تبلیغات
غزلخانه - مطالب امیراحسان دولت آبادی - بهرام محمود - حمید مبشر
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

مثل هر روز رفتنت سر کار، زندگی کوچ های اجباریست
سرنوشتت به گند میکشدت، سهمت از روزگار بیزاریست

سایه ای خسته رویِ دیواری، قهرمانی شکسته که امروز
همه دلخوشیش در دنیا، خواندن قصه های تکراریست

از نگاه خودت هراسانی، به خودت فحش میدهی هر روز
مثل دیوانه ای که هر لحظه، بی جهت در پی خود آزاریست

مثل بیمار خسته ای که فقط، مرگ میخواهد از پرستارش
همه ی روزهای اجباریت، مرگ ممتد،جنون ادواریست

زندگی جز همین حقارت نیست، که فقط با خودت بجنگی هی
به خودت فحش میدهی کلمات، تک تکش زخم کهنه ای کاریست

*****

دل بکن از من و غزل هایم، که من از خنده های تو سیرم
مرد رویای ساده ات دیگر، کافری بی نماز و سیگاریست!!!

*****

در سرت پرسه میزند فکری، چشم در چشم کلت میدوزی
در سکوتت تفنگ می گرید، تیرها در شقیقه ات جاریست!

*****

بعد مرگت هنوز غمگینی، توی قبرت نشسته ای تنها
مثل هر روز زندگی مرگت، روزهای سیاه تکراریست


امیراحسان دولت ابادی





نوع مطلب : امیراحسان دولت آبادی - بهرام محمود - حمید مبشر، 
برچسب ها : اشعار امیراحسان دولت ابادی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 آذر 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

امسال هم گذشت و دلی شعله ور نشد
چشمی برای غربت آیینه تر نشد

باران به چشم مردم ما محترم نبود
گل در میان کوچه ما معتبر نشد

امسال هم شبیه همان سال های پیش
یک شاخه شوق در دل من بارور نشد

مهتاب هر شب از سر این قریه می گذشت
از این همه ستاره کسی با خبر نشد

پایان نداشت فاصله ما و آسمان
این راه باز یک دو قدم بیشتر نشد

امسال نیز عاشقی انگار کفر بود
دردی درون سینه کس منتشر نشد

من ماندم و روایت تاریک این غزل
خورشید روی دفتر من جلوه گر نشد

حمید مبشر





نوع مطلب : امیراحسان دولت آبادی - بهرام محمود - حمید مبشر، 
برچسب ها : اشعار حمید مبشر،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 فروردین 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

امشب دلم دوباره ته بی خیالی است
یعنی شبیه چشم تو حالی به حالی است

تشبیه دل به چشم!! نه...امشب عجیب نیست
از شاعری که خیر سرش سورئالی است!

در ازدحام هر شب تهران چشم تو
این کوچه ـ دل - به لطف شما پر ز خالی است

این مبتذلترین غزلم شد ... که چشم تو
در ابتذال ، چشم و چراغ اهالی است

***
نه! این غزل شبیه غزلهای من نشد
-این سیب اگرچه سرخ گرفتار کالی است-

باید که غسل عشق بریزم به جان شعر
شاعر بدون عشق همان لاابالی است

بهرام محمود





نوع مطلب : امیراحسان دولت آبادی - بهرام محمود - حمید مبشر، 
برچسب ها : اشعار بهرام محمود،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

این که از عشق بگوییم،همین هم خوب است
که در این غربت دلگیر همین ، کم ، خوب است

که در این آینه ی کهنه ی دلگیر کدر
دیدن چهره ی یک مرد مصمم،خوب است

فرصت شادی کوتاه که بد نیست عزیز
خنده بر روی لبی گر چه که ، یک دم ، خوب است

لااقل دیدن یک چهره ی بی رنگ و ریا
در صف این همه ابلیس مجسم خوب است

گرچه این فرصت کوتاه تمام است ولی
باز هم آخر این قصه ی مبهم خوب است

لااقل عشق میان تن این شعر شکفت
این که از عشق بگوییم همین هم خوب است

امیر احسان دولت آبادی





نوع مطلب : امیراحسان دولت آبادی - بهرام محمود - حمید مبشر، 
برچسب ها : اشعار امیر احسان دولت آبادی،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony