تبلیغات
غزلخانه - مطالب ابر اشعار قیصر امین پور
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

ای عشق، ای ترنم نامت ترانه ها
معشوق آشنای همه عاشقانه ها

ای معنی جمال به هر صورتی که هست
مضمون و محتوای تمام ترانه ها

با هر نسیم ،دست تکان می دهد گلی
هر نامه ای ز نام تو دارد نشانه ها

هر کس زبان حال خودش را ترانه گفت:
گل با شکوفه ،خوشه گندم به دانه ها

شبنم به شرم و صبح به لبخند و شب به راز
دریا به موج و موج به ریگ کرانه ها

باران قصیده ای است تر و تازه و روان
آتش ترانه ای به زبان زبانه ها

اما مرا زبان غزلخوانی تو نیست
شبنم چگونه دم زند از بی کرانه ها

کوچه به کوچه سر زده ام کو به کوی تو
چون حلقه در به در زده ام سر به خانه ها

یک لحظه از نگاه تو کافی است تا دلم
سودا کند دمی به همه جاودانه ها

قیصر امین پور





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 8 آبان 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

این جزر و مد چیست که تا ماه می رود ؟
دریای درد کیست که در چاه می رود ؟

اینسان که چرخ میگذرد بر مدار شوم
بیم خسوف و تیرگی ماه می رود

گویی که چرخ بوی خطر را شنیده است
یک لحظه مکث کرده   به اکراه میرود

آبستن عزای عظیمی است  کاین چنین
آسیمه سر نسیم سحر گاه می رود

امشب فرو فتاده مگر ماه از آسمان
یا آفتاب روی زمین راه می رود

در کوچه های کوفه صدای عبور کیست؟
گویا دلی به مقصد دلخواه می رود

دارد سر شکافتن فرق آفتاب
آن سایه ای که در دل شب راه می رود

زنده یاد قیصر امین پور





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 19 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند

از همان لحظه که از چشم یقین افتادند
چشم های نگران آینه ی تردیدند

نشد از سایه ی خود هم بگریزند دمی
هر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند

چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خود
همه از دیدن تنهایی خود ترسیدند

غرق دریای تو بودند ولی ماهی وار
باز هم نام و نشان تو زهم پرسیدند

در پی دوست همه جای جهان را گشتند
کس ندیدند در آیینه به خود خندیدند

سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
فصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند

تو بیایی همه ساعت همه‌ی ثانیه ها
از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند

قیصر امین پور





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 14 تیر 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

یک کلبه ی خراب و کمی پنجره
یک ذره آفتاب و کمی پنجره

ای کاش جای این همه دیوار و سنگ
آیینه بود و آب و کمی پنجره

در این سیاه چال سراسر سوال
چشم و دلی مجاب و کمی پنجره

بویی ز نان و گل به همه می رسید
با برگی از کتاب و کمی پنجره

موسیقی سکوت شب و بوی سیب
یک قطعه شعر ناب و کمی پنجره

قیصر امین پور





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 24 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان خالی، لب پنجره
پر از خاطرات ترك خورده ایم

اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم

اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم

اگر دشنه دشمنان، گردنیم!
اگر خنجر دوستان، گرده ایم؟!

گواهی بخواهید، اینك گواه:
همین زخمهایی كه نشمرده ایم!

دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست، عمری به سر برده ایم

قیصر امین پور





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دور از همه مردم شده ام در خودم امشب
پیدا شده ام ، گم شده ام در خودم امشب

لبریز ز سرمستی و سرریز ز هستی
دریای تلاطم شده ام در خودم امشب

در هر نفسم بوی گلی تازه شکفته است
یک باغ تبسم شده ام در خودم امشب

تا نورِ تو تابیده به طور کلماتم
موسای تکلم شده ام در خودم امشب

باریده مگر نم نم نام تو به شعرم
باران ترنم شده ام در خودم امشب

هم دانه ی دانایی و هم دام هبوطم
اسطوره ی گندم شده ام در خودم امشب

قیصر امین پور


 





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای شکوه بی کران اندوه من!
آسمان ، دریای جنگل ، کوه من!

گم شدی ای نیمه ی سیب دلم
ای منِ من! ای تمامِ روح من!

ای تو لنگرگاه تسکین دلم!
ساحل من، کشتی من! نوح من!

قدر اندوه دل ما را بدان
قدر روح خسته و مجروح من:

هر چه شد انبوه تر گیسوی تو
می شود اندوه تر اندوه من!

قیصر امین پور





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

پیش بیا ! پیش بیا ! پیش‌تر !
تا که بگویم غم دل بیشتر

دوست‌ترت دارم از هر چه دوست
ای تو به من از خود من خویش‌تر

دوست‌تر از آن که بگویم چه‌قدر
بیش‌تر از بیش‌تر ازبیش‌تر

داغ تو را از همه داراترم
درد تو را از همه درویش‌تر

هیچ نریزد بجز از نام تو
بر رگ من گر بزنی نیشتر

فوت و فن عشق به شعرم ببخش
تا نشود قافیه‌اندیش‌تر

قیصر امین پور





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم: تو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهم تو را دوست دارم

سلامی صمیمی تر از غم ندیدم
به اندازه ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یك دهان شد هم آواز با ما:
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم


قیصر امین پور





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
جمعه 8 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل این سقوط ناگذیر

آسمان بی هدف، بادهای بی طرف
ابرهای سربه راه، بیدهای سربه زیر

ای نظاره شگفت ای نگاه ناگهان
ای هماره در نظر ای هنوز بی نظیر

آیه آیه ات صریح سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط مثل سطری از کویر

مثل شعر ناگهان مثل گریه بی امان
مثل لحظه های وحی، اجتناب ناپذیر

ای مسافر غریب، در دیار خویشتن
با تو آشنا شدم با تو در همین مسیر

از کویر سوت و کور تا مرا صدا زدی
دیدمت ولی چه دور دیدمت ولی چه دیر

این تویی در آن طرف پشت میله ها رها
این منم در این طرف پشت میله ها اسیر

دست خسته مرا مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر، خسته ام از این کویر


قیصر امین پور





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

از غم خبری نبود اگر عشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟

بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود
این دایره کبود اگر عشق نبود

از آینه ها غبار خاموشی را
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟

در سینه ی هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟

بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود

از دست تو در این همه سر گردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟


قیصر امین پور





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

آواز عاشقانه ما در گلو شکست
حق با سکوت بود ،صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه دل ما در گلو شکست

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا درگلو شگست

ای داد- کس به داغ دل باغ دل نداد
ای وای -های های عزا در گلو شکست

آن روزهای خوب که دیدیم خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

«بادا» مباد گشت و«مبادا» به باد رفت
«آیا» ز یاد رفت و«چـرا» در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین وآفرین ودعا در گلو شکست

 
قیصر امین پور




نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 تیر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی،
 بالهای استعاری
 
لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی،
زندگی های اداری

آفتاب زرد و غمگین، پله های رو به پایین
سقف های سرد و سنگین، آسمانهای اجاری

با نگاهی سرشکسته،چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته،خسته از چشم انتظاری

صندلی های خمیده ، میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده،گریه های اختیاری

عصر جدولهای خالی،پارکهای این حوالی
پرسه های خیالی،نیمکت های خماری

رونوشت روزها را روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی،جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی،باد خواهد برد بـاری

روی میز خالی من صفحه باز حـوادث
در ستون تسلیت ها نامی از ما یادگـاری
 
 
قیصر امین پور




نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 تیر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


دست عشق از دامن دل دور باد
می توان آیا به دل دستور داد؟

می توان آیا به دریا حكم كرد
كه دلت را یادی از ساحل مباد؟

موج را آیا توان فرمود ایست؟
باد را فرمود باید ایستاد؟

آنكه دستور زبان عشق را
بی گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می دانست تیغ تیز را
در كف مستی نمی بایست داد


قیصر امین پور





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


چنان داغ دل , داغ دل دیده ام
که حال خود از لاله پرسیده ام

به هر جا چمن در چمن , گل به گل
همان مهر داغ تو را دیده ام

کدامین چمن را گل از گل شکفت
کز آن بوی نام تو نشنیده ام؟

به بوی تو,تنها به بوی تو بود
که هر جا گلی دیده ام، چیده ام

دلم را به هر آب و آتش زدم
که چون شمع در گریه خندیده ام

همه هفت بندم همین یک نواست
چو نی در هوای تو نالیده ام

ز راز دلم باد بویی نبرد
که چون غنچه سربسته خندیده ام

ز باغ دلم یک بغل پر غزل
برای گل روی تو چیده ام...

قیصر امین پور





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
جمعه 6 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony