تبلیغات
غزلخانه - مطالب ایرج زبردست
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 


شد کوچه به کوچه جستجو عاشق او
شد با شب و گریه روبرو  عاشق او
پایان حکایتم شنیدن دارد:
من عاشق او بودم و او عاشق او ...

***
تا عشق تو داغ بر جبین می‌ریزد
چشمم همه اشک آتشین می‌ریزد
هجران تو را اگر شبی آه کشم
خاکستر ماه بر زمیـــن می‌ریزد

***
در عشق اگر عذاب دنیا بکشی
با اشک به دیده طرح دریا بکشی
تا خلوت من هزار غربت باقی‌ست
تنها نشدی که درد تنها بکشی

***
 روح سحری، ناز دمیدن داری
مثل غزلی تازه شنیدن داری
ای قصه‌ی روزهای «من بودم و تو»
آن قدر ندیدمت که دیدن داری

***
ما خلوت رخوت زده‌ی مردابیم
تصویر سراب تشنگی در آبیم
عالم کفنی به وسعت بی‌خبری‌ست
ای خواب تو بیداری و ما در خوابیم

***
امشب دلم از آمدنت سرشار است
فانوس به دست کوچه‌ی دیدار است
آن‌گونه تو را در انتظارم که اگر
این چشم بخوابد آن یکی بیدار است

***
دیری‌ست که آتش از تنم می‌ریزد
صد حنجره خون از سخنم می‌ریزد
با بار غمی که روی دوشم مانده‌ست
بر کوه اگر تکیه کنم می‌ریزد

***
پیراهن خیس ابر تن‌پوش من است
صد باغ تبرخورده در آغوش من است
این زندگی کبود ـ این تلخ بنفش
زخمی‌ست که سال‌هاست بر دوش من است

***
در حنجره‌ام شور صدا نیست رفیق
یک لحظه دلم ز غم جدا نیست رفیق
بگذار که قصه را به پایان ببرم
آخر غم من یکی دو تا نیست رفیق

***
من: دهکده‌ها نبض حقایق هستند
او: مردم ده با تو موافق هستند
ناگاه صدای خیس رعدی پیچید:
باران که بیاید همه عاشق هستند


عالم ز وجود مبهمی می ترسد
هر دم ز شبیخون غمی می ترسد
ابلیس همان روز ازل می دانست
یك روز خدا از آدمی می ترسد

ایرج زبردست





نوع مطلب : ایرج زبردست، 
برچسب ها : رباعیات ایرج زبردست،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای صبح نه آبی نه سپیدیم هنوز
در شهر امید ناامیدیم هنوز
دیدی که چه کرد دست شب با من و تو؟
در باز و به دنبال کلیدیم هنوز

***
تا گریه طلسم درد را می‌شکند
دل، حرمت آه سرد را می‌شکند
دریای هزار موج طوفان‌خیز است
اشکی که غرور مرد را می‌شکند

***
او، من، تو... چقدر در تلاشند همه
از حادثه، سنگ می‌تراشند همه
من از تن او گذشت، من او شد و گفت:
ای کاش تو باشی و نباشند همه

***
ای مثل غرور ساده‌ی آینه، فاش
کاری نکنی شکستگی آید و کاش
دیدار تو با آینه حرفی دارد
هم با همه باش و هم جدا از همه باش

 

ایرج زبردست

 


 





نوع مطلب : ایرج زبردست، 
برچسب ها : رباعیات ایرج زبردست،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 4 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

 

با جمله‌ی رندان جهان هم‌کیشم
خیام ترانه‌های پر تشویشم
انگار شراب از آسمان می‌بارد
وقتی که به چشمان تو می‌اندیشم

***
تا بال و پر عمر به رنگ هوس است
از اوج سرازیر شدن یک نفس است
آن لحظه که بال زندگی می‌شکند
در چشم پرنده ، آسمان هم قفس است

***
باران: تب هر طرف ببارم دارم
دهقان: غم تا به کی بکارم دارم
درویش نگاهی به خود انداخت و گفت:
من هرچه که دارم از ندارم دارم

***
زد بانگ کسی که جاده‌ها را می‌زیست:
ای بی‌خبر از عاقبت راه نایست!
آن سوی قدم‌ها که نمی‌دانم کیست
پیوسته کسی هست که می‌گوید: نیست

 

ایرج زبردست


 





نوع مطلب : ایرج زبردست، 
برچسب ها : رباعیات ایرج زبردست،
لینک های مرتبط :
جمعه 16 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony