تبلیغات
غزلخانه - مطالب محمد آل احمد
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

پـرشــور پـر شــراره پنـجاه سال دیگـر
عاشـقت تر از همـاره پنـجاه سـال دیگـر

در گنـجـه می گـذارم دل را کـه نـو بمــانـد
تا لحظــه قــرار ِ پنـجاه سـال دیگــر

از شیـک پـوش امــروز، مـانـده اسـت پیـرمـــردی
بـا یک لبـاس پـاره پنـجاه سـال دیگـر

مــن حـدس یک منجـم با ســوی چشــم امــروز
"تـو کشـف یک ستـاره "پنـجاه سـال دیگـر

کافـور و سـدر مـرغـوب در حـد پنـج بسـتـه
چلـوار یک قـواره پنـجاه سـال دیگـر

پنـجاه رفـت و حالا هـم سـن مرگـم اما
می خواهمـت دوباره پنـجاه سـال دیگـر





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 آذر 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

حالا که فکر می کنم انگار سال هاست
که چشم تو در آینه این خیال هاست

آیینه ای که جز تو در آن منعکس نشد
آیینه ای که فارغ از این قیل و قال هاست

امکان نداشت هیچ کس... اما کنار تو
امکان اتفاق تمام محال هاست

فرصت برای با تو نشستن، قدم زدن
آماده باش فرصت پرواز بال هاست

شاید خدا مرا به تو... شاید خدا تو را
ذهنم پر از تمامی این احتمال هاست

باران من! شکستن بغض قدیمی ات
پایان جاودانی این خشکسال هاست

آه ای گوزن وحشی من! می شناسدت
این زن که بازمانده نسل غزال هاست

آیا؟ چرا؟ چگونه؟ کجا؟ کی؟... بهار من
چشم تو پاسخ همه این سوال هاست

نغمه مستشار نظامی




نوع مطلب : نغمه مستشارنظامی ، 
برچسب ها : اشعار نغمه مستشار نظامی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 آذر 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

آیـه‌های اشک ِ من تفسیر می‌شد، بد نبود
دل اگر از غصّه خوردن سیر می‌شد، بد نبود

شورِ ماتم، دشتی ِ غم، بغض‌های اصفهان
در بیاتِ تُرکِ شب، تحریـر می‌شد، بد نبود

من خرابــم! گفته‌ام ساقــی بریـزد باده‌ای
این خرابی‌ها کمی تعمیر می‌شد، بد نبود!

عقل ِ من با عشق ِ تـو درگیر شد؛ دیوانه‌ام
عقلِ تو با عشقِ من، درگیر می‌شد، بد نبود

چون غلافـی کهنه‌ام؛ تا کی نمردن... زندگی؟
قسمت‌ام یک بوسه‌ی شمشیر می‌شد، بد نبود

خـواب دیدم یوسف‌ام اما زلیـخا سیرتم
خواب‌ها روزی اگر تعبیر می‌شد، بد نبود

عشق؛ این مجنون که لیلا را جنون آموخته ست
مثل یک دیوانــه در زنجیـر می‌شد، بد نبود

تو نمی‌مانی...نه! می‌مانی...نمی‌مانی...اگر
زودهایت، دیــر ِ دیــر ِ دیـر می‌شد، بد نبود

می‌روی؟ باشد! برو!... اما بدان شاید اگر
این "تو"، این "من"، "ما"ی عالم‌گیر می‌شد، بد نبود...

رضا احسان پور




نوع مطلب : رضا احسان‌پور، 
برچسب ها : اشعار رضا احسان پور،
لینک های مرتبط :
جمعه 17 آبان 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

هر چند از تو خاطرم آزرده باشد
بگذار لبخندت دلم را بُرده باشد

مثل لب دریا عطش می آورد باز
عشقی که آب از بوسه هایت خورده باشد

وقتی سرت بر شانه ام باشد غمی نیست
بگذار عشقت خنجری بر گُرده باشد

فرقی ندارد آشیانی هست یا نه
در چشم گنجشکی که جفتش مُــرده باشد

آیینه در آیینه در آیینه ها... تو....
نشکن! فقط بگذار ماتم برده باشد

گاهی صدایم کن که این دیوانه ناگاه
در خواب ِ آغوش ِ تو جان نسپرده باشد...!

اصغر معاذی





نوع مطلب : فرامرزعرب عامری - اصغر معاذی - محمدعلی جوشایی، 
برچسب ها : اشعار اصغر معاذی،
لینک های مرتبط :
جمعه 17 آبان 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست
مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست

تو از کی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود از من
خودش از گریه ام فهمید مدت هاست ،مدت هاست

به جای دیدن روی تو در خود خیره ایم ای عشق
اگر آه تو در آیینه پیدا نیست عیب از ماست

جهان بی عشق چیزی نیست جز تکرار یک تکرار
اگر جایی به حال خویش باید گریه کرد اینجاست

من این تکرار را چون سیلی امواج بر ساحل
تحمل می کنم هر چند جانکاه است و جانفرساست

در این فکرم که در پایان این تکرار پی در پی
اگر جایی برای مرگ باشد! زندگی زیباست

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
جمعه 3 آبان 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

هرکسی حال مرا پرسید گفتم عالی ام
اشک ها پنهان شده در خنده ی پوشالی ام

نردبان هر کس و ناکس شدم اما چه سود؟
دار قالی هستم و حالا جدا از قالی ام

خوب فهمیدم که خوش بودند از غمهای من
آن رفیقانی که غمگینند از خوشحالی ام

دیگر آن چاقوی دست نارفیقان نیستم
خسته از دیروزهای خونی و جنجالی ام

بی دلیلِ بی دلیلِ بی دلیلِ بی دلیل
من شدیداً خسته از هر بحث استدلالی ام

مثل نعل اسب ها در زیر پا افتاده ام
با همه افتادگی تندیس خوش اقبالی ام

غرق خواهد شد کسی که سخت "من ، من" میکند
بطری بر روی آبم چون که از خود خالی ام...

محسن کاویانی





نوع مطلب : محسن کاویانی، 
برچسب ها : اشعار محسن کاویانی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 23 مهر 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

رویایِ راستینِ مرا خواب می برد
دارد همه وجودِ مرا آب می برد

تصویرِ درد می شوم و زنگِ خاطرات
با خود مرا درونِ دلِ قاب می برد

می دانم این زلالیِ مظلومِ برکه است
که سنگ را به لذتِ پرتاب می برد

می بینمش دوباره که با نیتِ فریب
صیاد طعمه را سرِ قلاب می برد

با روزگار هر چه گلاویز می شوم
با زخم و زخمه دست به مضراب می برد

یک لحظه مات می بردم ، پلک می زنم
رویایِ راستینِ مرا خواب می برد

از ارتفاعِ صخره مرا پرت می کند
دستی که ماه را توی مرداب می برد
 
مجتبی کریمی




نوع مطلب : مجتبی کریمی، 
برچسب ها : اشعار مجتبی کریمی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 23 مهر 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

در شهر تو میخانه زیاد است، ولی من...
شوریده و دیوانه زیاد است، ولی من...

جمعیتی اطراف تو سرگرم طوافند
بر گِرد تو پروانه زیاد است، ولی من...

شیرینی و لیلایی و عذرایی و ویسی
از عشق تو افسانه زیاد است، ولی من...

بگذار که بغض تو بماند که بماند
هر چند تو را شانه زیاد است، ولی من...

این شعر پر از "من" شده؛ گفتی عوضش کن
باشد! "من" بیگانه زیاد است، ولی من...

رضا احسان‌پور




نوع مطلب : رضا احسان‌پور، 
برچسب ها : اشعار رضا احسان‌پور،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 23 مهر 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

پشت پرچینت اگر بزم، اگر مهمانی ست
پشت پرچین من این سو همه اش ویرانی ست

انفرادی شده سلول به سلول تنم
خود من در خود من در خود من زندانی ست
 
دست های تو کجایند که آزاد شوم؟
هیچ جایی به جز آغوش تو دیگر جا نیست

ابرها طرحی از اندام تو را می سازند
که چنین آب و هوای غزلم بارانی ست

 شعر آنی ست که دور لب تو می گردد
شاعری لذت خوبی ست که در لب خوانی ست

 دوستت دارم اگر عشق به آن سختی هاست
دوستم داشته باش عشق به این آسانی ست !

حسین جنت مکان





نوع مطلب : حسین جنت مكان، 
برچسب ها : اشعار حسین جنت مکان،
لینک های مرتبط :
جمعه 19 مهر 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

آه از نهادم بر نمی خیزد،من مرده ام در آرزوهایم
من ساحلی هستم که یک عمراست،دل بسته ی امواج دریایم

تقدیر چون نامادری بی رحم،افسوس هایم را دوچندان کرد
ای کاش میشد رفت ،از اینجا، افتاده اما از رمق پایم

بیزار بیزارم از این دنیا،غم در دلم همواره پا برجاست
تکراری از امروز و دیروز است،صبح پر از اندوه فردایم

فرقی ندارد آسمان اینجا، با آسمان شهرهای دور
وقتی که دل تنگم ،که دلگیرم، وقتی پر از آیا و امایم

بیدارم اما خواب می بینم، خوابم ولی بیدار بیدارم
از بس که تنها مانده ام در خود،تلخ است دیگر طعم رویایم

الهام دیداریان





نوع مطلب : الهام دیداریان - پریا کشفی -‌ راضیه‌ رجایی - صفیه بیات، 
برچسب ها : اشعار الهام دیداریان،
لینک های مرتبط :
جمعه 19 مهر 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

 جاری شده در ساز تو آواز جدایی
 جانا مزن اینگونه مزن ساز جدایی
 
دستی که تواند شکند فاصله ها را
چندیست که گردیده هم آواز جدایی
 
هر لحظه دلم را به هوس رنجه مگردان
زیرا که همین هاست سرآغاز جدایی
 
 ای موج تنت منحنی آبی دریا
ما دست نیازیم و تو در ناز جدایی
 
دریای منی بی تو و آغوش تو بر من ـ
آن رفته که بر ماهی دریا ز جدایی
 
نازم به وفاداری پروانه که چون من
بالی نزند با پَرِ پروازِ جدایی

محمد سلمانی





نوع مطلب : محمد سلمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد سلمانی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 8 مهر 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ماه آمد و هی دور تو چرخید...دلش ریخت
با دیدن این منظره خورشید دلش ریخت

نزدیک زمین شد، همه جا آتشی افتاد
از سوختنت ابر که ترسید، دلش ریخت

باران زد و لیلای درختان شدی آنروز
باران زد ومجنون تو شد بید... دلش ریخت

آشفته که در باد سوی خانه دویدی
یک شهر-فقط بوی تو پیچید- دلش ریخت

در راه ترا دیدم و افتادم و هرکس-
آن بغض مرا دید که ترکید دلش ریخت

***

یکسو زدی از صورت خود موی خودت را
تا آینه چشمان تو را دید دلش ریخت

حسن اسحاقی




نوع مطلب : حسن اسحاقی، 
برچسب ها : اشعار حسن اسحاقی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 8 مهر 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چشـمت به ‌چشم ما و دلت پیش دیگریست
جای گلایه نیـست! کـه ایـن رســم دلبریست
 
هـر کس گذشت از نظـرت، در دلـت نشست
تــنها گنــاه آیـنه ‌هـا زود باوریـسـت
 
مهرت به ‌خلق بیش‌ تر از جور بر من است
سـهـم بـرابـر همگان، نابرابریست
 
دشنام یا دعای تو در حـق من یکی است
!ای آفـتاب، هـر چـه کنی ذره‌ پـروریست
 
ساحـل جواب سـرزنش موج را نداد
گاهی فقط سکوت سزای سبک‌ سریست

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 3 مهر 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

فرض کن یک غروب بارانی ست و تو تنها نشسته ای مثلا
بعدش احساس می کنی انگار ، سخت دلتنگ و خسته ای مثلا


در همان لحظه ای که این احساس مثل یک ابر بی دلیل آنجاست
شده یک لحظه احتمال دهی که دلی را شکسته ای مثلا ؟


که دلی را شکسته ای و سپس ابرهای ملامت آمده اند
پلک خود را هم از پشیمانی روی هم سخت بسته ای مثلا


مثلاهای مثل این هر شب ، دلخوشیهای کوچکم شده اند
در تمام ردیف های جهان ، تو کنارم نشسته ای مثلا


و دلی را که این همه تنهاست ، ژاپنی ها قشنگ می فهمند
مثل ویرانی هیروشیماست بعد آن جنگ هسته ای مثلا


فرض کن یک غروب بارانی ست و تو تنها نشسته ای اما
من نباید زیاد شکوه کنم من نباید . . . تو خسته ای مثلا

سیدمهدی نقبایی





نوع مطلب : مهدی نقبایی، 
برچسب ها : اشعار سیدمهدی نقبایی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 3 مهر 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بگو دنیا به بار بی کسی هایم بیفزاید
به چشمان سیاهم گریه ی مستانه می آید

کدامین میوه ی ممنوعه در دامان من افتاد
که جای شعر حوّایی درونم درد می زاید

شبی دیوانه ای با چشم هایش جادویم کرده
بیاور باطل السحری که بخت تیره بگشاید

دعایم بی اثر شد، جانماز از بغض من تر شد
سرم این روزها بیهوده دارد مهر می ساید

پر از زخم ام برای بردنم راهی بیاب ای مرگ!
مداوای تو شاید ذرّه ای خوبم کند شاید...

ساجده جبارپور





نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار ساجده جبارپور،
لینک های مرتبط :
شنبه 23 شهریور 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

وقتی کسی را که نداری دوست داری
با عشق داری روی خود، پا می‌گذاری

وقتی به جای "من"، ضمیرت می‌شود "تو"
از "تو" برایت مانده یک "او" یادگاری...

وقتی که غیر از خاطراتی گنگ و مبهم
چیزی نداری که نداری که نداری...

وقتی هوایت ابری است و بغض داری
تا شانه می‌بینی هوس داری بباری...

وقتی برای زندگی یک راه داری
از راه سهمت می‌شود چشم انتظاری...

وقتی که هی نه می‌شود، نه می‌شود، نه...
وقتی که آری بوده، آری بوده، آری...

وقتی نمی‌خواهی که تنهایی بمیری
امّا در آغوش خدا هم بی قراری...

وقتی بمیری پیش از آن که مرده باشی
باید به قدر زندگی طاقت بیاری

رضا احسان‌پور




نوع مطلب : رضا احسان‌پور، 
برچسب ها : اشعار رضا احسان‌پور،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 شهریور 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چه کسی دیده تمنّای پلنگ از آهو...؟!
چقَدَر اشک بریزم که بفهمی بانو...؟!

تا بفهمی که تو را دوست... نشد! باز که هی
می‌بُری رشته‌ی افکار مرا با ابـرو

چه کنم؟ دست خودم نیست، کمی می‌ترسم
از دو ابروی تو... از تیغ نگاه... از چاقو

کافرم! کفر من این است که مؤمن شده‌ام
جای هر معجزه‌ای با دو سه تایی جادو

من که گمراه نبودم، تو خودت می‌دانی
همه‌اش زیر سر زلف تو بوده؛ شب بو

وقت اعدام رسیده است؛ فقط یک خواهش:
زحمتی نیست اگر، دار مرا از گیسو...


رضا احسان‌پور




نوع مطلب : رضا احسان‌پور، 
برچسب ها : اشعار رضا احسان‌پور،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 شهریور 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

قهوه ام سر رفته ، حتما فال بر هم می خورد!
حال تقدیرم از این اقبال بر هم می خورد!


گرچه در این چند سال آرامشم را یافتم
مطمئنم باز هم امسال بر هم می خورد!


حرفهایم را کسی غیر از خودم نشنیده است!
ظاهرا در من لبانی لال بر هم می خورد !


حال و احوال مرا غیر از خودم از کس نپرس!
حال من دارد از این احوال بر هم می خورد!


ناگهان ترکیب برخی چهره های دلنشین
گاه با یک نقطه ی تبخال بر هم می خورد!


در زمان بدرقه با من نمی آید کسی!
حالم از اینگونه استقبال برهم می خورد!

*

حرف دل را در پیامی مختصر گفتم ولی –
هی پیامم موقع ارسال بر هم می خورد!


اصغر عظیمی مهر





نوع مطلب : سیدمهدی موسوی - ناصر ندیمی - اصغر عظیمی‌مهر، 
برچسب ها : اشعار اصغر عظیمی مهر،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 شهریور 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

...كه بگویم چقدر می‌خواهم در كنارت كمی قدم بزنم!
كه اگر نیستی چه بهتر كه همۀ شهر را به هم بزنم

نه... به هم كه نمی‌توانم... نه!... سعی كردم، ولی نشد، دیدی
سهم تو صبح راه‌راه شد و سهم من این‌كه هی قلم بزنم

بس كه هر شب نشسته‌ام تا صبح هی عوض كرده‌ام كانال‌ها را
می‌توانم سه ساعت از فقر مردم هنگ‌كنگ دم بزنم

می‌توانم به جای این خودكار پشت یك میز شیك بنشینم
از حقوق بشر دفاع كنم، حرف‌های قشنگ هم بزنم!

می‌توانم به چشم‌های تو و دست‌های بنفشه پشت كنم
حرف‌های قشنگ را گفتم؟... حرف‌های قشنگ هم بزنم!

شاید اصلاً درستش این باشد كه من و تو به جای این كلمات
بنشینیم روبروی هم و چاییت را برات هم بزنم

شاید... اما چطور بعد از آن روزهایی كه... بچه‌هایی كه...
(مثل یك روزنامه مجبورم حرف‌های درشت كم بزنم)

...

آشپزخانه باز پر شده از سوسك‌های سیاه بد تركیب
آه!... باید دوباره برخیزم دور تا دور خانه سم بزنم

پانته آ صفایی





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار پانته آ صفایی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 شهریور 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بگردم دور تـو، دور نگاهت ، دور باطل ها
مرا دیوانه می خوانند، امثال تو عاقل ها

پری رویی، نه... زیباتر، سر زیبایی ات بحث است
بــه طرزی کـــه کـــم آوردند توضیـــح المسائل ها

حسادت می کنم با هرکه دستش لای موهایت...
حسادت می کنم حتی به این موگیر ها، تل ها

مرا از دور میدیدی، خودت را جمع می کردی
بیـــا یک بار دیگــر هم شبیه آن "اوایل ها"...

*

و من معنــی بعضــی شعر ها را دیــر می فهمم
"که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها"

مرتضی عابدپور لنگرودی





نوع مطلب : مرتضی عابدپور لنگرودی، 
برچسب ها : اشعار مرتضی عابدپور لنگرودی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 شهریور 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 61 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony