح دعا کن

مریم حیدرزاده





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

کاش در دهکده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی یود

کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب
روی شفاف تزین خاطره مهمانی بود
 
کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد
قرض می داد به ما هرچه پریشانی بود
 
کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم
رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود
 
مثل حافظ که پر از معجزه و الهامست
کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود
 
چه قدر شعر نوشتیم برای باران
غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود

کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها
دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود
 
کاش دل ها پر افسانه ی نیما می شد
و به یادش همه شب ماه چراغانی بود

کاش اسم همه دخترکان اینجا
نام گلهای پر از شبنم ایرانی بود
 
کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر
غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود
 
کاش دنیای دل ما شبی از این شبها
غرق هر چیز که می خواهی و می دانی بود

دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
راز این شعر همین مصرع پایانی بود
 
مریم حیدرزاده





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
 
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف
تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست


مریم حیدرزاده 





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای علت قشنگی رویا و خواب من
تنها دلیل گل شدن اضطراب من

ای راه حل ساده ی جبران تشنگی
فواره ی نگاه قشنگ تو آب من

رفتی چه قدر ساده دل آسمان شکست
در عکس مهربان تو در کنج قاب من

باران چه قدر حرف تو را گوش می کند
می بارد آن قدر که نیایی به خواب من

گرچه نگاه عاشق تو هیچ کم نکرد
از اوج دل ندادن تو یا عذاب من

اما دل شکسته ی من باز هم نوشت
صد آفرین به چشم تو و انتخاب من

مریم حیدرزاده 





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

حدس می زنم شبی مرا جواب میکنی
و قصر کوچک دل مرا خراب میکنی
 
سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای
ولی برای رفتنت عجب شتاب میکنی
 
من از کنار پنجره تو را نگاه میکنم
و تو به نامدیگری مرا خطاب می کنی

چه ساده در ازای یک نگاه پاک و ماندنی
هزار مرتبه مرا ز خجلت آب میکنی

به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام
تو کمتر از غریبه ای مرا حساب میکنی
 
و کاش گفته بودی از همان نگاه اولت
که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی


مریم حیدرزاده 





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


این روزا عادت همه رفتن ودل شکستنه
درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه
این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه
گردای رو آینه فقط غم زندگیه
این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه
مشکل بی ساتاره ها یه کم ستاره چیدنه
این زوطا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه
آرزوی شقایقا یه شب کبوتر شدنه
این روا آسمونمون پر از شکسته بالیه
جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه
این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترین بهانشون از هم خبر نداشتنه
این روزا سهم عاشقا غصه و بی وفاییه
جرم تمومشون فقط لذت آشناییه
این روزا توی هر قفس تو خواب خونه جاریه
این روزا چشمای همه غرق نیاز شبنمه
رو گونه هر عاشقی چند قطره بارون غمه
این روزا ورد بچه ها بازی چرخ و فلکه
قلبای مثل دریامون پر از خراش و ترکه
این روزا عادت گلا مرگ و بهونه کردنه
کار چشمای آدما دل رو دیونه کردنه
این روزا کار رویامون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگی زندگی ها رو باختنه
این روزا تنها چارمون شاید پرنده مردنه
رو بام پاک آسمون ستاره رو شمردنه
این روزا آدما دیگه تو قلب هم جا ندارن
مردم دیگه تو دلهاشون یه قطره دریا ندارن
این روزا فرش کوچه ها تو حسرت یه عابره
هر جایی منتظر ورود یه مسافره
این روزا هیچ مسافری بر نمی گرده به خونه
چشاتی خسته تا ابد به در بسته می مونه
این روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پر زدن و نمندنه
این روزا درد آدما فقط غم بی کسیه
زندگیشون حاصلی از حسرت و دلواپسیه
این روزا خوشبختی ما پشت مه نبودنه
کار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه
این روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
چشمای خیس و ابریشون همپای رود کارونه
این روزا دوستا هم دیگه با م صداقت ندارن
یه وقتا توی زندگی همدیگر و جا می ذارن
جنس دلای آدما این روزا سخت و سنگیه
فقط توی نقاشیا دنیا قشنگ و رنگیه
این روزا جرم عاشقی شهر دل و فروختنه
چاره فقط نشستن و به پای چشمی سوختنه
اسم گلا رو این روزا دیگه کسی نمی دونه
اما تا دلت بخواد اینجا غریب فراوونه
این روزا فرصت دلا برای عاشقی کمه
زخمای بی ستاره ها تشنه یاس مرهمه
این روزا اشک مون فقط چاره بی قراریه
تنها پناه آدما عکسای یادگاریه
این روزا فصل غربت عشق و یبداری مجنونه
بغضای کال باغچه منتظر یه بارونه
این روزا دوستای خوبم همدیگر رو گم میکنن
دلای پاک و ساده رو فدای مردم میکنن
این روزا آدما کمن پشت نقاب پنجره
کمتر میبینی کسی رو که تا ابد منتظره
مردم ما به همدیگه فقط زود عادت میکنن
حقا که بی وفایی رو خوبم رعایت میکنن
درسته که اینجا همه پاییزا رو دوست ندارن
پاییز که از راه برسه پا روی برگاش می ذارن
اما شاید تو زندگی یه بغض خیس و کال دارن
چند تا غم و یه غصه و آرزوی محال دارن
این روزا باید هممون برای هم سایه باشیم
شبا به یاد هممون برای هم سایه باشیم
شبا که دلواپس کودک همسایه باشیم
اون وقت دوباره آدما دستاشون و پل میکنن
دردای ارغوانی رو با هم تحمل میکنن
اگه به هم کمک کنیم زندگی دیدنی میشه
بر سر پیمان می مونن دوستای خوب تا همیشه
اما نه فکر که مکنیم این کار یه کار ساده نیست
انگار برای گل شدن هنوز هوا آماده نیست

مریم حیدرزاده





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony