غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

مار از پونه، من از مار بدم می‌آید
یعنی از عامل آزار بدم می‌آید
 
هم ازین هرزه علف‌های چمن بیزارم
هم ز همسایگی خار بدم می‌آید
 
کاش می‌شد بنویسم بزنم بر در باغ
که من از این‌همه دیوار بدم می‌آید
 
دوست دارم به ملاقات سپیدار روم
ولی از مرد تبردار بدم می‌آید

ای صبا! بگذر و بر مرد تبردار بگو
که من از کار تو بسیار بدم می‌آید
 
عمق تنهایی احساس مرا دریابید
دارد از آینه انگار بدم می‌آید
 
آه، ای گرمی دستان زمستانی من
بی‌تو از کوچه و بازار بدم می‌آید
 
لحظه‌ها مثل ردیف غزلم تکراریست
آری از این‌همه تکرار بدم می‌آید

محمد سلمانی





نوع مطلب : محمد سلمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد سلمانی،
لینک های مرتبط :
جمعه 6 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

مرا مقابل چشمان سرکشیده بغل کن
مرا ببوس و برقصان٬ مرا به عشق بدل کن

و حلقه‌حلقه سرم را بگیر در دل دستت
بچرخ و دستت را هاله‌های دور زحل کن

صدای زلزله می‌آید از حوالی قلبم
زمین سینه‌ی من را پر از هراس گسل کن

مرا به سمت ریاضت‌کشان هند بچرخان
مکان ملهمه طی شد٬ هوای تاج‌محل کن

سکوت سکته‌ی هستی‌ست در هزاره‌ی حیرت
مرا رها از زندان فاعلاتُ فعل کن

اگر ضریح زره‌پوش دست‌ها شده‌ام من
مرا به زر مفروش و قتیل دور جمل کن

مرا که حاجی هفتاد و چند گونه خدایم
ببر مسافر بیت‌الحرام لات و هبل کن

که چشم از تو بگیرم٬ که دست از تو بشویم
مرا که شعر شدم بی‌تو٬ سنگسار غزل کن

مرا ببوس مسیحای دختران تغزل!
مرا شهید لبت یا صلیب عزوجل کن

حافظ ایمانی





نوع مطلب : رضا عابدین زاده-حافظ ایمانی-سعید موحدی نیا، 
برچسب ها : اشعار حافظ ایمانی،
لینک های مرتبط :
جمعه 6 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

همین که آینه ی چشم آبی ات تر شد
به هر کویر که کردی نگاه «بندر» شد

زمان به روز نخستین معاشقه برگشت
زمین به بوی نخستین هوس،معطر شد

تفنگ ها همه با یک اشاره چوب شدند
دوباره نامه بر شهرمان کبوتر شد !

به لطف عشق تو « ماه» «ستاره»گان شدی و
به دست باد گل آفتاب پرپر شد !

خدا برای تو اسپند روی آتش ریخت
و روی ماه حسود از حسد مکدر شد

تو «گل» شدی و نتیجه در این رقابت سخت
میان هر دو جهان ، باز هم برابر شد !

بنای فاصله ـ دیوارـ از میان برخاست
چراغ رابطه روشن ، جهان پر از در شد

ولی دوباره در آیینه های چشمانت
خیال روی کس دیگری مصور شد

و ناگهان همه ی آن هزار و یک رویا
بدل به خاطره ای تلخ و گریه آور شد !

تو چشم بستی و کم کم سکوت سرد کویر
هوای دائمی آسمان بندر شد !

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
جمعه 6 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بود که بار دگر بشنوم صدای تو را؟
ببینم آن رخ زیبای دل‌گشای تو را؟

بگیرم آن سر زلف و به روی دیده نهم
ببوسم آن سر و چشمان دلربای تو را؟

ز بعد این همه تلخی که می‌کشد دل من
ببوسم آن لب شیرین جان‌فزای تو را

کی‌ام مجال کنار تو دست خواهد داد
که غرق بوسه کنم باز دست و پای تو را

مباد روزیِ چشمِ من ای چراغ امید
که خالی از تو ببینم شبی سرای تو را

دلِ گرفته‌ی ما کی چو غنچه باز شود
مگر صبا برساند به من هوای تو را

چنان تو در دل من جا گرفته‌ای ای جان
كه هیچ كس نتواند گرفت جای تو را

ز روی خوب تو برخورده‌ام٬ خوشا دل من
که هم عطای تو را دید و هم لقای تو را

سزای خوبی تو برنیامد از دستم
زمانه نیز چه بد می‌دهد سزای تو را

به ناز و نعمت باغ بهشت هم ندهم
کنار سفره‌ی نان و پنیر و چای تو را

به پایداری آن عشق سربلند قسم
که سایه‌ی تو به سر می‌برد وفای تو را

هوشنگ ابتهاج





نوع مطلب : هوشنگ ابتهاج، 
برچسب ها : اشعار هوشنگ ابتهاج،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 5 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

از عشق می‌گویی٬ بگو آبی‌ترین باشد
از عشق می‌گویم اگر درد تو این باشد

بگذار من عاشق‌ترین مرد زمین باشم
بگذار یک دیوانه هم عاشق‌ترین باشد

شیطان از اول خوب می‌دانست آدم کیست
بگذار لاف عشق تهمت‌آفرین باشد

من از فریب گندم روی تو دانستم
بی‌چاره دل یک عمر باید خوشه‌چین باشد

با یک هجوم از هم فرومی‌ریزدش غم٬ آه
دیوار دل سهل است اگر دیوار چین باشد

آه ای شبان خفته‌ی کولی‌ترین برخیز
می‌ترسم این‌جا باز گرگی در کمین باشد

وقتی که از دل گفتی و آیینه دانستم
آنی که می‌خواهد دلم باید همین باشد

تا بود از تو قسمتم غم بود و دیگر هیچ
ای کاش تا باشد نصیبم از تو این باشد

این است پایان تب پروانه‌ای چون من
آتش همان بهتر که خاکسترنشین باشد


محمدحسین بهرامیان





نوع مطلب : بهادریگانه - محمدحسین بهرامیان - مجتبی كریمی ، 
برچسب ها : اشعار محمدحسین بهرامیان،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 5 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ما نظر از خرقه پوشان بسته ایم
دل به مهر باده نوشان بسته ایم

جان بکوی می فروشان داده ایم
در به روی خود فروشان بسته ایم

بحر طوفان زا دل پر جوش ماست
دیده از دریای جوشان بسته ایم

اشک غم در دل فرو ریزیم ما
راه بر سیل خروشان بسته ایم

بر نخیزد ناله ای از ما رهی
عهد الفت با خموشان بسته ایم

رهی معیری





نوع مطلب : رهی معیری، 
برچسب ها : اشعار رهی معیری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 5 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند
هر دلی را روزگاری عشق ویران می‌کند

ناگهان می‌آید و در سینه می‌لرزد دلم
هرچه جز یاد تو را با خاک یکسان می‌کند

با من از این هم دلت بی‌اعتناتر خواست، باش!
موج را برخورد صخره کِی پشیمان می‌کند؟

مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرت‌کِش است
هرکسی او را به زخمی تازه مهمان می‌کند

اشک می‌فهمد غم ِ افتاده‌ای مثل مرا
چشم تو از این خیانت‌ها فراوان می‌کند

***
عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند
دردِ بی‌درمان‌شان را مرگ درمان می‌کند…

مژگان عباسلو





نوع مطلب : فاطمه سالاروند - مژگان عباسلو - فاطمه حق وردیان، 
برچسب ها : اشعار مژگان عباسلو،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من پریشانم که راه خانه را گم کردهام
من پری‌… یا نه، پس از تو شانه را گم کردهام

می‌گذاری دام پشت دام و من در این قفس
آنقدر ماندم که طعم دانه را گم کردهام

شمعم اما در خودم خاموش از بس بودهام
اشتیاق صحبت ِ پروانه را گم کردهام

آشنا با هیچکس جز تو نبودم، ناگزیر
رفته‌ام هرجا، دلی بیگانه را گم کردهام

عاقلی کو تا بترساند مرا از عشق تو؟
من شمار این‌همه دیوانه را گم کرده‌ام

***
من پری هرگز نخواهم شد ولی بر شانه‌ام
های‌های گریه‌ای مردانه را گم کرده‌ام

مژگان عباسلو





نوع مطلب : فاطمه سالاروند - مژگان عباسلو - فاطمه حق وردیان، 
برچسب ها : اشعار مژگان عباسلو،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

می خواست با تو رخت سفر در بیاورد
از چشمهای خیس تو سر در بیاورد

«من آمدم» بگوید و اندوه کهنه را
از ذهن خاک خورده ی در، در بیاورد

می خواست جوجه باشد و هی جیک جیک جیک…
در آسمان عشق تو پر در بیاورد

حتی اگر عقاب ببارد از آسمان
حتی اگر که عشق پدر در بیاورد

سخت است جوجه باشی و دیوانگی کنی
این بار مرگ دبه اگر در بیاورد…

مژگان عباسلو





نوع مطلب : فاطمه سالاروند - مژگان عباسلو - فاطمه حق وردیان، 
برچسب ها : اشعار مژگان عباسلو،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


امشب کسی به سیب دلم ناخنک زده است!
بر زخمهای کهنه قلبم نمک زده است!

این غم نمی رود به خدا از دلم، مخواه!
خون است اینکه بر جگر ِ من شتک زده است

قصدم گلایه نیست، خودت جای من، ببین
ما را فقط نه دوست، نه دشمن، فلک زده است!

امروز هم گذشت و دلت میهمان نشد
بر سفره ای که نان دعایش کپک زده است!

هرشب من -آن غریبه که باور نمی کند
نامرد روزگار، به او هم کلک زده است

دارد به باد می سپرد این پیام را:
سیب دلم برای تو ای دوست، لک زده است!

مژگان عباسلو





نوع مطلب : فاطمه سالاروند - مژگان عباسلو - فاطمه حق وردیان، 
برچسب ها : اشعار مژگان عباسلو،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر من! نه این که مرا شعر تازه نیست
من از تو می‌نویسم و این کیمیا کم است

سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است

تا این غزل شبیه غزل های من شود
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است

گاهی تو را کنار خود احساس می‌کنم
اما چقدر دلخوشی خواب‌ها کم است

خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است؟‌

محمدعلی بهمنی





نوع مطلب : محمد علی بهمنی، 
برچسب ها : اشعار محمدعلی بهمنی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

این چار برگ خشک شده مال دفتر است
نه! آخرین قمار من و دست آخر است

من را به چاه درد خود انداخت و گذشت
هر کس که گفت با من خسته برادر است...

گفتید:"بی کسی به خدا سرنوشت توست
تنهاترین پرنده ی عالم کبوتر است"

گفتید:"زندگی کن و خوش باش و دم نزن"
این حرفها برای من از مرگ بدتر است

سرباز برگهای مرا جمع می‌کند
ما باختیم...نوبت یک مرد دیگر است

سید مهدی موسوی





نوع مطلب : سیدمهدی موسوی - ناصر ندیمی - اصغر عظیمی‌مهر، 
برچسب ها : اشعار سید مهدی موسوی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

برف غصّه می بارد ، جاده میشود مسدود
یک غزل پر از آغاز ، واژه های نامحدود

قالبی نمی بینم ، منحصر به عشق تو
گریه می کنم ناچار ، در شبِ غبار آلود

یک درخت بی سایه ، یک تخیّل مسموم
پای ماهی ِ دل را ، می کشد به سمت رود

فصل سرد پر گریه ، ناگهان ِ بی مقصد
منتظر به عشقی ناب ، در پیِ شب موعود

وحشتی پر از کابوس، باوری پُر از کینه
این مثلّث شیطان می کُند مرا مردود !

بستر غزل گرم است ، جای چشم تو خالی
طعم تند لبهایت ، بر لبان دود اندود

من که بی تو می میرم ، شعر خسته ام امّا
تا ابد کنارت هست ، تا همیشه خواهد بود

امید صباغ نو





نوع مطلب : امید صباغ نو ـ بهمن صباغزاده - ابراهیم بوالحسنی، 
برچسب ها : اشعار امید صباغ نو،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

زیر خاکستر ذهنم باقیست
آتش سرکش و سوزنده هنوز
یادگاری ست ز عشقی سوزان
که بود گرم و فروزنده هنوز
عشقی آن گونه که بنیان مرا
سوخت از ریشه و خاکستر کرد
غرق در حیرتم از اینکه چرا
مانده ام زنده هنوز
گاهگاهی که دلم می گیرد
پیش خود می گویم
آن که جانم را سوخت
یاد می آرد از این بنده هنوز
سخت جانی را ببین
که نمردم از هجر
مرگ صد بار به از
بی تو بودن باشد
گفتم از عشق تو من خواهم مرد
چون نمردم، هستم
پیش چشمان تو شرمنده هنوز
گر چه از فرط غرور
اشکم از دیده نریخت
بعد تو لیک پس از آن همه سال
کس ندیده به لبم خنده هنوز
گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت
سال هاست که از دیده من رفتی لیک
دلم از مهر تو آکنده هنوز
دفتر عمر مرا
دست ایام ورق ها زده است
زیر بار غم عشق
قامتم خم شد و پشتم بشکست
در خیالم اما
همچنان روز نخست
تویی آن قامت بالنده هنوز
در قمار غم عشق
دل من بردی و با دست تهی
منم آن عاشق بازنده هنوز
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر که گورم بشکافند عیان می بینند
زیر خاکستر جسمم باقیست
آتش سرکش و سوزنده هنوز


حمید مصدق





نوع مطلب : حمید مصدق، 
برچسب ها : اشعار حمید مصدق،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو