تبلیغات
غزلخانه - مطالب زهرا هاشمی - نیلوفر عاکفیان - مرضیه اوجی
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

آهسته میخندی به این حال تماشائی
با پوزخندی جنس مچ گیری ورسوائی

یعنی که بیهوده برایت اشک می ریزم؟
بی جاست می ترسم از این اوقات شیدائی؟

حال مرا حالا نمی فهمی ، نمی دانی
امشب که فکر پرزدن در صبح فردائی

آن روز می فهمی که حالت حال من باشد
با رازهایت هم نباشد حس افشائی

حالا که می خواهی غمم را بیشتر دانی
حس کن که بر روی زمین تنهای تنهائی

باور کن این را گم شدی از بچه گی هایت
در خاطراتت نیست هم خوانی لالائی

حس کن درون آینه یک چهره گنگی
مانند یک تکرار نامفهوم پیدائی

حس کن که خوابت را کسی دزدیده است از تو
چشمت ندارد رخصت یک خواب رویائی

تکرارکن با خود که سهم سرنوشت این است
جائی نماند از تو باقی ردپاهائی

می ترسی از ساعت که از عمرت گریزان است
این لحظه های پست افسونکار هر جائی

لبخند خواهی زد به اشک دیدگان خود
آن وقت می بینی ....دقیقا در همین جائی

حال مرا آن وقت شاید حس کنی شاید ...
وقتی که روحت حس کند تنهای تنهائی

مرضیه اوجی





نوع مطلب : زهرا هاشمی - نیلوفر عاکفیان - مرضیه اوجی ، 
برچسب ها : اشعار مرضیه اوجی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

شبی بهانه ی من شو برای بیداری
نگو! دوباره برایم بهانه ای داری

تمام فکر منی و نیامدی حتی
به شب نشینی این خوابهای افکاری

خیال با تو نبودن هنوز هم سخت است
هنوز با همه ی روز های تکراری

مرا ببخش اگر بی اجازه وارد شد
کسی به خانه ی دل از شکاف دیواری!

چه راه سرد و غریبیست راه من بی تو
شبیه مرگ و یا ازدواج اجباری!

نمیشود بروم خسته ام... نمیفهمی؟؟!
چه لذتیست که اینقدر مردم آزاری؟

و حرف آخر من این که تا ابد ممنون
برای آن همه اشکی که بی تو شد جاری...

زهرا هاشمی





نوع مطلب : زهرا هاشمی - نیلوفر عاکفیان - مرضیه اوجی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 7 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

آقا گمانم من شما را دوست ...
حسی غریب و آشنا را دوست ...

نه ! نه ! چه می گویم فقط این که
آیا شما یک لحظه ما را دوست؟ ...

منظور من این که شما با من ...
من با شما این قصه ها را دوست ...

ای وای ! حرفم این نبود اما ...
سردم شده آب و هوا را دوست ...

حس عجیب پیشتان بودن ...
نه ! فکر بد نه ! من خدا را دوست ...

از دور می آید صدای پا ...
حتی همین پا و صدا را دوست ...

این بار دیگر حرف خواهم زد ...
آقا گمانم من شما را دوست ...

 نیلوفر عاکفیان





نوع مطلب : زهرا هاشمی - نیلوفر عاکفیان - مرضیه اوجی ، 
برچسب ها : اشعار نیلوفر عاکفیان،
لینک های مرتبط :
جمعه 29 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony