تبلیغات
غزلخانه - مطالب صدیقه اسلامی - سودابه امینی - شیدا شیرزاد - آمنه دولت آبادی
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

بگذار خط بالای ابرویم بیفتد
از فرط غیرت هر دو بازویم بیفتد

باور نمی كردم كه از دستت بگویم
دستان تو یكباره پهلویم بیفتد

ای كاش باشم كاش باشم كاش باشم
تا قامتت بر روی زانویم بیفتد

با مشك داری می روی آنسوی میدان
تا اتفاقی را كه می گویم بیفتد

آخر چرا این اتفاق تلخ باید
وقتی تو آنسویی من اینسویم بیفتد؟

آمنه دولت آبادی





نوع مطلب : صدیقه اسلامی - سودابه امینی - شیدا شیرزاد - آمنه دولت آبادی، 
برچسب ها : اشعار آمنه دولت آبادی،
لینک های مرتبط :
جمعه 3 آذر 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

مسرورم از لبخند تو ، مسرور یعنی این
من شهره ی عشق تو ام ،مشهور یعنی این

هربار می گویم به خود در غایت مستی
ای مست های کشورم انگور یعنی این

هر تار مویش خالق صد ساز و آواز است
مشکاتیان مشکاتیان سنتور یعنی این!

ای حاصل شعر و شراب و شور در چشمت
فرهنگ ناب شهر نیشابور یعنی این

از چشم هایت بیشتر از این نمی گویم
الماس بی همتای کوه نور یعنی این

صد بار خود را کشته ام با دار گیسویت
اما کماکان زنده ام منصور یعنی این!

آمنه دولت ابادی





نوع مطلب : صدیقه اسلامی - سودابه امینی - شیدا شیرزاد - آمنه دولت آبادی، 
برچسب ها : اشعار آمنه دولت ابادی،
لینک های مرتبط :
شنبه 7 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بی قراراست قلب من باید، ساعتم را کمی عقب بکشم
تاتو را قبل از اینکه خود برسم، زیر مهتاب نیمه شب بکشم

زیرمهتاب نیمه شب هایی ، که درختان سیب بیدارند
بهترین سیب سرخ دنیا را ، توی آن دست منتخب بکشم

به من امشب دوباره واجب شد، سجده کردن به خاک دستانت
توی این کوله بار لازم نیست، بار اعمال مستحب بکشم

تو قسم خورده ای مست شوی، من قسم خورده ام شراب شوم
جام این شعر را به خاطر تو، باید از عشق لب به لب بکشم

می شماری صدای پایم را، گامها رو به سمت پایانند
دوست داری که خط فاصله را، بینمان زیر یک وجب بکشم

بی نظیری شبیه لبخندی ،که به زیبایی تو افزوده
کاش می شدکه گونه هایت را،خارج ازحیطه ی ادب بکشم

دارم ازعشق می میرم، درد در من همیشه پابرجاست
تا که دستان مهربانت را، روی آشوب این عصب بکشم

آمنه دولت آبادی





نوع مطلب : صدیقه اسلامی - سودابه امینی - شیدا شیرزاد - آمنه دولت آبادی، 
برچسب ها : اشعار آمنه دولت آبادی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 تیر 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

خوش آب و رنگ مثل غزل های بهمنی
هرلحظه در جوانه زدن، در شکفتنی

هربار باز می شود این در به روی تو
داری برای من، غزلی چشم روشنی

سعدی سروده بود تو را از زبان من
آسوده خاطرم که تو در خاطر منی

شیراز چشمهای تو بیداد می کند
اردی بهشتِ در دل تقویم، ماندنی

با هرچه عشق، نه به خدا نه نمی شود
از تو نوشت ای غزل نا سرودنی

شیدا شیرزاد





نوع مطلب : صدیقه اسلامی - سودابه امینی - شیدا شیرزاد - آمنه دولت آبادی، 
برچسب ها : اشعار شیدا شیرزاد،
لینک های مرتبط :
جمعه 9 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 


گفتم که بازیگر مشو بازیگری سخت است
گفتی دکان‌داری کنم؟ بی مشتری؟ سخت است

در مذهب توفان مگر جز نوح باید بود؟
کشتی بساز از چوب اگر آهنگری سخت است

وقتی سلیمان با شیاطین ماجرا دارد
با ما نگه داری از این انگشتری سخت است

گفتم برآتش می روم رنگی بزن بر دل
گفتی که نارنجی زدم خاکستری سخت است

یک پرده بالاتر بخوان در گوشه های اشک
دیدی که بی آهنگ غم، خنیاگری سخت است

ترجیح می دادم تو را در قصه می دیدم
در واقعیت دیدن جادو گری سخت است

گفتی چه سهل و ممتنع مضمون دل بستی
با قصه های دل ولیکن شاعری سخت است

یک کوزه سرشار از عسل بر دوش می آمد
با تلخی ساقی و شیرین شکری؟ سخت است

طرح قدیم عشق را بر سکه ها می زد
با طرح نو طرز قدیم شاعری سخت است

گفتم دروغ تازه ای باور نکردی تو
گفتم که در دوران بد بی باوری سخت است

این جا نمی دانم چرا باران نمی آید؟
نوشیدن از سرچشمه های کوثری سخت است

افسانه پردازی نکردم با تو اما تو
گفتی که از آدم بگو جن و پری سخت است

 گفتم که بنویسم تو را خون شد دل دفتر
گفتی برای این قلم بی جوهری سخت است

از تلخی دوران سخن گفتم فقط با تو
اما سخن گفتن از آن با دیگری سخت است

مضمون غم را می توان از خون دل بستن
با این تپیدن ها ولی نوآوری سخت است

شیرین نمی شد بود اگر، در کار لیلی باش
فرهاد را از بیستون یادآوری، سخت است

گفتم به دریا می رسی آرام و ساکت باش
شرح تبسم های آن دریاپری سخت است

دل بد مکن تا بگذریم از وحشت محشر
در وحشت محشر زدل تا بگذری سخت است

دنیا پر است از صورت انسان بدان این را
بر سیرت شیطان چنین صورت گری سخت است

پوشیده می آید زمین در باور خورشید
در مکتب آیینه شرح کافری سخت است

ما باخداوندان کوچک زندگی کردیم
با این خداوندان کوچک سروری سخت است

از کودکی با ما سر نامهربانی داشت
نامادری را شیوه های مادری سخت است


سودابه امینی





نوع مطلب : صدیقه اسلامی - سودابه امینی - شیدا شیرزاد - آمنه دولت آبادی، 
برچسب ها : اشعار سودابه امینی،
لینک های مرتبط :
جمعه 25 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

شبی که روح مرا تنگ در بغل کردی
مرا تو سوژه ی شهری درآن محل کردی

چقدر لب به لب از من نگاه را انگار
به طعم وسوسه ی سیب درعسل کردی

دو تا پرنده ی عاشق که بالشان زخمیست
دو چشم حادثه را باز مبتذل کردی

به خاک ترین گوشه از زمین سوگند
خمیر مایه ی من را پر از خلل کردی

و طرح کوچک این عشق چون معمائی
که پشت کوچه ی تردید ساده حل کردی

 

صدیقه اسلامی





نوع مطلب : صدیقه اسلامی - سودابه امینی - شیدا شیرزاد - آمنه دولت آبادی، 
برچسب ها : اشعار صدیقه اسلامی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony