تبلیغات
غزلخانه - مطالب آبان 1390
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

می روم اما مرا با اشک همراهی مکن
بر نخواهم گشت دیگر معذرت خواهی مکن

من که راضی نیستم ای شمع گریان تر شوی
کار سختی می کنی از خویش می کاهی، مکن

صبحدم خاکسترم را با نسیم آغشته کن
داغ را محصور در بزم شبانگاهی مکن

آه! امشب آب نه ، آتش گذشته از سرم
با من آتش گرفته هر چه می خواهی مکن

پیش پای خویش می خواهی که مدفونم کنی
در ادای دین خود این قدر کوتاهی مکن

سید مهدی موسوی





نوع مطلب : سیدمهدی موسوی - ناصر ندیمی - اصغر عظیمی‌مهر، 
برچسب ها : اشعار سید مهدی موسوی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

همنیشین گل شدم دیدم که خارم سال ها
تازه فهمیدم که غمخواری ندارم سال ها

می روم چون ابر سرگردان به روی کوه و دشت
می روم تنها شوم شاید ببارم سال ها

کو زمین بایری تا مرهم دردم شود
من که از داغ دل خود، سوگوارم سال ها

بعد از این حتی اگر کوه یخی پیدا کنم
سر به روی شانه هایش می گذارم سال ها

خسته ام ، این مرگ تدریجی امانم را برید
می شمارم روزهای آخرم را سال ها

سید مهدی موسوی





نوع مطلب : سیدمهدی موسوی - ناصر ندیمی - اصغر عظیمی‌مهر، 
برچسب ها : اشعار سید مهدی موسوی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

 

 

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت

پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت

یک آسمان ستاره ی آتش گرفته را
بر التهاب سرد قرونم کشید و رفت

من در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشت
خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت

تا از خیال گنگِ رهایی، رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت

شاید به پاس حرمتِ ویرانه های عشق
مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت

تا از حصار حسرت رفتن گذر کنم
رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفت

دیگر اسیر آن منِ بیگانه نیستم
از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت

افشین یدالهی





نوع مطلب : افشین یدالهی، 
برچسب ها : اشعار افشین یدالهی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دوباره واژه به واژه ترانه می بافم
برای بودن با تو بهانه می بافم

و تارهای نگاه تو را که بی همتاست
به پود خاطره ای عاشقانه می بافم

درون خانه ای از التماس دستانم
تمام شعر تو را عارفانه می بافم

به این امید که فردا دوباره می آیی
دعای وصل تو را من شبانه می بافم

دوباره قصه مرداب را نگو بانو...
تو فرصتی بده خود را روانه می بافم

شبیه رود بزرگی که در پی دریاست
نگاه بحر تو را بی کرانه می بافم

درخت زندگیم ریشه کن شده اما
امید زندگی من: جوانه می بافم

اگر اراده کنی می رسم به آغوشت
و توی قلب تو من آشیانه می بافم





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دوباره با غزلی عاشقانه درگیرم
برای عشق جوانت گلم ، کمی پیرم

مرا ببخش عزیزم که عاشقی سمجم
مرا که در ته این شعر زود میمیرم

دوباره شب شد و کابوس رفتنت آمد
شبیه خوابِ ندیده بدون تعبیرم

تو سیب بودی و من آدمی که فهمیدم
چه بد گره زده حوا تو را به تقدیرم

دوباره خیره شدم روی برکه ای بی ماه
تو با منی و کسی نیست پشت تصویرم

چقدر درد کشیدم درون این مصرع
که باز قافیه این شد : ز دست خود سیرم ...

سوفی صابری





نوع مطلب : زهرا سادات ضرابی - سوفی صابری - الهام عمومی، 
برچسب ها : اشعار سوفی صابری،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

طنین اسم تو جا مانده پشت حنجره ام
و من هنوز به یادت کنار پنجره ام

شب از بکارت روحم عبور کرده ولی
قسم به ماه نگاهت هنوز باکره ام

شبیه تلخیِ کابوسِ شیشه ها از سنگ
همیشه بی تو من اینقدر غرق دلهره ام

غزل سپاه تو بود و هجومِ یکسره ات
ومن درون همین بیت در محاصره ام

دخیل بسته ام امشب به سبزی چشمت
مرا به پنجره فولاد شب نزن گره ام

زنی میان غزل جان سپرده زود بیا
به رسم فاتحه خوانی کنار مقبره ام ...

سوفی صابری





نوع مطلب : زهرا سادات ضرابی - سوفی صابری - الهام عمومی، 
برچسب ها : اشعار سوفی صابری،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بالابلندِ عاشقِ شرقی تبارِمن
تنها تویی ترانه ی خورشید وارمن

شیرین ترین حقیقتِ من در خیال ها
ناممکن است خواب تو یک شب کنار من

پروانه های روسری ام تشنه ی تواند
ای گیسوان مخملی ات قهوه زارِ من

باران همیشه بویِ تورا پخش می کند
در لا به لای هق هق بی اختیارِ من

یک عمر توی بازیِ تو تاس ریختم
شاید که جفت شش بشود سهم کار من

تنها تویی که فاتح این قلب بوده ای
در رشته کوه فاصله ها قله دارِ من

می بوسمت بدون خجالت ، بدون ترس
می بوسمت ستاره ی دنباله دارِ من

من مستُ لاابالیُ رقاصُ هرزه ام
ای مرد پاکُ مومنُ شرقی تبارِ من

بازنده ی نگاه تو هستم در این قمار
وقتی که حکم دست تو باشد دوباره من ...

سوفی صابری





نوع مطلب : زهرا سادات ضرابی - سوفی صابری - الهام عمومی، 
برچسب ها : اشعار سوفی صابری،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چه روزگار غریبی ، چه تلخ و وهم انگیز
دچار شب شدن و هی تسلسل پاییز

جنون از تو نوشتن رها نمی كندم
چنان كه یاد تو آرامشی ست شور انگیز

هراس دارم از این روز های بی رؤیا
از آتش لب جان سوز و بوسه خواه تو نیز

به یك اشاره دلم را دوباره ویران كن
به فتح عشق بیا در لباس یك چنگیز

بیا و از پس این ابر های بی باران
ببار بر تن شب ، آفتاب من برخیز

غبار آینه را پاك كن به یك لبخند
برقص ای گل آتش ، زن بهار آمیز

بخند تا كه شكوفا شود به لطفت باز
جهان مسخ شده در تسلسل پاییز

سید محسن عزیزی





نوع مطلب : احمدرضا الیاسی - سیدمحسن عزیزی - سعید عندلیب ، 
برچسب ها : اشعار سید محسن عزیزی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


دیروز در کنار تو احساس عشق بود
دستان کوچکت که پر از یاس عشق بود

دستان کوچکت که جنون مرا نوشت
این واژه های غرق به خون مرا نوشت

هرجا که رد پای شما هست می روم
فکری بکن به حال من از دست می روم

قلبم شکسته است و هی سرد می شوم
بگذار بشکند عوضش مرد می شوم

دستان خسته ام به شقایق نمی رسد
فریاد من به گوش خلایق نمی رسد

این دست ها همیشه پر از بوی یاس نیست
یا مثل چشم های شما با کلاس نیست

این رسم زندگی ست بزرگ و بزرگ تر
هر چه بزرگ تر و سپس هرچه گرگ تر

بین خودم و آینه دیوار می کشم
هرشب که پشت پنجره سیگار می کشم

شاید هنوز فرصت عصیان و مرگ هست
در ذهن ابرهای درونم تگرگ هست

بانوی دشت های قشنگی که سوختی
عشق مرا به رهگذران می فروختی

چشمانتان پر از هیجان نیست نازنین
این دست ها همیشه جوان نیست نازنین

شاید کسی که بین غزل های من گم است
در فصل های زندگی ام فصل پنجم است

یا نه درست مثل خودم لاابالی است
از مردمان غمزدهء این حوالی است

حالا ببین علیه خودم غرق می شوم
در منتها الیه خودم غرق می شوم

دلشوره های سرخ دلم ناتمام ماند
احساس می کنم غزلم ناتمام ماند

منسوب به ملیحه مقدم
به استناد سایت شعر نو





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

غروب این حوالی را تو باور میکنی یا نه؟
غم و درد اهالی را تو باور میکنی یا نه؟

تمام زندگی مان را سکوتی تلخ پر کرده
خیابان های خالی را تو باور میکنی یا نه؟

کویر داغ و بی پایان بر اینجا سایه گسترده
هجوم خشکسالی را تو باور میکنی یا نه؟

نفس در سینه میگیرد دل اینجا زود میمیرد
و مرگ احتمالی را تو باور میکنی یا نه؟

در این تاریکی و وحشت سیاهی های بی پایان
وجود یک زلالی را تو باور میکنی یا نه؟

نگاه سبز تو آخر مرا آباد میسازد
بگو این بی خیالی را تو باور میکنی یا نه؟....

ناصر ندیمی





نوع مطلب : سیدمهدی موسوی - ناصر ندیمی - اصغر عظیمی‌مهر، 
برچسب ها : اشعار ناصر ندیمی،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

امشب دلم دوباره ته بی خیالی است
یعنی شبیه چشم تو حالی به حالی است

تشبیه دل به چشم!! نه...امشب عجیب نیست
از شاعری که خیر سرش سورئالی است!

در ازدحام هر شب تهران چشم تو
این کوچه ـ دل - به لطف شما پر ز خالی است

این مبتذلترین غزلم شد ... که چشم تو
در ابتذال ، چشم و چراغ اهالی است

***
نه! این غزل شبیه غزلهای من نشد
-این سیب اگرچه سرخ گرفتار کالی است-

باید که غسل عشق بریزم به جان شعر
شاعر بدون عشق همان لاابالی است

بهرام محمود





نوع مطلب : امیراحسان دولت آبادی - بهرام محمود - حمید مبشر، 
برچسب ها : اشعار بهرام محمود،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

پاییز چه زیباست
مهتاب زده تاج سَرِ کاج
پاشویه پُرازبرگِ خَزان دیده ی زَرد است
رنگ از رخِ مهتاب پریدَست
برگونه ی ماه ، ابراگر پنجه کِشیدَست
دامان خودش نیز دریدَست
مستانه دَوَد باد
با شور زَنَد نِیلَبَک آرام
تا سروِ دل آرام برقصد
پُر شور، پُر ناز
از شوق بخواند
شَبگیر، سَردار
پاییز چه زیباست
هَربرگ که از شاخه جُدا گَشته به فکراست
تارویِ زمین بوسه زَنَدبَرلَب برگی
هربرگ که دررویِ زمین است به فکر است
تا باز کُند ناز و دَوَد گوشه دِنجی
آنگاه بسایند
لب را به لب هم
آنگاه بپیچند
تن را به تن هم
آنگاه بمیرند
تا باز پس از مرگ ، آرام نگیرند
آرام نگیرند
جاوید بمانند
سَر، باز، بُرون از بَغلِ باغچه آرند
آرام بخوانند
پاییز چه زیباست
پاییزِ دو چَشمِ تو چه زیباست
سَرمَست لَبِ پنجره خاموش نشستم
هرچندتودرخانه من نیستی اِمشب
من دیده به چَشمانِ تو بستم
با یادِ تو مستم
هرعکس تواز یک طرفی خیره به سویم
این گوید : هان ... ، هیچ
آن گوید : برخیز و بیا زود به سویم
من گویم : نیلوفرَکَم،رنگِ لَبت را
با بوسه بشویم ؟
با شعر بگویم ؟
ای کاش .....
آن عکسِ تو از قاب در آید
همچون صدف از آب درآید
جان گیری و بر نقش و گل و بوته قالی بنشینی
آنگاه به تن پیرهن ازشوق بدری
دیوانه همه شوق ، همه شور
بیگانه،پریشیده،همه شورهمه قهر
پُر شور برقصی
این جور برقصی ، آنجور برقصی
تا آن لحظه که تن ، خسته نمایی
بر بسترمن نقش شود پیکرِ گرمت
آرام بگیرم ، از عشق بمیرم
آنگاه به پاییزِ دو چشمِ تو بمیرم
هر برگ که از شاخه جانم به کَفِ بادِ روان است
هرسال که ازعمرمن آید به سرانجام
بینم که به پاییزِ دو چشمِ تو هر آن برگ
هر درد ، هر شور ، هر شعر
کز قلبِ مَنِ خسته جدا شد
بادِ هَوَسَت بُرد
آتش زد و خاکستر آن را به هوا ریخت
من هیچ نگویم
جز آنکه سرایم
پاییزِ دو چشمِ تو چه زیباست
پاییز چه زیباست ، چه زیباست ، چه زیباست ...

نصرت رحمانی





نوع مطلب : مرتضی کردی-نصرت رحمانی-یوسف ابوعلی نژاد، 
برچسب ها : اشعار نصرت رحمانی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان خالی، لب پنجره
پر از خاطرات ترك خورده ایم

اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم

اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم

اگر دشنه دشمنان، گردنیم!
اگر خنجر دوستان، گرده ایم؟!

گواهی بخواهید، اینك گواه:
همین زخمهایی كه نشمرده ایم!

دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست، عمری به سر برده ایم

قیصر امین پور





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

انگار سال هاست که در من تنیده ای
انگار جای قلب ، تو در من تپیده ای

انگار کودکانه ترین خنده ی مرا
با چشم های تیله ای ات سر کشیده ای

با بوسه های شیشه ای ات از تمام ِ من
لی لی کنان به خانه ی قلبم پریده ای...

در این حریم ِ امن بمان و خدای باش...
هرگز چنین خدا شدنی را ندیده ای ...

لبخند ِ چشم های تو پیغمبر ِ من است
با وحی ِ دست هات مرا آفریده ای...

از آسمان ِ چشم ِ تو خورشید می چکد
انگار آرزوی مرا خواب دیده ای ...

... شهزاده می شوی و می آیی و می بَری
همراه خود مرا دَم ِ صبح ِ سپیده ای...

در بازوان ِ گرم ِ تو ، من زنده می شوم
- این قلعه های امن که بر من کشیده ای- ...

... پیغمبری ... خدای منی ... شاهزاده ای ...
حتی به جای قلب ، تو در من تپیده ای ...

ایلناز حقوقی





نوع مطلب : شیرین خسروی - ایلناز حقوقی - سودابه مهیجی، 
برچسب ها : اشعار ایلناز حقوقی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

عشق از من و نگاه تو تشکیل می‌شود
گاهی تمام من به تو تبدیل می‌شود

وقتی به داستان نگاه تو می‌رسم
یکباره شعر وارد تمثیل می‌شود

ای عابر بزرگ که با گامهای تو …
از انتظار پنجره تجلیل می‌شود

تا کی سکوت و خلوت این کوچه‌های سرد
بر چشم های پنجره تحمیل می‌شود؟

آیا دوباره مثل همان سالهای پیش
امسال هم بدون تو تحویل می‌شود؟

بی شک شبی به پاس غزلهای چشم تو
بازار وزن و قافیه تعطیل می‌شود

«آن‌روز هفت سین اهورایی بهار
موعود! با سلام تو تکمیل می‌شود»

زهرا بیدکی





نوع مطلب : زهرا بیدکی، 
برچسب ها : اشعار زهرا بیدکی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

در انتظار تو تا كی سحر شماره كنم؟
ورق ورق شب تقویم كهنه پاره كنم؟

نشانه های تو بر چوب خط هفته زنم
كه جمعه بگذرد و شنبه را شماره كنم

برای خواستن خیر مطلقی كه تویی
به هر كتاب ز هر باب استخاره كنم

شب و خیال و سراغ تو،باز می آیم
كه بهت خانه ی در بسته را نظاره كنم

تو كی ز راه میایی كه شهر شبزده را
به روشنایی چشمم چراغواره كنم؟

ز یاس های تو مشتی بپاشم از سر شوق
به روی آب و قدح را پر از ستاره كنم

هزار بوسه ی از انتظار لك زده را
نثار آن لب خوشخند خوشقواره كنم

هنوز هم غزلم شوكرانی است الا
كه از لب تو شكرخندی استعاره كنم

حسین منزوی





نوع مطلب : حسین منزوی، 
برچسب ها : اشعار حسین منزوی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

امشب به یادت پرسه خواهم زد غریبانه
در کوچه های ذهنم-اکنون بی تو ویرانه-

پشت کدامین در کسی جز تو تواند بود؟
ای تو طنین هر صدا و روح هر خانه!

اینک صعودم تا به اوج عشق ورزیدن
با هر صعود جاودان پیوند پیمانه

امشب به یادت مست مستم تا بترکانم
بغض تمام روزهای هوشیارانه

بین تو و من این همه دیوار و من با تو؛
کز جان گره خورده ست این پیوند جانانه

چون نبض من در هستی ام پیچیده می آیی
گیرم که از تو بگذرم سنگین و بیگانه

گفتم به افسونی تو را آرام خواهم کرد
عصیانی من! ای دل! ای بیتاب دیوانه!

امشب ولی می بینمت دیگر نمی گیرد
تخدیر ِهیچ افیون و خواب ِهیچ افسانه

حسین منزوی





نوع مطلب : حسین منزوی، 
برچسب ها : اشعار حسین منزوی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تازگیها آفتاب از خود جوابش کرده است
همنشین سایه های اضطرابش کرده است

حال و روزش مثل آدم های معمولی که نیست
غیر عادی بودن دنیا خرابش کرده است

برگ را و مرگ را، پاییز را حس می کند
زرد و سرخ و ارغوانی ها مجابش کرده است

شرح حال بودنش اندازه ی یک صفحه نیست
داغ دارد؛ باغ بی برگی کتابش کرده است

ماهی روحم به اقیانوس هم راضی نبود؛
طفلکی لالایی این برکه خوابش کرده است

طفلکی یک لحظه غفلت کرد،عاشق شد...و بعـد
تازه فهمیدم کسی آدم حسابش کرده است!!!

تازگی ها، آه اما تازگی ها ،تازگی ها
تازگی ها آفتاب از خود جوابش کرده است

فرهاد صفریان





نوع مطلب : فرهاد صفریان - احسان تاجی - رضا شیبانی اصل، 
برچسب ها : اشعار فرهاد صفریان،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

می خواستم عزیز تو باشم خدا نخواست
همراه و همگریز تو باشم خدا نخواست

می خواستم كه ماهی غمگین بركه ای
در دست های لیز تو باشم خدا نخواست

گفتم در این زمانه كج فهمِ كند ذهن
مجنون چشم تیز تو باشم خدا نخواست

می خواستم كه مجلس ختمی برای این
پائیز برگریز تو باشم خدا نخواست

آه ای پری هر چه غزلگریه! خواستم
بیت ترانه‏ای ز تو باشم خدا نخواست

مظلوم ساكتم! به خدا دوست داشتم
یار ستم ستیز تو باشم خدا نخواست

نفرین به من كه پوچی دستم بزرگ بود
می خواستم عزیز تو باشم خدا نخواست

فرهاد صفریان





نوع مطلب : فرهاد صفریان - احسان تاجی - رضا شیبانی اصل، 
برچسب ها : اشعار فرهاد صفریان،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بارانی ام ، بارانی ام ، بارانی از آتش
یك روح بی پروا و سرگردانی از آتش

این كوچه ها ، دیوارها ، اصلاً تمام شهر
سوزان و من محبوس در زندانی از آتش

اهل غزل بودم ، خدا یكجا جوابم كرد
با واژه ای ممنوع ، با انسانی از آتش

بی شك سرم از توی لاكم در نمی آمد
بر پا نمی كردی اگر طو فانی از آتش

تا آمدی ، آتشفشانی سالها خاموش
بغضش شكست و بعد شد طغیانی از آتش

كاری كه از دست شما هم بر نمی آمد
من بودم و در پیش رویم خوانی ازآتش

این روزها محكومِ اعدامم به جرم عشق
در انتظارم بشنوم ، فرمانی از آتش

 





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 19 آبان 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony