تبلیغات
غزلخانه - مطالب اردیبهشت 1391
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

ای بازی زیبای لبت بسته زبان را
زیبایی تو کرده فنا فنّ بیان را

ای آمدنت مبدا تاریخ تغزُل
تاخیر تو بر هم زده تنظیم زمان را

نقل است که در روز ازل مجمع لالان
گفتار تو را دیده و بستند زبان را !

عشق تو چه دردی است که در منظر عاشق
از تاب و تب انداخته حتی سرطان را

کافی است به مسجد بروی تا که مشایخ
با شوق تو از نیمه بگویند اذان را

روحم به تو صد نامه نوشت و نفرستاد
ترسید که دیوانه کنی نامه رسان را

خورشید هم از چشم سیاه تو می افتد
هر روز اگر طی نکند عرض جهان را

یک عمر دویدند و به جایی نرسیدند
آنانکه به دستت نسپردند عنان را

بر عکس تو می گریم اگر با تو نباشم
تا خیس کنم حداقل نقش جهان را !

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

به همان قدر که چشم تو پر از زیبایی است
بی تو دنیای من ای دوست پر از تنهایی است

این غزل های زلالی که  ز من می شنوی
چشمه  جاری اندوه دلی دریایی است

چند وقت است که بازیچه مردم شده ام
گرچه بازیچه شدن نیز خودش دنیایی است

امشب ای آینه تکلیف مرا روشن کن
حق به دست دل من؟ عقل ؟ ویا زیبایی است؟

دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین
به خداوند که معشوقه من بالایی است

این غزل نیز دل تنگ مرا باز نکرد
روح من تشنه یک زمزمه نیمایی است

بهروز یاسمی





نوع مطلب : مهدی بهرامی - مرتضی عزیزیان - بهروز یاسمی - زبیر هجران قاسمزاده ، 
برچسب ها : اشعار بهروز یاسمی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ابــر وقتـی از غـــم چشــم تو غـافل می شود
جـــای باران میــوه اش زهـر هـلاهل می شود

سر بچــــرخان،از تنـت بیرون بیا،لخـتی برقص
در هــوای چیــــدنت دستان من دل می شود

سر بچـــرخان ،از هوا سـرشار شو،قدری بخند
دیــن من با خنــده ی گرم تو کــامـــل می شود

هـر طرف رو می کنم ، محرابی از ابروی توست
رو بگــردانــی ، نمــــاز خلـق  بـاطـل می شـود

می تـوانی تـب کنی بغـض زمیــــن را بشـکنی
بی نگــــاهــت، آب اقیـــانوس ها  گل می شود

چشـم هایم را بگیر و چشــــــم هایت را مگیر
ای که بی چشم تو کار عشق مشکل می شود

ناصر حامدی 





نوع مطلب : ناصر حامدی-محمدرضا هاشمی زاده - جواد مزنگی، 
برچسب ها : اشعار ناصر حامدی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من پیر شدم ،دیر رسیدی،خبری نیست
مانند من آسیــمه سر و دربـدری نیست

بســـیـار برای تـو نـوشـتـم غـم خـود را
بســـیـار مرا نامه ،ولی نامه بری نیست

یک عمر قفس بست مسیر نفســــم را
حالا که دری هست  مرا بال و پری نیست

حـالا کـه مـقـــدر شــده آرام بگـیـــــرم
سیـــلاب مرا بـرده و از مـن اثری نیست

بگـذار که درها هـمگـی بسـته بـمانـنـد
وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست

بگــذار تبـــر بـر کـــمــر شـــاخه بکـــوبد
وقتی که بهـار آمد و او را ثمــــری نیست

تلخ است مرا بودن و تلـخ است مرا عمر
در شهر به جز مــرگ متـاع دگری نیست

ناصر حامدی 





نوع مطلب : ناصر حامدی-محمدرضا هاشمی زاده - جواد مزنگی، 
برچسب ها : اشعار ناصر حامدی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

نروید آی! به چشمان شما محتاجم
تک و تنها نگذارید مرا محتاجم

اگر از چشم شما دور شوم می میرم
مثل هر آدم خاکی ، به هوا محتاجم

دل به دریا نزنید این همه ، یادم بدهید
به فراگیری قانونِ شنا محتاجم

عابرانی که گذشتید ز غم! مرحمتی
به منِ عاجز مسکین که به پا محتاجم

دل حیران من ... انبوه خدایان زمین
چند روزیست به یک قبله نما محتاجم

قصه ها یکسره تکراری و مانند همند
من به لالایی زیبایِ شما محتاجم

گفته بودید دعاتان کنم ای مردم شهر
آه ! شرمنده که من ـ خود ـ به دعا محتاجم
...

بازهم آخر هفته ست دلِ شاعر من
یک غزل گفت ولی من به سه تا محتاجم

مانایاد نجمه زارع
78/6/18





نوع مطلب : نجمه زارع - صنم میرزازاده نافع - سمیرا یحیی پور، 
برچسب ها : اشعار نجمه زارع،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

لكنت شعر و پریشانی و جنجال دلم
چه بگویم كه كمی خوب شود حال دلم
 
كاش می شد كه شما نیز خبردار شوید
لحظه ای از من و از دردِ كهنسال دلم
 
از سرم آب گذشته ست مهم نیست اگر
غم دنیای شما نیز شود مالِ دلم
 
عاشق ِ نان و زمین نیستم این را حتما
بنویسید به دفترچه ی اعمال دلم
 
آه ! یك عالمه حرف است كه باید بزنم
ولی انگار زبانم شده پامال دلم
 
مردم شهر ! خدا حافظتان من رفتم
كسی از كوچه ی غم آمده دنبال دلم

مانایاد نجمه زارع
78/6/18





نوع مطلب : نجمه زارع - صنم میرزازاده نافع - سمیرا یحیی پور، 
برچسب ها : اشعار نجمه زارع،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

میان این همه آدم ، همیشه بهتر من
فدای چشم سیاهت شود سراسر من

فقط برای تو اینگونه زنده می مانم
برای اینکه تویی سایه سایه بر سر من

تو از کدام تباری ؟ کدام قبله‌ی سبز؟!
که ذکر توست فقط در نماز باور من

فرشته های نگاهت دریچه‌ی غم را
چگونه باز نکردند بر کبوتر من؟

تو مهربانتر از آنی که گفتنی باشی
چه عاجز است ز درک تو، شعرِ دفتر من

هر آنچه عشق ، خدا آفریده در دل ها
نثار مادر او ، مادر تو ، مادر من

مانایاد نجمه زارع
78/7/7





نوع مطلب : نجمه زارع - صنم میرزازاده نافع - سمیرا یحیی پور، 
برچسب ها : اشعار نجمه زارع،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


می خواهم از این آینه ها خانه بسازم
یک خانه برای تو جداگانه بسازم

یک خانه ی صحرایی بی سقف پُر از گُل
 با دور نمای پَر پروانه بسازم

من در بزنم ، باز کنی ، از تو بپرسم
آماده ای از خواب تو افسانه بسازم؟

هر صبح مربای غزل ، ظرف عسل ، من
 با نان تن داغ تو صبحانه بسازم

شاید به سرم زد ، سر ظهری ، دم عصری
 در گوشه آن مزرعه میخانه بسازم

وقتی که تو گنجشک منی ، من بپرم باز
یک لانه به ابعاد دو دیوانه بسازم

می ترسم از آن روز خرابم کنی و من
 از خانه آباد تو ویرانه بسازم


حامد حسیخانی





نوع مطلب : حامد حسینخانی ـ مرتضی مصلح - نوید محمودی، 
برچسب ها : اشعار حامد حسیخانی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

آیا تو نیز دردسری چند می خری؟
یعنی دلی ز دست هنرمند می خری؟

قلبی پر از غرور ز مردی بهانه‏گیر
او را كه بی‏بهانه شكستند می خری؟

بنشین و عاقلانه بیندیش خوب من
دیوانه‏ای رها شده از بند می خری؟

یك لحظه آفتابی و یك لحظه ابر محض
آمیزه‏ای ز اخم و شكرخند می خری؟

باری به حجم عاطفه بر دوش می‏كشی؟
دردی به وزن كوه دماوند می خری؟

بگذار شاعرانه بكوشم به وصف خویش
ابلیس در لباس خداوند می خری؟

وقتی كه لحظه‏های من آبستن غم‏اند
اخم مرا به قیمت لبخند می خری؟

محمد سلمانی





نوع مطلب : محمد سلمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد سلمانی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

با من ستیزه پیشه کن ای دوست!...کم کمک
تا وا رهیم از عشق...از این درد مشترک

دنیا به عاشقان وفایی وفا نکرد
افسانه بود دولت یاران بی کلک

زخمی بزن که عشق فراموشمان شود
بی منت دوای حکیمان  بی محک

ما هر دو دل به یک نمکین چهره داده ایم
زخمی بزن به حرمت این عشق و این نمک

ما هردو عاشقیم و به جایی نمی رسیم
من راضی ام به این -لی عشق- و -وصال لک-

یک بار پا به روی دل خود گذاشتن
بهتر که پا نهد به دلت بار ها فلک

هر چند بار گندم من دلربا تر است
آتش زدم به مزرعه ام ...ای دلت خنک!

من پیش تر به سنگ ستم سر سپرده ام
قابیل من !عنان مکش از جنگ تک به تک

چون گرگ ها تمام تنم را بکش به نیش
این لقمه نوش توست...چو افعی بزن به رگ

جایی که مرغ عشق به دادی نمی رسد
باشد مگر کنند کلاغان تو را کمک
...

یک گریه نیز پا نگرفته است در گلو
فریاد از توحش این بغض رگ به رگ

غیرت ندارد عشق که در کوره راه عمر
هر خنده رو نگار سفالی است پر ترک

ما خون غیرت فلک رگ بریده ایم
یعنی که ....خورده ایم به روی زمین شتک

رضا شیبانی اصل





نوع مطلب : فرهاد صفریان - احسان تاجی - رضا شیبانی اصل، 
برچسب ها : اشعار رضا شیبانی اصل،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

همیشه باغ شما گر چه بود در مشتم
به برگ های گلی هم نخورد انگشتم

مرا ببخش اگر با صدای “هق هق” خود
سکوت باغ تو را “گاه گاه” می کشتم

دم تو گرم رفیقا !دم تو گرم رفیق !
که دشنه بر جگرم می زنی نه بر پشتم

به مشت می فشرم قلب خون چکانم را
خوشا که دست به خون کسی نیاغشتم

رضا شیبانی اصل





نوع مطلب : فرهاد صفریان - احسان تاجی - رضا شیبانی اصل، 
برچسب ها : اشعار رضا شیبانی اصل،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

در رگ رگم قدم بزن و شور و شر بریز
هی قطره قطره آب شو ، از من شرر بریز

مثل انار له شده ای گریه ام کن و
از چشمهای تلخ چراغ خطر بریز

تبدیل شو به وسوسه ی دور دستها
در کفشها ی من هیجان سفر بریز

بشکن ، بزن ، بکن ، بتکان ، تکه تکه کن
گل نه ،گلاب نه ، سر خاکم تبر بریز

***
من سردم است مثل تو ، حس میکنم هنوز،
مستم نکرده ای ، دو سه خط بیشتر بریز...

مسلم فدائی





نوع مطلب : علی اكبر رشیدی - مسلم فدائی - فریاد موسویان، 
برچسب ها : اشعار مسلم فدائی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بدون تو کی ام ؟از هرچه نیست هم کمتر
ای از هر آنچه خدا وعده داده محکم تر !

از ابتدا به هوای هم آفریده شدیم
شبیه آدم و حوا ،نه بلکه با هم تر

برای هرچه از این بعد من ، تو ،تنها تو
از احتیاج گیاهان به خاک مبرم تر

درست حدس زدی در سرم چه می گذرد
به نام تو غزلی از سکوت مبهم تر

برقص با کلمات آنچنان به آرامی
که از سقوط پر آرام تر ملایم تر

ببخش دستم اگر لرزه گیر شانه ی توست
ای از تشنج آتشفشان مصمم تر

به هم بریز و بپاش از هم و دوباره بساز
مرا چو خویش نه ابلیس تر نه آدم تر

مسلم فدائی





نوع مطلب : علی اكبر رشیدی - مسلم فدائی - فریاد موسویان، 
برچسب ها : اشعار مسلم فدائی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بیا كه آبی دریا فدای چشمانت 
مرا ببر به جهانی ورای چشمانت  

نگو نگو كه مجالی برای خواندن نیست 
بیا بیا و بخوان با صدای چشمانت  

چقدر ساده غزل گفتنم غریبانه است  
شبی كه دورم از آن آشنای چشمانت   

آهای خانم آتش نشان ببین كه چطور 
دوباره دود شدم در هوای چشمانت!   

هنوز طرح تو را میتوان دوباره كشید 
سیاه مثل خودم در عزای چشمانت

فریاد موسویان





نوع مطلب : علی اكبر رشیدی - مسلم فدائی - فریاد موسویان، 
برچسب ها : اشعار فریاد موسویان،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

مرا ببخش که این روزها کمی مستم
به دل نگیر عزیزم من عاشقت هستم 

من از دیار غزلهای مست می آیم
اگر شکسته و بی پا و بی سر و دستم

مرا میان دعا جستن آه بیهوده است
دو دست خالی خود را ببند من جستم 

تو همنشین غزالان بادپیمایی
مرا بگو که دلم را به بادها بستم! 

تو بی بهانه سحر با ستاره ها رفتی
و من که هر شب و هر روز عاشقت هستم

فریاد موسویان





نوع مطلب : علی اكبر رشیدی - مسلم فدائی - فریاد موسویان، 
برچسب ها : اشعار فریاد موسویان،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

نگفتی چه كردی كه زیبا شدی!
كه در بهترین واژه معنا شدی

تو آن غنچه بودی كه لبریز عشق
و یكباره در من شكوفا شدی

تو آن لحظه بودی كه وقتش رسید
برای من امروز و فردا شدی

پراكنده بودی میان لغات
تو را شعر كردم و برپا شدی

تو از چشم احساس من مثل اشك
فروریختی مثل دریا شدی

و جاری شدی در غزلهای من
چه شد یكه تاز غزلها شدی؟

به من قول دادی بگویی ولی
نگفتی چه كردی كه زیبا شدی!

فریاد موسویان





نوع مطلب : علی اكبر رشیدی - مسلم فدائی - فریاد موسویان، 
برچسب ها : اشعار فریاد موسویان،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

شبیه باد همیشه غریب و بی‌وطن است
چقدر خسته و تنها، چقدر مثل من است

کتاب قصه پر از شرح بی‌وفایی اوست
اگرچه او همه‌ی عمر فکر ما شدن است

چه فرق می‌کند عذرا و لیلی و شیرین؟
که او حکایت یک روح در هزار تن است

قرار نیست معمای مبهمی باشد
کمی شبیه شما و کمی شبیه من است

کسی که کار جهان لنگ می‌زند بی او
فرشته نیست، پری نیست، حور نیست، زن است!

مژگان عباسلو





نوع مطلب : فاطمه سالاروند - مژگان عباسلو - فاطمه حق وردیان، 
برچسب ها : اشعار مژگان عباسلو،
لینک های مرتبط :
شنبه 23 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای واژه ی بکر جاودانه
ای شعـــر موشح زمانه

ای چشمه‌ی سینه جوش الهام
ای حسِ لطـــیف شاعرانه

ای مطلع و مقطع غزل ها
ای لطــف و ترنـــم ترانه
...

شب ها که زدیده خواب گیرد
ـ شعرم ـ به سروده ای شبانه

بینم که نشسته ای تو بیدار
بر بسترِ طفلِ پر بهانه

آوازه گرم لای لایت
افکنده طنینِ شاعرانه

شاعر نه منم، تویی که باشد
شعرت همه شور مادرانه

احساس تو را کسی ندارد
از توست مرا هم این نشانه

اولین شعر استاد محمد علی بهمنی





نوع مطلب : محمد علی بهمنی، 
برچسب ها : اشعار محمد علی بهمنی،
لینک های مرتبط :
شنبه 23 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

پر میکشم از پنجره ی خواب تو تا تو
هر شب من و دیدار، در این پنجره با تو

از خستگی روز همین خوابِ پُر از راز
کافی ست مرا،ای همه‌ی خواسته ها تو

دیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیم
من یکسره آتش،همه ذرات هوا تو

بیدارم اگر دغدغه‌ی روز نمی کرد
با آتشمان سوخته بودی همه را تو

پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم
ای هرچه صدا ، هرچه صدا ، هرچه صدا - تو

آزادگی و شیفتگی ، مرز ندارد
حتی شده ای از خودت آزاد و رها تو

یا مرگ و یا شعبده بازانِ سیاست؟
دیگر نه وُ هرگز نه، که یا مرگ که یا تو

وقتی همه جا از غزل من سخنی هست
یعنی همه جا - تو، همه جا - تو، همه جا - تو

پاسخ بده ازاین همه مخلوق چرا من؟
تا شرح دهم، از همه ی خلق چرا تو

محمد علی بهمنی





نوع مطلب : محمد علی بهمنی، 
برچسب ها : اشعار محمد علی بهمنی،
لینک های مرتبط :
جمعه 22 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من آن ستاره ی نامرئی ام که دیده نشد
صدای گریه ی تنهایی اش شنیده نشد

من آن شهابِ شرار آشنای شعله ورم
که جز برای زمین خوردن آفریده نشد

من آن فروغِ فریبای آسمان گردم
که با تمام درخشندگی سپیده نشد

من آن نجابت درگیر در شبستانم
که تار وسوسه بر قامتش تنیده نشد

نجابتی که در آن لحظه های دست و ترنج
حریرِ عصمتِ پیراهنش دریده نشد

من از تبار همان شاعرم که سروِ قدش
به استجابت دریوزگی خمیده نشد

همان کبوتر بی اعتنا به مصلحتم
که با دسیسه ی صیاد هم خریده نشد

رفیق من ! همه تقدیم مهربانی تو
اگرچه حجم غزل های من قصیده نشد

محمد سلمانی





نوع مطلب : محمد سلمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد سلمانی،
لینک های مرتبط :
جمعه 22 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony