غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

من و هراس سقوط از فراز  جاذبه ها
که راه می روم از روی تیزی لبه ها

شنیدنی است کشیشی که اعتراف کند
شنیدنی تر از آن اعتراف راهبه ها

مرا به قطب خودت قطب عشق می بردی
مخالف جهت بادها و عقربه ها

حساب کردم از این عشق سودها ببرم
غلط ازآب درآمد ولی محاسبه ها

و اعتماد به عشقت نتیجه اش این شد
زنی رها شده ام درهجوم شائبه ها

اعظم سعادتمند

 





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار اعظم سعادتمند،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

کسی از عمق دریا زد صدایت ، ماهی قرمز !
و دریا پهن شد در زیر پایت ، ماهی قرمز !

شبی قلّاب ماهی گیر ، دست از دامنت برداشت
و کرد آن ترس ِ بی مورد رهایت ، ماهی قرمز !

پریدی توی آب و کوسه ها با طعنه پرسیدند :
" تو ، با این کفشهای تا به تایت ماهی قرمز !؟ "

تصور هم نمی کردند جاشوها که اقیانوس
نهنگی زیر سر دارد برایت ، ماهی قرمز !

تو را می خواست قایق ران که هر شب تور می انداخت
و گرنه داشت دریا بی نهایت ماهی قرمز !

پانته آ صفایی بروجنی





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار پانته آ صفایی بروجنی،
لینک های مرتبط :
شنبه 2 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

کی میرسم به لذت در خواب دیدنت
سخت است سخت از لب مردم شنیدنت

هرکس که این ستاره ی دنباله دار را
یک قرن پیش دیده زمان دمیدنت

از مثل سیل آمدنت حرف می زند
از قطره قطره بر دل خارا چکیدنت

پروانه ها به سوختنت فکر می کنند
تک شاخ ها به در دل طوفان دویدنت

من …من ولی به سادگی ات مهربانی ات
گه گاه هم به عادت ناخن جویدنت

آخر، انار کوچک هم بازی نسیم!
دیگر رسیده است زمان رسیدنت

پایین بیا که کاسه ی دریوزگی شده است
زنبیل من به خاطر از شاخه چیدنت

یا زودتر به این زن تنها سری بزن
یا دست کم اجازه بده من به دیدنت…

پانته آ صفایی بروجنی





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار پانته آ صفایی بروجنی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 28 فروردین 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

نفس نفس به درونت بکش هوایم را
و پر کن از نفست ذره ذره هایم را

نسیم باش و به بازی بگیر چون پر قو
شبانه، گیسوی بر شانه ها رهایم را

اگر همیشه مرا بیم سرنگون شدن است
تو کج گذاشته ای خشت ابتدایم را

زنی به میل خودت آفریده ای از من
خودت به هم زده ای نظم آشیانم را

فرشتگان مقرب هنوز حیرانند
تورا به سجده در آیند یا خدایم را

من اختراع توام ، ثبت کن مرا که خدا
کنار رفت و پذیرفت ادعایم را

به اسم شهر تو تغییر می دهد یک روز
شناسنامه من، اسم روستایم را

شغال های بیابان تمام شب تا صبح
مدام زوزه کشیدند رد پایم را

برای آن که بدانند من ازآن توام
به بوسه مُهر بزن بین شانه هایم را

پانته آ صفایی بروجنی





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار پانته آ صفایی بروجنی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 28 فروردین 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

لب باز می کنند غزلهای لالِ من
کی میشود به نام تو تحویل سال من؟

مثل هوای شرجیِ چشمِ تو در دلم
باران گرفته است و خراب است حال من

تو قسمت زمین غزل خیز جنگلی
تو سهمِ دخترانِ شمالی... شمالِ من

من قسمتم کویرترین جای نقشه است
دریای چشم های شما نیست مالِ من

کم کم بخار می شود از ذهنِ آبگیر
بارانِ خاطرات تو... رودِ زلالِ من

شعر از بلور چشمِ شما آب می خورد
با این حساب، پیش تو ظرفِ سفال من

شاید فقط برای شکستن مناسب است
شاید فقط برای شکستن، سفالِ من

حالا سوار می شوی و قطار سوت می کشد
بر ریلها قطارِ شما ... بی خیالِ من

لبخند می زنم، « به خدا می سپارمت »
خیس است، خیس گریه ولی دستمال من

حالا رسیده است به دیماه سال من
دیگر نمی رسند غزلهای کالِ من

حل المسائل همه ی مشکلاتِ من
پاسخ نمی دهد به علامت سوال من

حافظ به من، جواب درستی نمی دهد
از قهوه های تلخ بپرسید فال من

یک دفتر سفیدِ غزل روی میز توست
خط خورده من ، تباه شده من، مچاله من

بر گردنِ تمام غزلهام، حلقه است
مثل طنابِ عشق تو... تنها مدال من

بی اتفاق تازه ای امسال هم گذشت
کی می شود به نام تو تحویل سال من؟

پانته آ صفایی





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار پانته آ صفایی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 22 اسفند 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

 

پرنده ها همه خواب اند ، صبح آدینه ست
زلال و آبی و آرام ، برکه آئینه ست

بهار آمده و باغ از شکوفه پر است
و آفتاب عروسی نشسته بر چینه ست

بهار آمده ، سبزند شاخه ها اما
هنوز سینه ی هیزم شکن پر از کینه ست

تبر هنوز نیافتاده است روی زمین
اگرچه دست تبردارها پر از پینه ست

بهار آمده اما چه فایده؟ وقتی
درختِ سبز تو حالا زغال شومینه ست

پانته آ صفایی بروجنی





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار پانته آ صفایی بروجنی،
لینک های مرتبط :
جمعه 19 اسفند 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

به دنبال کسی در این خیابانها نمی گردم
فقط این قدر می دانم که دراین شهر ولگردم

دلم راضی نشد از خواب خوش بیدارشان سازم
اگر هرگز به دنیا کودکانم را نیاوردم

زمانی فکر می کردم یکی از فیلسوفانم
چه کار خنده داری می نشستم فکر می کردم

چه باید کرد با یک روح سرماخورده در باران
چقدر از زندگی از عشق حتی شعر دلسردم

برایم نسخه ای با سادگی از دود می پیچی
که بهتر می شود با آتش سیگار سردردم!

که گفتی!می توانی پا به پایم دربه در باشی!
ولی من با کسی غیر از خودم دیگر نمی گردم

اعظم سعادتمند





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار اعظم سعادتمند،
لینک های مرتبط :
جمعه 21 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

وقتی تو نیستی در و دیوار خانه را...
ملّافه های گلبِهی چارخانه را....

حتّی کتاب حافظ و گلدان روی میز
روبان و گوشواره و موگیر و شانه را...

وقتی قرار نیست بیایی برای کی
این روژهای صورتی دخترانه را؟...

اصلا خودم در آینه کوتاه می کنم
موهای خیسِ ریخته بر روی شانه را

با گریه پاک می کنم از روی صورتم
این خطِ چشم مسخرۀ ناشیانه را

من، جوجه فنچ کوچک تنها، بدون تو
دیگر چطور گرم کنم آشیانه را؟

یک روز با تو من همۀ شهر را... ولی
حالا که نیستی در و دیوار خانه را...

 پانته‌آ صفایی بروجنی





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار پانته‌آ صفایی،
لینک های مرتبط :
شنبه 8 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

موهام روی شانه ی طوفان غم رهاست
امشب شب عروسی من یا شب عزاست

دارند از مقابل چشمان عاشقت
با زور  می برند مرا روبه راه راست

دارم عروس می شوم این آخرین شب است
این انتهای قصه تلخ من و شماست

حتی طنین زلزله ویران نمی کند
دیوارهای فاصله ای را که بین ماست

من بی گمان کنار تو خوشبخت می شدم
اما نشد ... نشد که من و تو ... خدا نخواست ...

آن سیب کال ترش که بر روی شاخه بود
این روزها رسیده ترین میوه خداست

اما به جای باغ تو در ظرف میوه است
اما به جای دست تو در سرد خانه هاست

آیینه شمعدان و لباس سفید و ... آه
این پیرزن چقدر به چشمانم آشناست

روی سرش هنوز همان چادر کشی است
دمپائیش هنوز همانطور تابه تاست

کل می کشند یا؟... نه ! به شیون نشسته اند
امشب شب عروسی من یا شب عزاست

حالا چرا عزیز دلم بغض کرده ای ؟
این تازه روز اول و آغاز ماجراست !

پانته‌آ صفایی بروجنی





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار پانته‌آ صفایی،
لینک های مرتبط :
شنبه 8 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

سلام وارث تنهای بی‌نشانی‌ها!
خدای بیت غزل‌های آسمانی‌ها

نیامدی و کهنسال‌هایمان مُردند
در آستانهٔ مرگ‌اند نوجوانی‌ها

چقدر تهمتِ ناجور بارمان کردند
چقدر طعنه که: «دیوانه‌ها! روانی‌ها!

کسی برای نجات شما نمی‌آید
کسی نمی‌رسد از پشتِ نُدبه‌خوانی‌ها»

مسیحِ آمدنی! سوشیانس! ای موعود!
تو ـ هر که هستی از آن‌سوی مهربانی‌ها!

بگو به حرف بیایند مردگانِ سکوت
زبان شوند و بگویند بی‌زبانی‌ها

هنوز پنجره‌ها باز می‌شوند و هنوز
تهی است کوچه از آوازِ شادمانی‌ها

و زرد می‌شوند و دانه‌دانه می‌افتند
کنار پنجره‌ها برگِ شمعدانی‌ها

پانته‌آ صفایی بروجنی





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار پانته‌آ صفایی،
لینک های مرتبط :
شنبه 8 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گفتی چه دارد چشمهایت جز سیاهی
یادت می آید شعر خواندم از پناهی

گفتم اگر با من می آیی چتر بردار
بی اعتبار است این هوای مهر ماهی

من خانه ات هستم چه می خواهی عزیزم
از این مسافرخانه های بین راهی

آن شب برایم چای دم کردی که شاید
یک استکان از خستگی هایم بکاهی

گفتی بیا حرفی بگوییم از سر عشق
گفتم فدایت می شوم گفتی الهی...

* * *
نام تو را بر کوهساران می نوشتم
نام مرا بر کوه کاغذهای کاهی

می رفتم از مهتابی این خانه تا ماه
حالا کجایم بین کفترهای چاهی

دنبال یک دیوانه می گردم که اینجا
می گشت دنبال من دیوانه گاهی

اعظم سعادتمند





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار اعظم سعادتمند،
لینک های مرتبط :
جمعه 9 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

باد توفنده ی بنیان کنی و من کاهی
همه ی عمر بکش هر طرفم می خواهی

فاش کن راز مرا بر سر بازار جهان
ای که از درد دل بی خبرم آگاهی

پشت هر پنجره باشم نظرم خیره به توست
در نگاهم تو فقط منظره ی دلخواهی

ریسمان باز کن از پنجه ی دیوانگیم
کی به پایت برسد دست به این کوتاهی

سایه ام مانده کنارم فقط از آن همه باغ
بتکان شاخه ی تنهایی من را گاهی

ماه می بوسمت از دور چه می شد که شبی
بشنوی از لب من قصه ی خاطر خواهی

اعظم سعادتمند





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار اعظم سعادتمند،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چشمم مقابل تو و می ترسم از گناه
با اینکه گفته اند حلال است یک نگاه

مبهوت و مات خلقت خویشم چه ساخته است
پروردگار من که نه آیینه ام نه آه

چون سرنوشت خویش به بیراهه می روم
ناچارم از ادامه ی این راه اشتباه

ای آفتاب ، روشنیت را دریغ کن
حتی بگیر سایه ی خود را از این گیاه

عمری که می روی و به تدریج می کشی
یکباره راحتم کن و از رنج من بکاه

هرگز گمان مکن که مرا صید کرده ای
با پای خویش آمده ام تا شکارگاه

اعظم سعادتمند





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار اعظم سعادتمند،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

عمری مواظبم که مبادا خطا کنم
تیری که بر هدف ننشیند رها کنم

دوری کن از نگاه من این عشق مسری است
شاید تو را به درد خودم مبتلا کنم

آغوش توست ، خانه ی موروثی ام ولی
کو آن جسارتی که چنین ادعا کنم

هر چند  ناشیانه فقط دست و پا زدم
می خواستم که در دل دریا شنا کنم

می گیرمت نهنگ من از دست آبها
تا برتری به کشور صیاد ها کنم

 

اعظم سعادتمند





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار اعظم سعادتمند،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو