تبلیغات
غزلخانه - مطالب شهریور 1392
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

بگو دنیا به بار بی کسی هایم بیفزاید
به چشمان سیاهم گریه ی مستانه می آید

کدامین میوه ی ممنوعه در دامان من افتاد
که جای شعر حوّایی درونم درد می زاید

شبی دیوانه ای با چشم هایش جادویم کرده
بیاور باطل السحری که بخت تیره بگشاید

دعایم بی اثر شد، جانماز از بغض من تر شد
سرم این روزها بیهوده دارد مهر می ساید

پر از زخم ام برای بردنم راهی بیاب ای مرگ!
مداوای تو شاید ذرّه ای خوبم کند شاید...

ساجده جبارپور





نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار ساجده جبارپور،
لینک های مرتبط :
شنبه 23 شهریور 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

وقتی کسی را که نداری دوست داری
با عشق داری روی خود، پا می‌گذاری

وقتی به جای "من"، ضمیرت می‌شود "تو"
از "تو" برایت مانده یک "او" یادگاری...

وقتی که غیر از خاطراتی گنگ و مبهم
چیزی نداری که نداری که نداری...

وقتی هوایت ابری است و بغض داری
تا شانه می‌بینی هوس داری بباری...

وقتی برای زندگی یک راه داری
از راه سهمت می‌شود چشم انتظاری...

وقتی که هی نه می‌شود، نه می‌شود، نه...
وقتی که آری بوده، آری بوده، آری...

وقتی نمی‌خواهی که تنهایی بمیری
امّا در آغوش خدا هم بی قراری...

وقتی بمیری پیش از آن که مرده باشی
باید به قدر زندگی طاقت بیاری

رضا احسان‌پور




نوع مطلب : رضا احسان‌پور، 
برچسب ها : اشعار رضا احسان‌پور،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 شهریور 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چه کسی دیده تمنّای پلنگ از آهو...؟!
چقَدَر اشک بریزم که بفهمی بانو...؟!

تا بفهمی که تو را دوست... نشد! باز که هی
می‌بُری رشته‌ی افکار مرا با ابـرو

چه کنم؟ دست خودم نیست، کمی می‌ترسم
از دو ابروی تو... از تیغ نگاه... از چاقو

کافرم! کفر من این است که مؤمن شده‌ام
جای هر معجزه‌ای با دو سه تایی جادو

من که گمراه نبودم، تو خودت می‌دانی
همه‌اش زیر سر زلف تو بوده؛ شب بو

وقت اعدام رسیده است؛ فقط یک خواهش:
زحمتی نیست اگر، دار مرا از گیسو...


رضا احسان‌پور




نوع مطلب : رضا احسان‌پور، 
برچسب ها : اشعار رضا احسان‌پور،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 شهریور 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

قهوه ام سر رفته ، حتما فال بر هم می خورد!
حال تقدیرم از این اقبال بر هم می خورد!


گرچه در این چند سال آرامشم را یافتم
مطمئنم باز هم امسال بر هم می خورد!


حرفهایم را کسی غیر از خودم نشنیده است!
ظاهرا در من لبانی لال بر هم می خورد !


حال و احوال مرا غیر از خودم از کس نپرس!
حال من دارد از این احوال بر هم می خورد!


ناگهان ترکیب برخی چهره های دلنشین
گاه با یک نقطه ی تبخال بر هم می خورد!


در زمان بدرقه با من نمی آید کسی!
حالم از اینگونه استقبال برهم می خورد!

*

حرف دل را در پیامی مختصر گفتم ولی –
هی پیامم موقع ارسال بر هم می خورد!


اصغر عظیمی مهر





نوع مطلب : سیدمهدی موسوی - ناصر ندیمی - اصغر عظیمی‌مهر، 
برچسب ها : اشعار اصغر عظیمی مهر،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 شهریور 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

...كه بگویم چقدر می‌خواهم در كنارت كمی قدم بزنم!
كه اگر نیستی چه بهتر كه همۀ شهر را به هم بزنم

نه... به هم كه نمی‌توانم... نه!... سعی كردم، ولی نشد، دیدی
سهم تو صبح راه‌راه شد و سهم من این‌كه هی قلم بزنم

بس كه هر شب نشسته‌ام تا صبح هی عوض كرده‌ام كانال‌ها را
می‌توانم سه ساعت از فقر مردم هنگ‌كنگ دم بزنم

می‌توانم به جای این خودكار پشت یك میز شیك بنشینم
از حقوق بشر دفاع كنم، حرف‌های قشنگ هم بزنم!

می‌توانم به چشم‌های تو و دست‌های بنفشه پشت كنم
حرف‌های قشنگ را گفتم؟... حرف‌های قشنگ هم بزنم!

شاید اصلاً درستش این باشد كه من و تو به جای این كلمات
بنشینیم روبروی هم و چاییت را برات هم بزنم

شاید... اما چطور بعد از آن روزهایی كه... بچه‌هایی كه...
(مثل یك روزنامه مجبورم حرف‌های درشت كم بزنم)

...

آشپزخانه باز پر شده از سوسك‌های سیاه بد تركیب
آه!... باید دوباره برخیزم دور تا دور خانه سم بزنم

پانته آ صفایی





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار پانته آ صفایی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 شهریور 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بگردم دور تـو، دور نگاهت ، دور باطل ها
مرا دیوانه می خوانند، امثال تو عاقل ها

پری رویی، نه... زیباتر، سر زیبایی ات بحث است
بــه طرزی کـــه کـــم آوردند توضیـــح المسائل ها

حسادت می کنم با هرکه دستش لای موهایت...
حسادت می کنم حتی به این موگیر ها، تل ها

مرا از دور میدیدی، خودت را جمع می کردی
بیـــا یک بار دیگــر هم شبیه آن "اوایل ها"...

*

و من معنــی بعضــی شعر ها را دیــر می فهمم
"که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها"

مرتضی عابدپور لنگرودی





نوع مطلب : مرتضی عابدپور لنگرودی، 
برچسب ها : اشعار مرتضی عابدپور لنگرودی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 شهریور 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دنیای شیرینت به کـام دیگران باشد
لبخندهایت سهم از ما بهتران باشد

کج کرده راهش را به سمت دامنت خورشید
پرچیــن گلهـــای تـــــو وقتـــی زعفران باشد

گلگونه های شرجی شهریور گیلان
نارنـــج های نوبــــر مـــازندران باشد

یک دکمــــه از پیراهنت افتاده در کوچــه
جوینده اش یابنده ی گنجی گران باشد

شب زنده تر شد با پل ابروکمان شهرم
تا لهجه ی شیرین خرما هم در آن باشد

مطلــع ندیدم ناب تـــر از بیت ابرویت
باید قلم در بیت بیتش خیزران باشد

مستی خیالی نیست،همدستم اگر باشی
هر جــام چشمت ناب تر از شوکـــران باشد

وقتی که می دانم نگاهت در نگاهم نیست
دیگـــر  نبــاید  انتــظار  از  دیگـــران  باشد

پس لااقل شب روسری را از سرت بردار
مهتـــاب باید آسمانش بـی کـــران باشد

فواد میرشاه ولد





نوع مطلب : فواد میرشاه ولد، 
برچسب ها : اشعار فواد میرشاه ولد،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 شهریور 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

کسی با "موج" موهایت "کنار" آمد به غیر از من؟
کسی با هستی اش پای قمار آمد به غیر از من؟

کدامین سنگدل فکر شکار افتاد غیر از تو؟
کدام آهو به میدان شکار آمد به غیر از من؟

تمام شهر در جشن "تماشا"ی تو حاضر شد
تمام شهر آن شب در شمار آمد به غیر از من

برایت دستمال کاغذی بودم، ولی آیا
کسی در لحظه بغضت به کار آمد به غیر از من؟

 مرا از "جمع" خاطرخواه ها "منها" کن ای "حوا"
تو را کافیست "آدم" هر چه بار آمد به غیر از من

حسین زحمتکش





نوع مطلب : محمد حسین نعمتی - حسین زحمتکش - محمود سنجری، 
برچسب ها : اشعار حسین زحمتکش،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 3 شهریور 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

سلام میکنم به تو، سلام سر به زیر من
سلام وسعت بلند، سلام دلپذیر من

چه بی جواب مانده اند، سلام های ساده ام
بگو جواب می دهی، به حس ناگزیر من؟

چقدر مانده منتظر ! کنار کوچه های گم
نگاه سر به زیر تو، نگاه سر به زیر من؟

شما همیشه خوبها ، شما همیشه ابرها
چقدر دور مانده اید، چقدر از کویر من!

پر از شعور عاشقی ، چرا نمیشود کسی..
فقط کمی نظیر تو، فقط کمی نظیر من

تو خواستی غزل ، بیا که این غزل برای توست
چرا سکوت میکنی، چرابهانه گیر من!





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 3 شهریور 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony