غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

راز مگوی عشق در این خاک توده ای
حس هزار و یک غزل نا سروده ای

پیشت چه آورم که به یک جلوه گل کنی؟
هفتاد رنگ آینه ی نا نموده ای

تو های و هوی صد غزلی ای سکوت محض!
گرم شنودن تو ام و نا شنو ده ای

باز ای سکوت! می رسی امشب به داد من؟!
با من تو یار و یاور دیرینه بوده ای

هر شب تغزّلی است مرا با خیال تو
پیش منیّ و در کلماتم غنوده ای

ای عمر من! که رفته ای و ماند ه ای به دوش؛
کم می شوم از آنچه که بر من فزوده ای!

عمری نمرده سیر قیامت نموده ام
ای زندگی !که سخت جزایم نموده ای
...

من نیستم که شعر شما را سروده ام
شعر مجسمی تو که شاعر سروده ای

رضا شیبانی اصل





نوع مطلب : فرهاد صفریان - احسان تاجی - رضا شیبانی اصل، 
برچسب ها : اشعار رضا شیبانی اصل،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ببین در سطر سطر صفحۀ فالی که می بینم
تو هم پایان تلخی داری ای آغاز شیرینم

ببین در فال «حافظ» خواجه با اندوه می گوید:
که من هم انتهای راه را تاریک می بینم

تو حالا هرچه می خواهی بگو حتی خرافاتی
برای من که تآثیری ندارد ، هر چه ام اینم

چنان دشوار می دانم شب کوچ نگاهت را
که از آغاز، پایان ترا در حال تمرینم

نه! تو آئینه ای در دست مردان توانگر باش
که من درویشی از دنیای کشکول و تبرزینم

در آن سو سود سرشار و در این سو حافظ و سعدی
تو و سودای شیرینت ، من و یاران دیرینم

برو بگذار شاعر را به حال خویشتن ماند
چه فرقی می کند بعد از تو شادم یا که غمگینم

پس از تو حرفهایت را بگوش سنگ خواهم گفت
تو خواهی بعد از این دیوانه خوانی یا خبر چینم

محمد سلمانی (کاشان)





نوع مطلب : محمد سلمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد سلمانی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

می رسم، اما سلام انگار یادم می رود
شاعری آشفته ام هنجار یادم می رود

با دلم اینگونه عادت کن بیا بر دل مگیر
بعد از این هر چیز یا هر کار یادم می رود

من پر از دردم پر از دردم پر از دردم ولی
تا نگاهت می کنم انگار یادم می رود

راستی چندیست می خواهم بگویم بی شمار
دوستت دارم، ولی هر بار یادم می رود

مست و سرشاری ز عطر صبح تا می بینمت
وحشت شب های تلخ و تار یادم می رود

شب تو را در خواب می بینم همین را یادم است
قصه را تا می شوم بیدار یادم می رود
...

من پر از شور غزل های تو ام اما چرا
تا به دستم می دهی خودکار یادم می رود؟!

مرحومه نجمه زارع





نوع مطلب : نجمه زارع - صنم میرزازاده نافع - سمیرا یحیی پور، 
برچسب ها : اشعار نجمه زارع،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 



رسیده‌ام به خدایی كه اقتباسی نیست
شریعتی كه در آن حكم‌ها قیاسی نیست

خدا كسی ست كه باید به دیدنش بروی
خدا كسی كه از آن سخت می‌هراسی نیست

به «عیب پوشی » و « بخشایش» خدا سوگند
خطا نكردن ما غیر ناسپاسی نیست

به فکر هیچ کسی جز خودت مباش ای دل
كه خودشناسی تو جز خدا شناسی نیست

دل از سیاست اهل ریا بكن،خود باش
هوای مملكت عاشقان سیاسی نیست

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

اما تو بگو «دوستی» ما به چه قیمت؟
امروز به این قیمت، فردا به چه قیمت؟

ای خیره به دلتنگی محبوس در این تنگ
این حسرت دریاست تماشا به چه قیمت؟

یك عمر جدایی به هوای نفسی وصل
گیرم كه جوان گشت زلیخا، به چه قیمت؟

از مضحكه‌ی دشمن تا سرزنش دوست
تاوان تو را می‌دهم اما به چه قیمت؟

مقصود اگر از دیدن دنیا فقط این بود
دیدیم، ولی دیدن دنیا به چه قیمت؟

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من و هراس سقوط از فراز  جاذبه ها
که راه می روم از روی تیزی لبه ها

شنیدنی است کشیشی که اعتراف کند
شنیدنی تر از آن اعتراف راهبه ها

مرا به قطب خودت قطب عشق می بردی
مخالف جهت بادها و عقربه ها

حساب کردم از این عشق سودها ببرم
غلط ازآب درآمد ولی محاسبه ها

و اعتماد به عشقت نتیجه اش این شد
زنی رها شده ام درهجوم شائبه ها

اعظم سعادتمند

 





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار اعظم سعادتمند،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم
روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم

حال اگر چه هیچ نذری عهده دارِ وصل نیست
یک زمان پیشآمدی بودم که امکان داشتم

ماجراهایی که با من زیر باران داشتی
شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم

بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود
من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟!

ساده از «من بی تو می میرم» گذشتی خوب من!
من به این یک جمله ی خود سخت ایمان داشتم

لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید
تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم!!

کاظم بهمنی





نوع مطلب : کاظم بهمنی ، 
برچسب ها : اشعار کاظم بهمنی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

این سیب را چگونـــــه دهــــــانی نچیده است
این سیب را که این همه سرخ و رسیده است

سیبی کــــــه عکس عادت و قانون جاذبه
سوی خودش تمام زمین را کشیده است

بی شک کلید روضه ی رضوان به دست اوست
آن باغبـــان کــــــه میوه چنین پروریــــده است

بازار سیب سخت کســـــــاد است حیرتا!
این سیب را خدا ز چه باغی خریده است

این کیست این که در تب سیبی چنین قشنگ
دست و دل از تمــــــام عـزیــــــزان بریده است

این مرد این که در پی یک میوه ی حلال
از عرش تا به فرش خدا را دویده است

آری منم که در تب سیبی چنین قشنگ
اینگونـــــه رنگ سبز سرودم پریده است

جلیل صفر بیگی





نوع مطلب : جلیل صفربیگی، 
برچسب ها : اشعار جلیل صفر بیگی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


افتاد خم شدم که برش دارم آب شد
فرقی نکرد آدم و گندم خراب شد
 
از ابتدای خلقتمان معصیت شکفت
وجدانمان دچار هزاران عذاب شد

رفتیم تا گلیم خود از گل بدر کنیم
بهتر نشد که هیچ ، زد و منجلاب شد

بعدش بهار در خم این کوچه باغ مرد
عکسش به روی طاقچه ها رفت و قاب شد
 
دستی که دوست آمد و بر شانه ام گذاشت
در گیر و دار حادثه روزی طناب شد
 
اختر شناس دهر سرش زیر آب رفت
ولگرد شهر یک شبه عالیجناب شد

دیروز مردی از سر زیبایی و جمال
در پیش چشم ما به زنی انتخاب شد
 
امروز دامن همه دختران شهر
کوتاهتر به کوری چشم حجاب شد
 
فردا کدام فاجعه رخ می دهد عزیز
در عالمی که عفت و غیرت سراب شد
 
مردی به جای پول زنش را گرو گذاشت
این هم جنایتی که از این هفته باب شد
 
دیگر دعا کنیم خدا مرگمان دهد
شاید دعای خسته دلان مستجاب شد

این آبرو به قالب یک رو در آمد و
تا ریخت خم شدم که برش دارم آب شد

فرامرز عرب عامری





نوع مطلب : فرامرزعرب عامری - اصغر معاذی - محمدعلی جوشایی، 
برچسب ها : اشعار فرامرز عرب عامری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


اینجا به دل سپردن من گیر داده اند
مشتی اجل به بردن من گیر داده اند

اینجا همیشه آب تکان می خورد از آب
اما به اب خوردن من گیر داده اند
 
مانند شمع در غم تو آب می شوم
مردم به فرم مردن من گیر داده اند

چشم انتظار دست تو اصلا نمی شوم
وقتی به شال گردن من گیر داده اند

در شهر،حس و حال برادر کشی پُر است
گرگان به جامه تن من گیر داده اند

دامن زدم به خون که بدست آورم تو را
این دست ها به دامن من گیر داده اند

گر پا دهد برای تو سر نیز می دهم
اینجا به دلسپردن من گیر داده اند
 
فرامرز عرب عامری





نوع مطلب : فرامرزعرب عامری - اصغر معاذی - محمدعلی جوشایی، 
برچسب ها : اشعار فرامرز عرب عامری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم
و تازه داشته باشد بیا گناه کنیم!

نگاه و بوسه و لبخند اگر گناه بود
بیا که نامه ی اعمال خود سیاه کنیم

بیا به نیم نگاهی و خنده ای و لبی
تمام آخرت خویش را تباه   کنیم

به شور و شادی و شوق و ترانه تن بدهیم
و بار کوه  غم  از  شور  عشق کاه  کنیم

و خوش خوریم و خوش بگذریم و خوش باشیم
و تف به صورت انواع شیخ  و  شاه  کنیم!!

و زنده  زنده  در آغوش هم کباب  شو یم
و هر چه خنده به فرهنگ مرده خواه کنیم

برای سر خوشی ی لحظه هات هم که شده است
بیا  گناه  ندارد  به  هم  نگاه  کنیم
 
 فرامرزعرب عامری





نوع مطلب : فرامرزعرب عامری - اصغر معاذی - محمدعلی جوشایی، 
برچسب ها : اشعار فرامرزعرب عامری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

همراه بسیار است، اما همدمی نیست
مثل تمام غصه ها، این هم غمی نیست

دلبسته اندوه دامنگیر خود باش
از عالم غم دلرباتر عالمی نیست

كار بزرگ خویش را كوچك مپندار
از دوست دشمن ساختن كار كمی نیست

چشمی حقیقت بین كنار كعبه می گفت
«انسان» فراوان است، اما «آدمی» نیست

آن قلّه‌ی قافی كه می گویند، عشق است
جایی كه تا امروز برآن پرچمی نیست

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

شبی شراب به یاد تو نازنین خوردم
شراب ناب از انگور دستچین خوردم

به کوچه آمده بودم کمی هوا بخورم
که چشم مست تو را دیدم و زمین خوردم

بریده بود تب تشنگی امانم را
برای رفع عطش آب آتشین خوردم

یکی سلامتی تو، یکی به عشق تو، باز
یکی به یاد تو عاشق‌ترین‌ترین خوردم

به مست خرده مگیر، از سیاه‌مستی بود
هزار مرتبه تا پا شدم زمین خوردم

تو پشت پا به دل من، من از زبان تو زخم
تو آن‌چنان زده‌ای و من این‌چنین خوردم

بهمن صباغزاده





نوع مطلب : امید صباغ نو ـ بهمن صباغزاده - ابراهیم بوالحسنی، 
برچسب ها : اشعار بهمن صباغزاده،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای یاد دور دست که دل میبری هنوز
چون آتش نهفته به خاکستری هنوز

هر چند خط کشیده بر آیینه ات زمان
در چشمم از تمامی خوبان سری هنوز

سودای دلنشین نخستین و آخرین
عمرم گذشته است و توام در سری هنوز

ای چلچراغ کهنه که ز آنسوی سالها
از هر چراغ تازه فروزان تری هنوز

بالین و بسترم همه از گل بیا کنی
شب بر حریم خوابم اگر بگذری هنوز

ای نازنین درخت نخستین گناه من
از میوه های وسوسه با آوری هنوز

آن سیب های راه به پرهیز بسته را
در سایه سار زلف تو می پروری هنوز

وآن سفره ی شبانه ی نان و شراب را
بر میزهای خواب تو می گستری هنوز

با جرعه ای ز بوی تو از خویش می روم
آه ای شراب کهنه که در ساغری هنوز

حسین منزوی





نوع مطلب : حسین منزوی، 
برچسب ها : اشعار حسین منزوی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

باز هم تسبیح بسم الله را گم کرده ام
شمس من کی می رسد؟ من راه را گم کرده ام

طره از پیشانی ات بردار ای خورشیدکم!
در شب یلدا مسیر ماه را گم کرده ام

در میان مردمان دنبال آدم گشته ام
در میان کوه سوزن کاه را گم کرده ام

زندگی بی عشق شطرنجی ست در خورد شکست
در صف مشتی پیاده شاه را گم کرده ام

خواستم با عقل راه خویش را پیدا کنم
حال می بینم که حتا چاه را گم کرده ام

زندگی آنقدر هم درهم نبود و من فقط
سرنخ این رشته ی کوتاه را گم کرده ام ...

علیرضا بدیع





نوع مطلب : علیرضا بدیع، 
برچسب ها : اشعار علیرضا بدیع،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

نامت همین که سبز شود بر زبان من
طعم تمشک تازه بگیرد دهان من

من برکه ای زلالم و لب های کوچکت
افتاده اند مثل دو ماهی به جان من

تا بگذرد در آینه سرو روان تو
گل می کند هرآینه طبع روان من

گیسو مگو که جاده ی ابریشم است این
آنک رسد شکن به شکن کاروان من

دامان توست بازدم باغ های چای
پیراهنت تنفس خرماپزان من

در سینه، جای دل، حجرالاسودی توراست
ای چشم هات آینه ی باستان من

هر یک به شکلی از تو مرا دور می کنند
نفرین به دوستان تو و دشمنان من

هر وعده، پشت پنجره.. اندوه ناشتا
چون قرص ماه حل شده در استکان من

***
باید خروسخوان به تماشا سفر کنیم
آماده باش وقت سحر مادیان من...

علیرضا بدیع





نوع مطلب : علیرضا بدیع، 
برچسب ها : اشعار علیرضا بدیع،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

وقت وداع دیده به رویش دچارتر
من بی قرار بودم و او بی قرارتر

نام تو را به کوه اگر کنده ام ، خطاست
عشقی و بر کتیبه ی دل ماندگارتر

هر سو که گم شدند تو را یافتند و باز
از بی شمار گمشدگان بی شمارتر

عمری مرا هوای غمت پرورانده است
پروردگارتر شو... پروردگارتر

بر من خیالت از همه سو راه بسته است
دل بسته ام به پر زدنی بی حصارتر

هر چند همنشینی ما آب و آتش است
ای کاش می نشست کمی در کنارتر

مهدی مظاهری





نوع مطلب : مهدی مظاهری - سیدمهدی افضلی - ایرج دهقان، 
برچسب ها : اشعار مهدی مظاهری،
لینک های مرتبط :
شنبه 9 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

شکست عهد من و گفت هر چه بود گذشت
به گریه گفتمش آری ولی چه زود گذشت

بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید
بهار رفت تو رفتی و هر چه بود گذشت

شبی به عمرم ا گر خوش گذشت آن شب بود
که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت

چه خاطرات خوشی بر دلم به جای گذاشت
شبی که با تو مرا در کنار گذشت

گشود بس گره آن شب زکار بسته ما
صبا چو از بر آن زلف مشک سود گذشت

مراست عکس تو یاد آور سفر آری
چنان توانم ازین طرفه یاد بود گذشت

غمین مباش و میاندیش زین سفر
اگرچه بر دل نازک غمی است، گذشت…

ایرج دهقان





نوع مطلب : مهدی مظاهری - سیدمهدی افضلی - ایرج دهقان، 
برچسب ها : اشعار ایرج دهقان،
لینک های مرتبط :
جمعه 8 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

خدا می خواست در چشمان من زیبا ترین باشی
شرابی در نگاهت ریخت تا گیرا ترین باشی

نمی گنجید روح سرکشت در تنگنای تن
دلت را وسعتی بخشید تا دریا ترین باشی

تو را شاعر، تو را عاشق پدید آورد و قسمت بود
که در شمسی ترین منظومه مولانا ترین باشی

مقدر بود خاکستر شود زهد دروغینم
تو را آموخت همچون شعله بی پروا ترین باشی

خدا تنهای تنها بود و در تنهایی پاکش
تو را تنها پدید آورد تا تنها ترین باشی

خدا وقتی تو را می آفرید از جنس لیلاها
گمان هرگز نمی بردم که واویلا ترین باشی!!

محمدرضا ترکی





نوع مطلب : محمدرضا ترکی، 
برچسب ها : اشعار محمدرضا ترکی،
لینک های مرتبط :
جمعه 8 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

سینه در سینه پر از خالی یک حس زلالم
جرعه ای بوسه بزن بر لب این جام سفالم

جرعه ای گریه بیاور که ترم سازد و سرمست
رحمی آور به ترک خنده ی خشکیده ی حالم!

بغض در بغض تو را منتظرم ای غزل اشک...
که به فر یـــــاد من آیی و بباری کــه ببـــالم

همچنان آینه هم صحبت آن چشم سیاهم
پـــرم از حرف ولی حیف کــــه حیرانم و لالم!

حلقه در حلقه پریشانی گیسوی تو نــــازم
که در او دایـــره در دایـــره در دور محــالم

از دو چشم تو غزل گفتن من فلسفه ای داشت
در غـــــزل فلسفه ی چشم تو در زیــر سوالم!

رضا شیبانی اصل





نوع مطلب : فرهاد صفریان - احسان تاجی - رضا شیبانی اصل، 
برچسب ها : اشعار رضا شیبانی اصل،
لینک های مرتبط :
جمعه 8 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو