تبلیغات
غزلخانه - مطالب شادی صندوقی - فریبا یوسفی - مهرانه جندقی
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

چه باک اگر که جهانی رها کنند مرا
به خنده زمزمه در گوش ها کنند مرا

شبی دو چشم سیاه تو را به من بدهند
چه غم ، که یک شبه صاحب عزا کنند مرا

تو در وجود منی پس چگونه می خواهند
که از وجود خودم هم جدا کنند مرا

بعید نیست از این پس شبیه من بشوی
و یا به نام تو دیگر صدا کنند مرا

دوای درد مرا هیچکس نمی داند
فقط بگو به طبیبان دعا کنند مرا

مهرانه جندقی





نوع مطلب : شادی صندوقی - فریبا یوسفی - مهرانه جندقی، 
برچسب ها : اشعار مهرانه جندقی،
لینک های مرتبط :
جمعه 5 اسفند 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گفتم که شاید درد از این با هم نشستن هاست
برخاستی٬رفتی و آتش از دلم برخاست

آواره ام!برگرد!در من قصر شیرین است
یک تکه از خاک وجودم خانه لیلاست

چشمان من خاصیّت بخشندگی دارند
یک روز می بینی که چشمان تو هم زیباست

چیزی نگو ٬امشب صدا را باد خواهد برد
حسی که در دل داری از پیراهنت پیداست

من خسته ام...عمریست یک دیوانه در قلبم
سر می زند بر سنگ و میپرسد:کسی اینجاست؟

من عاشقم٬او نیست٬اما هر دو تنهاییم
من بی خودم تنهایم و او با خودش تنهاست

مهرانه جندقی





نوع مطلب : شادی صندوقی - فریبا یوسفی - مهرانه جندقی، 
برچسب ها : اشعار مهرانه جندقی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تا در سکوتم گفته باشم ماجرایم را
عمری نوشتم روی کاغذها صدایم را

مثل رسولی خسته می مانم که یارانم
هرگز نفهمیدند صدق ادعایم را

یک روز شاعر می شوم با اینکه یک عمر است
نشنیده می گیرید از من شعرهایم را

بعد از من ای آنها که می نوشید سهمم را
خالی نگه دارید در میخانه جایم را

این شعرها گاهی مرا بد جور می خوانند
چونانکه من وقت پریشانی خدایم را

ای شعر دیگر داشتم می رفتم از شهرت
کاش این دم آخر نمی کردی هوایم را

مهرانه جندقی





نوع مطلب : شادی صندوقی - فریبا یوسفی - مهرانه جندقی، 
برچسب ها : اشعار مهرانه جندقی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دوری ولی شاید دلت همراه من باشد
یا در سرت سودای اینجا آمدن باشد

من بی تو شاعر میشوم اما بیا شاید
پیش تو بودن بهتر از شاعر شدن باشد

دور از وطن افتاده ای اما نمیدانی
حال غریبی را که در خاک وطن باشد

اینگونه که می سوزم از من هیچ می ماند
تا باز گردی چاره شاید ساختن باشد

روزی میایی کاش این در را که می کوبی
در من توان از زمین برخاستن باشد
...

وقتی نگاهم میکنی گم میکنم خود را
وقت غزل خواندن فقط گوشت به من باشد

مهرانه جندقی





نوع مطلب : شادی صندوقی - فریبا یوسفی - مهرانه جندقی، 
برچسب ها : اشعار مهرانه جندقی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

میان اینهمه شعر این یکی برای خودم
برای آخر غمگین ماجرای خودم

سرم غروب به بالای دار خواهد رفت
خدا کند که ببخشد مرا خدای خودم

یکی شدیم و افسوس آخرش این شد
که اشتباه بگیرم تو را به جای خودم

تو بی گناه اسیری بگو به قاضی شهر
بگو اضافه کند روی جرم های خودم

به چشمات چه پاسخ دهم نمی دانم
و سالهاست که ماندم در این چرای خودم

زیاد وقت ندارم برو خداحافظ
غروب شد و رسیدم به انتهای خودم

مهرانه جندقی





نوع مطلب : شادی صندوقی - فریبا یوسفی - مهرانه جندقی، 
برچسب ها : اشعار مهرانه جندقی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ضربه خوردیم و شکستیم و نگفتیم چرا؟
ما دهان از گله بستیم و نگفتیم چرا؟

جای "بنشین" و "بفرما" "بتمرگی" گفتند
ما شنیدیم و نشستیم و نگفتیم چرا؟

"تو" نگفتیم و "شمایی" نشنیدیم هنوز
ساده مثل کف دستیم و نگفتیم چرا؟

دل سپردیم به آن "دال" سر دشمن و دوست
دشمن و دوست پرستیم و نگفتیم چرا؟

چه "چراها" که شنیدیم و ندانیم چرا
ما همین بوده و هستیم و نگفتیم چرا؟

شادی صندوقی





نوع مطلب : شادی صندوقی - فریبا یوسفی - مهرانه جندقی، 
برچسب ها : اشعار شادی صندوقی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 29 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من آدم ِعشقم، نفسم عشق، سرم عشق
با تو بپرم چندی اگر، بال و پرم! عشق!
 
من آمده‌ام طی کنم این چند نفس را
در راه هواخواهی تو، راهبرم! عشق!

تا چله نشینی به سکوتم بکشد؛ اشک
تا پیلۀ تنهایی خود را بدرم؛ عشق

من "مادۀ آمادۀ" او بودم و اکنون
آبستنِ شعرِ ترم از جفت نرم؛ عشق

اشک آمد و شد آینه بی‌گرد کدورت
می‌بینم از این چشم فقط دور و برم عشق

مرداب بماند، که من از قطره به دریا،
با توست اگر، می‌گذرم، می‌گذرم عشق!

دوران تو سر شد؟ بشود، من که نمردم
یک عمر فریبایم و نام دگرم عشق

فریبا یوسفی





نوع مطلب : شادی صندوقی - فریبا یوسفی - مهرانه جندقی، 
برچسب ها : اشعار فریبا یوسفی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


هرچه کردم نشدم از تو جدا ، بدتر شد
گفته بودم بزنم قید تو را ، بدتر شد

مثلا خواستم این بار موقر باشم
و به جای "تو" بگویم که "شما"، بدتر شد

این متانت به دل سنگ تو تاثیر نکرد
بلکه بر عکس فقط رابطه ها بدتر شد

آسمان وقت قرار من و تو ابری بود
تازه، با رفتن تو وضع هوا بدتر شد
 
چاره دارو و دوا نیست که حال بد من
بی تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد
 
گفته بودی نزنم حرف دلم را به کسی
زده ام حرف دلم را به خدا، بدتر شد
 
روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت
آمدم پاک کنم عشق تو را ، بدتر شد

شادی صندوقی

 

این غزل زیبا در سایت های مختلف به نام های مختلف و با تعداد ابیات مختلف به ثبت رسیده .. هم جالبه و هم شبهه برانگیز و تاسف بار ... یک جا به نام "غزال شاهرودی "  یک جا به نام " پرستو بخشی " و در جاهای دیگر هم به نام های دیگر اما به نظر میرسه ار کارهای خانم "‌ شادی صندوقی " باشه.






نوع مطلب : شعر بی نشان، شادی صندوقی - فریبا یوسفی - مهرانه جندقی، 
برچسب ها : اشعار شادی صندوقی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony