تبلیغات
غزلخانه - مطالب محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

جان آمده رفته هیجان آمده رفته
نام تو گمانم به زبان آمده رفته

احیا نگرفتم تو بگو چند فرشته
صف از پی صف تا به اذان آمده رفته؟

پلکی زده ام خواب مرا آمده برده
پلکی زده ام نامه رسان آمده رفته

امسال نبرده ست مرا روزه، فقط گاه
بر لب عطشی مرثیه خوان آمده رفته

من در به در او به جهان آمده بودم
گفتند کجایی؟! به جهان آمده رفته

ترسم که به جایی نرسم این رمضان هم
آن قدر به عمرم رمضان آمده رفته ...

محمد مهدی سیار





نوع مطلب : محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد مهدی سیار،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1 مرداد 1393 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

باری ست گران که مانده بر دوشم
این سَر که از آن نمیپرد هوشم

چون خانه بی حافظ و بی قرآن
از یاد فرشتگان فراموشم

چون مسجد بی نمازخوان مانده
با این همه چلچراغ، خاموشم

سوگند به عصر... سخت دلگیرم
آنقدر که با خودم نمیجوشم

هم، این دل بیخود است در سینه
هم عاطل و باطل است آغوشم

چون ماهی بی نفس پشیمانم
جنبیده اگر کمی سر و گوشم

هم خانه خاطرات بیخوابم
هم صحبت خوابهای مغشوشم

دیریست مرددم "خدا" یا "خود"؟
سردرگم نسخه های مخدوشم (۱)

در خاطر عاطر فراموشی
میماند ناله های خاموشم

محمد مهدی سیار 1390





نوع مطلب : محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد مهدی سیار،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 29 دی 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

آری! هوا خوش است و غزل خیز در بهار
باریده است خنده‌ی یکریز در بهار

از باد نوبهار - حدیث است - تن مپوش
باید درید جامه پرهیز در بهار !

اما خدا نیاورد آن روز را که آه ...
گیرد دلی بهانه پاییز در بهار

بی دید و بازدید تو تبریک عید چیست؟
چندین دروغ مصلحت آمیز در بهار

با دیدنم پر از عرق شرم می‌شوند
گل‌های شادکامِ دل انگیز در بهار

می‌بینم ای شکوفه که خون می‌شود دلت
از شاخه انار میاویز در بهار ...

محمد مهدی سیار





نوع مطلب : محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد مهدی سیار،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چندی ست شب هایی که مهتاب است بی خوابم
چندان که این امواج بی تابند بی تابم

ای آب ها دلگیرم از ماهی و مروارید
آخر چرا «ماه»ی نمی افتد به قلابم؟

یاران به « بسم الله » گفتن رد شدند از رود
ن ختم قرآن کردم و مغلوب ِ گردابم

هرچند ماهِ آسمان بر من نمی تابد
من هرگز از این آستان رو بر نمی تابم

در حسرت مویی، چنین تسبیح در دستم
با یاد ابرویی، چنین پابند محرابم

تنها نه چشمانم، که جانم تشنه است این بار
حاشا که گرداند سرابی دور سیرابم

محمد مهدی سیار





نوع مطلب : محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد مهدی سیار،
لینک های مرتبط :
جمعه 17 آذر 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

اگر درخت تو باشی، تبر شدن بد نیست
در این غزل به تو نزدیک تر شدن بد نیست

بهاری و همه شهر بی قرار تواند
به پای هر قدمت در به در شدن بد نیست

دمی نمانده که خاکسترم خطاب کنند
به هم بریز مرا شعله ور شدن بد نیست

هزار عاشق دیوانه محو گیسویت
میان این همه دل مختصر شدن بد نیست

همین که نقش مقابل تویی، غزل زیباست
تو را که خیر بخوانند، شر شدن بد نیست…

علی سلیمانی





نوع مطلب : محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی، 
برچسب ها : اشعار علی سلیمانی،
لینک های مرتبط :
شنبه 29 مهر 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

هر شب از پشت بام رویاها می پری از خیال بالاتر
از خیال پرنده حتی از آرزوهای بال بالاتر

بین الفاظ تازه می گردم تا بیابم برایتان نامی
در كتاب لغت نمی بینم واژه ای از زلال بالاتر

امپراطور آسمان هایی كهكشانی نشسته در چشمت
رهسپاری به سمت آبی ها رفته ای از محال بالاتر

فكر این را نكن كه من اینجا روی دستان خاك می مانم
دست خود را به آسمان بسپار هی برو بی خیال! بالاتر

در جنوبی ترین ولایاتت هی به دریا دخیل می بندم
گر چه در نقشه های جغرافی رفته ای از شمال بالاتر

لاك پشتی اسیر گودالم من كجا و بلند پروازی
می پرم با تمام نیرویم یك وجب از زوال بالاتر

عبدالحسین انصاری





نوع مطلب : محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی، 
برچسب ها : اشعار عبدالحسین انصاری،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 18 مهر 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

باید منِ بی حوصله را هم بپذیری
ای عشق‌‌، نگو "نه" ... تو "بلا"ی همه گیری

پیچیده در اندامم، سلول به سلول
فریاد پشیمانیِ زندانیِ پیری

آن لرزش یکریز در آن گوشه‌ی دریا
دستان غریقی ست، نه امواج حقیری

خونریزی روحم نفسی بند نیامد
ای مرهم دلبند! تو از تیره تیری

بیرون زدم و گشتم و پرسیدم و گفتند:
رازی ست که بهتر که ندانی و بمیری...

لب باز کن ای رودِ روانی، جرَیان چیست؟!
با یادِ که آواره‌ی هر کوره کویری؟

شور و شرت ای عشق، سرٍ هر گذری هست
هم تعزیه خوانی تو وُ هم معرکه گیری...

محمد مهدی سیار





نوع مطلب : محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد مهدی سیار،
لینک های مرتبط :
شنبه 8 مهر 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

خیره ست چشم خانه به چشمانِ مات من
خالی است بی‌صدا و سکوتت حیات من

دل می‌کنم به خاطر تو از دیار خویش
ای خاطرت عزیز‌تر از خاطرات من

آیات سجده‌دار خدا چشم‌های توست
ای سوره مغازله، ای سور و سات من!

حق‌السکوت می‌طلبند از لبان تو
چشمان لاابالی و لب‌های لات من

شاعر شدن بهانه تلمیح کهنه‌ای‌ست
تا حافظ تو باشم، شاخه نبات من!

شکر خدا که دفتر من بی‌غزل نماند
شد عشق نیز منکری از منکرات من

محمد مهدی سیّار





نوع مطلب : محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد مهدی سیار،
لینک های مرتبط :
شنبه 7 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای لبت از هر چه باغ سیب ، شیرین بیش تر
کِی به پایت می شود افتاد از این بیش تر ؟

ترس دارم عاشقانت مست و مجنون تر شوند
روبری خانه ات بگذار پرچین بیش تر!

ماه سیری چند!هر شب با وجودت ای پری
موج دریا می رود بالا و پایین بیش تر

وصف آسانی ست ... هر چه خنده هایت کم شوند
شهر پیدا می کند شب گرد غمگین بیش تر

آن بهاری که نسیمت را ندارد بهتر است
هر شب عیدش ببارد برف سنگین بیش تر

خواب دیدم (نیستی) تعبیر آمد (می رسی)
هر چه من دیوانه بودم ابن سیرین بیش تر!

امیرعلی سلیمانی





نوع مطلب : محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی، 
برچسب ها : اشعار امیرعلی سلیمانی،
لینک های مرتبط :
جمعه 25 فروردین 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دلت این روزها با هر تکان تازه می‌افتد
همیشه سیب وقتی می‌شود آماده، می‌افتد

لبت را زودتر بگذار بر لب‌های این فنجان
که چای‌ات از دهان و شور وشوق از باده می‌افتد

سفر مجموعه‌ای اندوهگین از اتفاقاتی‌ست
که روزی ناگهان بر شانه‌های جاده می‌افتد

تو هم روزی مسافر می‌شوی، اما نمی‌دانی
که هر شب اشک مردی ساده بر سجّاده می‌افتد

ولی آن قدر هم احساس خوشبختی نکن، روزی
گذارت باز بر این شهر دور افتاده می‌افتد

عبدالحسین انصاری





نوع مطلب : محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی، 
برچسب ها : اشعار عبدالحسین انصاری،
لینک های مرتبط :
جمعه 9 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

لنگر انداخته در اسکله، کنگر خورده
این عقابی که مسیرش به کبوتر خورده

موج با شوق تو می آید و برمی گردد
متلاشی شده، بی حوصله و سرخورده

گاه یک صخره ی پنهان شده را رد کرده ست
گرچه هر بار به یک صخره ی دیگر خورده

بوسه ات سرخ ترین میوه ی فصل است انگار
سیلی موج که بر گونه ی بندر خورده

«بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم»
هر که بد گفت به چشمان تو شکَّر خورده!

چشم تو معدن الماس ولی لبخندت
سینه ی ترد اناری ست که خنجر خورده

غزلی گفته ام از گونه ی گل نازک تر
من بجز شعر چه گفتم که به تو برخورده!؟

عبدالحسین انصاری





نوع مطلب : محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی، 
برچسب ها : اشعار عبدالحسین انصاری،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


گرد هم آوردند ماتم های عالم را
وقتی جدا کردند همدم های عالم را!

از ع‍ِطر یاسم بادهای ساحل غربی
از یاد می‌بردند مریم‌های عالم را

تا صبح بر گلبرگ زردش اشک خواهم ریخت
شرمنده خواهم ساخت شبنم‌های عالم را

انگار یک جا بر سرم آوار می‌کردند
تیغ تمام ابن‌ملجم‌های عالم را

من پشت پرچین بهشت کوچکم دیدم
هیزم به دوشان جهنم‌های عالم را

ما‌هم هلالی می‌شد و من در حلولی سرخ
می‌دیدم آغاز محرم های عالم را

محمدمهدی سیار





نوع مطلب : محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی، 
برچسب ها : اشعار محمدمهدی سیار،
لینک های مرتبط :
شنبه 12 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چندان که تو از من ، من از این زندگی سیرم
تنها امید زندگیم این است: ... می میرم

دل گیر از انسان ها ، سرازیرِ خیابان ها
من شکل امروزینِ اندوهِ اساطیرم

هم از زمین رانده هم از پرواز جا مانده
فوٌاره ای هستم که تردید است تقدیرم

تا سنگ دل بودم به روی قلٌه جایم بود
اینک که رودی گشته ام جوشان ، سرازیرم

ای کاش گنجشکی ، کلاغی ، سهره ای بودم
من غصٌه ام این است : شاهینی زمین گیرم...


محمد مهدی سیار





نوع مطلب : محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد مهدی سیار،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 31 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای دل! تو که مستی، چه بنوشی چه ننوشی
با هر میِ ناپخته نبینم که بجوشی

این منزلِ دل باز نه غصبی ست، نه وقفی
میراث رسیده ست به ما خانه به دوشی

دل سردم و بیزار از این گرمیِ بازار
غم های دم دستی و دل‌های فروشی

رفته ست ز یاد آن همه فریاد و، نمانده ست
جز چند اذان، چند اذانِ در گوشی

نه کفرِ ابوجهل و نه ایمانِ ابوذر
ماییم و میان مایگیِ عصرِ خموشی

ما شاعرکان قافیه بافیم و زبان باز
در ما ندمیده ست نه دیوی نه سروشی

محمد مهدی سیار





نوع مطلب : محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد مهدی سیار،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 20 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

هر که دیده ست مرا گفته غمی با من هست
غمی آواره که در هر قدمی با من هست

 در دلم هر طرفی مجلس ذکری برپاست
حاجت و روضه به قدر حرمی با من هست

سر مویی دلم آشفته گیسویی نیست
گیسویی نیست ولی پیچ و خمی با من هست

می خرم از همگان تا بفروشم به خودم
تا بخواهید غم از هر قلمی با من هست

 شده در هر نفسم شکر دو نعمت واجب
"آه" در هر دمی و بازدمی با من هست

محمدمهدی سیار





نوع مطلب : محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی، 
برچسب ها : اشعار محمدمهدی سیار،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony