تبلیغات
غزلخانه - مطالب علی سعادت شایسته - رضا عزیزی - مصطفی رستگاری
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

قصه ی بُهت من و چشم تماشایی تو
بخت مجنون من و خنده ی لیلایی تو

سبزی ِ این غزل آمیزه ی رنگ من و توست
زردی ِ روی من و آبی دریایی تو . . .

نوبهار تو مگر زرد مرا سبز کند
برگ ریزان من و فصل شکوفایی تو

دست من باز به خرمای دو چشمت نرسید
دست کوتاه من و قامت افرایی تو . . .

تن من منتظر معجزه ی آه شماست
تن بی جان من و آه مسیحایی تو . . .

مصطفی رستگاری





نوع مطلب : علی سعادت شایسته - رضا عزیزی - مصطفی رستگاری ، 
برچسب ها : اشعار مصطفی رستگاری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 اسفند 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

یک شاخه رز ، یک شعر ، یک لیوان چایی
آنقدر اینجا می نشینم تا بیایی

از بس که بعد از ظهرها فکر تو بودم
حالا شدم یک مرد مالیخولیایی

بعد از تو خیلی زندگی خاکستری شد
رنگ روپوش بچه های ابتدایی

یک روز من را می کشی با چشمهایت
دنیا پر است از این رمان های جنایی

ای کاش می شد آخرش مال تو بودم
مثل تمام فیلمهای سینمایی

امسال هم تجدید چشمان تو هستم
می بینمت در امتحانات نهایی

می بینمت؟...اما نه! مدتهاست مانده است
یک شاخه رز... یک شعر... یک لیوان چایی

رضا عزیزی





نوع مطلب : علی سعادت شایسته - رضا عزیزی - مصطفی رستگاری ، 
برچسب ها : اشعار رضا عزیزی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

وقتی از فکر غزل‌هایم سرت آتش گرفت
باورم کردی ولیکن باورت آتش گرفت

درد من را با قفس گفتی، صدایت دود شد
مرغ عشقت سوخت، بال کفترت آتش گرفت

خیس باران آمدی سرما سیاهت کرده بود
آنقدر بوسیدمت تا پیکرت آتش گرفت

گفته بودی من لبالب آتشم پروانه جان!
پس چرا پروا نکردی تا پرت آتش گرفت

گفته بودی شعرهایت سرد و بی روحند مرد!
شعرهایم را نوشتی دفترت آتش گرفت

دستهایم را گرفتی رفتنت نزدیک بود
دستهایت داغ شد انگشترت آتش گرفت

من لبالب آتشم اما نمی‌دانی چقدر
سینه‌ام با نامه‌های آخرت آتش گرفت

رضا عزیزی





نوع مطلب : علی سعادت شایسته - رضا عزیزی - مصطفی رستگاری ، 
برچسب ها : اشعار رضا عزیزی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

نیست معلوم كه این عشق چه در سر دارد
دست بردار كه دست از سر من بردارد

چشم بر هم زدم ُ نیمه ای از عمر گذشت
حال چشم تو سر نیمه ی دیگر دارد

لبِ واكرده به لبخند مَبین، این زخم است
كه سپیدار تبر خورده به پیكر دارد

دست از دامن این باغچه بردار كه عشق
خرمنی دارد اگر از گل پرپر دارد

قدر یك جرعه به پیمانه اگر دارد مرگ
عشق بسیار از این دست به ساغر دارد

علی سعادت شایسته


 





نوع مطلب : علی سعادت شایسته - رضا عزیزی - مصطفی رستگاری ، 
برچسب ها : اشعار علی سعادت شایسته،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد
عشق اینبار به دیوانه شدن می ارزد

گرچه خاکسترم و همسفر باد ولی
جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد

تیشه بر ریشه ی قصری که در آن شیرین نیست
بیستون بی تو به ویرانه شدن می ارزد

یوسفم سینه ی من پیرهن پاره ی من
ننگ این قصه به افسانه شدن می ارزد

خاک خامم عطش آتش و می در دل من
بزن آتش که به پیمانه شدن می ارزد

شانه ام زیر غم عالم و آدم اما
یک نفس زیر سرت شانه شدن می ارزد

علی سعادت شایسته





نوع مطلب : علی سعادت شایسته - رضا عزیزی - مصطفی رستگاری ، 
برچسب ها : اشعار علی سعادت شایسته،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony