تبلیغات
غزلخانه - مطالب بهمن 1392
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

باید که ز داغم خبری داشته باشد ،
هر مرد که با خود جگری داشته باشد
 
حالم چو دلیری ست که از بخت بد خویش
در لشکر دشمن پسری داشته باشد !
 
حالم چو درختی است که یک شاخه نا اهل
بازیچه ی دست تبری داشته باشد
 
سخت است پیمبر شده باشی و ببینی
فرزند تو دین دگری داشته باشد !
 
آویخته از گردن من شاه کلیدی
این کاخ کهن بی که دری داشته باشد
 
سردرگمی ام داد، گره در گره اندوه
خوشبخت کلافی که سری داشته باشد !
 
حسین جنتی





نوع مطلب : حسین جنتی، 
برچسب ها : اشعار حسین جنتی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 8 بهمن 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

هر نسیمی که نصیب از گل و باران ببرد
می تواند خبر از مصر به کنعان ببرد
 
آه از عشق که یک مرتبه تصمیم گرفت:
یوسف از چاه درآورده به زندان ببرد
 
وای بر تلخی فرجام رعیت پسری
که بخواهد دلی از دختر یک خان ببرد
 
ماهرویی دل من برده و ترسم این است
 سرمه بر چشم کشد،زیره به کرمان ببرد
 
دودلم اینکه بیاید من معمولی را
 سر و سامان بدهد یا سر و سامان ببرد
 
مرد آنگاه که از درد به خود میپیچد
ناگزیر است لبی تا لب قلیان ببرد
 
شعر کوتاه ولی حرف به اندازه ی کوه
باید این قائله را "آه" به پایان ببرد
 
شب به شب قوچی ازین دهکده کم خواهد شد
ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد!

حامد عسکری





نوع مطلب : حامد عسکری، 
برچسب ها : اشعار حامد عسکری،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 8 بهمن 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

آغوش تو دنیای آن بیگانه خواهد شد
با دست شومش گیسوانت شانه خواهد شد

با من شکوهی داشتی، با او نخواهی داشت
قصری که جای جغد شد ویرانه خواهد شد

افسانه ی خوشبختی ات گمنام خواهد ماند
گمنامیِ بدبختی ام افسانه خواهد شد

پنهان شدی تا مثل «از ما بهتران»... آری_
کِرمی که خود را گم کند پروانه خواهد شد

هرشب که می پیچد به اندام تو همخوابت
از بوی من در بسترش دیوانه خواهد شد

مهدی فرجی





نوع مطلب : مهدی فرجی، 
برچسب ها : اشعار مهدی فرجی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 8 بهمن 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای آنکه بودی در خوشی ها یار من روزی
دیدم که افتادی پی آزار من روزی

این سینه زندان بود، اما رفت با شادی
هرکس که خط انداخت بر دیوار من روزی

شاید قسم خوردی فراموشم کنی، اما
سر میکشی در دفتر اشعار من روزی

رفتی طنین شعرهایم در سرت... گفتم
دیوانه برمی گردی از تکرار من روزی

با هر غزل جان دادم و بر گردنت افتاد
یکباره خون آبی ِ خودکار من روزی

هر زن به چشم ام خیره شد، گم کرده ای را یافت
پس «هرکسی از ظنّ خود شد یار من» روزی

بگذار بی پروا بگویم دوستت دارم
هرچند می خندی به این اقرار من روزی

مهدی فرجی





نوع مطلب : مهدی فرجی، 
برچسب ها : اشعار مهدی فرجی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 8 بهمن 1392 :: نویسنده : محمد آل احمد


درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony