تبلیغات
غزلخانه - مطالب محمد زکایی - ساسان مظهری - محمدحسین انصاری نژاد
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

در جانِ این درخت ، تو جشنِ جوانه ای
سر سبزیم ز توست که سبز آشیانه ای

خون بهار در رگ من موج می زند
گل می کنم به شوق تو با هر بهانه ای

آه ای پریچه ، خانه ی من از تو روشن است
بر این دریچه ، جلوه ی ماه شبانه ای

دست خدا سرشته تو را چون فرشته ها
خوبا! تو خوش ترین غزل عاشقانه ای

حقا که شعر ناب ز تو آب می خورد
ای خوش تر از خیال ، عجب نازکانه ای

با آن تن رسیده ، تو شیرین تری ز جان
ای میوه ی جوان ، تو عجب نوبرانه ای

ای نازنین ، به دیده ی من نقش خود ببین
بنگر در این حقیقتِ روشن ، فسانه ای

شب را درون چشم تو بیتوته می کنم
چونان مسافری که در آید به خانه ای

یک شعر تر بخوان به ترنم ز جویبار
تا بشکفم چو گل به طنین ترانه ای

غم نیست گر جهان همه بیگانگی کند
وقتی تو بی مضایقه با من یگانه ای

محمد ذکایی ( هومن)
کرمانشاه ، اردیبهشت 1350خورشیدی





نوع مطلب : محمد زکایی - ساسان مظهری - محمدحسین انصاری نژاد، 
برچسب ها : اشعار محمد ذکایی ( هومن)،
لینک های مرتبط :
شنبه 26 فروردین 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

طعنه زند همی به شب رنگ سیاه موی تو
غین غزل بریده ام زل زده ام به روی تو

شانه نشد خم از غم و غصه و درد بیشمار
شانه چنان شکسته ام در خم و پیچ موی تو

رسم طواف اگر بود دور حریم کعبه ات
دور هزار می زنم من به سرا و کوی تو

گر بکند زنده زمین عطر و هوای نو بهار
مرده بسی زنده کند معجزه های بوی تو

نام تو قطره بشنود رخنه کند به سنگها
چشمه خروش می کند در پی و جستجوی تو

ای که طلوع زندگی بی تو غروب می شود
قبله تویی رخ بنما سجده کنم به سوی تو

میگذری اگر شبی به کوی ما سری بزن
سر زده ام چو پیش تر من به سرا و کوی تو ...

ساسان مظهری


 





نوع مطلب : محمد زکایی - ساسان مظهری - محمدحسین انصاری نژاد، 
برچسب ها : اشعار ساسان مظهری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

خواستم که مشق کبوتر شدن کنی
در آسمان نشسته نگاهی به من کنی

در رهگذار نافله ی کوچه باغ ها
یک سجده رو به وسعتی از یاسمن کنی

دل را به ذکر سبز بهاران گره زنی
غرق نماز شاخه ای از نسترن کنی

وقتی بهار از نفست غنچه می زند
فکری برای چشم حسود چمن کنی

می خواستم که رکعتی از عاشقانه را
لالایی ملایم شب های من کنی

قدیس بی نشان غزل های من شوی
تا سینه را کتیبه ی زخم کهن کنی

مثل عقاب پر بکشی روی ابر ها
گل چرخ ها زنی سفر سوختن کنی

وا می شود دریچه ای از آسمان تو را
مثل پرنده ای گذر از خویشتن کنی

هر چند سهم پنجره ی چشم های من
شب های بی ستاره ی بیت الحزن کنی

دستی تکان بده که به رغم برادران
روزی هزار معجزه از پیرهن کنی

کی می بری مرا به فراسوی واژه ها
بین صدای بال ملائک وطن کنی

قیصر که پر کشید و از ادراک ما گذشت
باید که بیش از این هوس پر زدن کنی

دستم به دامنت به خدا می رسانی ام ؟
آهی کشی دوباره و ختم سخن کنی !

محمد حسین انصاری نژاد





نوع مطلب : محمد زکایی - ساسان مظهری - محمدحسین انصاری نژاد، 
برچسب ها : اشعار محمد حسین انصاری نژاد،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

زیباست سمت باغ خیالت پریدنم
تا در پرند ماه بیایی به دیدنم

مست آن چنان که چرخ زنان با تو سر دهم
در گوش عرشیان غزل پر کشیدنم

مست آن چنان که دست برم در مدار ماه
آن گاه بنگری تو به آیینه چیدنم

دستی تکان دهید پری های ناگهان
مفتونِ عاشقانه دریا شنیدنم

هر شب کنار پنجره تا صبح دیدنی است
در پرنیان خاطره هایت خزیدنم

تا مشق دوست داشتنی بی نشان کنم
حسرت به دوش جرعه ای از خود رمیدنم

یک ذره مهربانی ات این روزها نماند
یا آفریده ماند برای ندیدنم

محمد حسین انصاری نژاد





نوع مطلب : محمد زکایی - ساسان مظهری - محمدحسین انصاری نژاد، 
برچسب ها : اشعار محمد حسین انصاری نژاد،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گرچه تمام بودنم گمشده در نبودنت
غرق محال می شوم ، خام دوباره بودنت

چهره ی زیبای تو را نقش خیال می کنم
باز به خواب خویشتن رسم محال می کنم

حسرت دیدار تو را آهِ دوباره می کشم
در شب بی ستاره ام تو را ستاره می کشم

کاش دوباره بنگری بر دل زار و خسته ام
خسته که نه ز عشق تو خرد شدم ، شکسته ام

روز میان خواب من باز غروب می شود
« اگر بیای از سفر آه چه خوب می شود »

مثل همیشه  می روی باز تو از خیال من
باز تمام می شود آرزوی  محال من

نقش تو پاک می شود باز ز خواب می پرم
حسرت دیدار تو را به کنج سینه می برم


ساسان مظهری





نوع مطلب : محمد زکایی - ساسان مظهری - محمدحسین انصاری نژاد، 
برچسب ها : اشعار ساسان مظهری،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


نمی رود به خیالم که رفته ای ز برم
شکایت از غم تو من بر خدا ببرم

امید آخر من تکیه بر نگاه  تو بود
تو رفته ای و ندانی شکسته شد کمرم

به حال غمزده و دیدگان تر بنگر
به یاد دیده ی تو من دگر کجا نگرم

شبم نشد بوجودت شود سپیده دمان
دلم اسیر شب وخوش به وعده ی سحرم

شود که بر دل غمگین من کنی نظری؟
خدا کند که بیایی دوباره در نظرم


ساسان مظهری





نوع مطلب : محمد زکایی - ساسان مظهری - محمدحسین انصاری نژاد، 
برچسب ها : اشعار ساسان مظهری،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

 

شده از گریه شود خیس شبی زیر سرت ؟
یا نبینی تو بجز غصه و غم دور و برت ؟

زیر سر خیس شد از گریه و زاری امشب
بجز از غصه و غم هیچ نیامد بر لب

بی تو دیگر شب و روزم همه تلخ است و حزین
روز ها شب بشود زین دل تنها و غمین

هیچکس تاب نیاورد کنارم نفسی
چه غمینم که نباشد به برم  هیچکسی

بجز از عشق نخواهم به خدا چیز دگر
ای خدا بر دل تنها و غریبم بنگر


ساسان مظهری





نوع مطلب : محمد زکایی - ساسان مظهری - محمدحسین انصاری نژاد، 
برچسب ها : اشعار ساسان مظهری،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 4 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony