غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

خواب دیدم که رویاست، ولی رویا نیست
عمر جز «حسرت دیروز» و «غم فردا» نیست

هنر عشق فراموشی عمر است، ولی
خلق را طاقت پیمودن این صحرا نیست

ای پریشانی آرام ! کجایی ای مرگ ؟
در پری خانه ی ما حوصله ی غوغا نیست

ما پلنگیم ! مگو لکّه به پیراهن ماست
مشکل از آینه ی توست ! خطا از ما نیست

خلق در چشم تو دل سنگ، ولی ما دل تنگ
« لا الهی » هم اگر آمده بی « الّا » نیست

موجِ شوریده دل آشفته ی ماه است ولی
ماه را طاقت آشفتگی دریا نیست

بر گل فرش ، به جان کندن خود فهمیدیم
مرگ هم چاره ی دل تنگی ماهی ها نیست

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

وقتی صدای آشنایی این حوالی نیست
بگذار شب جاری شود در خود٬ ملالی نیست

این زخم های کهنه را هم تازه خواهد کرد
بغضی که از شرم حضور گریه خالی نیست

من٬ دوستت دارم٬ سکوتی از صدا لبریز
تو٬با نگاهی که در آن جای سوالی نیست

کز می کند مهتاب پشت ابرها هر شب
وقتی برای پر کشیدن با تو بالی نیست

تو می روی آن دورها و خوب می دانم
حتی برای گریه کردن هم مجالی نیست

سمانه مصدق





نوع مطلب : ساحل صالحی ـ سیما قدرتی - رویا باقری - سمانه مصدق، 
برچسب ها : اشعار سمانه مصدق،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

این روز ها و خون من و گردن از شما
صد ها بهانه کردن و آوردن از شما

سهوِ تو بود من که صمیمانه گفتمت
ممنوعه نیست میوه من، خوردن از شما

باغ بهشت را که خدا قسمت تو کرد
در آتش اش کشیدن و افسردن از شما

قالی خوش نمای دلم را دریغ و حیف
چون خاک ره ندیده و نشمردن از شما

من اختیار خویش به دست تو داده ام
دل را به غم شکستن و آزردن از شما

گل کرده شاخه های پر از میوه دلم
گل را به باد دادن و پژمُردن از شما

آ ئینه نجابت من عهد بستن هست
دل را بدست دیگری بسپردن از شما

این ساغری که پر ز شراب دو آتش هست
با او جفا و جور و ستم کردن از شما

یک صد غزل به وصف نگاهت سروده ام
حالا تو لطف کن و بیا بردن از شما

مژگان ساغر





نوع مطلب : مژگان ساغر - معصومه مصطفی لو - مریم آرام - زهرا حسینی، 
برچسب ها : اشعار مژگان ساغر،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

«اشهد انّ» عشقِ تو، کشت مرا کشت مرا!
«اشهد انّ» روی تو، روی خودِ خودِ خدا

«اشهد انّ» بوی تو، بوی بهار جان و دل
«اشهد انّ» چشم تو، چشمه‌ی خوبی‌ و صفا

«اشهد انّ» حسن تو، غبطه‌ خورد بر آن پری
«اشهد انّ» حال تو، مایه‌ی رشک اولیا

«اشهد انّ» سینه‌ات‌، صافی ابر پاکدل
«اشهد انّ» چهره‌ات، روشنی ستاره‌ها

«حیّ علی» جنون جنون! دیده‌ی آغشته به خون
«حیّ علی» بدون چون! نیست در این سرا «چرا»

«حیّ علی» به سوی آن کو بردت به آسمان
«حیّ علی» دوان دوان، همچو خیال بادپا

«حیّ علی» شکر شکر، که ریزد از لب سحر!
«حیّ علی» گهر گهر، که بخشد از لبش به ما

«حیّ علی» طرب طرب، که عشق او شود سبب!
«حیّ علی» طلب طلب، که تا شوی ز خود رها...

امیرحسین سام

لندن، ژانویه ۲۰۰۷





نوع مطلب : ابوالفضل صمدی - محمد حسین ملكیان - اسماعیل فرزانه، 
برچسب ها : اشعار امیرحسین سام،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 14 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تو می خندی و جاری می شوم با عطر شب بوها
از اینجا میروم تا بیکران ها تا فراسوها

تو می خوانی برایم عشق را با لهجه ی باران
صدای تو رهایم می کند از این هیاهوها

نسیمی مهربان می آید از دریا به آرامی
دلم را می بری آهسته بر امواج گیسوها

چگونه مست و از خود بیخود و حیران نباشم من ؟
که در چشم تو حیرانند نرگس ها و آهوها

پس از این سهم من عشق است،پرواز است،آواز است
ببین ! تقسیم کردم آسمان را با پرستوها...

اسماعیل فرزانه





نوع مطلب : ابوالفضل صمدی - محمد حسین ملكیان - اسماعیل فرزانه، 
برچسب ها : اشعار اسماعیل فرزانه،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 14 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

هرگـزم نـقـش تـــو از لوح دل و جان نــرود
هرگز از یــاد مـن آن سـرو خـرامـان نـــرود

از دِمـاغ مـن سرگـشـتـــــه خـیــــال دهـنـت
بـه جفـای فـلـک و غـصّـه‌ی دوران نـــرود

در ازل بـست دلـم بـا سـر زلفــت پـیــونـــد
تا ابـد سـر نـکـشد وز سـر پـیـمـان نــــرود

هـرچـه جز بارغمـت بر‌دل مسکیـن من‌است
بـرود از دل مـن ، وز دل مـن آن نــــــرود

آنچنان مهر تـو أم در دل و جـان جای گرفت
که اگـر سـر بـرود ، از دل و از جــان نــرود

گر رود از پـی خوبـان دل من مـعـذور است
درد دارد ، چـه کـنـد کــز پـی درمـان نــرود

هرکه خواهـد که چو حــافظ نشود سـرگردان
دل بـه خوبـان نـدهـد ، وز پـی آنـان نــرود

حضرت حافظ





نوع مطلب : حافظ، 
برچسب ها : اشعار حافظ،
لینک های مرتبط :
شنبه 13 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

یك شب تو را به خلوت خود میهمان كنم
از طعم دلربای لبت نوش جان كنم

یك شب كه در هیجان تن منی
بر آبشار دست تو خود را روان كنم

وقتی حصار سینه ی من شد دو دست تو
من هم تو را به سینه فشارم ، همان كنم

لبهای من چو به پیشانیت نشست
گیسوی خویش را به سرت سایبان كنم

كم كم كمك كه رسیدم به گونه هات
با داغ سینه ام آن را نشان كنم

چشم تو را كه آیه ی عشق است و التماس
با چشمهای عاشق خود مهربان كنم

عشق من ای امید من ای التیام من
اینگونه می شود كه تو را جاودان كنم

مرضیه خدیر





نوع مطلب : نسیم پریشان-مرضیه خدیر-زهرا رسول زاده ، 
برچسب ها : اشعار مرضیه خدیر،
لینک های مرتبط :
شنبه 13 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

پروانه‌ها در پیله دنیا را نمی‌فهمند
تقویم‌ها روز مبادا را نمی‌فهمند

دریا برای مردم صحرانشین دریاست
ساحل‌نشینان قدر دریا را نمی‌فهمند

مثل همه، ما هم خیال زندگی داریم
اما نمی‌دانم چرا ما را نمی‌فهمند

هر روز سیبی در مسیر آب می‌آید
دیگر نیا این شهر معنا را نمی‌فهمند

این مردمان مانند اهل كوفه می‌مانند
اندازه یك چاه مولا را نمی‌فهمند

اینجا سه سال پیش دستِ دارمان دادند
این قوم، درد اینجاست؛ اینجا را نمی‌فهمند

فرسنگ‌ها از قیل و قال عاشقی دورند
هند و سمرقند و بخارا را نمی‌فهمند

چاقو به‌دست مردم هشیار افتاده
دیدار یوسف با زلیخا را نمی‌فهمند

از روز اول با تو در پرواز دانستم
پروانه‌ها در پیله دنیا را نمی‌فهمند

فرامرز عرب‌عامری





نوع مطلب : فرامرزعرب عامری - اصغر معاذی - محمدعلی جوشایی، 
برچسب ها : اشعار فرامرز عرب‌عامری،
لینک های مرتبط :
شنبه 13 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

برای خط زدن من مداد را بردار
مرا درون همین قاب خط خطی بگذار

تمام دفتر تو اسم های مختلفی ست
که روی من بوده ، تا تو خط زدی هربار

ولی همین که تو پاکم نمی کنی خوب است
ولی همین که مرا باز میکنی تکرار...

چقدر شعر قشنگی شده، کمی زود است-
خطم نزن، بنویسم، به خاطرم بسپار

برای رفتن از این شعر ،بیت خوبی نیست
برای خط زدنم بیت خط نخورده بیار

درست زیر همین قاب خط خطی تا بعد
بخواب ، خوب بخوابی بهانه ی تکرار!

درون دفتر شعر فرشته ای غمگین
هزار اسم قلم خوردهست و مردی تار...

مهدی فرجی





نوع مطلب : مهدی فرجی، 
برچسب ها : اشعار مهدی فرجی،
لینک های مرتبط :
جمعه 12 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دوستت دارم پریشان، شانه میخواهی چه کار؟
دام بگذاری اسیرم، دانه میخواهی چه کار؟

تا ابد دور تو میگردم، بسوزان عشق کن
ای که شاعر می کُشی، پروانه میخواهی چه کار؟

مٌردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود
راستی تو این همه دیوانه میخواهی چه کار؟

***
مثل من آواره شو از چاردیواری درآ!
در دل من قصر داری، خانه میخواهی چه کار؟

***
بشکن آن آیینه را در شعر من خود را ببین
شرح آن زیبایی از بیگانه میخواهی چه کار؟

***
شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن
گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟

مهدی فرجی





نوع مطلب : مهدی فرجی، 
برچسب ها : اشعار مهدی فرجی،
لینک های مرتبط :
جمعه 12 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چشم‌های تو قهوه ترک است ابروانت هوای کردستان
خنده‌هایت کلوچه فومن، گریه‌های تو چای لاهیجان

ساحل انزلی ست چشمانت موج‌ها آبروت را بردند
تن داغ تو ماسه دریاست توی گرمای ظهر تابستان

ای درخت مبارک نارنج تو چراغ محله مایی
مرد همسایه شما دزد است شاخه‌ات را برای من بتکان

مثل اخبار تازه می‌مانی که به چشم کسی نیامده‌ای
نکند ناگهان یکی برسد برساند تو را به گوش جهان

خبر قتل‌عام آدم‌ها صبح یک روز در مزارشریف
خبر یک تصادف خونین عصر یک روز جاده تهران

خبر دستگیری صدام مثل یک انفجار در بغداد
خبر دستگیری یک صرب توی شبه جزیره بالکان

مستی و می‌روی به جانب چپ مستی و می‌روی به جانب راست
گاه مثل مقاله‌ای در شرق گاه چون سرمقاله کیهان

ماه مرداد بی‌تو می‌گذرد حیف این هفت تیر خالی نیست
من خودم پیش پیش می‌میرم دیگر اینقدر ماشه را نچکان

آرش پور علیزاده





نوع مطلب : آرش پورعلیزاده - امیرحسین سام - حمید چشم آور، 
برچسب ها : اشعار آرش پور علیزاده،
لینک های مرتبط :
جمعه 12 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گفتی که به احترام دل باران باش
باران شدم و به روی گل باریدم

گفتی که ببوس روی نیلوفر را
از عشق تو گونه های او بوسیدم

گفتی که ستاره شو دلی روشن کن
من همچو گل ستاره ها تابیدم

گفتی که برای باغ دل پیچک باش
بر یاسمن نگاه تو پیچیدم
 
 گفتی که برای لحظه ای دریا شو
دریا شدم و ترا به ساحل دیدم

گفتی که بیا و لحظه ای مجنون باش
مجنون شدم و ز دوریت نالیدم

گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز
گل دادم و با ترنمت روییدم

گفتی که بیا و از وفایت بگذر
از لهجه بی وفاییت رنجیدم

 گفتم که بهانه ات برایم کافیست
معنای لطیف عشق را فهمیدم

مریم حیدر زاده





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدر زاده،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 11 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


ای همه غمگین اگر تنها شدی من با توام
خسته دل از هر كه ، وز هر جا شدی من با توام

گر به كنج بی كسی آمیختی با درد خویش
دلگران از مردم دنیا شدی من با توام

از غمت گریان منم گر تا سحر مانند شمع
اشكریزان در دل شبها شدی من با توام

ای عزیز همزبان ای هم نفس! ای هموطن!
خسته گر از گنبد مینا شدی من با توام

اشك غمگینان دلم خون میكند؛ای وای من!
ناله كمتر كن اگر تنها شدی من با توام

ای بیابانگرد بی كس! گر زغربت روزها
دربه در در كوه و در صحرا شدی من با توام

در شب سرد زمستان روح من در كومه هاست
چون اسیر لشگر سرما شدی من با توام

كامران بودی اگر جانت سلامت ، شاد باش
ور به كام درد جان فرسا شدی من با توام

ای دو چشم اشكریزان! در دل شب های تار
هر زمان از دست غم دریا شدی من با توام

شعر من غم نامه عمر من است ای آشنا
هم سخن گر با كلام ما شدی من با توام

مهدی سهیلی





نوع مطلب : مهدی سهیلی، 
برچسب ها : اشعار مهدی سهیلی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 11 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت
‏ بــاور نمی‌کــردم بــه آســـانی دلـم رفت


از هـم سـراغـش را رفـیـقـان می‌گـرفـتـنـد
‏ در وا شـد و آمــد بـه مـهـمـانی... دلم رفت


رفــتــم کـنــارش، صـحـبتـم یـادم نـیـامــد!‏
‏ پـرسـیـد: شعـرت را نمی‌خـوانی؟ دلم رفت


مـثـل مـعــلـم‌ها بـه ذوقـــم آفـریـن گــفـت
‏ مــانـنــد یـک طــفــل دبـسـتــانـی دلـم رفت


مــن از دیــار «مـنــزوی»، او اهــل فـــردوس
‏ یک سیـب و یـک چـاقـوی زنجانی ؛ دلم رفت


ای کاش آن شب دست در مویش نمی‌بـرد
‏ زلـفش که آمــــد روی پـیـشـانی دلم رفــــت


ای کـاش اصلاً مـــن نمی‌رفــتـم کــنــارش
‏ امـا چـه سـود از ایـن پشیــمـانی دلـم رفـت‏


دیگـر دلـم ــ رخت سفیدم ــ نـیـست در بـنـد
‏ دیـروز طـوفـان شد، چه طـوفـانی... ( ) رفت!!!


کاظم بهمنی





نوع مطلب : کاظم بهمنی ، 
برچسب ها : اشعار کاظم بهمنی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 11 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

برای عشق تو باید چه کار می‌کردم
چگونه باز دلت را شکار می‌کردم


چگونه از تب گرم نگاه گیرایت
به کنج سرد غرور‌م فرار می‌کردم


اگر خدا نفس‌ات را به روح من می‌داد
تمام سال، هوا را بهار می‌‌کردم


چه می‌شد آه، همان شب‌، یواشکی خود را
درون پیرهن‌ات استتار می‌کردم


تپش تپش ضربان دل‌ات به من می‌خورد
کنار تو به خودم افتخار می‌کردم


اگر که شعر‌، مجال نفس کشیدن داشت
تو را برای ابد، ماندگار می‌کردم


مرضیه خدیر





نوع مطلب : نسیم پریشان-مرضیه خدیر-زهرا رسول زاده ، 
برچسب ها : اشعار مرضیه خدیر،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 11 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

و عمر شیشه عطر است! پس نمی ماند
پرنده تا به ابد در قفس نمی ماند

مگو که خاطرت از حرف من مکدر شد
که روی آینه جای نفس نمی ماند

طلای اصل و بدل آنچنان یکی شده اند
که عشق جز به هوای هوس نمی ماند

مرا چه دوست چه دشمن ز دست او برهان
که این طبیب به فریادرس نمی ماند

من و تو در سفر عشق دیر فهمیدیم
قطار منتظر هیچ کس نمی ماند

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 9 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بیا بیدار و بی تابم، دلم آغوش میخواهد
مرا محصور کن در خود، تنم تن پوش میخواهد

ببین دستان سردم را، بپرس احوال قلبم را
ببوس امشب لبانم را، که او هم نوش میخواهد

نگاهی کن به چشمانم، بکش دستی به موهایم
فدای شانه های تو، سر من دوش میخواهد

دلت را با دل تنگم؛ یکی کن مهربان من
که حسرت های دیرینه کمی پاپوش میخواهد

اگر پرحرف و پر دردم، غم عشق تو سنگین است
نگو ای نازنین این زن، فقط یک گوش میخواهد

من از ابراز احساسم، نباید دست بردارم
اگر چه چشم ظاهربین، مرا خاموش میخواهد ....

مرضیه خدیر





نوع مطلب : نسیم پریشان-مرضیه خدیر-زهرا رسول زاده ، 
برچسب ها : اشعار مرضیه خدیر،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 9 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

هم بر آن باش که یک جام شرابم بدهی
هم در اندیشه که یک بوسه نابم بدهی

به خدا آن قدراز طعم لبت میپرسم
تا به تنگ آیی و با بوسه جوابم بدهی

خواب را هم تو زچشمان ترم دزدیدی
تا مبادا که یکی بوسه به خوابم بدهی

همه اندیشه ام آن است که همچون گیسو
بر سردوش خود ای کاش که تابم بدهی

از جفایت نکنم شکوه به شرطی که شبی
تا سحر بوسه بی حد و حسابم بدهی

هر چه دل از تو طلب کرد خلافش کردی
طلب زهر کنم تا که شرابم بدهی

چه بگویم که ز اکسیر بقا ناب تر است
جام زهری که تو با قهر و عتابم بدهی

جان به شکرانه دهم بهر تو گر از سر لطف
گاهگاهی ز غم عشق عذابم بدهی

نادر صهبا





نوع مطلب : رضا اسماعیلی - محمد مستقیمی - نادر صهبا، 
برچسب ها : اشعار نادر صهبا،
لینک های مرتبط :
شنبه 6 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد

رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت
مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد

مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند
هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد

خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش
که ساز شرع از این افسانه بی‌قانون نخواهد شد

شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی
دلا کی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد

مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم
کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد

مشوی ای دیده نقش غم ز لوح سینه حافظ
که زخم تیغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد
 
حضرت حافظ





نوع مطلب : حافظ، 
برچسب ها : اشعار حضرت حافظ،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 4 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

قناری ، سار، بلبل ؛ پر، پرستو پر، کبوتر پر
خزانسوزست باغ دل هرآن گل نازنین تر پر

من وحسرت نشینی ها من واین سخت جانی ها
تو از دلبستگی ها پـر ، تو تا یک آسمان پـر ، پـر

تمام زندگی تکرار یک کوچ است یک پرواز
تمـام زندگی تکرار یک گل ، یک گل پــرپــر

تو وچون گل شکفتن ها ، تو و تا اوج رفتن ها
من و خارِ جنون در دل ، من و تیـــــرخطر درپر

تمام سینه سرخان روی بال خویش می بردند
تو را ، وقتی کـه زخــم یک کبوتر داشتی در پر

چه می خواهی دگر از من بگیر ویک جنون بشکن
اگـــر آیینــه آیینـه ، اگــر دل دل ، اگـــر پــر پــــر

من از افسانه ی موهوم دل بایست می خواندم
کـــه در اسطوره ی آتش سیاوش پر ، سمندر پر

همیشه قسمتم این کنج محنت نیست می دانم
بــه سوی چشمهایت می گشایم روزی آخــر پــر

محمد حسین بهرامیان





نوع مطلب : بهادریگانه - محمدحسین بهرامیان - مجتبی كریمی ، 
برچسب ها : اشعار محمد حسین بهرامیان،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 3 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو