تبلیغات
غزلخانه - مطالب اسفند 1392
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم
تا در این قصه پر حادثه حاضر باشم

حکم پیشانی ام این بود که تو گم شوی و
من به دنبال تو یک عمر مسافر باشم

تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی
من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم

قسمت این بود، چرا از تو شکایت بکنم؟
یا در این قصه به دنبال مقصر باشم؟

شاید این گونه خدا خواست مرا زجر دهد
تا برازنده اسم خوش شاعر باشم

شاید ابلیس تو را شیطنت آموخت که من
در پس پرده ایمان به تو کافر باشم

دردم این است که باید پس از این قسمت ها
سال ها منتظر قسمت آخر باشم

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
جمعه 23 اسفند 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

پاییز رخنه کرده به ذوق بهار‌ی ام
آواز مرده در قفس بی قناری ام

سرگشته پا گذاشته ام بر سر خودم
سیلم، که از وجود خودم هم فراری ام

جانم به لب رسیده از این روزهای تلخ
لبریز شو‌کران شده جام خماری ام

باران شدم ولی در باغی که غنچه هاش
لبخند می زنند به این سوگواری ام

بیدم که پا به خاک سپرده ست و سر به باد
پا بند یک سکون، صد سر بی قراری ام

بی تو فرار می کند از من غرور من
بغضی شکسته می ماند یادگاری ام

دنیای بی‌ تو حیثیتم را ربوده است
در معرض تهاجم بی اعتباری ام

باید دگر به این من خسته کمک کنی
هرگز کسی به جز تو نیامد به یاری ام‌

امیر اکبرزاده





نوع مطلب : سیامک قانع - امیر اکبرزاده - جواد زهتاب، 
برچسب ها : اشعار امیر اکبرزاده،
لینک های مرتبط :
جمعه 23 اسفند 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

پرنده فكر نمی كرد بی ثمر بشود
شبیه كاسه و بشقاب و میز و در بشود

كه رفته رفته اسیر شكستگی باشد
دچار منطق پوچ قضا قدر بشود

پرنده می اندیشید شب چه طولانی است
و او چه كار كند زودتر سحر بشود؟

و او چه كار كند این خطوط صاف و دقیق
به هم بریزد و دنیا وسیع تر بشود؟

نمی شود كه قفس آرزو كند یک بار
پرنده باشد و با باد هم سفر بشود؟

پرنده خنده تلخی به لب نشانده و گفت:
چه سود عمر كسی در قفس هدر بشود؟

پرندگی كه نباشد چه فرق خواهد كرد
بهار سر برسد یا بهار سر بشود؟

پرنده می خواهد آرزو كند ای كاش
فقط پرنده بماند، ولی اگر بشود

صدای هم همه‏ خانه باز اجازه نداد
كسی از این همه اندوه باخبر بشود

خدیجه رحیمی





نوع مطلب : خدیجه رحیمی، 
برچسب ها : اشعار خدیجه رحیمی،
لینک های مرتبط :
جمعه 23 اسفند 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

رسیده ام به غریبی كه رخ نداده هنوز
و اتفاق عجیبی كه رخ نداده هنوز

و جرم تازه از پیش متهم شده ام
گناه گندم و سیبی كه رخ نداده هنوز

میان چشم من و تو كسی لگد كوبید
به عشق، حس نجیبی كه رخ نداده هنوز

هنوز منتظرم من، اگر چه می افتد
دلم به دام فریبی كه رخ نداده هنوز

به احتمال قوی مرگ در كمین من است
و خواب های مهیبی كه رخ نداده هنوز

و باز دست پر از خالی ام هجوم آورد
به سمت «ام یجیبی» كه رخ نداده هنوز

دوباره از پس این روزهای در به دری
چه مانده است نصیبی كه رخ نداده هنوز؟

یوسف ابوعلی نژاد





نوع مطلب : مرتضی کردی-نصرت رحمانی-یوسف ابوعلی نژاد، 
برچسب ها : اشعار یوسف ابوعلی نژاد،
لینک های مرتبط :
جمعه 23 اسفند 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تا زنده باشم چون کبوتر دانه می خواهم
امروز محتاج توام؛ فردا نمی خواهم

آشفته ام...زیبایی ات باشد برای بعد
من درد دارم شانه ای مردانه می خواهم

از گوشه ی محراب عمری دلبری جستم
اکنون خدا را از دل میخانه می خواهم

می خندم و آیینه می گرید به حال من
دیوانه ام، هم صحبتی دیوانه می خواهم

در را به رویم باز کن! اندوه آوردم
امشب برای گریه کردن شانه می خواهم

علیرضا بدیع





نوع مطلب : علیرضا بدیع، 
برچسب ها : اشعار علیرضا بدیع،
لینک های مرتبط :
جمعه 23 اسفند 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

خالی‌ام چون باغ بودا، خالی از نیلوفرانش
خالی‌ام چون آسمان شب‌زده بی‌اخترانش

خلق، بی جان ، شهر گورستان و ما در غار پنهان
یاس و تنهایی و من، مانند لوط و دخترانش

پاره پاره مغرب‌ام، با من نه خورشیدی، نه صبحی
نیمی از آفاقم اما، نیمه‌ی بی‌خاورانش

سرزمین مرگم اینک، برکه‌هایش دیده‌گانم
وین دل توفانی‌ام، دریای خون بی‌کرانش

پیش چشمم شهر را بر سر سیه چادر کشیده
روسری‌های عزا از داغ دیده مادرانش

عیب از آنان نیست من دل‌مرده‌ام کز هیچ سویی
در نمی‌گیرد مرا، افسون شهر و دل‌برانش

جنگ‌جویی خسته‌ام، بعد از نبردی نابرابر
پیش رویش پشته‌ای از کشته‌ی هم‌سنگرانش

دعوی‌ام عشق است و معجز شعر و پاسخ طعن و تهمت
راست چون پیغمبری رو در روی ناباورانش !

حسین منزوی





نوع مطلب : حسین منزوی، 
برچسب ها : اشعار حسین منزوی،
لینک های مرتبط :
جمعه 23 اسفند 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای وای بر آن عشق که نفرین شده باشد

با خون دل سوخته تزیین شده باشد

 

من از عطش وصل به پرپر زدن افتم

او با دگری خسرو و شیرین شده باشد

 

ای وای بر آن عاشق رسوای بد اقبال

کز بخت بدش عاقبتش این شده باشد





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 اسفند 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

جز اینکه به نبود تو عادت نکرده ام
از من چه خواستی که اجابت نکرده ام

حتی به خشم نیز نگاهم نمی کنی
من که خدا نکرده جنایت نکرده ام

حفظم ز چهره ات همه ی جزئیات را
یک بار اگرچه سیر نگاهت نکرده ام

گفتی مباد از تو کلامی بیان کنم
اما ببخش گاه رعایت نکرده ام

بس که به لهجه داشتنم طعنه می زنی
با خود بدون واهمه صحبت نکرده ام

در خواب اگر ببوسمت آیا حلال نیست؟
کاری که بر خلاف شریعت نکرده ام

مسلم محبی




نوع مطلب : مسلم محبی، 
برچسب ها : اشعار مسلم محبی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 18 اسفند 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر است
در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است

قصه ی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه
دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است

تشنگانِ مِهر محتاج ترحم نیستند
کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است

باشد ای عقل معاش اندیش، با معنای عشق -
آشنایم کن ولی نا آشنایی بهتر است

فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست
دلبری خوب است، اما دلربایی بهتر است

هر کسی را تاب دیدار سر زلف تو نیست
اینکه در آیینه گیسو می گشایی بهتر است

کاش دست دوستی هرگز نمی دادی به من
« آرزوی وصل » از « بیم جدایی » بهتر است

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 اسفند 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

درد ِعشقی کشیده ام که فقط ، هر که باشد دچار می فهمد
مرد ، معنای غصّه را وقتی ، باخت پای قمار می فهمد!

بودی و رفتی و دلیلش را ، از سکوتت نشد که کشف کنم
شرح ِ تنهایی مرا امروز ، مادری داغدار می فهمد !

دودمانم به باد رفت امّا ، هیچ کس جز خودم مقصّرنیست
مثل یک ایستگاه ِمتروکم ، حسرتم را قطار می فهمد !

خواستی باتمامِ بدبختی ، روی دستِ زمانه باد کُنم !
درد آوارگیِ هر شب را ، مُرده ی بی مزار می فهمد

هر قدم دورتر شدی از من ، ده قدم دورتر شدم از او
علّت شکّ سجده هایم را ، « مهُرِرکعت شمار» می فهمد !

قبلِ رفتن نخواستی حتّی ، یک دقیقه رفیقِ من باشی
ارزش یک دقیقه را تنها ، مُجرمِ پای دار می فهمد

شهر ، بعد از تو در نگاهِ من ، با جهنّم برابری می کرد
غربتِ آخرین قرارم را ، آدم ِ بی قرار می فهمد

انتظارِمن ازتوانِ تو ، بیشتر بود ، چون که قلبم گفت :
بس کن آخر ! مگرکسی که نیست ، چیزی ازانتظارمی فهمد ؟!


امید صباغ نو




نوع مطلب : امید صباغ نو ـ بهمن صباغزاده - ابراهیم بوالحسنی، 
برچسب ها : اشعار امید صباغ نو،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 اسفند 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دیگر چه جای خواهش و نذر و اجابتی؟
وقتی امید نیست به هیچ استجابتی

جشن تولدی كه مبارك نمی شود
دیدار چشم هات كه درهیچ ساعتی

حال مرا نپرس در این روزها اگر
جویای حال خسته ام از روی عادتی

از ترس اینکه باز تو را آرزو کنم ،
خط می کشم به دلخوشی هر زیارتی

تو شاهزاده ی غزلی ! پرتوقعی ست ،
اینکه تو را مخاطب این شعرِ پاپتی

حالا بیا و بگذر ازاین شاعری كه بود ،
تسلیم چشم های تو بی استقامتی

مثل تمام جمعیت این پیاده رو
با او غریبگی كن و بگذر به راحتی

بگذر از او كه بعد تو ... اما به دل نگیر
گاهی اگر گلایه ای ، حرفی ، شکایتی

باور كن از نهایت اندوه خسته بود
می رفت بلكه در سفر بی نهایتی

این سال ها بدون تو شاعر نمی شدم
هرچند وهم شاعری ام هم حکایتی

دستی به لطف بر سر این شعرها بکش
من شاعر نگاه توام ناسلامتی

رویا باقری




نوع مطلب : ساحل صالحی ـ سیما قدرتی - رویا باقری - سمانه مصدق، 
برچسب ها : اشعار رویا باقری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 اسفند 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چشم های تو ، خانه ات آباد ! درد ویرانه را نمی فهمد
موی پیچیده در حوالی باد ، گرمی ِ شانه را نمی فهمد

بوف کوری که غرق رویا هاست، دیر یا زود می رود ازدست
سگ ولگرد نا کجاآباد ، معنی ِ خانه را نمی فهمد !

کرم خاکی منزوی دیگر ، دل به آبی ِ آسمان ندهد
تا دم ِ مرگ خویش دنیای ، گنگ ِ پروانه را نمی فهمد

شاعری حرف مفت آدم هاست ، جز غم و درد میوه ای ندهد
گونه ی سرخ مردم خاطی ، لطف شاهانه را نمی فهمد

آنکه خنجر نخورده بر پشتش ، کوچه تاریک باشد و روشن
روبروی رفیق خود ، دست سرد بیگانه را نمی فهمد

مثل آقا محمد قاجار ، تیغ در پنجه ات نمی لرزد
پدر من درآمد و چشمت ، حال دیوانه را نمی فهمد !

آه از این هوای آدم کش ، آه از قهوه های قاجاری
تلخی واقعیتت فرقِ بین افسانه را نمی فهمد !


سید مهدی نژادهاشمی





نوع مطلب : سید مهدی نژاد هاشمی - سید هادی هاشمی نژاد، 
برچسب ها : اشعار سید مهدی نژادهاشمی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 اسفند 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

باران که می گیرد به هم می ریزد اعصابم
تقصیر باران نیست... می گویند: بی تابم...!

گاهی تو را آنقدر می خواهم به تنهایی
طوری که حتی بودنم را بر نمی تابم

هر صبح، بی صبحانه از خود می زنم بیرون
هر شب کنار سفره، بُق کرده ست بشقابم

بی تو تمام پارک های شهر را تا عصر
می گردم و انگار دستی می دهد تابم

شب ها که پیشم نیستی... خوابم نمی گیرد
وقتی نمی بوسی مرا... با "قرص" می خوابم...!

اصغر معاذی





نوع مطلب : فرامرزعرب عامری - اصغر معاذی - محمدعلی جوشایی، 
برچسب ها : اشعار اصغر معاذی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 اسفند 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بانگ خروس، صبح دل آزار دیگری
مردم چه دلخوشند به تكرار دیگری

ای كاش چشمهای مرا خواب می ربود
وقتی امید نیست به دیدار دیگری

یك دل اضافه كرد به دلهای خون شده
از عشق بر نیامد اگر كار دیگری

بعد از تو من به درد خودم هم نمی خورم
تحمیل شد به جامعه سربار دیگری

خوش باد روزگار تو با هر كه خواستی
اما مباد قسمت من یار دیگری

مسلم محبی




نوع مطلب : مسلم محبی، 
برچسب ها : اشعار مسلم محبی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 6 اسفند 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
که تاب من به جهان طره فلانی داد

دلم خزانه اسرار بود و دست قضا
درش ببست و کلیدش به دلستانی داد

شکسته وار به درگاهت آمدم که طبیب
به مومیایی لطف توام نشانی داد

تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش
که دست دادش و یاری ناتوانی داد

برو معالجه خود کن ای نصیحتگو
شراب و شاهد شیرین که را زیانی داد

گذشت بر من مسکین و با رقیبان گفت
دریغ حافظ مسکین من چه جانی داد





نوع مطلب : حافظ، 
برچسب ها : اشعار حافظ،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 6 اسفند 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony