تبلیغات
غزلخانه - مطالب مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

| دکلمه باصدای شاعر |

کد آهنگ

نشد یه قصری بسازم ٬ پنجره هاش آبی باشه
من باشم و اون باشه و یک شب مهتابی باشه

نشد یه جا بمونه و آخر بشه مال خودم
حتی یه بار یادش نموند ٬ ماه و روز تولدم

با همه التماس من نشد دیگه نره سفر
شعرام به جز اون روی هر دیوونه ای گذاشت اثر

نشد برم بغل بغل واسش شقایق بچینم
نه این که من نخوام برم ٬ نذاشت گل ها رو ببینم
 
نشد همه دعا کنن همیشه اون باشه پیشم
یکی میگفت ٬ خواب دیده که اون گفته عاشقش میشم

اما نشد قسمت ما یه لحظه ی روشن و خوش
پیغام واسش فرستادم ٬ بیا بازم منو بکش

نشد که نشکنه بازم این چینی شکستنی
هیچ جای دنیا ندیدم ٬ عجب چشای روشنی

باور نکرد یه مژه اش رو به صد تا دریا نمیدم
یه تار مو خواستم نداد ٬ گفت به تو دنیا نمیدم

راست میگه هر چی اون بگه ٬ من کجا و دیوونگی
چه جور به حرفش گوش کنم ؟ اون گفت بچسب به زندگی 

خلاصه که آخر نشد ما گل سرخ رو بو کنیم
اون گفت برو که بتونیم خوب حفظ آبرو کنیم

نشد یه بارم برسم یه آرزوهای محال
یه خاطره مونده برام با یه سبد میوه ی کال

نشد منم واسه یه بار به آرزوهام برسم
گذشته کار از کارمون ٬ دیر شده به خدا قسم

نشد به موقع این کویر ٬ ابری شه بارون بگیره
نشد ٬ خودش آینه که هست ٬ بیاد و شمعدون بگیره

نشد بپاشم زیر پاش ٬ عطر گل محمدی
نشد بهم جواب بده ٬ حتی بهم بگه بدی

نشد دوست دارم بگه ٬ به من که نه به دیگری
نشد یه بارم رد نشه از روی شعرا سرسری

نشد یه کاری بکنه که بدونم دوسم داره
آتیش گرفتم و یه بار نگام نکرد بگه ٬ آره

نشد یه بار حرف بزنه نذاره پای سرنوشت
نشد یه شب نگم خدا ٬ الهی که بره بهشت

نشد شبی یه بار واسش یه فال حافظ نگیرم
نشد تو رویاهام براش روزی هزار بار نمیرم

نشد برم ٬ نشد نره ٬ نشد بخواد ٬ نشد بیاد
نشد ولی شاید بشه ٬ واسم دعا کنید زیاد

از شما پنهون نکنم ٬ یه حرفایی بهم زده
گفته همین روزا میاد اما هنوز نیومده

قصه داره تموم میشه ٬ مثل تموم قصه ها
فقط واسم دعا کنید اول خدا بعدم شما . . .

مریم حیدرزاده





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دیگر مرا به معجزه دعوت نمی کنی
با من ز درد حادثه صحبت نمی کنی

دیریست پشت پنجره ماندم که رد شوی
اما تو مدتی ست اجابت نمی کنی

قولی که داده ای به من از یاد برده ای
گفتی ز باغ پنجره هجرت نمی کنی

بیمار عشق توست پرستوی روح من
از این مریض خسته عیادت نمی کنی

باشد برو ولی همه جا غرق عطر توست
گرچه تو هیچ خرج صداقت نمی کنی

یکبار از مسیر نگاهم عبور کن
آنقدر دور گشته که فرصت نمیکنی

گل های باغ خاطره در حال مردنند
به یاس های تشنه محبت نمی کنی

رفتی بدون آنکه خداحافظی کنی
دیگر به قاب پنجره دقت نمی کنی

امروز سیب سرخ رفاقت دلش گرفت
این سیب را برای چه قسمت نمی کنی

یعنی من از مقابل چشم تو رفته ام
این کلبه را دوباره مرمت نمی کنی

زیبا قرارمان همه جا هر زمان که شد
گرچه تو هیچ وقت رعایت نمی کنی

مریم حیدرزاده





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
شنبه 7 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گفتی که به احترام دل باران باش
باران شدم و به روی گل باریدم

گفتی که ببوس روی نیلوفر را
از عشق تو گونه های او بوسیدم

گفتی که ستاره شو دلی روشن کن
من همچو گل ستاره ها تابیدم

گفتی که برای باغ دل پیچک باش
بر یاسمن نگاه تو پیچیدم
 
 گفتی که برای لحظه ای دریا شو
دریا شدم و ترا به ساحل دیدم

گفتی که بیا و لحظه ای مجنون باش
مجنون شدم و ز دوریت نالیدم

گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز
گل دادم و با ترنمت روییدم

گفتی که بیا و از وفایت بگذر
از لهجه بی وفاییت رنجیدم

 گفتم که بهانه ات برایم کافیست
معنای لطیف عشق را فهمیدم

مریم حیدر زاده





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدر زاده،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 11 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بگو بهار نیاید دلم بهاری نیست
ببین که در رگ احساسم عشق جاری نیست

تو از حقیقت اعجاز عشق می گفتی
کدام عشق که جز کهنه زخم کاری نیست

هجوم بی کسی و بی قراری و تشویش
و فرصتی که به حال خودم گذاری نیست

لبم صریح ترین آیه تبسم بود
و حال سهم دلم جز به سوگواری نیست

چه قدر فاصله روییده بین بودنمان
که تا همیشه از این فاصله فراری نیست

مرا نرفته کنار خودم پیاده کنید
به مقصد من و تو ـ ما شدن ـ قطاری نیست

الهام خوش دل





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار الهام خوش دل،
لینک های مرتبط :
شنبه 2 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دیروز روزِ وسوسه انگیزِ بوسه بود
شعرم شبیه شاخه ی گل ریزِ بوسه بود

عطر زلال سیب و هوای بهشت بود
لب انتظارِ طعمِ دل انگیزِ بوسه بود

دردِ هزارساله ام از یاد رفته بود
اندیشه ام به ذکرِ تو لبریزِ بوسه بود

شاخِ گل و پیاله ی می روی میز نان
طرح عجیب بوسه سرِ میزِ بوسه بود

دیشب دوباره خواب تو از چشم من پرید
انگار دل دوباره سحرخیز بوسه بود

راحله یار





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار راحله یار،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 فروردین 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تا نفس دارم به حرفم پافشاری می کنم
آب را در جویبار عشق جاری می کنم

با سرودِ رود می ریزم به دشتِ عاشقی
ریشه های آرزو را آبیاری می کنم

از صدای نارسای بی خودی هایم مرنج
شعرهایم را به یادت دستکاری می کنم

رونویسی می کنم آنچه که دارم در بساط
سینه را ویرایش دیدار داری می کنم

تا سری دارم، به سودای تو و سودای دل
با زبان شعر حافظ وار زاری می کنم
٭٭٭
عاشقی امشب هوای یار می بارد سرم
با تو امشب ای دل عیار! یاری می کنم

کوه را با پنجه های شعر از جا می کنم
پیش پای دوست جوی شیر جاری می کنم

راحله یار





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار راحله یار،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 اسفند 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بگذر و در حـــــــریم دل رنج قدم دوباره کن
آب بر آتشـــــــــــــــم مزن سوختنم نظاره کن

دست بکش به موی من ، ای همه آرزوی مـن
مزرع ســـــبز سینه را شعله ور از شراره کن

وصل نجــــــویم از شبت ، عشق نبویم از لبت
تا به سحــــــــر ورق بزن زخم دلم شماره کن

گـــــــوش بده به نای دل ، مالک دل خدای دل
تیشه نزن به پای دل ، بلکه حصـــــار پاره کن

شکوه از این هوا مکن ، جز در عشق وا مکن
دست مــــــــرا رها مکن ، راه نما و چاره کن

هیـــــــچ نمانده چاره ام ، از شب بی ستاره ام
تشنه ی یک اشاره ام ، باز بیا اشـــــــــاره کن


راحله یار





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار راحله یار،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

خونِ داغِ عشق در رگ های من جاریست باز
لــب فـروبستن، سکـوتِ تلخِ اجباریست باز

چـشـم هـایم از دلِ پـایـیـز بـارانی تــر اسـت
عـابـرِ آواره ی شـعــرم پیِ زاریـسـت بـاز

اتـفـاقـی از کــنـاری جـنگلی رد می شــدم
باد را دیـدم که سـرگـرمِ ستـمکاریـسـت باز

چـنـد روزی می شـود سودایی سودایی ام
در دلِ شـب های من غوغایِ بیداریست باز

سـرکشی دارد زبانِ شـعــرِ بی پـروای من
دسـت های بـسته ام دستانِ دلداریست باز

بـر سرم بارانِ پـایـیـزی قـیـامت می کـنـد
ابـرعـاشـق پیشه در حـالِ غـزلـباریست باز


راحله یار





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار راحله یار،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

یک جفت چشم شرقی و موهای بندری
یک آسمان ستاره پر از آدم و ... پری

حوا کجاست ؟ رفته کنار درخت سیب
تا اینکه باز پر کند از سیب روسری

آنجا دوباره«حضرت گندم» نشسته است
باید که چشم بسته از آن خوشه بگذری

آدم چقدر هیچ نگوید و بگذرد ؟!
حوای خوب من! تو تویی که مقصری

آدم چقدر حرف برایش بیاید و ...
حوا چقدر فکر خودش باشد و «...»
حوا چقدر فکر خودش باشد و «...»

نه مثل اینکه قافیه ام با «تو» جور نیست
از بین هر چه قافیه دارم «تو» بهتری

اما تویی که در وسط شعر رفته ای
اما تویی که توی غزل هم مسافری

یک جفت چشم شرقی نیمه برهنه را
داری به جرم وسوسه از یاد می بری

لیلا حیدری





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار لیلا حیدری،
لینک های مرتبط :
شنبه 12 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بـه یـک بهـانـه بخوان بـاز یک تـرانـۀ عشق
روامـدار بـخـشـکـد بـه دل جـــوانــۀ عـشـق

بــه احــتــرام تـــو در انــتــظـار مـی مــانــم
کـه بـال وپــر بــزنـی بــاز درکـرانــۀ عــشـق

هـمـیشه بـالــبِ نــــــجـوا تــرانــه می خـوانـم
بـه اشتـیـاق تـو در پــــــــرسـه ی شبـانـۀ عشق

چـه بـاشکـوه ودل انـگـیـز وگـــرم وگـیـرایـی
درانـجـمــاد تـــنِ مــرده ی یــگـانـــۀ عـشـق

بـه قــلـه هـای بــلـنــد عـــروج مــــی بـــردم
نـگاهِ گــــــرم تــو تـا مـی شـود بـهـانـۀ عـشق

تمام خواهـــشم ایــن است،این که می خواهم
که بـاتـو بـاز شود چـشـم عـــــــاشقـانـۀ عشق

رهـابـکن بـه دلـم خـویـــش را بـه سـیـنـه درآ
تو تـیرِ سرکــــشِ عشقی، مــــنم نشانـۀ عشق

راحله یار





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار راحله یار،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تو مثل خواب نسیمی به رنگ اشک شقایق
تو مثل شبنم عشقی به روی پونه عاشق

تو مثل دست سپیده پر از تولد نوری
تو مثل نم باران لطیف و پاک و صبوری

تو مثل مرهم یاسی برای قلب شکسته
تو مثل سایبان امیدی برای یک دل خسته

تو مثل غنچه لطیفی به رنگ حسرت شبنم
تو مثل خنده ی یاسی و مثل غربت یک غم

تو مثل جذبه عشقی در انتظار رسیدن
در امتداد نوازش گلی ز عاطفه چیدن

تو مثل نغمه ی موجی غریب و آبی و ساده
شبیه شاخه گلی که افق به چلچله داده

تو مثل چکه مهری ز سقف سبز صداقت
تو مثل گریه شعری بروی صفحه ی غربت

تو مثل لذت رویا تو مثل شوق نگاهی
هزار مرتبه خورشید و صد افق پر ماهی

تو مثل لطف بهاری پر از شکوفه ی خواندن
تمام هستی من شد میان شعر تو ماندن

تو مثل هر چه که هستی مرا به نام صدا کن
برای این دل سرگشته وقت صبح دعا کن

مریم حیدرزاده





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

کاش در دهکده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی یود

کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب
روی شفاف تزین خاطره مهمانی بود
 
کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد
قرض می داد به ما هرچه پریشانی بود
 
کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم
رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود
 
مثل حافظ که پر از معجزه و الهامست
کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود
 
چه قدر شعر نوشتیم برای باران
غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود

کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها
دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود
 
کاش دل ها پر افسانه ی نیما می شد
و به یادش همه شب ماه چراغانی بود

کاش اسم همه دخترکان اینجا
نام گلهای پر از شبنم ایرانی بود
 
کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر
غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود
 
کاش دنیای دل ما شبی از این شبها
غرق هر چیز که می خواهی و می دانی بود

دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
راز این شعر همین مصرع پایانی بود
 
مریم حیدرزاده





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
 
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف
تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست


مریم حیدرزاده 





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای علت قشنگی رویا و خواب من
تنها دلیل گل شدن اضطراب من

ای راه حل ساده ی جبران تشنگی
فواره ی نگاه قشنگ تو آب من

رفتی چه قدر ساده دل آسمان شکست
در عکس مهربان تو در کنج قاب من

باران چه قدر حرف تو را گوش می کند
می بارد آن قدر که نیایی به خواب من

گرچه نگاه عاشق تو هیچ کم نکرد
از اوج دل ندادن تو یا عذاب من

اما دل شکسته ی من باز هم نوشت
صد آفرین به چشم تو و انتخاب من

مریم حیدرزاده 





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

حدس می زنم شبی مرا جواب میکنی
و قصر کوچک دل مرا خراب میکنی
 
سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای
ولی برای رفتنت عجب شتاب میکنی
 
من از کنار پنجره تو را نگاه میکنم
و تو به نامدیگری مرا خطاب می کنی

چه ساده در ازای یک نگاه پاک و ماندنی
هزار مرتبه مرا ز خجلت آب میکنی

به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام
تو کمتر از غریبه ای مرا حساب میکنی
 
و کاش گفته بودی از همان نگاه اولت
که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی


مریم حیدرزاده 





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


این روزا عادت همه رفتن ودل شکستنه
درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه
این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه
گردای رو آینه فقط غم زندگیه
این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه
مشکل بی ساتاره ها یه کم ستاره چیدنه
این زوطا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه
آرزوی شقایقا یه شب کبوتر شدنه
این روا آسمونمون پر از شکسته بالیه
جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه
این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترین بهانشون از هم خبر نداشتنه
این روزا سهم عاشقا غصه و بی وفاییه
جرم تمومشون فقط لذت آشناییه
این روزا توی هر قفس تو خواب خونه جاریه
این روزا چشمای همه غرق نیاز شبنمه
رو گونه هر عاشقی چند قطره بارون غمه
این روزا ورد بچه ها بازی چرخ و فلکه
قلبای مثل دریامون پر از خراش و ترکه
این روزا عادت گلا مرگ و بهونه کردنه
کار چشمای آدما دل رو دیونه کردنه
این روزا کار رویامون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگی زندگی ها رو باختنه
این روزا تنها چارمون شاید پرنده مردنه
رو بام پاک آسمون ستاره رو شمردنه
این روزا آدما دیگه تو قلب هم جا ندارن
مردم دیگه تو دلهاشون یه قطره دریا ندارن
این روزا فرش کوچه ها تو حسرت یه عابره
هر جایی منتظر ورود یه مسافره
این روزا هیچ مسافری بر نمی گرده به خونه
چشاتی خسته تا ابد به در بسته می مونه
این روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پر زدن و نمندنه
این روزا درد آدما فقط غم بی کسیه
زندگیشون حاصلی از حسرت و دلواپسیه
این روزا خوشبختی ما پشت مه نبودنه
کار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه
این روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
چشمای خیس و ابریشون همپای رود کارونه
این روزا دوستا هم دیگه با م صداقت ندارن
یه وقتا توی زندگی همدیگر و جا می ذارن
جنس دلای آدما این روزا سخت و سنگیه
فقط توی نقاشیا دنیا قشنگ و رنگیه
این روزا جرم عاشقی شهر دل و فروختنه
چاره فقط نشستن و به پای چشمی سوختنه
اسم گلا رو این روزا دیگه کسی نمی دونه
اما تا دلت بخواد اینجا غریب فراوونه
این روزا فرصت دلا برای عاشقی کمه
زخمای بی ستاره ها تشنه یاس مرهمه
این روزا اشک مون فقط چاره بی قراریه
تنها پناه آدما عکسای یادگاریه
این روزا فصل غربت عشق و یبداری مجنونه
بغضای کال باغچه منتظر یه بارونه
این روزا دوستای خوبم همدیگر رو گم میکنن
دلای پاک و ساده رو فدای مردم میکنن
این روزا آدما کمن پشت نقاب پنجره
کمتر میبینی کسی رو که تا ابد منتظره
مردم ما به همدیگه فقط زود عادت میکنن
حقا که بی وفایی رو خوبم رعایت میکنن
درسته که اینجا همه پاییزا رو دوست ندارن
پاییز که از راه برسه پا روی برگاش می ذارن
اما شاید تو زندگی یه بغض خیس و کال دارن
چند تا غم و یه غصه و آرزوی محال دارن
این روزا باید هممون برای هم سایه باشیم
شبا به یاد هممون برای هم سایه باشیم
شبا که دلواپس کودک همسایه باشیم
اون وقت دوباره آدما دستاشون و پل میکنن
دردای ارغوانی رو با هم تحمل میکنن
اگه به هم کمک کنیم زندگی دیدنی میشه
بر سر پیمان می مونن دوستای خوب تا همیشه
اما نه فکر که مکنیم این کار یه کار ساده نیست
انگار برای گل شدن هنوز هوا آماده نیست

مریم حیدرزاده





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

شبی از پشت یك تنهایی نمناك و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا كردم
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم
پس از یك جستجوی نقره ایی در كوچه های آبی احساس
تو را از بین گلهایی كه در تنهاییم رویید با حسرت جدا كردم
و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی:
دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی
و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم
تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها كردم
همین بود آخرین حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگینت
حریم چشمهایم را بروی اشكی از جنس غروب ساكت و نارنجی خورشید وا كردم
نمیدانم چرا رفتی؟
نمیدانم چرا شاید خطا كردم
و تو بی آنكه فكر غربت چشمان من باشی
نمیدانم كجا؟تا كی؟برای چه؟
ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه میبارید
و بعد از رفتنت یك قلب دریایی ترك برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاكستری گم شد
و گنجشكی كه هر روز از كنار پنجره با مهربانی دانه برمیداشت
تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد
و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود
و بعد از رفتنت انگار كسی حس كرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
كسی حس كرد من بی تو تمام هستیم از دست خواهد رفت
و بعد از رفتنت دریا چه بغضی كرد
كسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد
و من با آنكه میدانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد
هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام برگرد!
ببین كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
و بعد از اینهمه طوفان و وهم و پرسش و تردید
كسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:
تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو
در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم
و من در حالتی ما بین اشك و حسرت و تردید
كنار انتظاری كه بدون پاسخ و سردست
و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یك دل
میان غصه ایی از جنس بغض كوچك یك ابر
نمیدانم چرا؟ شاید به رسم پروانگی مان باز
برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم

 مریم حیدرزاده





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony