تبلیغات
غزلخانه - مطالب احمدرضا الیاسی - سیدمحسن عزیزی - سعید عندلیب
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

بهار می رسد بیا پرستوی بهاری ام
عطر بزن بهار را پونه ی جویباری ام

شکیب چشم های تو که امن گاه زندگی ست
مدام می برد چرا به سمت بی قراری ام ؟

چنین که گیج و ابری ام، تفاوتی نمی کند
وضع سپید عادی وحالت اضطراری ام

به گیسوی طنابی ات به دار می زنی مرا
چنان که غبطه می خورد جهان به سربه داری ام

ستاره ای نمی دمد زخاک آسمان من
چنین که در کویر شب به خاک می سپاری ام

کویر تشنه کامی ام تشنه ی مهربانی ات
روان شو ای زلال من برای آبیاری ام

نثار یک نگاه تو شعر زلال روشنم
نذرِ بهارِ چشمِ تو ، چشمه ی ذوق جاری ام

شکوه عاشقانه را غزل غزل به روز کن
برای تنگی دلم ، غزل بخوان قناری ام

سعید عندلیب





نوع مطلب : احمدرضا الیاسی - سیدمحسن عزیزی - سعید عندلیب ، 
برچسب ها : اشعار سعید عندلیب،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 فروردین 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چه روزگار غریبی ، چه تلخ و وهم انگیز
دچار شب شدن و هی تسلسل پاییز

جنون از تو نوشتن رها نمی كندم
چنان كه یاد تو آرامشی ست شور انگیز

هراس دارم از این روز های بی رؤیا
از آتش لب جان سوز و بوسه خواه تو نیز

به یك اشاره دلم را دوباره ویران كن
به فتح عشق بیا در لباس یك چنگیز

بیا و از پس این ابر های بی باران
ببار بر تن شب ، آفتاب من برخیز

غبار آینه را پاك كن به یك لبخند
برقص ای گل آتش ، زن بهار آمیز

بخند تا كه شكوفا شود به لطفت باز
جهان مسخ شده در تسلسل پاییز

سید محسن عزیزی





نوع مطلب : احمدرضا الیاسی - سیدمحسن عزیزی - سعید عندلیب ، 
برچسب ها : اشعار سید محسن عزیزی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

شب و سکوت و سه تاری که لال مانده منم
بیا کمى بنوازم ، بیا کمى بزنم

نه چنگ شور و جنونى ، نه پنجه ی گرمى
اسیر غربت بى انتهاى خویشتنم

و در میان کویرى که باغ نامش بود
به زخم زخم تبر، شاخه شاخه مى‏شکنم

دوباره مینگرم نقش خویش را بر آب
چنان غریبه که باور نمى کنم که منم

ببین چه بر سرم آورده عشق و با این حال
نمى توانم از این ناگــزیر دل بکنم

چنان زلال تورا تشنه‏ام در این دوزخ
که از لهیب عطش گر گرفته پیرهنم

غزل غزل همه ام را وداع مى کنم آه
به دست آتش و بادند پاره هاى تنم

سکوت مى وزد و درکنار تنهاییم
نشسته‏ام به تماشاى شعله ور شدنم

مجال پرزدنم نیست، بعد ازاین شاید
به آسمان برسد امتداد سوختنم

احمد رضا الیاسی





نوع مطلب : احمدرضا الیاسی - سیدمحسن عزیزی - سعید عندلیب ، 
برچسب ها : اشعار احمد رضا الیاسی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony