تبلیغات
غزلخانه - مطالب آرش پورعلیزاده - امیرحسین سام - حمید چشم آور
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

چشم‌های تو قهوه ترک است ابروانت هوای کردستان
خنده‌هایت کلوچه فومن، گریه‌های تو چای لاهیجان

ساحل انزلی ست چشمانت موج‌ها آبروت را بردند
تن داغ تو ماسه دریاست توی گرمای ظهر تابستان

ای درخت مبارک نارنج تو چراغ محله مایی
مرد همسایه شما دزد است شاخه‌ات را برای من بتکان

مثل اخبار تازه می‌مانی که به چشم کسی نیامده‌ای
نکند ناگهان یکی برسد برساند تو را به گوش جهان

خبر قتل‌عام آدم‌ها صبح یک روز در مزارشریف
خبر یک تصادف خونین عصر یک روز جاده تهران

خبر دستگیری صدام مثل یک انفجار در بغداد
خبر دستگیری یک صرب توی شبه جزیره بالکان

مستی و می‌روی به جانب چپ مستی و می‌روی به جانب راست
گاه مثل مقاله‌ای در شرق گاه چون سرمقاله کیهان

ماه مرداد بی‌تو می‌گذرد حیف این هفت تیر خالی نیست
من خودم پیش پیش می‌میرم دیگر اینقدر ماشه را نچکان

آرش پور علیزاده





نوع مطلب : آرش پورعلیزاده - امیرحسین سام - حمید چشم آور، 
برچسب ها : اشعار آرش پور علیزاده،
لینک های مرتبط :
جمعه 12 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

 

دریاست دو چشم تو چه مشکی و چه آبی
زیباست لبان تو چو یاقوت مذابی

باغیست تنت سبزتر از سبزی جنگل
هر میوه اش آغشته به دریای شرابی

برهم زده ای جاذبه ی روی زمین را
هر ذره به سوی تو رَوَد با چه شتابی!

بر آن شدم از وحشت چشمت بگریزم
مهر تو ولی بسته به پاهام طنابی

یکبار تورا دیدم و صد بار دلم را
با دوری خود کُشتی و دیگر چه حسابی؟

چون سیل شدی آمدی و ولوله کردی
چون زلزله بستی کمرت را به خرابی

گیسو بتکان دختر زیبای غزلها
آب از سر من رفته و دیگر چه حجابی؟

دیشب زدم از خواجه پی هر دوِمان فال
می گفت:«حلال است به ایام شبابی»

آزاد و رها گشتنم از بند تو سخت است
ورنه که به حبسِ قفسِ تو چه عذابی!؟

زندان اگر آغوش تو، سلول تو بازوست
به به... که چه بندی، چه قرنطینه ی نابی

حمید چشم آور





نوع مطلب : آرش پورعلیزاده - امیرحسین سام - حمید چشم آور، 
برچسب ها : اشعار حمید چشم آور،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

این نعمت حضور تو، بر من تمام باد
وین سایه‌ی مبارک تو مستدام باد

این مستی خجسته که بی‌منّت شراب
آورده‌ای برای دل من، مدام باد

این خلوت شبانه و موسیقی سکوت
بر گوش هوش جان و روانم، به‌ کام باد

این حال خوش که وقت سحر هدیه ‌داده‌ای
‌همراه و همنشین دلم، صبح و شام باد

این قلب بی‌قرار که آرام از او گریخت
از نفحه‌ی خوش نفست پرسلام باد

امشب من از خیال تو بی‌خواب گشته‌ام
سلطان عالمم به چنین شب غلام باد!..


امیر حسین سام





نوع مطلب : آرش پورعلیزاده - امیرحسین سام - حمید چشم آور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای آنكه زنده از نفس توست جان من
آن دم كه با تو ام، همه عالم ازآن من

آن دم كه با توام، پرم از شعر و از شراب
می ریزد آبشار غزل از زبان من

آن دم كه با توام، سبكم مثل ابرها
سیمرغ كی رسد به بلندآسمان من

بنگر طلوع خنده ی خورشید بر لبم
زان روشنی كه كاشتی ای باغبان من!

با تو سخن ز مهر تو گفتن چه حاجت است؟
خود خوانده ای به گوش من این، مهربان من


امیر حسین سام





نوع مطلب : آرش پورعلیزاده - امیرحسین سام - حمید چشم آور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

نشسته‌ام سر این میز و کافه تعطیل است  
حکایت من و تو ، باطل اباطیل است

و توی تلخی فنجان قهوه می‌فهمم   
که عاشقت نشدن کار حضرت فیل است

چقدر از تو درخت حماسه پربار است  
چقدر دفتر تاریخ از تو سرشار است

تو کیستی که به یک شعر تازه می‌مانی
به رنج عاشقی بی‌اجازه می‌مانی

تو شوقِ گوش‌سپردن به داستان هستی 
خدای مردم یونان باستان هستی

تو کیستی که همه جسم و تو همه جانی 
تو عاشقانه‌ی بلقیس با سلیمانی

تو کیستی تو که آب حیات یعنی تو  
تو کیستی تو که عین‌القضات یعنی تو

تو کیستی که کنار تو بید می‌رقصد  
به شوقِ دیدن تو بایزید می‌رقصد

به خون نشسته چرا خنجر تو ابراهیم؟ 
عوض شده ست چرا باورِ تو ابراهیم؟ 

گمان نمی‌کنم این‌جا به چشمه‌ای برسی 
که تَرک کرده تو را هاجر تو ابراهیم

نشسته‌ام سر این میز در کناره‌ی رود 
نشسته بر سرِ قلیانم، آتشِ نمرود

نشسته‌ام سر این میز و بید می‌رقصد 
هنوز دور سرم بایزید می‌رقصد

نشسته‌ام سر این میز و چای یخ کرده 
نیامدی دستم ... دستم آی یخ کرده

دلم پُر است از آهنگ کافه‌ی غمگین  
نصیبم از تو فقط یک ترانه‌ی خالی ست

بیاورید که قلیانِ رنج را بکشم  
جهان بدون تو یک قهوه‌خانه‌ی خالی ست

به من مراجعه کن سفره‌ی دلم بازست 
که بسته‌است همه سفره‌خانه‌های جهان

پریِ! شبیه به غولِ چراغِ جادویی  
که دود می شوی و می‌روی در این قلیان

و شهر، دودِ تو را داده‌است در ریه‌هاش 
و باد، اسمِ تو را می‌برد دهان‌به‌دهان

تو کیستی که به من گفته‌اند دکترها  
تو کشته‌ای همه را آی عاملِ سرطان

تو کیستی که به ابر و پرنده می‌مانی  
به گریه‌های کسی بین خنده می‌مانی

چقدر روشنی پشت پرده، محجوب است 
چقدر روسریِ برنداشته خوب است

مرا به چشم چه‌کار و مرا به موی چه‌کار 
مرا به کوچه چه‌حاجت مرا به‌ کوی چه‌کار

پری! تو آب زلالی و من دلم دریاست 
مرا به حور بهشت و به آب جوی چه‌کار

هزار چشمی و مویی، هزار کوچه و کوی 
مرا بگو لب این چشمه با سبوی چه‌کار

گمانم آخرِ این قصه را عوض کردی  
که جوجه‌اردک زشتم، مرا به قوی چه‌کار


آرش علیزاده





نوع مطلب : آرش پورعلیزاده - امیرحسین سام - حمید چشم آور، 
برچسب ها : اشعار آرش علیزاده،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

وقتی سكوتِ دهكده فریاد میشود
تاریخ ، از انحصارِ تو آزاد میشود

تاریخ، یك كتاب ِ قدیمیست كه در آن
از زخمهای كهنه ی من یاد میشود

از من گرفت دخترِخان هرچه داشتم
تا كی به اهلِ دهكده بیداد میشود؟

خاتون! به رودخانه ی قصرت سری بزن
موسی، دل ِ من است كه نوزاد میشود

با این غزل، به مـُلك ِ سلیمان رسیده ام
این مرد ِ خسته، همسفر ِ باد میشود

ای ابروان ِوحشــی ِتو لشكر ِ مغول!‏
پس كی دل ِ خراب ِ من ، آباد میشود؟

در تو هزار مزرعه، خشخاش ِ تازه است
آدم به چشمهای تو معتاد میشود


آرش پورعلیزاده





نوع مطلب : آرش پورعلیزاده - امیرحسین سام - حمید چشم آور، 
برچسب ها : اشعار آرش علیزاده، اشعار آرش پورعلیزاده،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony