تبلیغات
غزلخانه - مطالب حمید مصدق
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

زیر خاکستر ذهنم باقیست
آتش سرکش و سوزنده هنوز
یادگاری ست ز عشقی سوزان
که بود گرم و فروزنده هنوز
عشقی آن گونه که بنیان مرا
سوخت از ریشه و خاکستر کرد
غرق در حیرتم از اینکه چرا
مانده ام زنده هنوز
گاهگاهی که دلم می گیرد
پیش خود می گویم
آن که جانم را سوخت
یاد می آرد از این بنده هنوز
سخت جانی را ببین
که نمردم از هجر
مرگ صد بار به از
بی تو بودن باشد
گفتم از عشق تو من خواهم مرد
چون نمردم، هستم
پیش چشمان تو شرمنده هنوز
گر چه از فرط غرور
اشکم از دیده نریخت
بعد تو لیک پس از آن همه سال
کس ندیده به لبم خنده هنوز
گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت
سال هاست که از دیده من رفتی لیک
دلم از مهر تو آکنده هنوز
دفتر عمر مرا
دست ایام ورق ها زده است
زیر بار غم عشق
قامتم خم شد و پشتم بشکست
در خیالم اما
همچنان روز نخست
تویی آن قامت بالنده هنوز
در قمار غم عشق
دل من بردی و با دست تهی
منم آن عاشق بازنده هنوز
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر که گورم بشکافند عیان می بینند
زیر خاکستر جسمم باقیست
آتش سرکش و سوزنده هنوز


حمید مصدق





نوع مطلب : حمید مصدق، 
برچسب ها : اشعار حمید مصدق،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

 

آه چه شام تیره ای، از چه سحر نمی شود
دیو سیاه شب چرا جای دگر نمی شود

سقف سیاه آسمان سوده شده ست از اختران
ماه چه، ماه آهنی، این كه قمر نمی شود
...

وای ز دشت ارغوان، ریخته خون هر جوان
چشم یكی به ماتم اینهمه تر نمی شود

مادر داغدار من، طعنه تهنیت شنو
بهر تو طعن و تسلیت، گر چه پسر نمی شود

كودك بینوای من، گریه مكن برای من
گر چه كسی به جای من، بر تو پدر نمی شود

باغ ز گل تهی شده، بلبل زار را بگو:
((از چه ز بانگ زاغها، گوش تو كر نمی شود))

ای تو بهار و باغ من، چشم من و چراغ من
(بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمی شود)

حمید مصدق

 





نوع مطلب : حمید مصدق، 
برچسب ها : اشعار حمید مصدق،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 19 تیر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

باغبانم باغبانی خسته دل

پشت من خم گشته همچون پشت تاک

آن گل زیبا که پروردم به جان

شد چو خورشید فروزان تابناک

دست گلچینی ز شاخش چید و رفت

پای خودبینی فشردش روی خاک

 

حمید مصدق





نوع مطلب : حمید مصدق، 
برچسب ها : اشعار حمید مصدق،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 25 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony