تبلیغات
غزلخانه - مطالب غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

ایزد که سینه های تو را سار کرده است
بیش از دو ماه روی لبت کار کرده است

با این هدف که روی من و ماه کم شود
در صورت تو دقت بسیار کرده است

آن کس که شیخ دشمن سازَش خطاب کرد
با چنگ خویش موی تو را تار کرده است

اعجاز کرده است که در ابروان تو
طی دو شب دو ماه پدیدار کرده است

یک لایه پنبه جان مرا حفظ می کند
از آتشی که در تنت انبار کرده است

آتش نهاده در تنت و پیش روی من
اخم تو را علامت هشدار کرده است

با این همه همیشه لب روزه دار من
از راه دور با لبت افطار کرده است

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 تیر 1393 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

صوتت - اگر چه حنجره ات ساز بادی است!-
یادآور صدای سه تار "عبادی" است!

اندام تـو میـان كمـربنـد كافـرت
چون شِعب، در محاصره ی اقتصادی است!

رنگین كمان به پیروی از ابروان تو
پیوسته در تصور من، نوك مدادی است

هر جمعه شب، به عشق تو تا مسجد آمدن
مثل نماز جمعه سیاسی - عبادی است!

آغوش من برای همیشه از آنِ توست
سلول تنگ سینه ی من، انفرادی است

با اینكه با تو زندگی نوح هم كم است
بی تو همین دو نصف نفس هم زیادی است

همراه من بمان كه به ناباوران عشق
ثابت كنیم شاكله‌ی عشق، شادی است

ثابت كنیم گسترش عشق در جهان
واجب تر از مبارزه با بی سوادی است

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 20 خرداد 1393 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم
تا در این قصه پر حادثه حاضر باشم

حکم پیشانی ام این بود که تو گم شوی و
من به دنبال تو یک عمر مسافر باشم

تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی
من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم

قسمت این بود، چرا از تو شکایت بکنم؟
یا در این قصه به دنبال مقصر باشم؟

شاید این گونه خدا خواست مرا زجر دهد
تا برازنده اسم خوش شاعر باشم

شاید ابلیس تو را شیطنت آموخت که من
در پس پرده ایمان به تو کافر باشم

دردم این است که باید پس از این قسمت ها
سال ها منتظر قسمت آخر باشم

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
جمعه 23 اسفند 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای دل بزن ! اگر چه گرفتار نیستی !
چیزی به این زمانه بدهکار نیستی !

وقتی هنوز ماه پس ابر مانده است
خود را چنان بپوش که انگار نیستی

وقتی که یار قافیه ی بار می شود
غمگین مشو که با احدی یار نیستی

غمگین مشو که سقف و ستونی نداشتی
خوش باش از اینکه مالک دیوار نیستی

دوری کن از کسی که تو را غرق درد دید
اما به خنده گفت که بیمار نیستی

می را حرام کرد ولی داد دست تو
چون با همین خو ش است که هشیار نیستی

ای روزگار ای که در این قحط مشتری
دل را به یک پشیز خریدار نیستی

با اینکه زیر بار حقیقت نمی روی
باری قبول کن گل بی خار نیستی

می خواستم به باد تمسخر بگیرمت
اما هنوز لایق اینکار نیستی !

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 7 دی 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

عشق از آن روز که در بستر تکرار افتاد
ساعتی بود که یک مرتبه از کار افتاد!

عشق هم مثل همین صندلی کهنه ، نخست
از مُد افتاد ، سپس گوشه انبار افتاد!

عشق این عکس لجن مال که می بینی نیست
آب صافی‌ست که برعکس خودش تار افتاد!

آنچه ما تجربه کردیم خود نور نبود
سایه ای بود که از دور به دیوار افتاد

عشق از اصل نیفتاده ولی از اسبش
با نخستین یورش شرعیِ دستار افتاد!

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من خانه‌ی ویرانه ام و بی خبر از من
هر روز خدا می گذرد صد نفر از من

مثل خود شیطان فقط از دور مهیبم
بیهوده گریزان شده نوع بشر از من

چون صخره شب و روز رفیقش شدم اما
دریا به کسی مشت نزد بیشتر از من

در خاطر من هیچ به جز حزن نیاندوخت
آن کس که نمی خواست بجز شعرتر از من

ای عشق بیا آدمی از نو بتراشیم
خوشبخت تر و خوبتر و شادتر از من

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

جا می‌خورَد از تردی ساق تو پرنده!
ایمان منی - سست و ظریف و شكننده!-

هم، چون كف امواج «خزر» چشم‌گریزی
هم، مثل شكوه سبلان خیره‌كننده!

می‌خواست مرا مرگ دهد آن كه نهاده‌ست
بر خوان لبان تو، مربای كشنده!

چون رشته‌ی ابریشم قالیچه‌ی شرقی‌ ست
بر پوست شفاف تو رگ‌های خزنده!

غیر از تو كه یك شاخه‌‌ی گل بِین دو سیبی
چشم چه كسی دیده گل میوه دهنده!؟

لب‌های تو اندوخته‌ی آب حیات است
اسراف نكن این همه در مصرف خنده!

ای قصه‌ی موعود هزار و یكمین شب
مشتاق تو هستند هزاران شنونده

افسوس كه چون اشك، توان گذرم نیست
از گونه‌ی سرخ تو – پل گریه و خنده -!

عشق تو قماری‌ست كه بازنده ندارد
ای دست تو پیوسته پر از برگ برنده!

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دست هایت دو جوجه گنجشک اند ، بازوانت دو شاخه ی بی جان !
ساق تو ساقه ی سفیدی که سر زده از سیاهی گلدان

میوه های رسیده ای داری ، پشت پیراهن پر از رنگت
مثل لیموی تازه ی « شیراز» روی یک تخته قالی « کرمان» !

فارغ از اختلاف «چپ» با «راست» من به چشمان تو می اندیشم
ای نگاه همیشه شکاکت ، ائتلاف فرشته با شیطان !

فال می گیرم و نمی گیرم ، پاسخی در خور سوال اما
چشم تو باز هم عنانم را می سپارد به دست یک فنجان

با همین دستهای یخ بسته ، می کشم ابروی کمانت را
تا بسوی دلم بیندازی ، تیری از تیرهای تابستان !

در تمام خطوط روی تو ، چشم را می دوانم هر بار
خال تو خط سیر چشمم را می رساند به نقطه ی پایان !

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

در دفترِ شعر من ــ این دیوان معمولی ــ
محبوب من ماهی است با چشمان معمولی!

برعکس آهوهای حیران در هزاران شعر
او نیز چیزی نیست جز انسان معمولی

با پای خود دور از «پری‌دُم»های دریایی
عمری شنا کرده‌ست در یک وان معمولی

محبوب من جای قدح نوشیدن از ساغر
یک عمر چایی خورده در فنجان معمولی

او جوجه‌تیغی روی پلک خود نچسبانده!
تا نیزه‌ای سازد از آن مژگان معمولی

محبوب من این است و من با سادگی‌هایش
سر می‌کنم در خانه‌ی ارزان معمولی

جای گلستان می‌توان با بوسه‌ای خوش بود
در یک اتاق ساده با گلدان معمولی

با عقد دل فرقی ندارد شاهد عقدت
قرآن زرکوب است یا قرآن معمولی

عاشق اگر باشی برای بردن معشوق
اسب سفیدت می‌شود پیکان معمولی

معشوق من پاک است و عشقم پاک اما من...
من کیستم در متن این دوران معمولی؟!

من هم بدون سیم و زر یک شاعر پاکم
یک شاعر از نسل بدهکاران معمولی!

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
شنبه 3 تیر 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای بازی زیبای لبت بسته زبان را
زیبایی تو کرده فنا فنّ بیان را

ای آمدنت مبدا تاریخ تغزُل
تاخیر تو بر هم زده تنظیم زمان را

نقل است که در روز ازل مجمع لالان
گفتار تو را دیده و بستند زبان را !

عشق تو چه دردی است که در منظر عاشق
از تاب و تب انداخته حتی سرطان را

کافی است به مسجد بروی تا که مشایخ
با شوق تو از نیمه بگویند اذان را

روحم به تو صد نامه نوشت و نفرستاد
ترسید که دیوانه کنی نامه رسان را

خورشید هم از چشم سیاه تو می افتد
هر روز اگر طی نکند عرض جهان را

یک عمر دویدند و به جایی نرسیدند
آنانکه به دستت نسپردند عنان را

بر عکس تو می گریم اگر با تو نباشم
تا خیس کنم حداقل نقش جهان را !

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

سلام ! شیره ی شعرم ! گلوله ی نمکم!
هنوز بی تو خودم مثل بغض می ترکم!

چه غنچه ها که به سودای بوسه پیش از تو
می آمدند ولی من نمی گزید ککم!

ولی تو آمدی و شور تازه آوردی
که دلپذیر شود روزگار بی نمکم!

کلک زدم که نیایی ولی ندانستم
که با نیامدنت کنده می شود کلکم!

پری به پیله ام آوردی و من از آنروز
میان این همه گل با پر تو می پلکم!


غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
جمعه 19 اسفند 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای که هوای منی بی تو نفس ادعاست
ذکر کمالات تو تذکرﺓ الاولیست

مثنوی معنوی ست قصه ی ما که در آن
آخر هر ماجرا اول یک ماجراست

در صف قند و شکر زندگی ام تلخ شد
قند من افتاده است پس صف بوسه کجاست

بوسه ی گرمی بده تا لبم اذعان کند
بین دو قطب رخت خط لبت استواست

باز هم افتاده در پیچ و خم قامتت
شکر خدا که دلم گمشده در راه راست

ای نه چنین نه چنان در دل من همچنان
عشق زمینی بمان عشق هوایی هواست

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چشم زیتون سبز در کاسه،سینه‌ها سیب سرخ درسینی
لب میان سفیدی صورت، چون تمشکــی نهاده بر چینــی

سرخ یا سبز؟ سبز یا قرمز؟ ترش یا تلخ؟ تلخ یا شیرین؟
تو خودت جای من اگـــر باشـی ابتدا از کدام می‌چینی؟

با نگاهی، تبسمی، حرفی، در بیاور مرا از این تردید
ای نگاهت محصّل شیطان، اخـم‌هایت معلـّـم دینی

هر لبت یک کبوتر سرخ است، روی سیمی سفید ، با این وصف
خنده یعنـــی صعـــــود بالایی ، همـــــزمان با سقـــــوط پایینــی

می‌شوی یک پــــری دریایــــی از دل آب اگــــر کــــه برخیزی
می‌شوی یک صدف پر از گوهر روی شن‌ها اگر که بنشینی

هرچه هستی بمان که من بی تو، هستی بی هویتی هستم
مثل ماهــــی بدون زیبایی ، مثــــل سنـــگی بدون سنگینـــی

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

با تو آشنا گشتم ابتدای این کوچه
از نشانه لبریز است جای جای این کوچه

با سلام هرصبح ات پنجره تولدیافت
آسمان به وجد آمد پابه پای این کوچه

عاشقانه پاشیدی عطرخنده هایت را
روی باوری خاکی هر کجای این کوچه

بازمنتظر ماندم پشت وسعتی غمگین
زل زدم به دیوار انتهای این کوچه

چون مسافری غمگین بغض در گلودارم
زیر گریه خواهم زد همصدای این کوچه

دست را تکان دادی گفته ای خداحافظ
بعد از آن چه دلگیرند بچه های این کوچه

محسن مظلومی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار محسن مظلومی،
لینک های مرتبط :
جمعه 23 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بیستون هیچ ، دماوند اگر سد بشود
چشم تو قسمت من بوده و باید بشود

زده ام زیر غزل؛ حال و هوایم ابریست
هیچ کس مانع این بغض نباید بشود

بی گلایل به در خانه تان آمده ام
نکند در نظر اهل محل بد بشود؟

تف به این مرگ که پیشانی ما را خط زد
ناگهان آمد تا اسم تــــــو ابجد بشود

ناگهان آمد و زد، آمد و کشت ،آمد و برد
 او فقط آمده بود از دل ما رد بشود

تیشه برداشته ام ریشه ی خود را بزنم
شاید افسانه ی من نیز زبانزد بشود

باز هم تیغ و رگ و... مرگ برم داشته است
خـــون من ضامن دیدار تو شاید بشود...

حامد بهاروند





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار حامد بهاروند،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

هر شب برای من دو سه ـ رویا می آوری
خورشیدی و ستاره به دنیا می آوری!

با یک پیاله آب خوش و چند پُک هوا
مثل گذشته، حال مرا جا می آوری

تنها معلّمی تو که از این همه کتاب
زنگ حساب دفتر انشا می آوری!

در آیة نخست اشارات هر شبت
«والّیل» را به خاطر لیلا می آوری!

گاهی مرا که در دل تو جا نداشتم
می خوانی و بهانه ی بی جا می آوری!

با این که با اشاره به خشکیدن درخت
در بین وعده های خود «امّا» می آوری

من کودکانه منتظر سیب هستم و
هر شب دلم خوش است که فردا می آوری !

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 29 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

محبوب من جهان ، غزلی عاشقانه است 
این بهترین تصور من از زمانه است !

در چارچوب آبی دنیا حیات ما
یک لحظه استراحت در قهوه خانه است !

دنیا به لطف عشق چنین دیدنی شده
چون آتشی که جلوه ی آن در زبانه است !

اما بدون عشق ، جهان با جنون جنگ
میدان یک مسابقه ی وحشیانه است !

دنیا بدون عشق خودش یک جهنم است
توصیف یک جهنم دیگر نشانه است !

عاشق شو تا سرشت جهان را عوض کنیم
با من بخوان که فرصت ما یک ترانه است !

ما خسته ایم از این قفسِ صد هزار قفل
دلتنگی و کدورت و غربت بهانه است !

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 27 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

روزی خدا به سینه ی من پا گذاشته
مهر تو را درون دلم جا گذاشته !

تا من برای یافتن ات دربدر شوم
دیوار را کشیده و در را گذاشته !

بی شبهه آفریده تو را از ژن شراب
آنکس که در خمار تو ما را گذاشته !

با زر کشیده خط لبت را و ناگزیر
در موزه اش برای تماشا گذاشته !

چون آسمان حسود شده از دل زمین
چشم تو را گرفته و دریا گذاشته !

تا تو جهان بگیری بر روی روی تو
سرمایه ای به وسعت دنیا گذاشته !

هم قند در قبال سمرقند داده و
هم خال در ازای بخارا گذاشته

تحریم کرده نعمت می را برای ما
در سفره ی لبان تو اما گذاشته

او خاک را به پای تو پایین کشیده و
خورشید را به دست تو بالا گذاشته !

با فاصله کشیده اگر مهر و ماه را
ما بین شان برای شما جا گذاشته !

روزی که یاد داده به تو ناز و غمزه را
انگشت روی ضعف دل ما گذاشته !

چشمت چنان فریفت ندانستم از سرم
برداشته کلاه مرا یا گذاشته !

من از خدا چگونه بپرسم که پس چرا
جفت مرا کشیده و تنها گذاشته !

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

همین که آینه ی چشم آبی ات تر شد
به هر کویر که کردی نگاه «بندر» شد

زمان به روز نخستین معاشقه برگشت
زمین به بوی نخستین هوس،معطر شد

تفنگ ها همه با یک اشاره چوب شدند
دوباره نامه بر شهرمان کبوتر شد !

به لطف عشق تو « ماه» «ستاره»گان شدی و
به دست باد گل آفتاب پرپر شد !

خدا برای تو اسپند روی آتش ریخت
و روی ماه حسود از حسد مکدر شد

تو «گل» شدی و نتیجه در این رقابت سخت
میان هر دو جهان ، باز هم برابر شد !

بنای فاصله ـ دیوارـ از میان برخاست
چراغ رابطه روشن ، جهان پر از در شد

ولی دوباره در آیینه های چشمانت
خیال روی کس دیگری مصور شد

و ناگهان همه ی آن هزار و یک رویا
بدل به خاطره ای تلخ و گریه آور شد !

تو چشم بستی و کم کم سکوت سرد کویر
هوای دائمی آسمان بندر شد !

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
جمعه 6 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

تو را لای کدامین دفتر عمرم بخشکانم؟
تو را کنج کدامین پاره قلبم... نمی دانم

من عادت کرده ام هر شب،غبار اشک هایم را
به روی هرچه باقی مانده است از تو ببارانم

عروس هرزه ی صهیون! عصا از گردنم بردار
که من موسی ترین پیغمبر سردرگریبانم

کجا قرآن نوشته یوسف از آن زن بدش آمد؟
که من عمریست از سرپیچی چشمم پشیمانم

زنم امشب کنار یک نفر غیر از خودم خوابید
و من باید خودم را در صدای او بخوابانم!

خدای چکمه پوش خیره بر اعصار یخبندان!
نترس از من،که من خود زاده داغ زمستانم

تنم یخ بسته از سرمای آدم های دیواری
و دیوار است دیوار است دیوار است - تاوانم -

شنیدم دست باران قصد موهای تو را کرده
برایت چتر آوردم که باران را بسوزانم

دلم افسردگی مزمن یک کوه را دارد
غزل پیچم نکن بانو، که من یا تو...چه می دانم؟

حامد بهار وند





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار حامد بهار وند،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony