تبلیغات
غزلخانه - مطالب ابر اشعار فرامرز عرب عامری
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

دادم به یاد چشم تو من لم به تخته سنگ
لم با خیال چشم تو دادم به تخته سنگ

اینجا کنار ساحل دریا دم غروب
دل می دهند آدم وعالم به تخته سنگ

من سنگواره نیستم و نازنین مرا
چسبانده است عشق تو محکم به تخته سنگ

یک عمر بی قرار که شاید ببینمت
شش روز هفته عاشقم و شنبه تخته سنگ

دارم شبیه رهگذران پشت می کنم
کم کم به خاطرات تو کم کم به تخته سنگ

دریا دم غروب به من تکیه می دهد
تبدیل کرده ای تو مرا هم به تخته سنگ

بر شانه های سنگی من مانده حسرت
یک بار تکیه دادن مریم به تخته سنگ

گفتم که در نبود تو از دست می روم
گفتی برو برو به جهنم !به تخته سنگ؟!

فرامرز عرب عامری





نوع مطلب : فرامرزعرب عامری - اصغر معاذی - محمدعلی جوشایی، 
برچسب ها : اشعار فرامرز عرب عامری،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 26 فروردین 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

شب یلداست شب از تو به دلگیریهاست
شب دیوانگی اغلب زنجیریهاست

شب تا صبح به زلف تو توکل کردن
شب در دامن تنهایی شب گل کردن

شب درداست شب خاطره بارانیهاست
شب تا نیمه شب شعر وغزلخوانیهاست

شب یلداست شب با غم تو سر کردن
شب تقدیر خود اینگونه مقدر کردن

کاش یک شب برسد یک شب یلدا باهم
بنشینیم زمان را به تماشا باهم

بنشینیم و ز هم دفع ملالی بکنیم
اینهم از عمر شبی باشد وحالی بکنیم

شب یلدا شده خود را برسانی بد نیست
امشبی را اگر ای عشق بمانی بد نیست

سیب سرخی واناری وشرابی بزنیم
پشت پا تا سحرالدهر به خوابی بزنیم

موی تو باشد وشب را به درازا بکشد
وای اگر کار منو عشق به یلدا بکشد

چه شود اوج پریشانیمان جا بخوریم
بین یک عالمه شب صاف به یلدا بخوریم

میشود خوبترین قسمت دنیا با تو
گر که توفیق شود یک شب یلدا باتو

با تو ای خوبترین خاطره ی رویایی
ای که عمر تو الهی بشود یلدایی

میشوی از همه ی شهر تماشایی تر
گر شود عشق تو از عمر تو یلدایی تر

حیف شد نیستی امشب شب خاموشیها
کوه غم آمده پیشم به هم آغوشیها

نیستی شمع شب تار مرا فوت کنی
بدرخشی همه را واله ومبهوت کنی

بی تماشای تو با اینهمه غمها چه کنم؟
تو نباشی گل من با شب یلدا چه کنم؟

فرامرز عرب عامری





نوع مطلب : فرامرزعرب عامری - اصغر معاذی - محمدعلی جوشایی، 
برچسب ها : اشعار فرامرز عرب عامری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 30 آذر 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دیگر تو را میان غزل گم نمی كنم
تا دارمت نگاه به مردم نمی كنم

در گیر و دار تلخ رسیدن به درد عشق
حتی به جان خویش ترحم نمی كنم

این فصل پا به ماه غمی ژرف گونه بود
هرگز به این بهار تبسم نمی كنم

من در بهشت عشق تو آدم شدم، ولی
خود را خراب خوردن گندم نمی كنم

ای بهترین بهانه برای نمردنم
دیگر تو را میان غزل گم نمی كنم

فرامرز عرب عامری





نوع مطلب : فرامرزعرب عامری - اصغر معاذی - محمدعلی جوشایی، 
برچسب ها : اشعار فرامرز عرب عامری،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 24 آبان 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

هر روز می روم به مسیری که دیدمت
جایی که عاشقانه به جانم خریدمت

جایی که دیدم ای گل زیبا شکفته ای
اما برای اینکه بمانی نچیدمت

یادم نرفته است که چشمان خسته ام
افتاده در نگاه تو بود و ندیدمت

یعنی ندیدم آمده باشی برای من
اما به چشم آمده ها می کشیدمت

گر من خدات میشدم ای نازنین من
این  گونه با  وقار  نمی آفریدمت

حتی به جای این که بچینم تو را ز خاک
یک عمر عاشقانه  فقط  پروریدمت

دیوانه ام که با همه ی بی وفائیت
سی سال می نوشتمت و می شنیدمت

آری برای اینکه بدانی چه میکشم
هر روز می روم به مسیری که دیدمت

فرامرز عرب عامری





نوع مطلب : فرامرزعرب عامری - اصغر معاذی - محمدعلی جوشایی، 
برچسب ها : اشعار فرامرز عرب عامری،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1 آبان 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بعد از تو با شهروخیابان داستان دارم
لیلی نباشی با بیابان داستان دارم

دور از تنِ گرم تو سرما می خورَد، من را
امسال بافصل زمستان داستان دارم

روزی اگر از روی نفرت تیغ بردارم
با ریش های نامسلمان داستان دارم

مسعودسعد قلعه های دردواندوهم
عمریست با سلول  و زندان داستان دارم

ازطعنه های کوچه وبازارمی ترسم
باحرف این مردم کماکان داستان دارم

سهم من ازقوت شبم هرروزآجرشد
باسفره های خالی ازنان داستان دارم

یاران من درخوان من نان ونمک خوردند
هرجا شکستم بانمکدان داستان دارم

پیراهنم یک عمر دست گرگها افتاد
با این برادرهای نادان داستان دارم

روزی چوشیربیشه زاران نعره سرمیداد
با گربه ای مانند ایران داستان دارم

چون مردمان کوفه برایمان خودهستم
هستم ولی باعهد و پیمان داستان دارم

از بند بند خلقتم راه فراری نیست
هرروز با صدها نگهبان داستان دارم

می نوشم از این قهوۀ تلخ قجر اما
با استکان و جام و فنجان داستان دارم

ازقصۀ باروت واز بیروت بیزارم
با بوی نفت سیب لبنان داستان دارم

اهل سیاست نیستم اما بدون تو
باعشق ونفرت ، کفر و ایمان داستان دارم

بعد از تو دنیا برسرم آوار خواهد شد
با این خراب آباد ویران داستان دارم

فرامرز عرب عامری





نوع مطلب : فرامرزعرب عامری - اصغر معاذی - محمدعلی جوشایی، 
برچسب ها : اشعار فرامرز عرب عامری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 13 مهر 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من از خدا که تو را آفرید ممنونم
ازآنکه روح به جسمت دمید ممنونم

ازآنکه مثل بت کوچکی تراشت داد
ازآنکه طرح تنت را کشید ممنونم

توراه می روی اندام شهر می لرزد
من از تمام درختان بید ممنونم

در این غروب در این روزهای تنهایی
از اینکه عشق به دادم رسید ممنونم

من از کسی که عزیز مرا به چاه انداخت
وآنکه آمد و او را خرید ممنونم

من از نگاه پریشان آن زلیخایی
که خواب پیرهنم را درید ممنونم

چنان گداخته‌ی شاهرود چشم توام
که از ابوالحسن و بایزید ممنونم

تمام مردم این شهر دوستت دارند
من از حسین و رضا و مجید ممنونم

چقدر خوب وقشنگی چقدر زیبایی
من از خدا که تو را آفرید ممنونم

فرامرز عرب عامری





نوع مطلب : فرامرزعرب عامری - اصغر معاذی - محمدعلی جوشایی، 
برچسب ها : اشعار فرامرز عرب عامری،
لینک های مرتبط :
جمعه 24 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


افتاد خم شدم که برش دارم آب شد
فرقی نکرد آدم و گندم خراب شد
 
از ابتدای خلقتمان معصیت شکفت
وجدانمان دچار هزاران عذاب شد

رفتیم تا گلیم خود از گل بدر کنیم
بهتر نشد که هیچ ، زد و منجلاب شد

بعدش بهار در خم این کوچه باغ مرد
عکسش به روی طاقچه ها رفت و قاب شد
 
دستی که دوست آمد و بر شانه ام گذاشت
در گیر و دار حادثه روزی طناب شد
 
اختر شناس دهر سرش زیر آب رفت
ولگرد شهر یک شبه عالیجناب شد

دیروز مردی از سر زیبایی و جمال
در پیش چشم ما به زنی انتخاب شد
 
امروز دامن همه دختران شهر
کوتاهتر به کوری چشم حجاب شد
 
فردا کدام فاجعه رخ می دهد عزیز
در عالمی که عفت و غیرت سراب شد
 
مردی به جای پول زنش را گرو گذاشت
این هم جنایتی که از این هفته باب شد
 
دیگر دعا کنیم خدا مرگمان دهد
شاید دعای خسته دلان مستجاب شد

این آبرو به قالب یک رو در آمد و
تا ریخت خم شدم که برش دارم آب شد

فرامرز عرب عامری





نوع مطلب : فرامرزعرب عامری - اصغر معاذی - محمدعلی جوشایی، 
برچسب ها : اشعار فرامرز عرب عامری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


اینجا به دل سپردن من گیر داده اند
مشتی اجل به بردن من گیر داده اند

اینجا همیشه آب تکان می خورد از آب
اما به اب خوردن من گیر داده اند
 
مانند شمع در غم تو آب می شوم
مردم به فرم مردن من گیر داده اند

چشم انتظار دست تو اصلا نمی شوم
وقتی به شال گردن من گیر داده اند

در شهر،حس و حال برادر کشی پُر است
گرگان به جامه تن من گیر داده اند

دامن زدم به خون که بدست آورم تو را
این دست ها به دامن من گیر داده اند

گر پا دهد برای تو سر نیز می دهم
اینجا به دلسپردن من گیر داده اند
 
فرامرز عرب عامری





نوع مطلب : فرامرزعرب عامری - اصغر معاذی - محمدعلی جوشایی، 
برچسب ها : اشعار فرامرز عرب عامری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


رفتنت آغاز ویرانی است، حرفش را نزن
ابتدای یك پریشانی است، حرفش را نزن

گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو
چشمهایم بی تو بارانی است ، حرفش را نزن

آرزو كردی كه دیگر بر نگردم پیش تو
راه من، با این كه طولانی است، حرفش را نزن

عهد بستی با نگاه خسته ای محرم شوی
گر نگاه خسته ی ما نیست ، حرفش را نزن

خورده ای سوگند روزی عهد خود را بشكنی
این شكستن نا مسلمانی است ، حرفش را نزن

حرف رفتن می زنی وقتی كه محتاج توام
رفتنت آغاز ویرانی است ، حرفش را نزن

فرامرز عرب عامری





نوع مطلب : فرامرزعرب عامری - اصغر معاذی - محمدعلی جوشایی، 
برچسب ها : اشعار فرامرز عرب عامری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 9 تیر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony