تبلیغات
غزلخانه - مطالب محمد آل احمد
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

ابرهای بغض ، در رؤیای بارانی شدن
سینه ها دریاچه ای در حال طوفانی شدن

پنجه ی خونین بالش ها پر از پرهای قو
خواب ها دنبال هم در حال طولانی شدن

زندگی آن مردِ نابینای تنهایی ست که –
چشم ها را شسته در رؤیای نورانی شدن

قطره ای پلک مرا بدجور سنگین کرده است
مثل اشک بره ها در شام قربانی شدن

خوب می فهمم چه حالی دارد از بی همدمی
پابه پای گرگ ها سرگرم چوپانی شدن

برکه های تشنه می بینند با چشمان خیس
نیمه شب ها خواب گرم ِ ماه پیشانی شدن

خالی ام از اشتیاق بودن و تلخ است تلخ
جای هر حسی پر از حس پشیمانی شدن

چاره ی لیلای بی مجنون ِ این افسانه چیست ؟؟
یا به دریا دل سپردن ...یا بیابانی شدن


حسنا محمدزاده





نوع مطلب : حسنا محمدزاده، 
برچسب ها : اشعار حسنا محمدزاده،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 10 تیر 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

پیدا تری ز خورشید ، ای ماه بی نشانم
تا از تو می سرایم، گُل می شود دهانم

معنای آدمیت، فهم شکفتن توست
اردیبهشت محزون! حوّای مهربانم!

فوّاره ی خروشی، ای آه سرمه ای رنگ!
با روزه ی سکوتت، آتش مزن به جانم

با ابرها بگویید، دستِ مرا بگیرند
از دودمانِ آهم، ماندن نمی توانم

بیرون شو ای همایون، از پشت پرده ی غیب
تا در سه گاهِ مستی، شوریده تر بخوانم

علیرضا قزوه





نوع مطلب : علیرضا قزوه، 
برچسب ها : اشعار علیرضا قزوه،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 3 تیر 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

در آن شهری كه مردانش عصا از كـور می دزدند
همان شهری 
كه اشـك از چشم، كفن از گور می دزدند

در آن شهری كه خنجـر دسته ی خـود نیز می برد
همان جایی كه پشت از دشنـه ی خون ریز می دزدند

در آن شهری كه مردانش همه لال و زنان كورند
همان شهـری كه از بلبـل، دَم آواز می ‌دزدند

در آن شهری كه نفرت را به جای عشق میخواهند
همان‌جایی كه نور از چشـم و عقل از مغز می ‌دزدند

در آن شهری كه پروانه به جای شمع می سوزد
همان شهـری كه آتـش را ز اشك شمـع می ‌دزدند

در آن شهری كه زنده مرده و مرده بُـوَد زنده
همان جایی كه روح از تن و تن از روح می ‌دزدند

در آن شهری كه كافر مؤمن و مؤمن شود كافر
همان جایی كه مُهـر از جانماز باز می دزدند

در آن شهری كه سگ‌ها معرفت از گربه آمـوزند
همان شهری كه سگ‌ها بـره ‌را از گـرگ می دزدند

در آن شهری كه چشم خفتـه از بیـدار بیناتر
همان جایی كه غـم از سینـه غـم ساز می ‌دزدند

من از خوش ‌باوری آنجـا محبت جستجـو كـردم
در آن شهری كه فریاد از دهان باز می ‌دزدند





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
شنبه 1 تیر 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تو هم به فکر منی حاضرم قسم بخورم
همین زمان علنی حاضرم قسم بخورم

به شوق وصل تو هر روز روزه میگیرم
و با چنین دهنی حاضرم قسم بخورم

که مثل من تو هم از این فراق دلتنگی
به فکر آمدنی حاضرم قسم بخورم

تو در میان کسانیکه بینشان هستی
طلای در لجنی حاضرم قسم بخورم

سکوت میکنی اما در انتهای سکوت
لبالب از سخنی حاضرم قسم بخورم

دلت بهانه و جمعی به فکر صید تو اند
برای اینکه زنی حاضرم قسم بخورم

از این غزل خوشت آمد و مانده ای که از آن
چگونه دل بکنی حاضرم قسم بخورم

مهرداد بابایی





نوع مطلب : عبدالرضا فریدزاده ـ مهرداد بابایی، 
برچسب ها : اشعار مهرداد بابایی،
لینک های مرتبط :
جمعه 31 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

یک زاویه ی بسته ی آغوش بنا کن
با قاعده ی بازی ِ بی قاعده تا کن

یک عمر تماشاچی فوتبال تو بودم
یک بار نگاهی به گل ِ دامن ما کن

در كرنر چشمت زده یك چشمه‌ی تكنیك
دروازه‌ی قلب من و شلیك تو... وا كن

این وقت کشی هات مرا می کشد آخر
بیرون برو از بازی و تجدید قوا کن

می خواهم ازین خط دفاعی كه كشیدی
هرطور شده بگذرم این دفعه خطا كن

تعویض که بد نیست ، بیا یوسفم این بار
از پشت بکش پیرهنم را  ..... و رها کن

من می گذرم از خط دروازه ، ولی تو
فکر گذر از پیچ و خم حاشیه ها کن  

شیرینی دل باختن ِ من به تو کم نیست
هر بیت غزل واره گواه است نگا کن

یک چند قدم مانده به دیدار نهایی
گل بوسه ی آخر بزن و جشن به پا کن 

نسیم پریشان





نوع مطلب : نسیم پریشان-مرضیه خدیر-زهرا رسول زاده ، 
برچسب ها : اشعار نسیم پریشان،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 30 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من حال و هوایت به سرم بود ، تو هم سر به هواتر
آمد به سرم هر چه بلا بود و تو هر دفعه بلاتر!

صیاد ِ تو صیدت شده این قصه عجیب است مگر نه ؟
در بند تو چندی است اسیرم ، و تو هر لحظه رهاتر

بی دلهره در معبد دلبستگی من بنشین که
تا حکم تبر دست ِ پریشان ِ تو باشد ، تو خداتر

این حاتم اگر سفره به سفره دلش از مهر تو پر بود
خالی شده از هر چه به غیرِ تو و در عشق گداتر

افسوس که گفتم نشنیدی و نگفتی و شنیدم
احساس من از فلسفه و فن بیان تو رساتر

تقدیر اگر این بود که زخم دل من جوش نگیرد
در باغِ ِ خیالات ِ زمستان زده پیوند جداتر

آتش زده بر خیمه ی اندیشه ی من بی خبری هات
این تلخ ترین غربت دنیاست ، مگر کرب و بلا تر ؟!!!!!!

نسیم پریشان





نوع مطلب : نسیم پریشان-مرضیه خدیر-زهرا رسول زاده ، 
برچسب ها : اشعار نسیم پریشان،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 30 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

طرح اندام تو انگیزه ی معماری هاست
دلت آیینه ی ایــــوان طلاکاری هاست

باید از دور به لبخند تـو قانع باشــــم
اخم تو عاقبت تلخ طمعکاری هاست

جای هر دفتر شعری که در آن نامت نیست
توی تاریک ترین گوشــــه ی انباری هاست

نفس بادصبا مشک فشــان هم بشود
باز بوی خوش تو رونق عطاری هاست

باتو خوشبخت ترین مرد جهان خواهــــم شد
گرچه این خواسته ی قلبی بسیاری هاست

گــاه آرامـم و گاهی نگران ، دنیــــــایـــــم -
شرح آشفته ای از مستی و هشیاری هاست

نیمه ی خالی لیوان مرا پُــــر نکنید
دل من عاشق اینگونه گرفتاری هاست

رضا نیکوکار





نوع مطلب : حسین پژمان بختیاری - محسن نیکنام - رضا نیکوکار، 
برچسب ها : اشعار رضا نیکوکار،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 30 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

نزدیک غروب هیجان آور کوچه
من باز به شوق تو نشستم سر کوچه

گل های سر روسری ات مثل همیشه
زنبور عسل ریخته سرتاسر کوچه

از دوختن چشم قشنگت به زمین است
نقشی که چنین حک شده در باور کوچه

اینگونه نگین در همه ی عمر ندیدم
اینقدر برازنده بر انگشتر کوچه

«گل در برو می در کف و معشوق ...» خدایا
من مست غزلخوانی سکرآور کوچه

لب تر کن تا ور بکشد پاشنه اش را
بی واهمه یکبار دگر قیصر کوچه

من کشته ی این عشقم و باید بگذارند
فردای جهان نام مرا برسر کوچه

رضا نیکوکار





نوع مطلب : حسین پژمان بختیاری - محسن نیکنام - رضا نیکوکار، 
برچسب ها : اشعار رضا نیکوکار،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 30 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

آخرش درد دلت در به درت خواهد کرد
مهره مار کسی کور و کرت خواهد کرد

عشق یک شیشه انگور کنار افتاده است
که اگر کهنه شود مست ترت خواهد کرد

ازهمان دست که دادی به تو بر خواهد گشت
جگر خون شده ام خون جگرت خواهد کرد

ناگهان چشم کسی سر به سرت می زارد
بی محلیش ولی جان به سرت خواهد کرد

جرم من خواستن دختر ارباب ده است
مادر این جرم شبی بی پسرت خواهد کرد

همه ی شهر به آواز من عادت کردند
وقت مرگم گزری با خبرت خواهد کرد

امیر سهرابی





نوع مطلب : ارمیا بیوتن ـ امیر سهرابی، 
برچسب ها : اشعار امیر سهرابی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 30 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گوشه‌ی ابرو که با چشمت تبانی می‌کند
این دل خامــوش را آتش فشانــی می‌کند

عاشقت نصف جهــان هستند، اما آخرش
لهجه‌ات آن نصفه را هم اصفهانی می‌کند

چای را بی پولکی خوردن صفـا دارد، اگر
حبه قندی مثل تو شیرین زبانی می‌کند

گاه می‌خواهد قلم در شعر تصویرت کند
عفو کن او را اگر گاهــی جوانی می‌کند

روی زردی دارم اما کس نمی‌داند درست
آنچه با من عطر شالــی ارغوانی می‌کند

عاشق چشمت شدم، فرقی ندارد بعد از این
مهربانــــی مــی‌کند ،  نامهربانـــــی مـی‌کند

مــاه من! شعرم زمینی بــود اما آخرش
عشق تو یک روز ما را آسمانی می‌کند

قاسم صرافان





نوع مطلب : سید عاصف حسینی-قاسم صرافان-مرتضی آخرتی، 
برچسب ها : اشعار قاسم صرافان،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 19 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

از این مسیر دو فرسنگ مانده تا مویت
هزار و چند قدم بیشتر به ابرویت
 
دلِ من است که پوشیده چکمه‌ی باد و
وزیده است به سوی شلالِ گیسویت
 
دل من است دلِ بی‌پناه و غمگینی
که سربه‌زیر و  پشیمان نشسته پهلویت
 
اگرچه هیچ یک از تپه های این اطراف
نمانده بی که گذر کرده باشد آهویت

*
لبت تمامی خاورمیانه را امروز
گشوده است به تحسینِ خال هندویت
 
بدونِ این‌که تلاشی کنی، توجهِ ماه
به چشم‌هم‌زدنی جلب می‌شود سویت
 
همین که از پسِ یک جفت قلّه یک خورشید
همین که بر تن یک کوهپایه سوسویت
 
همین که دستِ کسی ـ بی‌دلیل ـ چادری از
ستاره را وسطِ دشت می‌کشد رویت
 
کجاست ماهِ هلالی که سرنوشت مرا
نظاره می‌کند از چشم‌های ترسویت؟

صالح دروند





نوع مطلب : صادق فقانی ـ صالح دروند - حامد امامیه - علی محمد محمدی ، 
برچسب ها : اشعار صالح دروند،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 19 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد

برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز
که سلیمان گل از باد هوا بازآمد

عارفی کو که کند فهم زبان سوسن
تا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد

مردمی کرد و کرم لطف خداداد به من
کان بت ماه رخ از راه وفا بازآمد

لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبح
داغ دل بود به امید دوا بازآمد

چشم من در ره این قافله راه بماند
تا به گوش دلم آواز درا بازآمد

گر چه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکست
لطف او بین که به لطف از در ما بازآمد





نوع مطلب : حافظ، 
برچسب ها : اشعار حافظ،
لینک های مرتبط :
شنبه 18 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

هر چـه بر ما می رود از خواهش دل می رسد
از دل خوش باور و کج فهم و غافل می رسد !

غالبـاً در وقت اجرایــی شدن هـــر نقشه ای
دست کم در چند جا حتماً به مشکل می رسد

می رود اینجا سر هر بی گناهی روی دار !
بار کــج این روزها اغلب به منزل می رسد!

لطف قاضی بوده همراهش! تعجب پس نکن
خونبها اینجــا اگر دیدی بـــه قاتل می رسد !

آخرش تیر خلاص از پشت سر شلیک شد !
ظاهراً هر چند دارد از مقــــابل می رسد !

هر ورق از تخته هایش دست یک موج است و باز
کشتی بیچــــاره پندارد بــه ساحل می رسد !

اصغر عظیمی مهر





نوع مطلب : سیدمهدی موسوی - ناصر ندیمی - اصغر عظیمی‌مهر، 
برچسب ها : اشعار اصغر عظیمی مهر،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چه فرقی می کند دنیا تو را پر داده یا من را
جدایی حاصلش مرگ است اگر از لاله لادن را...

کسی از دام چشم و موی تو بیرون نخواهد رفت
که من عمریست سرگردانم این تاریک روشن را

تو را این قطره های اشک روزی نرم خواهد کرد
که آب آهسته و آرام می پوساند آهن را

منم آن ایستگاهِ پیر و تنهایی که می داند
نباید دل سپُرد این عابرانِ گرمِ رفتن را

تو را بخشیدم آن روزی که از من رد شدی، آری
که پلها خوب می فهمند معنای گذشتن را

حسین زحمتکش





نوع مطلب : محمد حسین نعمتی - حسین زحمتکش - محمود سنجری، 
برچسب ها : اشعار حسین زحمتکش،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

آری! هوا خوش است و غزل خیز در بهار
باریده است خنده‌ی یکریز در بهار

از باد نوبهار - حدیث است - تن مپوش
باید درید جامه پرهیز در بهار !

اما خدا نیاورد آن روز را که آه ...
گیرد دلی بهانه پاییز در بهار

بی دید و بازدید تو تبریک عید چیست؟
چندین دروغ مصلحت آمیز در بهار

با دیدنم پر از عرق شرم می‌شوند
گل‌های شادکامِ دل انگیز در بهار

می‌بینم ای شکوفه که خون می‌شود دلت
از شاخه انار میاویز در بهار ...

محمد مهدی سیار





نوع مطلب : محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد مهدی سیار،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

مباش در پی کتمان... که این گناه تو نیست
که عشق می رسد از راه و دل به خواه تو نیست

به فکر مسند محکم تری از این ها باش
که عقل مصلحت اندیش تکیه گاه تو نیست

مباد گوش به اندرز عقل بسپاری
فنا طبیعت عشق است و اشتباه تو نیست

سیاه بخت تر از موی سر به زیر تو باد!
هر آن که کشته ی ابروی سر به راه تو نیست

سیاه لشگر مویت شکست خورده مباد!
نشان همدلی انگار در سپاه تو نیست

کشیده اند دل شهر را به بند و هنوز
خیال صلح در این خیل رو سیاه تو نیست

هزار صحبت ناگفته در نگاه من است
ولی دریغ که این شوق در نگاه تو نیست

علیرضا بدیع





نوع مطلب : علیرضا بدیع، 
برچسب ها : اشعار علیرضا بدیع،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده است
زندگی در دوستی با مرگ عالی تر شده است

هر نگاهی می تواند خلوتم را بشكند
كوزه‌ی تنهایی روحم سفالی تر شده است

آخرین لبخند او هم غرق خواهد شد در آب
ماهِ در مرداب این شب ها هلالی تر شده است

گفت تا كی صبر باید كرد؟ گفتم چاره چیست؟!
دیدم این پاسخ، از آن پرسش سؤالی تر شده است

زندگی را خواب می دانستم اما بعد از آن
تازه می بینم حقیقت ها خیالی تر شده است

ماهی كم طاقتم! یک روز دیگر صبر كن
تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده است

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

درگیر تردیدم میان راه و بیراهم
گاهی تو را می خواهم و گاهی نمی خواهم

از دور مثل قله ای سر سخت و مغرورم
افسوس از نزدیک اما کوهی از کاهم

از خود مکدر میشوم وقتی نمی فهمم
در کار خلقت چیستم ؟ آیینه یا آهم

در پنجه ات جز قطره های آب چیزی نیست
من یک فریب کوچکم تصویری از ماهم

می خواستم پیغمبرم باشی ولی ای عشق
روزی مسلمان بودم و امروز گمراهم

اعظم سعادتمند





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار اعظم سعادتمند،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

زیباتر از این چیست که شب پا شده باشد
در حادثه‌ی موی تو یلدا شده باشد؟

وقتی تن خاموش من از راه بیاید
آغوش تو مستانه مهیّا شده باشد

آن گاه ، بکوچیم به سیّاره‌ی شادی
آن گاه که دنیا همه از ما شده باشد

*
می ترسم از آن روز که از خون من و تو
این اسکله‌ی سوخته دریا شده باشد

روزی که به فرمان خدایان زمینی
خاک من و تو بر سر دنیا شده باشد

ای کاش که قبل از همه‌ی حادثه ها، عشق
این حائثه‌ی گم شده، پیدا شده باشد

تا ابر، تو را پیرهن و ماه کلاهت
خورشید برای تو متکّا شده باشد

آن گاه من از چشم تو دریاچه نوشتم
دنیا همه مشغول تماشا شده باشد

حامد حسینخانی





نوع مطلب : حامد حسینخانی ـ مرتضی مصلح - نوید محمودی، 
برچسب ها : اشعار حامد حسینخانی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

فردا اگر بدون تو باید به سر شود
فرقی نمی کند شب من کی سحر شود

شمعی که در فراق بسوزد سزای اوست
بگذار عمر بی تو سراپا هدر شود

رنج فراق هست و امید وصال نیست
این «هست و نیست» کاش که زیر و زبر شود

رازی نهفته در پس حرفی نگفته است
مگذار درد دل کنم و دردسر شود

ای زخم دلخراش لب از خون دل ببند
دیگر قرار نیست کسی با خبر شود

موسیقی سکوت صدایی شنیدنی است
بگذارگفتگو به زبان هنر شود

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 61 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony