تبلیغات
غزلخانه - مطالب جلیل صفربیگی
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

آمد به سر قرار تنهایی من
به کوپه ای از قطار تنهایی من
آمد چمدان به دست ارام نشست
تنهایی تو کنار تنهایی من


بیهوده نه از زیاد و کم حرف زدیم
نه لحظه ای از شادی و غم حرف زدیم
تا صبح من و خدا نشستیم و فقط
درباره تنهایی هم حرف زدیم


یک شب نزدی سری به تنهایی هام
تا باز شود دری به تنهایی هام
هر روز اضافه می شود با هر شعر
تنهایی دیگری به تنهایی هام


با تو دل من پر از کبوتر شده است
حال من و شعرهام بهتر شده است
حالا تو منی و من تو هستم با تو
تنهایی من چند برابر شده است


جلیل صفربیگی





نوع مطلب : جلیل صفربیگی، 
برچسب ها : اشعار جلیل صفربیگی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 بهمن 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

۱
یک عمر تو زخم های ما را بستی
هر روز کشیدی به سر ما دستی

شعبان که به نیمه می رسد آقا جان!
ما تازه به یادمان می آید هستی!

۲
هم چاه سر راه تو باید بکنیم
هم اینکه از انتظار تو دم بزنیم

این نامه ی چندم است که می خوانی
داریم رکورد کوفه را می شکنیم

۳
هر چند که خسته ایم از این حال نیا!
شرمنده! اگر ندارد اشکال نیا!

ما خط تمام نامه هامان کوفی است
آقای گلم زبان من لال نیا!

۴
سر تا سر جان ما پر از تب نشده
چون جام جنون ما لبالب نشده

ما منتظریم ماه کامل بشود
دور قمری چهارده شب نشده

۵
هر چند که بیمار تو هستیم همه
دیوانه ی دیدار تو هستیم همه

بین خودمان بماند آقا عمری است
انگار طلب کار تو هستیم همه

۶
هر روز به ما اگر که سر هم بزنی
بر ریشه ی خواب ما تبر هم بزنی

آقا تو که خوب می شناسی ما را
زنگ در خانه را اگر هم بزنی...

۷
از مزرعه های کوچک بعضی ها
برچیده شود مترسک بعضی ها

آقا خودمانیم چه کیفی دارد
وقتی بزنی به برجک بعضی ها

۸
این مرد که در ره است باید او را...
می ترسم اگر سر زده آید او را...

از هر که سراغ او گرفتم دیدم
در شهر کسی نمی شناسد او را

۹
یک عمر به دنبال جوابی دیگر

هر روز کشیده ام عذابی دیگر

هر شب به هوای دیدنت از خوابی
آسیمه دویده ام به خوابی دیگر

۱٠
ای قبله ی ابرهای بار آور تو!
دریا به نماز ایستاده در تو

باران که گرفته است تسبیح به دست
دارد صلوات می فرستد بر تو


جلیل صفربیگی





نوع مطلب : جلیل صفربیگی، 
برچسب ها : اشعار جلیل صفربیگی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 14 تیر 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

این سیب را چگونـــــه دهــــــانی نچیده است
این سیب را که این همه سرخ و رسیده است

سیبی کــــــه عکس عادت و قانون جاذبه
سوی خودش تمام زمین را کشیده است

بی شک کلید روضه ی رضوان به دست اوست
آن باغبـــان کــــــه میوه چنین پروریــــده است

بازار سیب سخت کســـــــاد است حیرتا!
این سیب را خدا ز چه باغی خریده است

این کیست این که در تب سیبی چنین قشنگ
دست و دل از تمــــــام عـزیــــــزان بریده است

این مرد این که در پی یک میوه ی حلال
از عرش تا به فرش خدا را دویده است

آری منم که در تب سیبی چنین قشنگ
اینگونـــــه رنگ سبز سرودم پریده است

جلیل صفر بیگی





نوع مطلب : جلیل صفربیگی، 
برچسب ها : اشعار جلیل صفر بیگی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بعد از سلام عرض کنم خدمت شما
ما نیز آدمیم بلا نسبت شما

بانوی من زیاد مزاحم نمی شوم
یک عمر داده است دلم زحمت شما

باور کنید باز همین چند لحظه پیش
با عشق باز بود سر صحبت شما

بانو هنوز هم که هنوز است به دلم
سر می زند زنی به قد و قامت شما

این خانه بی تو بوی بد مرگ می دهد
با هیچ چیز پر نشده غیبت شما

انگار قرن هاست که کوچیده ای و ما
بر دوش می کشیم غم غربت شما

ما درد خویش را به خدا هم نگفته ایم
تا نشکنیم پیش کسی حرمت شما

من بیش از این مزاحم وقتت نمی شوم
بانو خدا زیاد کند عزت شما!


جلیل صفربیگی





نوع مطلب : جلیل صفربیگی، 
برچسب ها : اشعار جلیل صفربیگی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 6 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای پر از عاطفه در قحط محبت با من
کاش می شد بگشایی سر صحبت با من

هیچ کس نیست که تقسیم شود در اینجا
درد تنهایی و بی برگی و غربت با من

از خروشانی امواج نگاهت دیریست
باد نگشوده لبش را به حکایت با من

خواستم پر بزنم با تو به معراج خیال
آسمان دور شد از روی حسادت با من

بعد از این شور غزلهای شکوفا با تو
بعد از این مرثیه و غربت و حسرت با من

گرچه کوچیدی از این باغ ولی خواهد ماند
داغ چشمان تو تا روز قیامت با من


جلیل صفربیگی





نوع مطلب : جلیل صفربیگی، 
برچسب ها : اشعار جلیل صفربیگی،
لینک های مرتبط :
شنبه 2 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

كاش بارانی ببارد قلبها را تر كند
بگذرد از هفت بند ما صدا را تر كند

قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
رشته رشته مویرگهای هوا را تر كند

بشكند در هم طلسم كهنه ی این باغ را
شاخه های خشك بی بار دعا را تر كند

مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت
سرزمین سینه ها تا نا كجا را تر كند

چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها
شاید این باران كه می بارد شما را تر كند
 
جلیل صفر بیگی




نوع مطلب : جلیل صفربیگی، 
برچسب ها : اشعار جلیل صفر بیگی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 2 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 


نه سیب نه گندم است بین من و تو
بین من و تو گم است بین من وتو
این عشق که دیگران از او می گویند
یک سوءتفاهم است بین من و تو

. . . .

در دور و برم چقدر یخ ریخته اند
بر روی سرم مور و ملخ ریخته اند
در دور و برم پزشک قانونیها
دنبال دلیل و سر نخ ریخته اند

. . . .

بر نیمکت شکسته ای در باران
در دست تو چتر بسته ای در باران
باران باران باران باران باران
تنها تنها نشسته ای در باران

. . . .

لطفا دو سه سطر زندگی قرض بگیر
لای کلمات مرده را درز بگیر
نگذار به مردن دلم بو ببرند
این شاعر مرده را خودت فرض بگیر

 

جلیل صفربیگی





نوع مطلب : جلیل صفربیگی، 
برچسب ها : رباعیات جلیل صفربیگی،
لینک های مرتبط :
شنبه 24 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


کم نامه ی خاموش برایم بفرست

از حرف پرم گوش برایم بفرست

دارم خفه می شوم در این تنهایی

لطفاً کمی آغوش برایم بفرست

. . . .

از دست زمانه تیر باید بخوری

دائم غم ناگزیر باید بخوری

صد مرتبه گفتم عاشقی کار تو نیست

بچه!تو هنوز شیر باید بخوری

. . . .

عمری است که مشت بر درم می کوبند

پا بر سر و روی باورم می کوبند

مشتی کلمه مدام از شب تا صبح

انگار که میخ در سرم می کوبند

. . . .

با حوصله کیف و چمدانم را بست

-انگار که دست و پای جانم را بست-

گفتم که بگویم چقدر دوس...ولی

با بوسه ی محکمی دهانم را بست

 

جلیل صفربیگی

 





نوع مطلب : جلیل صفربیگی، 
برچسب ها : رباعیات جلیل صفربیگی،
لینک های مرتبط :
جمعه 16 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony