تبلیغات
غزلخانه - مطالب علی اكبر رشیدی - مسلم فدائی - فریاد موسویان
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

در رگ رگم قدم بزن و شور و شر بریز
هی قطره قطره آب شو ، از من شرر بریز

مثل انار له شده ای گریه ام کن و
از چشمهای تلخ چراغ خطر بریز

تبدیل شو به وسوسه ی دور دستها
در کفشها ی من هیجان سفر بریز

بشکن ، بزن ، بکن ، بتکان ، تکه تکه کن
گل نه ،گلاب نه ، سر خاکم تبر بریز

***
من سردم است مثل تو ، حس میکنم هنوز،
مستم نکرده ای ، دو سه خط بیشتر بریز...

مسلم فدائی





نوع مطلب : علی اكبر رشیدی - مسلم فدائی - فریاد موسویان، 
برچسب ها : اشعار مسلم فدائی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بدون تو کی ام ؟از هرچه نیست هم کمتر
ای از هر آنچه خدا وعده داده محکم تر !

از ابتدا به هوای هم آفریده شدیم
شبیه آدم و حوا ،نه بلکه با هم تر

برای هرچه از این بعد من ، تو ،تنها تو
از احتیاج گیاهان به خاک مبرم تر

درست حدس زدی در سرم چه می گذرد
به نام تو غزلی از سکوت مبهم تر

برقص با کلمات آنچنان به آرامی
که از سقوط پر آرام تر ملایم تر

ببخش دستم اگر لرزه گیر شانه ی توست
ای از تشنج آتشفشان مصمم تر

به هم بریز و بپاش از هم و دوباره بساز
مرا چو خویش نه ابلیس تر نه آدم تر

مسلم فدائی





نوع مطلب : علی اكبر رشیدی - مسلم فدائی - فریاد موسویان، 
برچسب ها : اشعار مسلم فدائی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بیا كه آبی دریا فدای چشمانت 
مرا ببر به جهانی ورای چشمانت  

نگو نگو كه مجالی برای خواندن نیست 
بیا بیا و بخوان با صدای چشمانت  

چقدر ساده غزل گفتنم غریبانه است  
شبی كه دورم از آن آشنای چشمانت   

آهای خانم آتش نشان ببین كه چطور 
دوباره دود شدم در هوای چشمانت!   

هنوز طرح تو را میتوان دوباره كشید 
سیاه مثل خودم در عزای چشمانت

فریاد موسویان





نوع مطلب : علی اكبر رشیدی - مسلم فدائی - فریاد موسویان، 
برچسب ها : اشعار فریاد موسویان،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

مرا ببخش که این روزها کمی مستم
به دل نگیر عزیزم من عاشقت هستم 

من از دیار غزلهای مست می آیم
اگر شکسته و بی پا و بی سر و دستم

مرا میان دعا جستن آه بیهوده است
دو دست خالی خود را ببند من جستم 

تو همنشین غزالان بادپیمایی
مرا بگو که دلم را به بادها بستم! 

تو بی بهانه سحر با ستاره ها رفتی
و من که هر شب و هر روز عاشقت هستم

فریاد موسویان





نوع مطلب : علی اكبر رشیدی - مسلم فدائی - فریاد موسویان، 
برچسب ها : اشعار فریاد موسویان،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

نگفتی چه كردی كه زیبا شدی!
كه در بهترین واژه معنا شدی

تو آن غنچه بودی كه لبریز عشق
و یكباره در من شكوفا شدی

تو آن لحظه بودی كه وقتش رسید
برای من امروز و فردا شدی

پراكنده بودی میان لغات
تو را شعر كردم و برپا شدی

تو از چشم احساس من مثل اشك
فروریختی مثل دریا شدی

و جاری شدی در غزلهای من
چه شد یكه تاز غزلها شدی؟

به من قول دادی بگویی ولی
نگفتی چه كردی كه زیبا شدی!

فریاد موسویان





نوع مطلب : علی اكبر رشیدی - مسلم فدائی - فریاد موسویان، 
برچسب ها : اشعار فریاد موسویان،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

هی زخم میزنی که ببندی و واکنی
با درد ، دردهای دلم را دوا کنی

این روزها به هرچه تویی راضی ام اگر
من را به حال وروز خودت مبتلا کنی

آنقدر واژه واژه به شعرم تنیده ای
یک حرف را اگر بشود جابجا کنی !

سر رشته طناب نجاتم بدست توست
عشقت کشیده هم بکشی هم رها کنی

اصلا به هردلیل بخواهید میشود
من را به نام کوچکم امشب صدا کنی

این واژه ها بدون تو خمیازه میکشند
باید برایشان غزلی دست و پاکنی


علی اکبر رشیدی





نوع مطلب : علی اكبر رشیدی - مسلم فدائی - فریاد موسویان، 
برچسب ها : اشعار علی اکبر رشیدی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 7 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

باهمین دست ، به دستان تو عادت كردم
این گناه ست ولی جان تو عادت كردم

جا برای تن گنجشك زیادست اما
به درختان خیابان تو عادت كردم

سالها سخت تر از باور من خط خوردند
تابه نه گفتن آسان تو عادت كردم

گرچه گلدان من از خشك شدن می ترسد
به ته خالی لیوان تو عادت كردم

دستم اندازه یك لمس بهاری سبز است
بس كه بی پرده به دستان تو عادت كردم

مانده ام آخر این شعر چه باشد انگار
به ندانستن پایان تو عادت كردم


علی اكبر رشیدی





نوع مطلب : علی اكبر رشیدی - مسلم فدائی - فریاد موسویان، 
برچسب ها : اشعار علی اكبر رشیدی،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony