تبلیغات
غزلخانه - مطالب ابر اشعار محمد سعید میرزایی
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

 

کجاست جای تو در جمله‌ی زمان؟ که هنوز...
که پیش از این؟ که هم‌اکنون؟ که بعد از آن؟ که هنوز؟

و با چه قید بگویم که «دوستت دارم»؟
که تا ابد؟ که همیشه؟ که جاودان؟ که هنوز؟

سؤال می‌کنم از تو: هنوز منتظری؟
تو غنچه می‌کنی این بار هم دهان، که هنوز

چه‌قدر دل‌خورم از این جهان بی‌موعود
از این زمین که بیایی... از آسمان که هنوز...

جهان سه‌نقطه‌ی پوچی‌ست خالی از نامت
پر از «همیشه همین‌طور»، از «همان که هنوز»

هــمـه پنــاه گرفتند در پی هــرگـز
و پشت هیچ نشستند از این گمان که هنوز

ولی تو «حتماً»ی و اتفاق می‌افتی
ولی تو «باید»ی، ای حسّ ناگهان! که هنوز...

در آستان جهان ایستاده چون خورشید
همان که می دهد از ابر ها نشان که هنوز

شکسته ساعت و تقویم پاره پاره شده
به جستجوی کسی آن سوی زمان که هنوز ...

محمد سعید میرزایی





نوع مطلب : جلال احمدی-محمد زرگرپور-محمدسعید میرزایی، 
برچسب ها : اشعار محمد سعید میرزایی،
لینک های مرتبط :
شنبه 6 آبان 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

انـار شــو کـــــــه تمــــام لب تــــــو را بمکم
به بغضم این همه سوزن نزن که  می ترکم

شب است و عطر خوشِ نانِ تازه ی تنِ تو
بگـــــــــــــو چکار کنم با دلِ پـــــر از کپکم

دهانم آب می افتد ، چقدر می افتد
دهـــانم آب برایت ، انــــار بــا نمکم

انار سوخته ام من ، دلِ مرا بچلان
نمک بریز و بنوش از دل ترک ترکم

شبی که بغض کنی صبح می چکد گل گل
صــدای گـریه ی تـــــو از لبـــان نی لبــــکم

مخواه دختر چوپان ! که باد حمله کند
به دشتهای پر از گله های شاپرکـــم

تو می شوی ملکه ، گوشواره ات گیلاس
بساز بــا نـخ گیسوت ، تــاج قــاصدکــــم

شبیه تکه ی ابـری غریبه ام،تو بگــو
به چشمهات که باران کنند نم نمکم

ببین دست من این تا به فرق در مرداب
بدل شده است به فریاد آخـرین کمکم

تو چون عروسک خاموش قصه ها شده ای
و مـــــن غریب یِ شهرِ هـــــزار آدمکــــــم

شبیه غربت یک لاک پشت در برکــه
همیشه دور و برِ چشمات می پلکم

محمد سعید میرزایی





نوع مطلب : جلال احمدی-محمد زرگرپور-محمدسعید میرزایی، 
برچسب ها : اشعار محمد سعید میرزایی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony