تبلیغات
غزلخانه - مطالب صادق فقانی ـ صالح دروند - حامد امامیه - علی محمد محمدی
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM



هم جا برای اینکه بمانم نبود و نیست
هم موقع سفر چمدانم نبود و نیست

پشت سرم شب سفـــر آبــی نریخته اند
یعنی که هیچ  کس نگرانم نبود و نیست

رفتم و سخت معتقدم عشق لقمه ای است
کــه  هیـــچ  وقت قدر دهانــــم نبود و نیست

گفتند آفتاب تــو در پشت ابرهاست
ابری درآسمان جهانم نبود و نیست

انگار هیـــچ وقت بـــه دنیـــــــا نبوده ام
درهیچ جای شهر نشانم نبود و نیست

در دفتـــر همیشه نــــــوِ خاطرات ِ من
چیزی برای اینکه بخوانم نبود و نیست

قصدم نوشتن غزل است و نوشته هام
حتی شبیه آن به گمانم نبود و نیست

صادق فغانی 




نوع مطلب : صادق فقانی ـ صالح دروند - حامد امامیه - علی محمد محمدی ، 
برچسب ها : اشعار صادق فغانی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 17 دی 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

از این مسیر دو فرسنگ مانده تا مویت
هزار و چند قدم بیشتر به ابرویت
 
دلِ من است که پوشیده چکمه‌ی باد و
وزیده است به سوی شلالِ گیسویت
 
دل من است دلِ بی‌پناه و غمگینی
که سربه‌زیر و  پشیمان نشسته پهلویت
 
اگرچه هیچ یک از تپه های این اطراف
نمانده بی که گذر کرده باشد آهویت

*
لبت تمامی خاورمیانه را امروز
گشوده است به تحسینِ خال هندویت
 
بدونِ این‌که تلاشی کنی، توجهِ ماه
به چشم‌هم‌زدنی جلب می‌شود سویت
 
همین که از پسِ یک جفت قلّه یک خورشید
همین که بر تن یک کوهپایه سوسویت
 
همین که دستِ کسی ـ بی‌دلیل ـ چادری از
ستاره را وسطِ دشت می‌کشد رویت
 
کجاست ماهِ هلالی که سرنوشت مرا
نظاره می‌کند از چشم‌های ترسویت؟

صالح دروند





نوع مطلب : صادق فقانی ـ صالح دروند - حامد امامیه - علی محمد محمدی ، 
برچسب ها : اشعار صالح دروند،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 19 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چشمانت از اصالت این قهوه چیزتر
یعنی غلیظ تر، بله! یعنی غلیظ تر

سرد است، نبض ساعتم آهسته می زند
هر لحظه حال عقربه هایم مریض تر

من رفته ام! و در کلمات تو نیستم
تو رفته رفته در کلماتم عزیزتر...

چندی ست جمله های تو را فکر می کنم
تا طعم طعنه های تو را تُند و تیزتر...؛

دیوانه نیستم! ولی این کار ساده یی‌ست
تا از کنایه های شما مستفیض تر...

ای دانه های تلخِ زمان در تو حل شده!
فنجانِ چشم های مرا هی نریز – تر

در مرگِ من، تو سرد و کفن پوش می رسی
نرم و سفید، توی لباسی تمیزتر

این نامه را به قصدِ وصیت نوشته ام:
قبر مرا برای تو قدری عریض تر...

صالح دروند





نوع مطلب : صادق فقانی ـ صالح دروند - حامد امامیه - علی محمد محمدی ، 
برچسب ها : اشعار صالح دروند،
لینک های مرتبط :
جمعه 6 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گونه‌هایت دو راهِ بی‌برگشت، چشم‌هایت دو برکه‌ی دورند
وسط چشم‌هایت انگاری، مردمک‌ها دو حبّه انگورند

طرح موهای قهوه‌ای رنگت، کشف یک فرش‌باف تبریزی است
نقش برجسته‌های گیسویت چند سوغاتی از نشابورند

چشمی و دیدنت نمی‌آید، لب و خندیدنت نمی‌آید
شاخه‌ام، چیدنت نمی‌آید... لحظه‌هایت چه‌قدر مغرورند

دائم‌الخمرهای بی‌چاره، به شکرخنده‌هات معتادند
بت‌پرستانِ بخت‌برگشته، به پرستیدن تو مجبورند

قصدم از ماه، روی ماهت نیست، شب که خطِّ لب سیاهت نیست
شعرهایم بدون تقصیرند، حرف‌هایم بدون منظورند

به هوا پرت کن قبایت را، باز کن بالِ دکمه‌هایت را
سیب‌های سفیدِ لبنانی در سبدهای میوه محصورند

زیر باران که راه می‌افتی، شاعران شعرِ تر می‌انگیزند
عده‌ای بی تو سخت «منزوی» و عده‌ای «قیصر امین‌پور»ند

صالح دروند





نوع مطلب : صادق فقانی ـ صالح دروند - حامد امامیه - علی محمد محمدی ، 
برچسب ها : اشعار صالح دروند،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 23 آبان 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

پیدا شده ست با همه ی چشم تنگی ات
از پشتِ دکمه بادکنک های رنگی ات

ترکیب جالبی ست قلـم کاری تنت
پهلوی کفش پاشنه دار فرنگی ات

ترکیب جالبـی ست همین عینک مدرن
بر روی چشم و ابروی پارینه سنگی ات

در بحث آفرینش دریاچه ی خـزر
الگو گرفته است خدا از قشنگی ات

در آسمان خراش، صفای گذشته را
دارد هنـوز خاطره های کلنگی ات

لبخند تو رها شدن از پیله ی غم است
پروانه ذوق می کند از شوخ و شنگی ات

انبـــوه شاعران تو در استراحت اَند
وقتی پریده خاطره ی بومرنگی ات..

صالح دروند





نوع مطلب : صادق فقانی ـ صالح دروند - حامد امامیه - علی محمد محمدی ، 
برچسب ها : اشعار صالح دروند،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 22 آبان 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

موی تو لشگری است برای ستم‌گریت
پیداست موی مشکی‌ات از زیر روسریت

محصول قرن چندم هجری است قامتت
شاعر شده است رودکی از لهجه‌ی دَریت

می‌داد طعمِ چند تمشکِ رسیده را
لب‌هام در برابرِ انگورِ عسکریت

وقتِ تنت در آب، نمی‌شد تمیز داد
نوعِ تو را از آن بدنِ آدمی- پریت

دریا پُر است از آبزیانی شکسته‌دل
که معترض شدند به طرزِ شناگریت

در کوچه راه می‌روی و باد می‌وزد
این نکته کافی است در اثبات دلبریت

هر تارِ موی تو غزلی عاشقانه است
دیگر رسیده تا کمر این شعرِ آخریت

صالح دروند





نوع مطلب : صادق فقانی ـ صالح دروند - حامد امامیه - علی محمد محمدی ، 
برچسب ها : اشعار صالح دروند،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 مهر 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ستاره های جهان ریزه خوار چشم تو اَند
شراب های دو عالم ، خمار چشم تو اَند

سپید بختی روز و سیاهروزی شب
بیان ساده ی لیل و نهار چشم تو اَند

نه ماه وچشمه که شهره به روشنی شده اند
تمام آینه ها ، وامدار چشم تو اَند

و اینکه وا شده پلک هزار نر گس مست
نتایج نفحات بهار چشم تو اَند

زمین و زهره و... ، اصلا تمام سیارات
شبیه این دل من بر مدار چشم تو اَند

می وستاره و خورشید ونرگس و دریا
بدون شک همه شان از تبار چشم تو اَند

برای دیدن "سان " از هزار چشم آهو
جهانیان همه در انتظار چشم تو اند

خلا صه تر بنویسم :غزالِ دشت غزل!
پلنگ های زیادی شکار چشم تو اَند

علی محمد محمدی





نوع مطلب : صادق فقانی ـ صالح دروند - حامد امامیه - علی محمد محمدی ، 
برچسب ها : اشعار علی محمد محمدی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 فروردین 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

افتاده دو چشمان تو در مردمک من
انگار  اثــــر کـــــرده دوباره کلک من

تو کودک گستاخ و منم ظرف سفالی
هی لــج نکن و سنگ نزن بر ترک من

صدمرتبه در آبی چشمت شده ام غرق
افسوس کــــه یک بــار نکردی کمک من

رد شد دل پوشالی و ناپاک و دو رنگت
در ساد ه ترین مرحـله های ِ محک من

گفتی که به جز شمع تنت شعله ندارم
با شعله ی کی سوخته ای شاپرک من

طی شد همه ی عمرم و افسوس نبوده
یک خاطــــره در زندگــــــــی مشترک من

رفتی من ِ بی خاطره در خویش شکستم
درنامـــه  نوشتــــم  نگزیده  است کک من

باز آمده ای سوی دلم مثل گذشته
آهنگ جدایـی نزنی نی لبک من! ! !

صادق فقانی





نوع مطلب : صادق فقانی ـ صالح دروند - حامد امامیه - علی محمد محمدی ، 
برچسب ها : اشعار صادق فغانی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 12 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

نام تو نی لبكی بر لب باد
و خدا جز تو به من یاد نداد

دل من قبل تو ناخوانا بود
به الفبای تو سرمشقم داد

طعم تو ، شعر مرا شیرین كرد
و به دنبال من آمد فرهاد

و خدا نیز تو را عاشق بود
نقش زد حوروپری ، حوا زاد

چشم های تو اگر می خندید
قلم از دست خدا می افتاد

حامد امامیه





نوع مطلب : صادق فقانی ـ صالح دروند - حامد امامیه - علی محمد محمدی ، 
برچسب ها : اشعار حامد امامیه،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

این روسری آشفته ی یک موی بلند است
آشفتگی موی تو دیوانه کننده ست
 
بالقوّه سپید است زن اما زن این شعر
موزون و مخیّل شده و قافیه مند است
 
در فوج مدلهای مدرنیته هنوز او
ابروش کمان دارد و گیسوش کمند است
 
پرواز تماشایی موهای رهایش
تصویرِ رهاکردن یک دسته پرنده ست
 
دل غرق نگاهیست که مابینِ دو پلکش
یک قهوه ای سوخته ی خیره کننده ست
 
با اخم به تشخیصِ پزشکان سرطان زاست
خندیدن او عامل بیماری قند است
 
تصویر دلش با کمک چشمِ مسلّح
انگار که سنگی تهِ شیئی شکننده ست

شاید به صنوبر نرسد قامتش امّا
نسبت به میانگین همین دوره بلند است

ماه است و بعید است که خورشید نداند
میزان حضور و حذرش چند به چند است
 

 صالح دروند





نوع مطلب : صادق فقانی ـ صالح دروند - حامد امامیه - علی محمد محمدی ، 
برچسب ها : اشعار صالح دروند،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 28 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


تا ابد بغضِ منِ تبزده کال است عزیز
دیدن گریه ی تمساح محال است عزیز !

تا شما خانه تان سمت شمال ده ماست
قبله دهکده مان سمت شمال است عزیز

پنجره بین من و توست، مرا بوسه بزن
بوسه از آن طرف شیشه حلال است عزیز !

ما دو ریلیم به امید به هم وصل شدن
فصل گل دادن نی ، فصل وصال است عزیز !

ماه من ! عکس تو در چشمه گل آلود شده
عیب از توست !…ببین ! چشمه زلال است عزیز !

دام گیسوی تو بی دانه شده ، می فهمی ؟!
امپراطوری تو رو به زوال است عزیز

عشق این نیست که بر گردن من حلقه زده
اینکه بر گردنم افتاده وبال است عزیز

چار فصل است دلم منتظر پاسخ توست
لعن و نفرین به تو و هرچه سوال است عزیز

صادق فقانی





نوع مطلب : صادق فقانی ـ صالح دروند - حامد امامیه - علی محمد محمدی ، 
برچسب ها : اشعار صادق فقانی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 26 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony