تبلیغات
غزلخانه - مطالب محمد سلمانی
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 


آسمان آبی عرفان من چشمانِ توست
اختر تابنده کیهان من چشمان توست

در حضور چشمهایت عشق معنا می شود
اولین درس دبیرستان من چشمان توست

در بیابانی که که خورشیدش قیامت می کند
سایبانِ ظهر تابستان من چشمان توست

در غزل وقتی که از آیینه صحبت می شود
بی گمان انگیزة پنهان من چشمان توست

من پر از هیچم پر از کفرم پر از شرکم ولی
نقطه های روشن ایمان من چشمان توست

در شبستانی که صد سودابه حیران منند
جام راز آلودة چشمان من چشمان توست

باز می پرسی که دردت چیست؟بنشین گوش کن
درد من ، این درد بی درمان من چشمان توست


محمد سلمانی





نوع مطلب : محمد سلمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد سلمانی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


چرا زهم بگریزیم؟ راه مان که یکی ست
سکوتمان،غممان،اشک وآه مان که یکی ست

چرا زهم بگریزیم، دستِ کم یک عمر
مسیر میکده وخانقاه مان که یکی ست

اگر سپیدی روزی تو، من سیاهی شب
هنوز گردش خورشید و ماه مان که یکی ست

تو از سلاله لیلی، من از تبار جنون
اگر نه مثل همیم، اشتباه مان که یکی ست

من وتو هردو به دیوار ومرز معترضیم
چرا دو توده ی آتش، گناه مان که یکی ست

اگر چه رابطه هامان کمی کدر شده است
چه باک؟ حرف وحدیث گناه مان که یکی ست

محمد سلمانی





نوع مطلب : محمد سلمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد سلمانی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 4 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


آنقدر از مقابل چشم تو رد شدم
تا عاقبت ستاره شناسی بلد شدم

منظومه ای برابر چشمم گشوده شد
آن شب كه از كنار تو آرام رد شدم

گم بودم و از نگاه تمام ستارگان
تا اینكه با دو چشم سیاهت رصد شدم

شاید به حكم جاذبه شاید به جرم عشق
در عمق چشم های تو حبس ابد شدم

دیدم تو را در آینه و مثل آینه
من هم دچار ـ از تو چه پنهان؟! ـ حسد شدم

شاعر شدم همان كس كه تو را خوب می سرود
مثل كسی كه مثل خودش می شود شدم

در حیرتم چگونه ، چرا در نگاه تو
دیروز خوب بودم و امروز بد شدم

 محمد سلمانی





نوع مطلب : محمد سلمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد سلمانی،
لینک های مرتبط :
شنبه 24 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

كاش سری داشتم افسانه‌ای
هم سفری داشتم افسانه‌ای

كاش كه در لحظه بیچارگی
چاره‌گری داشتم افسانه‌ای

كاش به جای پدر خاكی‌ام
ناپدری داشتم افسانه‌ای

عشق سرسفره من می‌نشست
ماحضری داشتم افسانه‌ای

یا كه ستم ریشه در اینجا نداشت
یا تبری داشتم افسانه‌ای

كاش زمانی كه دلم می‌گرفت
از تو پری داشتم افسانه‌ای


محمد سلمانی





نوع مطلب : محمد سلمانی، 
برچسب ها : اشعار محمّد سلمانی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است
یعنی خبر ز سویِ تو، این‌روزها کم است

اینجا کنار پنجره، تنها نشسته‌ام
در کوچه‌ای که عابر دردآشنا کم است

من دفتری پر از غزلم نابِ نابِ ناب
چشمی که عاشقانه بخواند مرا کم است

بازآ ببین که بی‌تو در این شهر پُرمَلال
احساس، عشق، عاطفه، یا نیست یا کم است

اقرار می‌کنم که در اینجا بدون تو
حتّی برای آه‌ کشیدن هوا کم است

دل در جوابِ زمزمه‌های «بمانِ» من
می‌گفت می‌روم که در این سینه جا کم است

غیر از خدا که‌را بپرستم؟ تورا، تورا
حس می‌کنم برای دلم یک خدا کم است!


محمّد سلمانی





نوع مطلب : محمد سلمانی، 
برچسب ها : اشعار محمّد سلمانی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony