تبلیغات
غزلخانه - مطالب سالار حکیمی ـ رضا اربعین - امیر مرزبان - علی محامی
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

ناله های ما دو تا هر روز بدتر می شود...
چون که زخم قلب ما هر روز بدتر می شود!

چون نمی بینی مرا حال تو بدتر،حال من...
چون نمی بینم تو را هر روز بدتر می شود!

ما به هم وابسته ایم و اینکه خیلی وقت هست
حال من،حال شما هر روز بدتر می شود

مادرم می پرسداز چه،از چه بی تابی؟هم از...
اینکه حال تو چرا هر روز بدتر می شود؟

گاه می گویم که من بی تاب چیزی نیستم!
گاه می گویم کجا هر روز بدتر می شود؟

می رود...آرام می گریم که حالم با همین...
گریه های بی صدا هر روز بدتر می شود!

غصّه می بارد به قلبم بی تو هنگام غروب...
حال من این وقت ها هر روز بدتر می شود...!

دکتر و دارو...نه،اصلاً بی تو حالم خوب نیست
دردهایم با دوا هر روز بدتر می شود...

سـالار حکیمی





نوع مطلب : سالار حکیمی ـ رضا اربعین - امیر مرزبان - علی محامی، 
برچسب ها : اشعار سالار حکیمی،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

حرفت قبول! لایق خوبی نبوده‌ام!
وقتی بدم! موافق خوبی نبوده‌ام!

عذرای پاکدامن اشعــــار آبـــی‌ام
من را ببخش وامق خوبی نبوده‌ام

فهمیدی اینکه خنده‌ی تلخم تصنعی است؟
الحـــق کـــــه من منافـق خوبـــــی نبوده‌ام!

این بادها به کهنگی‌ام طعنه می‌زنند
من بادبان قایــــق خوبـــــــی نبوده‌ام

من هیچوقت شاعر خوبی نمی‌شوم!
من هیچوقت خالــــق خوبـی نبوده‌ام!

فهمیدم اینکه فلسفه‌ی من شکستن است
هـرگـــــز دچـــــــار منطق خوبــــــی نبوده‌ام

حرفت قبول! هر چه که گفتی قبول! آه…
اما نگو کـــــه عاشق خوبـــــــی نبوده‌ام

امیر مرزبان





نوع مطلب : سالار حکیمی ـ رضا اربعین - امیر مرزبان - علی محامی، 
برچسب ها : اشعار امیر مرزبان،
لینک های مرتبط :
شنبه 2 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

وقتی که حکم فاصله تحمیل می شود
قانون قطع رابطه تکمیل می شود

زندان تنگ کوچه و دیوار شیشه ای
آمفی تئاتر پنجره تعطیل می شود

هابیل شهر خاطره ها نیز ساعتی
بعد از وقوع حادثه قابیل می شود

هر روز ِ نو برابر یک سال ، دائما ً
با ضجه و گلایه و... تحویل می شود

تصویر تلخ واقعه: [رگ / تیغ / خودکشی]
با هر اشاره سوژه ی تمثیل می شود

علی محامی





نوع مطلب : سالار حکیمی ـ رضا اربعین - امیر مرزبان - علی محامی، 
برچسب ها : اشعار علی محامی،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 فروردین 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

صبح ِطلوع ِ شعر وغزل ، ناشتای تو
یعنی سلام ، زنده شدم با دعای تو

یعنی دوباره… باتو من از خواب می پرم
با موج های ملتهب خنده های تو

حس می کنم که جنبش قلب و رگان من
تنظیم می شوند به آهنگ پای تو

یعنی که رگ رگ تن من شوق می شود
یعنی که تنگ می شود این دل برای تو

احساس می کنم که تو من می شوی و من
یک لحظه خواستم که بیایم به جای تو

یک لحظه خواستم …به خوبی تو باشم و دلم
یک لحظه ! یک دقیقه! … شود آشنای تو

… تازه سلام اول این قصه می رسد
پر می شود تمام من از ماجرای تو

گنجشک می شوی و قناری نغمه خوان
در گوش من ترنم نرم صدای تو

تو خوبی آنقدر که هوا خوب می شود
اصلا هوای من شده خوب از هوای تو

خورشید هم به قدرتو زیبا و خوب نیست
گل ، سعی می کند که در آرد ادای تو

اصلا خودت بگو که چه کردی که ساختت
این سان لطیف و ناز و معطر ، خدای تو ؟

خوابم گرفته با تغزل آرام در صدات
آرام می شود دوباره دل از لای لای تو

صبحانه حاضرست ،بفرما غزل بنوش
طعم بهشت می دهد امروز چای تو!!!

برنامه چیست ؟ زل زدن محض در نگات
اکران ماندگار تو و سینمای تو

حالا منم و لطف تو هر لحظه بیشتر
هی سوء استفاده می شود از این حیای تو

من چیزهای خوب زیادی نداشتم!
می فهمم آخر ارزش و قدر و بهای تو

می فهمم اینکه نوری و آب و درخت و …آه
می دانم اینکه توی جهان نیست تای ِ تو

…می دانم اینکه جهان ، تلخ و شور و سرد
سنگ و سیاه و سخت تمامش؟! ، سوای تو!

من سی و شش سال خودم را نوشته ام
می ریزم این تمام خودم را به پای تو

اصلا برای چیست من اینقدر حرف … حرف …
اصلا تمام زندگی من فدای ِ تو

تو خوبی انقدر که هوا خوب می شود
اصلا هوای من شده خوب از هوای تو

امیر مرزبان





نوع مطلب : سالار حکیمی ـ رضا اربعین - امیر مرزبان - علی محامی، 
برچسب ها : اشعار امیر مرزبان،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 3 فروردین 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

سال هزار و سیصد و... هر سال، سال توست
تقدیر من رقم شده در زیر فال توست

می پرسی این غزل برای کدامین فرشته است؟
می خندم! آی! خوب من! این شرح حال توست

غیر از کلام و واژه چه دارم من از جهان؟
این خلسه های نیمه من، از مجال توست!

بیت و نفس، شبیه به هم تند می شوند
آهنگ قلب و نبض من این حس و حال توست

وصل همیم در تن یک شعر بال دار
پای دویدن از من و پرواز... بال توست

وقتی اتاق من پر پروانه می شود
فصل بهار آمده... یا این خیال توست؟!

گاهی برای از تو سرودن غزل کم است
بس که قصیده پشت سرت... زیر شال توست!

سلطان عشق، روی لبانت جلوس کرد
امشب شروع سلطنت خط و خال توست

"ما را سری است با تو..." که معناش این شده است
یعنی بخواه! زندگی ام نیز مال توست!

رگ هام را زدم فوران کرد تا افق
خون چکیده بر تن این شب حلال توست

امیر مرزبان






نوع مطلب : سالار حکیمی ـ رضا اربعین - امیر مرزبان - علی محامی، 
برچسب ها : اشعار امیر مرزبان،
لینک های مرتبط :
جمعه 9 دی 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

هزار نقشه و طرح است روی قالی کوچه
قدم بدون تو دیشب زدم حوالی کوچه

تو را به یاد من آورد رعد و بارش باران
صدای خش خش برگ و هوای عالی کوچه

تو رفته ای و مرا داده ای به دست خود غم
به دست صندلی سبز سرد خالی کوچه

چه اتفاق بدی!باز هم بدون وجودت
شب عزای دلم شد شب خوشحالی کوچه!

اتاق و دفتر شعرم پناه چشم ترم شد
چون حس و حال عجیبم نمی شد حالی کوچه...!

سالار حکیمی





نوع مطلب : سالار حکیمی ـ رضا اربعین - امیر مرزبان - علی محامی، 
برچسب ها : اشعار سالار حکیمی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تحقیر میشدم كه تو قد جهان شدی
با روح بغض كرده‌ی من مهربان شدی

سرما گرفته بود دو دست مرا که تو
در این دو قطب یخ زده آتشفشان شدی

و من تمام وسعت خود را دعا شدم
شاید تو مستجاب شوی ، ناگهان شدی!

روح مرا سکون عجیبی گرفته بود
دریا شدی و باد شدی ، بادبان شدی

تسخیر کرده بود مرا دستهای خاک
تو آمدی و بال مرا آسمان شدی

تاریک بود دخمه ی بختم که آمدی
تنها ترین ستاره ی این کهکشان شدی

چیزی نداشتم همه از دست رفته بود
اما برای من ، تو زمین و زمان شدی

فرقی نمی کند که به هم میرسیم یا !...
در سینه ام برای ابد جاودان شدی

رضا اربعین





نوع مطلب : سالار حکیمی ـ رضا اربعین - امیر مرزبان - علی محامی، 
برچسب ها : اشعار رضا اربعین،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

مهمان خانه ات شده ام گاه،با غزل
باز آمدم سراغ تو همراه با غزل

گفتی به خانه ات قدغن شد ورود شعر
ماندم چه می شود که تو گه گاه با غزل...!

حتما به خواب ناز تو امروز می رسد
هر شب که می کشم دو سه بار آه با غزل

بعد از تو سهم آینه ی حوض می شود
شعرم،که درد دل بکند ماه با غزل

با اینکه عاشقش شده ای مثل من،ولی
یک لحظه هم نیامده ای راه با غزل

سالار حکیمی





نوع مطلب : سالار حکیمی ـ رضا اربعین - امیر مرزبان - علی محامی، 
برچسب ها : اشعار سالار حکیمی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony