تبلیغات
غزلخانه - مطالب محمدحسین ملکیان - مهدی مردانی - کوروش ترابی
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

دوباره آمدی و شعر ِ واژه واژه جان گرفت
و گردباد واژه ها به امر تو امان گرفت

تو را نوشتم و دلیل بیت های ناب تو
تویی که قلب تیره ی مرا خط شهاب تو

به پای تو غزل غزل به مثنوی کشید و بعد ...
تمام بحر ها به رقص مولوی کشید و بعد ...

جنون مرا گرفت و جذبه ی نگاهت ... آه ! نه
بگو چگونه خوانمت ؟ فرشته ؟ نور ؟ ماه؟ نه

تو برتر از تمام واژه های عاشقانه ای
شبیه آن خدای ناشناس جاودانه ای

بیا و دست خسته ی مرا بگیر ... میشود؟
به عشق اعتماد کن وگرنه دیر می شود

قسم که با تو می توان به شوق قله پر کشید
شراب را ز بوسه هات جرعه جرعه سر کشید

و یا به نقطه ای که نا کجاست هم سلوک کرد
و نیز تا خود خدا قدم قدم سلوک کرد

به اعتبار یک گل از تو می توان بهار شد
خزان مانده را عبور کرد و رستگار شد

به سوی عشق می روم؛ بهانه ام تو می شوی
دلیل شور و حال عارفانه ام تو می شوی

خبر نداری از من این چنین صبور می روی
خبر نداری از دلم که با غرور می روی

نگاه کن هنوز عاشق تو مانده است ... ای
به سینه داغ دوری تو را نشانده است ... ای

به یک نظر تمام کن دوام غربت مرا
بیا به خنده بشکن این سکوت خلوت مرا

مگر چه قدر بی تو می توان نشست نازنین !
چه قدر می توان درون خود شکست نازنین!

مگر چه قدر می توان که بی تو ... وام شعر من !
فدای چشم های مست تو تمام شعر من

دلم گرفته است هر چه عاشقانه تر بیا
به بغض های من قسم که بی بهانه تر بیا

بیا و دست گیر و خستگیم را تمام کن
به آفتاب ؛ رمز عاشقیمان سلام کن

ببین من آنقدر به حسرت تو مانده ام که هیچ
دوباره آنقدر ترانه بی تو خوانده ام که هیچ

غروب ها برای من طلوع ها برای تو
نگاه کن که عاشقت هنوز پا به پای تو

تو نیستی و قاب خاطرات گوشه ی اطاق
تو نیستی و برق خنده هات گوشه ی اطاق

هنوز عاشقم ولی هنوز بی تو هیچ وقت ...
که می نویسمت هنوز هم ولی تو هیچ وقت ...

من و اطاق مانده ایم و یک ترانه تا سحر
به یاد تو چه قدر قصه گفته ایم با سحر

دلم گرفته شعر بی تو نا تمام می شود
دریغ باز گریه آخرین کلام می شود ...

کوروش ترابی





نوع مطلب : محمدحسین ملکیان - مهدی مردانی - کوروش ترابی، 
برچسب ها : اشعار کوروش ترابی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

این غصه با گذشت زمان حل نمی شود
دردی است که اگرچه نهان حل نمی شود

داغی است که نشسته به جان درخت ها
با رفتن هزار خزان حل نمی شود

رازی است که به سینه ی یک شهر مانده است
رمزی است که به هیچ زبان حل نمی شود

یا وحشتی است از شب طوفان که هیچ گاه
در ذهن خسته ی ملوان حل نمی شود

این درد را چگونه بگویم ؟ چه فایده ؟
با گفتن به این و به آن حل نمی شود

خون گریه ای که بغض مرا مویه میکند
در کل آب های جهان حل نمیشود

در من کسی نهیب برآورده است... آی!!!
هی قصه های کهنه مخوان ! حل نمی شود
 
کوروش ترابی





نوع مطلب : محمدحسین ملکیان - مهدی مردانی - کوروش ترابی، 
برچسب ها : اشعار کوروش ترابی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 25 اسفند 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

در آسمان اگرچه که سو سو نمی زند
چشمت ستاره است ، ببین ، مو نمی زند

اما ستاره قلب کسی را نبرده است
اما ستاره عطر به گیسو نمی زند

تو یک پری که عصر میان حیاطشان...
نه ، نه پری که دست به جارو نمی زند

حتی پری شبیه تو خوش خنده نیست ، نه
لبخند های ناز تو را او نمی زند

زیبا کسی که شکل تو باشد به موی خود
با قصد غیر قتل که شب بو نمی زند

پس هی نگو که جرات عشق مرا نداشت
آدم به مرده تهمت ترسو نمی زند

آن هم چه مرده ای ، که تنش تکه پاره است
این چشم زخمِ کیست که چاقو نمی زند ؟

با این همه دلم به جز آن روی ماهِ تو
این جا به هیچ روی دگر رو نمی زند

من بندگی عشق تو را می کنم هنوز
شیطان نگاه توست که زانو نمی زند

مهدی مردانی





نوع مطلب : محمدحسین ملکیان - مهدی مردانی - کوروش ترابی، 
برچسب ها : اشعار مهدی مردانی،
لینک های مرتبط :
شنبه 14 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

قهوه را بردار و یك قاشق شكر... سم بیشتر!
پیش رویـــــم هــــم بزن آن را دمــــادم بیشتر

قهوه ی قاجاری ام همرنگ چشمانت شده ست
مــی شوم هـــرآن بـــه نوشیدن مصمــــم بیشتر

صندلی بگذار و بنشین روبرویم،وقت نیست
حرف ها داریــــم ، صدها راز مبهــــم، بیشتر

...راستش من مرد رویایت نبودم هیـــچ وقت
هرچه شادی دیدی از این زندگی غم بیشتر

ما دو مرغ عشق، اما تا همیشه در قفس
ما جدا از هم غم انگیزیم، با هــــم بیشتر

عمق فنجان هرچه كمتر می شود حس می كنم
عــــرض میــــز بینــــمان انگار كـــــم كـــــم بیشتر

خاطرت باشد كسی را خواستی مجنون كنی
زخـــــم قدری بر دلش بگذار، مرهـــــم بیشتر

حیف باید شاعری خوشنام بودم در بهشت
مادرم حـــــوا مقــصر بــــــــــود، آدم بیشتــر

*
سوخت نصــف حرفهایـــم در گلــو...اما تو را
هرچه می سوزد گلویم دوست دارم بیشتر

محمد حسین ملکیان





نوع مطلب : محمدحسین ملکیان - مهدی مردانی - کوروش ترابی، 
برچسب ها : اشعار محمد حسین ملکیان،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 27 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

با چشم مهربان تو برخورد می کنم
با گرمی لبان تو برخورد می کنم

قندم به حرمت غزل و آب می شوم
تا با نوک زبان تو برخورد می کنم

یک جرعه چای داغ ام و قندیل می شوم
وقتی به استکان تو برخورد می کنم

یک بیت شعر ناب و دل انگیز می شوم
با لهجه ی روان تو برخورد می کنم

شیراز ِ کشور ِ غزل ام گشته ای و با
یک کوچه - اصفهان ِ تو برخورد می کنم

مثل همیشه مشتری ِ خنده های تو
دارم به کهکشان تو برخورد می کنم


محمد حسین ملکیان(فراز)





نوع مطلب : محمدحسین ملکیان - مهدی مردانی - کوروش ترابی، 
برچسب ها : محمد حسین ملکیان(فراز)،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony