تبلیغات
غزلخانه - مطالب سید مهدی نژاد هاشمی - سید هادی هاشمی نژاد
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

چشم های تو ، خانه ات آباد ! درد ویرانه را نمی فهمد
موی پیچیده در حوالی باد ، گرمی ِ شانه را نمی فهمد

بوف کوری که غرق رویا هاست، دیر یا زود می رود ازدست
سگ ولگرد نا کجاآباد ، معنی ِ خانه را نمی فهمد !

کرم خاکی منزوی دیگر ، دل به آبی ِ آسمان ندهد
تا دم ِ مرگ خویش دنیای ، گنگ ِ پروانه را نمی فهمد

شاعری حرف مفت آدم هاست ، جز غم و درد میوه ای ندهد
گونه ی سرخ مردم خاطی ، لطف شاهانه را نمی فهمد

آنکه خنجر نخورده بر پشتش ، کوچه تاریک باشد و روشن
روبروی رفیق خود ، دست سرد بیگانه را نمی فهمد

مثل آقا محمد قاجار ، تیغ در پنجه ات نمی لرزد
پدر من درآمد و چشمت ، حال دیوانه را نمی فهمد !

آه از این هوای آدم کش ، آه از قهوه های قاجاری
تلخی واقعیتت فرقِ بین افسانه را نمی فهمد !


سید مهدی نژادهاشمی





نوع مطلب : سید مهدی نژاد هاشمی - سید هادی هاشمی نژاد، 
برچسب ها : اشعار سید مهدی نژادهاشمی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 اسفند 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گفتم بمان ، نماند و هوا را بهانه کرد
بادی نمی وزید و بلا را بهانه کرد

می خواستم که سیر نگاهش کنم ولی
ابرو به هم کشید و حیا را بهانه کرد

آماده بود از سر خود وا کند مرا
قامت نبسته دست ِ دعا را بهانه کرد

من صاف و ساده حرف دلم را به او زدم
اما به دل گرفت و ریا را بهانه کرد

اما ، اگر ، نداشت دلش را نداد و رفت
مختار بود و دست قضا را بهانه کرد

گفتم دمی بخند که زیبا شود جهان . . .
پیراهن سیاه عزا را بهانه کرد

می خواستم که سجده کنم در برابرش . . .
سجاده پهن کرد و خدا را بهانه کرد

می رفت سمت مغرب و اوهام دور دست
صبح سپید و باد صبا را بهانه کرد

او بی ملاحظه کمرم را خودش شکست . . .
حال مرا گرفت و عصا را بهانه کرد

بی جرم و بی گناه مرا راند از خودش
قابیل بود و روز جزا را بهانه کرد

سید مهدی نژادهاشمی






نوع مطلب : سید مهدی نژاد هاشمی - سید هادی هاشمی نژاد، 
برچسب ها : اشعار سید مهدی نژادهاشمی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

از دست تو امشب شده فکرم متلاشی
آرام نگیرم ، مگر از من شده باشی

چشمان تو معمار غزلهای بدیل است
بدنیست مرا جنس نگاهت بتراشی

جنجال به پا کرده ای و متن خبر ها....
محتاج نباشند از این پس به حواشی ....

نفرین نکن از دور مرا جان عزیزت ...
درد است نمک بر جگر پاره بپاشی

یک نیمه پر از دردم و یک نیمه پر از غم....
سخت است تو هم روح و تنم را بخراشی

مجموعه ای از درد و غم  و رنج و عذابم ...
مجموعه ای از اینکه تو باشی و نباشی


سید مهدی نژادهاشمی (م.شوریده)





نوع مطلب : سید مهدی نژاد هاشمی - سید هادی هاشمی نژاد، 
برچسب ها : اشعار سید مهدی نژادهاشمی،
لینک های مرتبط :
جمعه 15 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

 

 

بگذار بال و پر بزنم در هوای تو
ای واژه واژه ی غزلم مبتلای تو

تا پا گذاشتی. . . تو بر کوچه ی دلم
گل داد بوته بوته ی شعرم برای تو

با من بهار باش که پاییز بخت من
سبز و پر از شکوفه شود پا به پای تو

گفتی برقص با من و تا انتها بیا
باشد به روی چشم ولی با دعای تو

امروزهای با تو برایم غنیمت است
دارد عجیب می شود این ماجرای تو

این شادی تو ... شیطنتت ، خوب بودنت
آن قفل چشمهای شب ابتدای تو

من آدمم ولی تو گمانم فرشته ای
پر می کشم به قاف تو با بالهای تو

پس می دهم تمامی خاک بهشت را
با حوریان باکره اش در ازای تو


سید هادی هاشمی نژاد





نوع مطلب : سید مهدی نژاد هاشمی - سید هادی هاشمی نژاد، 
برچسب ها : اشعار سید هادی هاشمی نژاد،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

جغرافیایِ چشم تو بی شک جهنم است
افتادنِ به دام تو صدبار هم ،کم است

پروانه دسته دسته زیاداست این زمان
آن چه که نیست شعله ی چشمان همدم است

زیباترین بهانه ی خود سوزی ِ منی
پر پر زدن درون نگاه تو مرهم است

وقتی که نیستی لب من وا نمی شود
هر روز هفته ام پر از اندوه و ماتم است
 
احساس می کنم که جهان تار می شود
دل مردگی درون نگاهم مجسم است

باید دوباره زجر کشید و سخن نگفت
این زندگیست ...یا که نه ...مرگی دمادم است

باید قبول کرد نباشی کنار من
دیوانگی نهایت امری مسلم است

سیبی بده درآخر این شعر دست من
یاغی شدن نشانه ی اولاد آدم است

سید مهدی نژادهاشمی م- شوریده

 





نوع مطلب : سید مهدی نژاد هاشمی - سید هادی هاشمی نژاد، 
برچسب ها : اشعار سید مهدی نژادهاشمی م- شوریده،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

یک آسمان زبانه ی آتش نگاه تو
جان می دهم نفس بکشم در پناه تو

دل را وبال گردن جسمم نموده ام
آنقدر عاشقم که شدم زا به راه تو

چشمم اسیر دوزخ لبهای آتشین
آتش گرفته است دلم از نگاه تو

دل مبتلاشده است تو اینگونه تا نکن
از خود نران نمی روم از بارگاه تو

خود را اسیر پیچ و خمت کرده ام ولی
دل می دهم که هی بشود دل تباه تو

با التماس آمده ام وا شود یخم
امشب چنین منم پرم از اشک و آه تو

قربان رد پای تو چشمان خاکیم
جانم فدای صورت چون قرص ماه تو

ای شاه بیت هر غزلم پیش روی من
بنشین که یک غزل بنویسم گواه تو


سید مهدی نژاد هاشمی





نوع مطلب : سید مهدی نژاد هاشمی - سید هادی هاشمی نژاد، 
برچسب ها : اشعار سید مهدی نژاد هاشمی،
لینک های مرتبط :
شنبه 24 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony