تبلیغات
غزلخانه - مطالب مجتبی کریمی
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

رویایِ راستینِ مرا خواب می برد
دارد همه وجودِ مرا آب می برد

تصویرِ درد می شوم و زنگِ خاطرات
با خود مرا درونِ دلِ قاب می برد

می دانم این زلالیِ مظلومِ برکه است
که سنگ را به لذتِ پرتاب می برد

می بینمش دوباره که با نیتِ فریب
صیاد طعمه را سرِ قلاب می برد

با روزگار هر چه گلاویز می شوم
با زخم و زخمه دست به مضراب می برد

یک لحظه مات می بردم ، پلک می زنم
رویایِ راستینِ مرا خواب می برد

از ارتفاعِ صخره مرا پرت می کند
دستی که ماه را توی مرداب می برد
 
مجتبی کریمی




نوع مطلب : مجتبی کریمی، 
برچسب ها : اشعار مجتبی کریمی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 23 مهر 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony