تبلیغات
غزلخانه - مطالب ایرج جنتی عطایی - حامد ابراهیمی - رضا سیرجانی
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

گفته بودم که خاطرَت را این، مردِ تنهای ایل می خواهد
گفتی :" آخر چرا؟!" و پرسیدم : " عاشقی هم دلیل می خواهد؟!!"

قلبِ تو ، جنس سنگ هم باشد، قبله ی آرزوی من آنجاست
فتحِ این کعبه ای که می بینم... آه ! اصحاب فیل می خواهد!!

گفته اند امتحان چشمانت، کار یک عاقلِ مسلمان است
کوفه ی چشمهای تو شاید "مسلم بن عقیل" می خواهد

بین دریای مشکیِ مویت، بازهم فرق از وسط وا کن
تا دوباره کسی نگوید که معجزه رود نیل می خواهد

بوی عطر تو آنچنان پیچید، که اسبهای قبیله رَم کردند
بنده در خدمتم اگر بانو، چارپایی اصیل می خواهد

رضا سیرجانی





نوع مطلب : ایرج جنتی عطایی - حامد ابراهیمی - رضا سیرجانی، 
برچسب ها : اشعار رضا سیرجانی،
لینک های مرتبط :
جمعه 25 فروردین 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دستی به گِل کشیدی و تن آفریده شد
بعد از کمی تمام بدن آفریده شد

یک کاسه آب و چرخ ، که می چرخد و بر آن
اندام خیس دلبر من آفریده شد

آرام با دو دست خودت حلقه می زدی
تا اینکه سر به روی بدن آفریده شد

ساکت نشسته بودی و شیطان به صورتش
ناخن کشید و بعد دهن آفریده شد

آنوقت روبروی تو خندید و گفت : آه !
یک اشتباه کردی و زن آفریده شد

رضا سیرجانی





نوع مطلب : ایرج جنتی عطایی - حامد ابراهیمی - رضا سیرجانی، 
برچسب ها : اشعار رضا سیرجانی،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دیشب سر پشت بام می رقصیدم
با دلهره ی تمام می رقصیدم

تصویر تو روی حوض بالا می رفت
با حركت نردبام می رقصیدم

از اینكه تو می رسی و من خواهم گفت
بعد از دو سه شب ، سلام می رقصیدم

دمپایی و پله ها كه اجرا كردند
موسیقی بی كلام می رقصیدم

موها ، سر و شانه ها و یك دامن گل
از اینهمه با كدام می رقصیدم ؟!

من خیره به بند رخت ، خشكم میزد
با چك چك گریه هام می رقصیدم

تو آنور پشت بام می خندیدی
من اینور پشت بام می رقصیدم

رضا سیرجانی





نوع مطلب : ایرج جنتی عطایی - حامد ابراهیمی - رضا سیرجانی، 
برچسب ها : اشعار رضا سیرجانی،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


من را به غیر عشق به نامی صدا نکن
غم را دوباره وارد این ماجرا نکن

بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن
با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن

موهات را ببند دلم را تکان نده
در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن

من در کنار توست اگر چشم وا کنی
خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن

بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود
تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن

امشب برای ماندنمان استخاره کن
اما به آیه های بدش اعتنا نکن....

حامد ابراهیمی (سهند)





نوع مطلب : ایرج جنتی عطایی - حامد ابراهیمی - رضا سیرجانی، 
برچسب ها : اشعار حامد ابراهیمی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

طبق قانون مصوب شده در چشمانت
باید یک عمر بمانند به در چشمانت

دست و پا می زنم و غرق در افکار خودم
هیچکس منجی من نیست مگر چشمانت

نذر کردم که به پابوس خداوند روم
روی من باز شود روزی اگر چشمانت

من در آئینه خودم را.نه تورا می بینم
کرده در عمق وجود من اثر چشمانت

از خدا خواسته ام پا به میان بگذارد
که نخواهند مرا خون به جگر چشمانت

حامد ابراهیمی (سهند)

 





نوع مطلب : ایرج جنتی عطایی - حامد ابراهیمی - رضا سیرجانی، 
برچسب ها : اشعار حامد ابراهیمی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دیدنت آغاز یک حس بهاری در من است
آینه از شرح آن تصویر زیبا الکن است

در مشام من که عمری چشم بر راه توام
هر نسیمی قاصد بوی خوش پیراهن است

سبز خواهد شد دو چشم منتظر از دیدنت
حسن یوسف های گم گشته بهار آوردن است

عهد بستم با تو بودن را و میمانم قسم
به خداوندی که جاری توی رگهای من است

اشک شوق است اینکه می بارد ز چشمانم مدام
رسم مهماندار بودن آب و جارو کردن است

باز می آیی و غم ها را به پایان می بری
زود می آیی یقین دارم دل من روشن است

حامد ابراهیمی (سهند)





نوع مطلب : ایرج جنتی عطایی - حامد ابراهیمی - رضا سیرجانی، 
برچسب ها : اشعار حامد ابراهیمی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 


شعر من از عذاب تو گزند تازیانه شد
ضجه مغرور تنم ترنم ترانه شد

حماسه زوال من در شب تلخ گم شدن
ضیافت خواب تو را قصه عاشقانه شد

برای رند در به در، این منِ عاشق سفر
وای كه بی كرانی حصار تو كرانه شد

وای كه در عزای عشق کشته شد آشنای عشق
وای كه نعره های عشق زمزمه شبانه شد

ای تكیه گاه تو تنم سنگر قلب تو منم
وای كه نیزه ی تو را سینه ی من نشانه شد

درخت پیر تن من دوباره سبز می شود
كه زخم هر شكست من حضور یک جوانه شد

وای كه در حضور شب ، در بزم سوت و كور شب
شب كور وحشت تو را قلب من آشیانه شد

وای كه آبروی تو ، مرد اناالحق گوی تو
بر آستان كوی تو جان داد و جاودانه شد

من همه زاری منم زخمی زخمه ی تنم
برای های های من ، زخمه ی تو بهانه شد

درخت پیر تن من دوباره سبز می شود
هرچه تبر زدی مرا زخم نشد جوانه شد  

 

ایرج جنتی عطایی





نوع مطلب : ایرج جنتی عطایی - حامد ابراهیمی - رضا سیرجانی، 
برچسب ها : اشعار ایرج جنتی عطایی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 تیر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony