تبلیغات
غزلخانه - مطالب نصراله مردانی
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

مهربان آمدی ـ‌ ای عشق! به مهمانی من
پر شد از بوی خوشت خلوت روحانی من

خوش برآورده سر از باغِ تماشای وجود
سر‌و ناز تو به سر فصل زمستانی من

هیچ كس غیرِ تو ـ‌ ای خرمی دیده! ـ نخواند
حرف ناخوانده‌ی دل از خط پیشانی من

می‌كنم گریه منِ سوخته تا خنده زند
گل روی تو در آیینه‌ی بارانی من

بی‌قرار آمدی و رفت قرارم از دست
بنشین تا بنشیند دل توفانی من

آفتابی شدی و یكسره آبم كردی
شد حریر نگهت جامه‌ی عریانی من

بشكن ـ‌ ای بغض! ـ‌ و فرو ریز كه در خانه‌ی دل
می‌زند شعله به جان آتش پنهانی من

هر چه گفتند و بگویند به پایان نرسد
قصه‌ی زلف تو و شرح پریشانی من

نصرالله مردانی





نوع مطلب : نصراله مردانی، 
برچسب ها : اشعار نصرالله مردانی،
لینک های مرتبط :
شنبه 20 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای که دیدی به عیان اشک تماشائی من
ترسم این سیل برد مردم بینائی من

گفته بودی بزنم نقش تو بر لوح خیال
تا خیالت چه کند با دل سودائی من

خواب گیسوی تو دیدم که چو یلداست بلند
روشن از کوکب چشمت شب یلدائی من

گرچه هستی همه دام است چه بیم است مرا
نشود صید کسی آهوی صحرائی من

سینه ام زخمی فریاد شد از شوق حضور
شور عشقت بسر آورد شکیبائی من

سوختم سوختم ای دیده بیفشان آبی
تا که افشا نشود قصه ی شیدائی من

موج عشق تو به گرداب جنونم انداخت
غرق در ورطه ی خون شد دل دریائی من

با تو پرواز در آن سوی رهائی زیباست
بی تو عالم قفس بسته ی تنهائی من

آسمانی و تو را نیست کرانی پیدا
گوشه ای دیده ز تو وسعت بینائی من
 
نصراله مردانی





نوع مطلب : نصراله مردانی، 
برچسب ها : اشعار نصراله مردانی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 25 اسفند 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دیـشـب شـب رؤیـای تـو بود و تـو نـبـودی
بـا مـن یـلــه یـلــدای تـو بـود و تـو نـبـودی

دل زیـر لـب آهـسـتـه تـمـنـّـای تـو مـی‌کـرد
بـر لـب هـمـه نجـوای تـو بود و تـو نـبـودی

دیـشـب که شـب از آیـنـه‌ی مـاه گل انـداخت
گل ، سـایـه‌ی سـیـمـای تـو بود و تـو نبودی

در بـاغ نـظـر ، مـردم بـیـنــــایـی چـشــمـم
مـشـتـاق تـمـاشـای تــو بــود و تـو نـبــودی

دیـشـب نـفـس بـاغـچـه در سـایه‌ی مـهـتـاب
خوش‌بـو ز غـزلـهـای تـو بود و تـو نـبودی

بـالـــنـــــــده تـر از بـال بـلـنــــدای خـیـالــم
کــــوتـــــــــاهی بالای تـو بود و تـو نبودی

دیـشـب چـمـن خواب من از بـوی تـو آشفت
خـرّم ـ گل من ! ـ جای تـو بود و تـو نبودی

با من همه جا هـمـسـفر و هـمسر و هم سـیـر
انـدیـشــــــه‌ی پـویای تـو بـود و تـو نـبـودی

دیـشـب ز لـب چـشـمـه صـدای تـو شـنـیـدم
در گـوش مـن آوای تـو بـود و تـو نـبــودی

گـفـتی که : "غـزال غـزل زخـمی عـشـقـم" 1
دل ، وسعت صحرای تـو بود و تـو نـبودی

دیـشـب مـن و یـاد تـو غـریـبـانـه نـخـفـتـیـم
در سـر هـمه سـودای تـو بود و تـو نـبـودی

بـر مـوج جـنـون کـشـتی سرگـشته‌ی جـانــم
طـوفـانی دریـای تــو بـود و تــو نـبــــــودی

دیشب لبم از سوز سخن های تـو می‌سوخت
در مـن هـمـه غـوغـای تـو بود و تـو نبودی

دل ، "آتش نی" 2 از "سفر سوختن" 3 آورد
آتـش هـمـه از نـای تــو بـود و تـو نـبـــودی

نـصـراله مـردانی

 


1- "غزال زخمی عشقم که در گریز کسی           به تیزگامی من نیست خوب می‌دانم" : فاطمه راکعی

2- "آتش نی" مجموعه شعری از استاد : نصراله مردانی

3- "سفـر سوختن" مجموعه شعری از خانم : فاطمه راکعی

 





نوع مطلب : نصراله مردانی، 
برچسب ها : اشعار نـصـراله مـردانی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony