تبلیغات
غزلخانه - مطالب آذر 1390
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

نام تو نی لبكی بر لب باد
و خدا جز تو به من یاد نداد

دل من قبل تو ناخوانا بود
به الفبای تو سرمشقم داد

طعم تو ، شعر مرا شیرین كرد
و به دنبال من آمد فرهاد

و خدا نیز تو را عاشق بود
نقش زد حوروپری ، حوا زاد

چشم های تو اگر می خندید
قلم از دست خدا می افتاد

حامد امامیه





نوع مطلب : صادق فقانی ـ صالح دروند - حامد امامیه - علی محمد محمدی ، 
برچسب ها : اشعار حامد امامیه،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

قرار شد که بیایی و از ستاره بگویی
صدای پنجره باشی و از نظاره بگویی

تمام قصه‌ی دردِ هزار و یک شب ما را
- بدون آنکه بخوانی- به یک اشاره بگویی

نشان صبح همین بود، همین که «حی علی العشق»
تو با صدای سپیدت به هر مناره بگویی

برای دخترکانی که سهم خاک نبودند
تو از جوانه زدن در شبی بهاره بگویی

و موج، پشت سرِ موج، به صخره‌‌ها بزنی تا
از آن حقیقت آبی در این کناره بگویی

چه سبز می‌شود آن روز که در صدای سواری
غزل دوباره بخوانی، اذان دوباره بگویی

قاسم صفران





نوع مطلب : سید عاصف حسینی-قاسم صرافان-مرتضی آخرتی، 
برچسب ها : اشعار قاسم صفران،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

شوریده ی آزرده دل ِ بی سر و پا من
در شهر شما عاشق انگشت نما من

دیوانه تر از مردم دیوانه اگر هست
جانا، به خدا من... به خدا من... به خدا من

شاه ِ‌همه خوبان سخنگوی غزل ساز
اما به در خانه ی عشق تو گدا من

یک دم، نه به یاد من و رنجوری ی ِ من تو
یک عمر، گرفتار به زنجیر وفا من

ای شیر شکاران سیه موی سیه چشم!
آهوی گرفتار به زندان شما من

آن روح پریشان سفرجوی جهانگرد
همراه به هر قافله چون بانگ درا، من

تا بیشتر از غم، دل دیوانه بسوزد
برداشته شب تا به سحر دست دعا من

سیمین! طلب یاریم از دوست خطا بود:
ای بی دل آشفته! کجا دوست؟ کجا من؟

سیمین بهبهانی





نوع مطلب : سیمین بهبهانی، 
برچسب ها : اشعار سیمین بهبهانی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

کجایش خنده دارد این شب تاریک و بی سامان !
که ساعتهاست می‌خندی بر این ویرانه ویران

تو از اغاز عصر زخم و درد و بی‌کسی شادی
و یا از اینکه نزدیک است دیگر نقطه پایان؟!

چرا ازاد خندیدی ؟ندیدی؟ سوگ ازادیست
و هر کس پای خود را بسته بر زنجیر یک زندان

یکی در بند تنهایی خودش را سخت پیچیده
یکی از مرگ مینالد یکی از درد بی درمان

به ریش خویش می‌خندی که می‌بازی در این بازی
که حتی نغمه یادت نمی‌ماند در این دوران؟!

به چشم خویش می‌بینی که قرنی تلخ می‌اید
بگو اخر چه می‌خواهی بگویی با لب خندان

نغمه رضایی





نوع مطلب : نغمه رضایی - شیما اسلامی فخر - سیما نوذری ، 
برچسب ها : اشعار نغمه رضایی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

می توانی بروی قصه و رویا بشوی
راهی دورترین نقطه ی دنیا بشوی

ساده نگذشتم از این عشق ، خودت می دانی
من زمینگیر شدم تا تو ، مبادا بشوی

آی ! مثل خوره این فکر عذابم می داد ؛
چوب ما را بخوری ، ورد زبان ها بشوی

من و تو
مثل دو تا رود موازی بودیم
من که مرداب شدم ، کاش تو دریا بشوی

دانه ی برفی و آنقدر ظریفی که فقط
باید از این طرف شیشه تماشا بشوی

گره ی عشق تو را هیچ کسی باز نکرد
تو خودت خواسته بودی که معما بشوی

در جهانی که پر از وامق و مجنون شده است
می توانی عذرا باشی، لیلا بشوی

می توانی فقط از زاویه ی یک لبخند
در دل سنگ ترین آدم ها جا بشوی

بعد از این، مرگ نفس های مرا می شمرد
فقط از این نگرانم که تو تنها بشوی

مهدی فرجی





نوع مطلب : مهدی فرجی، 
برچسب ها : اشعار مهدی فرجی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من
گر از قفس گریزم، کجا روم کجا من؟

کجا روم، که راهی به گلشنی ندانم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا، من

نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من

ز من هرآنکه او دور چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من

نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من

ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟

ستاره ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من ...

سیمین بهبهانی





نوع مطلب : سیمین بهبهانی، 
برچسب ها : اشعار سیمین بهبهانی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

کنون پرنده ی تو ـ آن فسرده در پاییز ـ
به معجز تو بهارین شده است و شورانگیز

بسا شگفت که ظرفیت ِ بهارم بود
منی که زیسته بودم مدام در پاییز

چنان به دام عزیز تو بسته است دلم
که خود نه پای گریزش بود نه میل گریز

شده است از تو و حجم متین تو ، پُر بار
کنون نه تنها بیداری ام که خوابم نیز

چگونه من نکنم میل بوسه در تو ، تویی
که بشکنی ز خدا نیز شیشه ی پرهیز

هراس نیست مرا تا تو در کنار منی
بگو تمام جهانم زند صلای ستیز

تو آن دیاری ، آن سرزمین ِ موعودی
فضای تو همه از جاودانگی لبریز

شکسته ام ز پس خود تمام ِ پُل ها را
من از تو باز نمیگردم ای دیار ِ عزیز !

 حسین منزوی





نوع مطلب : حسین منزوی، 
برچسب ها : اشعار حسین منزوی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

نیست یاری تا بگویم راز خویش
ناله پنهان کرده ام در ساز خویش
چنگ اندوهم، خدا را، زخمه ای
زخمه ای، تا برکشم آواز خویش

بر لبانم قفل خاموشی زدم
با کلیدی آشنا بازش کنید
کودک دل رنجه دست جفاست
با سر انگشت وفا نازش کنید

پر کن این پیمانه را ای هم نفس
پر کن این پیمانه را از خون او
مست مستم کن چنان کز شور می
بازگویم قصه افسون او

رنگ چشمش را چه می پرسی ز من
رنگ چشمش کی مرا پابند کرد
آتشی کز دیدگانش سرکشید
این دل دیوانه را دربند کرد

از لبانش کی نشان دارم به جان
جز شرار بوسه های دلنشین
بر تنم کی مانده از او یادگار
جز فشار بازوان آهنین

من چه می دانم سر انگشتش چه کرد
در میان خرمن گیسوی من
آنقدر دانم که این آشفتگی
زان سبب افتاده اندر موی من

آتشی شد بر دل و جانم گرفت
راهزن شد راه ایمانم گرفت
رفته بود از دست من دامان صبر
چون ز پا افتادم آسانم گرفت

گم شدم در پهنه صحرای عشق
در شبی چون چهره بختم سیاه
ناگهان بی آنکه بتوانم گریخت
بر سرم بارید باران گناه

مست بودم، مست عشق و مست ناز
مردی آمد قلب سنگم را ربود
بسکه رنجم داد و لذت دادمش
ترک او کردم، چه می دانم که بود

مستیم از سر پرید، ای همنفس
بار دیگر پر کن این پیمانه را
خون بده، خون دل آن خود پرست
تا بپایان آرم این افسانه را

فروغ فرخزاد





نوع مطلب : فروغ فرخزاد ، 
برچسب ها : اشعار فروغ فرخزاد،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

خونِ داغِ عشق در رگ های من جاریست باز
لــب فـروبستن، سکـوتِ تلخِ اجباریست باز

چـشـم هـایم از دلِ پـایـیـز بـارانی تــر اسـت
عـابـرِ آواره ی شـعــرم پیِ زاریـسـت بـاز

اتـفـاقـی از کــنـاری جـنگلی رد می شــدم
باد را دیـدم که سـرگـرمِ ستـمکاریـسـت باز

چـنـد روزی می شـود سودایی سودایی ام
در دلِ شـب های من غوغایِ بیداریست باز

سـرکشی دارد زبانِ شـعــرِ بی پـروای من
دسـت های بـسته ام دستانِ دلداریست باز

بـر سرم بارانِ پـایـیـزی قـیـامت می کـنـد
ابـرعـاشـق پیشه در حـالِ غـزلـباریست باز


راحله یار





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار راحله یار،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

سلام حضرت خورشید؛از آسمان چه خبر؟
از ابرهای پریشانِ نیمه جان چه خبر؟

به لطفِ غفلتِ باران نصیبِ ما عطش است
ازاستجابتِ تشویشِ ناودان چه خبر؟

اسیرخطّه ی شکّیم-مرزِ بی پرواز-
بگو خدای طلوع از کبوتران چه خبر؟

بیا یکی دو قدم رو به سویِ مهبط ما
بگو که از شبِ تردیدِ کاروان چه خبر؟

بگوکه میرسد آخربه منزلش یا نَه؟
نمانده راهنمایی; ستاره جان ، چه خبر؟!

کجاست باورِ اعجاز وچشمِ بیداری؟
ازآن همیشه نمایانِ بی نشان چه خبر؟

همیشه ازهمه جویایِ حالتان هستیم
شما شده است بپرسیداز این جهان چه خبر؟

شده است گاه بپرسید: آی شب زدگان"
ازاضطرابِ غم انگیزِ شهرتان چه خبر؟

میانِ ما خبری جز غروب وغربت نیست!
شما بگو که ازآن سویِ کهکشان چه خبر؟

دلم گرفته از اینجا; زمین خداحافظ!
سلام حضرتِ خورشید از آسمان چه خبر؟

حمیده سادات غفوریان





نوع مطلب : لیلاعبدی ـ بهاره عامل نوغانی-حمیده سادات غفوریان ، 
برچسب ها : اشعار حمیده سادات غفوریان،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

روزی خدا به سینه ی من پا گذاشته
مهر تو را درون دلم جا گذاشته !

تا من برای یافتن ات دربدر شوم
دیوار را کشیده و در را گذاشته !

بی شبهه آفریده تو را از ژن شراب
آنکس که در خمار تو ما را گذاشته !

با زر کشیده خط لبت را و ناگزیر
در موزه اش برای تماشا گذاشته !

چون آسمان حسود شده از دل زمین
چشم تو را گرفته و دریا گذاشته !

تا تو جهان بگیری بر روی روی تو
سرمایه ای به وسعت دنیا گذاشته !

هم قند در قبال سمرقند داده و
هم خال در ازای بخارا گذاشته

تحریم کرده نعمت می را برای ما
در سفره ی لبان تو اما گذاشته

او خاک را به پای تو پایین کشیده و
خورشید را به دست تو بالا گذاشته !

با فاصله کشیده اگر مهر و ماه را
ما بین شان برای شما جا گذاشته !

روزی که یاد داده به تو ناز و غمزه را
انگشت روی ضعف دل ما گذاشته !

چشمت چنان فریفت ندانستم از سرم
برداشته کلاه مرا یا گذاشته !

من از خدا چگونه بپرسم که پس چرا
جفت مرا کشیده و تنها گذاشته !

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی

کاهش جان تو من دارم و من می دانم
که تو از دوری خورشید چه ها می بینی

تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من
سر راحت ننهادی به سر بالینی

هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک
تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی

همه در چشمه ی مهتاب غم از دل شویند
امشب ای مه توهم از طالع من غمگینی

من مگر طالع خود در تو توانم دیدن
که تو ام آینه ی بخت غبار آگینی

نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید
که کند شکوه ز هجران لب شیرینی

تو چنین خانه کن و دل شکن ای باد خزان
گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی

کی بر این کلبه ی طوفان زده سر خواهی زد
ای پرستو که پیام آور فروردینی

شهریارا اگر آیین محبت باشد
چه حیاتی و چه دنیای بهشت آیینی

شهریار





نوع مطلب : شهریار ، 
برچسب ها : اشعار شهریار،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

آن کشته که بردند به یغما کفنش را
تیر از پی تیر آمد و پوشاند تنش را

 خون از مژه میریخت به تشییع غریبش
آن نیزه که میبرد سر بی بدنش را

 پیراهنی از نیزه و شمشیر به تن کرد
با خار عوض کرد گل پیرهنش را

زیبا تر از این چیست که پروانه بسوزد
  شمعی به طواف آمده پرپر زدنش را

***

آغوش گشاید به تسلای عزیزان
یا خاک کند یوسف دور از وطنش را

خورشید فروزان شده در تیرگی شام
تا باز به دنیا برساند سخنش را

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 13 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بگذار باران از سر مویت ببار
ابر خجالت از سر و رویت ببارد

رنگین کمان چشم‌ها و گونه و لب
نور از شکاف طاق ابرویت ببارد

تب، روسری و باز درد بیقراری
عطر بهشت از سمت گیسویت ببارد

بگذار هم بستر شود با دامنت باد
شور غزل از رقص هندویت ببارد

دیوانه‌تر از این ببین امشب تنم را
مستی اگر از چشم آهویت ببارد..

زهرا رسول زاده





نوع مطلب : نسیم پریشان-مرضیه خدیر-زهرا رسول زاده ، 
برچسب ها : اشعار زهرا رسول زاده،
لینک های مرتبط :
شنبه 12 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

یك‌ روز بیا تا كه‌ بگویم‌ گله‌ام‌ را
كوتاه‌ كنم‌ از دل‌ تو فاصله‌ام‌ را

من‌ مانده‌ام‌ و هیچ‌ نمانده‌ است‌ ز من، هیچ‌
اینجا كه‌ زده‌ دزد رهِ قافله‌ام‌ را

این‌ شوق‌ به‌ اوجش‌ برساند نه‌ پر و بال‌
بگذار ببندند پرچلچه‌ام‌ را

ایهام‌ نگاهش‌ چقدر مبهم‌ و سخت‌ است‌
ای‌ كاش‌ كسی‌ حل‌ بكند مسأ‌له‌ام‌ را

یك‌ عمر سرودم‌ به‌ هواخواهی‌ چشمت‌
یك‌ لحظه‌ ندادی‌ به‌ نگاهی‌ صله‌ام‌ را

من‌ خسته‌ از این‌ غربتم‌ ای عشق‌ چه‌ می‌شد
راحت‌ بگذاری‌ دل‌ بی‌حوصله‌ام‌ را

‌راضیه‌ رجایی





نوع مطلب : الهام دیداریان - پریا کشفی -‌ راضیه‌ رجایی - صفیه بیات، 
برچسب ها : اشعار ‌راضیه‌ رجایی،
لینک های مرتبط :
شنبه 12 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

یک جفت چشم شرقی و موهای بندری
یک آسمان ستاره پر از آدم و ... پری

حوا کجاست ؟ رفته کنار درخت سیب
تا اینکه باز پر کند از سیب روسری

آنجا دوباره«حضرت گندم» نشسته است
باید که چشم بسته از آن خوشه بگذری

آدم چقدر هیچ نگوید و بگذرد ؟!
حوای خوب من! تو تویی که مقصری

آدم چقدر حرف برایش بیاید و ...
حوا چقدر فکر خودش باشد و «...»
حوا چقدر فکر خودش باشد و «...»

نه مثل اینکه قافیه ام با «تو» جور نیست
از بین هر چه قافیه دارم «تو» بهتری

اما تویی که در وسط شعر رفته ای
اما تویی که توی غزل هم مسافری

یک جفت چشم شرقی نیمه برهنه را
داری به جرم وسوسه از یاد می بری

لیلا حیدری





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار لیلا حیدری،
لینک های مرتبط :
شنبه 12 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


گرد هم آوردند ماتم های عالم را
وقتی جدا کردند همدم های عالم را!

از ع‍ِطر یاسم بادهای ساحل غربی
از یاد می‌بردند مریم‌های عالم را

تا صبح بر گلبرگ زردش اشک خواهم ریخت
شرمنده خواهم ساخت شبنم‌های عالم را

انگار یک جا بر سرم آوار می‌کردند
تیغ تمام ابن‌ملجم‌های عالم را

من پشت پرچین بهشت کوچکم دیدم
هیزم به دوشان جهنم‌های عالم را

ما‌هم هلالی می‌شد و من در حلولی سرخ
می‌دیدم آغاز محرم های عالم را

محمدمهدی سیار





نوع مطلب : محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی، 
برچسب ها : اشعار محمدمهدی سیار،
لینک های مرتبط :
شنبه 12 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


یک درختِ پیرم و سهم تبرها می‌شوم
مرده‌ام، دارم خوراکِ جانورها می‌شوم

بی‌خیال از رنجِ فریادم ترد‌ّد می‌کنند
باعث لبخندِ تلخِ رهگذرها می‌شوم

با زبان لالِ خود حس می‌کنم این روزها
هم‌نشین و هم‌کلامِ‌کور و کرها می‌شوم

هیچ‌کس دیگر کنارم نیست، می‌ترسم از این
این‌که دارم مثل مفقودالاثرها می‌شوم

عاقبت یک روز با طرزِ عجیب و تازه‌ای
می‌کُشم خود را و سرفصلِ خبرها می‌شوم!

مرحومه نجمه زارع





نوع مطلب : نجمه زارع - صنم میرزازاده نافع - سمیرا یحیی پور، 
برچسب ها : اشعار مرحومه نجمه زارع،
لینک های مرتبط :
شنبه 12 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

خسته ام در برهوت تو رها افتاده
مجرمی عاشق و مفلوک و جدا افتاده

من و تو ما شده بودیم و جهان زیبا بود
تا شدی از دلم آسوده سوا افتاده
...

سر به خاک قدمت دارم و مستم اما
کی نگاهم به رخ ماه شما افتاده؟

عاشقم صبح الی شام و دلتنگ شما
روزگارم به تفال به دعا افتاده

روزگارم فقط از بی خبری لبریز است
روزگارم برهوتی است که وا افتاده

حافظ از معجزه ای ژرف خبر می آرد:
من شدم بنده و فال تو خدا افتاده
 
مریم وزیری




نوع مطلب : مریم وزیری-محبوبه اسماعیلی-نگین افشاری، 
برچسب ها : اشعار مریم وزیری،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

در طالعت ستاره زیاد است˛ ماه نه!
گاهی شکست هست ، ولی اشتباه نه!

گه گاه در مسیر زمان لیز می خورد
پایت درون چاله! ولی توی چاه نه!

چشمت همیشه منتظر چیز تازه ایست
چیزی شبیه روشنی یک نگاه! نه؟؟؟

دستت به دست های من اما نمیرسد!
قلبت به خلوت دل تنگ من آه ! نه !

گفتی نگو که عشق گناه است خوب من!
حق با شماست البته شاید گناه نه

اما من از کشاکش تقدیر خسته ام!
عمری اسیر عشق تو باشم توخواه نه!

من قسمتت نبوده ام این را قبول کن!
در طالعت ستاره زیاد است ماه نه!!!

نغمه مستشارنظامی





نوع مطلب : نغمه مستشارنظامی ، 
برچسب ها : اشعار نغمه مستشارنظامی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 آذر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony