غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

هزار نقشه و طرح است روی قالی کوچه
قدم بدون تو دیشب زدم حوالی کوچه

تو را به یاد من آورد رعد و بارش باران
صدای خش خش برگ و هوای عالی کوچه

تو رفته ای و مرا داده ای به دست خود غم
به دست صندلی سبز سرد خالی کوچه

چه اتفاق بدی!باز هم بدون وجودت
شب عزای دلم شد شب خوشحالی کوچه!

اتاق و دفتر شعرم پناه چشم ترم شد
چون حس و حال عجیبم نمی شد حالی کوچه...!

سالار حکیمی





نوع مطلب : سالار حکیمی ـ رضا اربعین - امیر مرزبان - علی محامی، 
برچسب ها : اشعار سالار حکیمی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دور از همه مردم شده ام در خودم امشب
پیدا شده ام ، گم شده ام در خودم امشب

لبریز ز سرمستی و سرریز ز هستی
دریای تلاطم شده ام در خودم امشب

در هر نفسم بوی گلی تازه شکفته است
یک باغ تبسم شده ام در خودم امشب

تا نورِ تو تابیده به طور کلماتم
موسای تکلم شده ام در خودم امشب

باریده مگر نم نم نام تو به شعرم
باران ترنم شده ام در خودم امشب

هم دانه ی دانایی و هم دام هبوطم
اسطوره ی گندم شده ام در خودم امشب

قیصر امین پور


 





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای شکوه بی کران اندوه من!
آسمان ، دریای جنگل ، کوه من!

گم شدی ای نیمه ی سیب دلم
ای منِ من! ای تمامِ روح من!

ای تو لنگرگاه تسکین دلم!
ساحل من، کشتی من! نوح من!

قدر اندوه دل ما را بدان
قدر روح خسته و مجروح من:

هر چه شد انبوه تر گیسوی تو
می شود اندوه تر اندوه من!

قیصر امین پور





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

پیش بیا ! پیش بیا ! پیش‌تر !
تا که بگویم غم دل بیشتر

دوست‌ترت دارم از هر چه دوست
ای تو به من از خود من خویش‌تر

دوست‌تر از آن که بگویم چه‌قدر
بیش‌تر از بیش‌تر ازبیش‌تر

داغ تو را از همه داراترم
درد تو را از همه درویش‌تر

هیچ نریزد بجز از نام تو
بر رگ من گر بزنی نیشتر

فوت و فن عشق به شعرم ببخش
تا نشود قافیه‌اندیش‌تر

قیصر امین پور





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دل گمراه من چه خواهد کرد
با بهاری که می رسد از راه؟
یا نیازی که رنگ می گیرد
در تن شاخه های خشک و سیاه

دل گمراه من چه خواهد کرد؟
با نسیمی که می تراود از آن
بوی عشق کبوتر وحشی
نفس عطرهای سرگردان

لب من از ترانه می سوزد
سینه ام عاشقانه می سوزد
پوستم می شکافد از هیجان
پیکرم از جوانه می سوزد

هر زمان موج می زنم در خویش
می روم، می روم به جائی دور
بوتهء گر گرفتهء خورشید
سر راهم نشسته در تب نور

من ز شرم شکوفه لبریزم
یار من کیست ، ای بهار سپید؟
گر نبوسد در این بهار مرا
یار من نیست، ای بهار سپید

دشت بی تاب شبنم آلوده
چه کسی را بخویش می خواند؟
سبزه ها، لحظه ای خموش، خموش
آنکه یار منست می داند!

آسمان می دود ز خویش برون
دیگر او در جهان نمی گنجد
آه، گوئی که اینهمه «آبی»
در دل آسمان نمی گنجد

در بهار او ز یاد خواهد برد
سردی و ظلمت زمستان را
می نهد روی گیسوانم باز
تاج گلپونه های سوزان را

ای بهار، ای بهار افسونگر
من سراپا خیال او شده ام
در جنون تو رفته ام از خویش
شعر و فریاد و آرزو شده ام

می خزم همچو مار تبداری
بر علفهای خیس تازهء سرد
آه با این خروش و این طغیان
دل گمراه من چه خواهد کرد؟


فروغ فرخزاد





نوع مطلب : فروغ فرخزاد ، 
برچسب ها : اشعار فروغ فرخزاد،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 12 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

اگر چه تلخم اما او برایم خسرو پرویز است
و قلبش از من بی ذوق بی احساس لبریز است

و معبد های ساسانی به پای شعله اش هیچند
و روشن ماندنش تا عصر حاضر حیرت انگیز است

رگ شعرش گره خورده است با پلكم كه می بندم
خیالش همچنان جمع است چشمانم غزل خیز است

پر از عطر گُل محبوبه ی شب هاست در هر فصل
دریغ از اینكه فصل رویش محبوبه پاییز است

درون شعرهایش ریشه خواهم زد و می بینم
تمام حس من در پیش او انگار ناچیز است

قمر در عقرب است آن لحظه ای که می رسد از راه
زمینم اینچنین با آسمان او گلاویز است


محبوبه اسماعیلی





نوع مطلب : مریم وزیری-محبوبه اسماعیلی-نگین افشاری، 
برچسب ها : اشعار محبوبه اسماعیلی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 12 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دست در حلقه ی آ ن زلف دو تا نتوان كرد
تكیه بر عــــهد تو و باد صبا نــــــتوان كرد"

جمله درد است ولی چــاره ی این درد فراق
به یكی نســــــــخه ی دیدار و وفا نتوان كرد

به سر سفره ی غم باز به تـــــــــــكرار دعا
غرق این اشكم و این آه و دعا نتــــوان كرد

فرصت عـــــمر به دیدار ســـــتمهای تو شد
مهلتی نیســـــــــت كه تكرار خطا نتوان كرد

تـــــب ِدل با ز بــــه كابوس جفـــــای تو شده
كه به صد جرعه ی این وصل شفا نتوان كرد

بسته این بغض هـــمه نای پر از گریه ی من
گریه چنگی زده و باز جــــــــدا نتـــوان كرد

صد ســفر كردم و از درد نگفــــتم گاهــــــی
مرگ در گاه ِحــضور است صدا نتوان كرد

فكر این وصل نه در حوصله ی عشق امیـــد
قســـــمتم بود كه تغـــــییر قضــــا نتوان كرد


ر . امید





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 12 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

لحظه ای که عشق در چشم توظاهر می شود
عقل من مثل پرستویی مهاجر می شود

چشم من بار سفر میبندد از راه نگاه
همسفر با جاده های بی مسافر می شود

ناگهان احساس در آغوش میگیرد مرا
با نفس هایش دلم انگار شاعر می شود

بعد از آن شعری که می گویم برای چشمهات
بیت بیتش بهترین شعر معاصر می شود

باز از چشمان خیسم چشم پوشی کرده ای
هیچ می دانی دلم آشفته خاطر می شود؟


احمد فیاض

 





نوع مطلب : حسن صادقی پناه-احمد فیاض-حسین ظهرابی ، 
برچسب ها : اشعار احمد فیاض،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 12 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد

شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزلها بمیرد

گروهی بر آنند که این مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد

شب مرگ از بیم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

چو روزی ز آغوش دریا برآمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد

تو دریای من بودی آغوش باز کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد

مهدی حمیدی شیرازی





نوع مطلب : مهردادنصرتی - مهدی حمیدی شیرازی - میثم حمیدی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 12 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گفتی که پــَر بکش ، برو از آسمان من
باشـد ، قبـول ، کفتر ِ نامهربان من

هر بار گفته ام که : تو را دوست دارمت
پـُر می شود از آتش ِعشقت دهان من

این جمله که برای بیانش به چشم تو
افتـاده است باز به لکنـت ،  زبان من

آنقدر عاشقـم که تو عاشـق نبوده ای
دیگر رسیـده کارد  ، بر این استـخوان من

نه ، شاهنامه نیست که تو پهلوان شوی
این یک تراژدی ست ـ غم داستان من

یک شب بیا و ضامن من باش  نازنین !
وقتی دخیـل  ، بستـه به تو آهوان ِ من

دل بــرکن و به شهـرِ دل من بیا عزیز!
زخـم زبان مردم  چشـمت  ، به جان ِ من

باید که باز با تو خـدا حا فظـی کنـم
آخر رسیـده است به پایـان  ، زمان من

 





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

همچنان صیاد را صحرا به صحرا می کشند
آهوان مست جور چشم او را می کشند

زیر بار عشق قامت راست کردن ساده نیست
موج ها باری گران بر دوش دریا می کشند
 
قصه ی انگشتری بی مثلم اما بی نگین
دوستان از دست من شرمندگیها می کشند
 
قامتم هر قدر رعناتر شود ، خورشید و ماه
سایه ام را بیشتر بر خاک دنیا می کشند
 
شرک موری بود بر سنگ سیاهی در شبی
چشم های ما فقط " رنج " تماشا می کشند

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

پشت دیوار همین کوچه بدارم بزنید
من که رفتم بنشینیدو...هوارم بزنید

باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد
بنوسید که: "بد بودم" و جارم بزنید

من از آیین شما سیر شدم.. سیر شدم
پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید

دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید؟!
خبر مرگ مرا طعنه به یارم بزنید

آی! آنها!! که به بی برگی من می خندید!
مرد باشید و... بیایید ... و.... کنارم بزنید

 





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود
باید بگویم اسم دلم ، دل نمی‌شود

دیوانه‌ام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود

تکلیف پای عابران چیست؟ آیه‌ای
از آسمان فاصله نازل نمی‌شود

خط می‌زنم غبار هوا را که بنگرم
آیا کسی زِ پنجره داخل نمی‌شود؟

می‌خواستم رها شوم از عاشقانه‌ها
دیدم که در نگاه تو حاصل نمی‌شود

تا نیستی تمام غزل‌ها معلّق اند
این شعر مدتی‌ست که کامل نمی‌شود

مرحومه نجمه زارع





نوع مطلب : نجمه زارع - صنم میرزازاده نافع - سمیرا یحیی پور، 
برچسب ها : اشعار نجمه زارع،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

لفظی که از حصار لبت دور می شود
تنها مشیتی است که منظور می شود

در لابلای حرف و حدیث پیاله ها
سر مستی ات زبانزد انگور می شود

خلوت نشین و همدم من!با کلام تو
زوجی مناسب غزلم جور می شود

وقتی که شعر های مرا خط خطی کنی
دفترچه ام قلمرو هاشور می شود

کندوی خاطرات لبت بی عسل مباد!
وقتی زبان تیز تو زنبور می شود


سید مهدی موسوی





نوع مطلب : سیدمهدی موسوی - ناصر ندیمی - اصغر عظیمی‌مهر، 
برچسب ها : اشعار سید مهدی موسوی،
لینک های مرتبط :
شنبه 9 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای چشمهایِ سـبزِ تو همرنگ سیب کال!
ای سیـبِ نا رسیده ی امسال و پارسـال!

همسایه ی قدیمی شمشادهای پیر
همقدِ هر صنوبر و همپای هر نهال!

گم گشته ی گذشته ی من ، ماضی بعید
فردای روزهای پس از این، زمانِ حال!

بی تو… کویرِ قافیه ها می شود غزل
پُر می شود ترانه ام از واژه های لال

خشکیده سرزمینِ دلم بی حضورِ تو
جاری شو آبشار یقین چشمه ی زلال

جاری شو آنچنان که مرا پر کنی ز خویش
خالی شوم ز وسوسه ی شک و احتمال

زیبا بهارِ گمشده ی باغهای سبز
راز حیات عشق در این دوره ی زوال

من خواب دیده ام…کسی از راه می رسد
تعبیر کن خیـال مرا با دو چشـم کـال

شاید… نگاه سبـز تو بـارانـی ام کـند
حالا که باد می وزد از جانب شمـال
 

حاتم نیک یار





نوع مطلب : یزدان صلاحی ـ حاتم نیک یار - احسان رشیدی - احمد عزیزی، 
برچسب ها : اشعار حاتم نیک یار،
لینک های مرتبط :
جمعه 8 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم: تو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهم تو را دوست دارم

سلامی صمیمی تر از غم ندیدم
به اندازه ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یك دهان شد هم آواز با ما:
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم


قیصر امین پور





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
جمعه 8 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

هی زخم میزنی که ببندی و واکنی
با درد ، دردهای دلم را دوا کنی

این روزها به هرچه تویی راضی ام اگر
من را به حال وروز خودت مبتلا کنی

آنقدر واژه واژه به شعرم تنیده ای
یک حرف را اگر بشود جابجا کنی !

سر رشته طناب نجاتم بدست توست
عشقت کشیده هم بکشی هم رها کنی

اصلا به هردلیل بخواهید میشود
من را به نام کوچکم امشب صدا کنی

این واژه ها بدون تو خمیازه میکشند
باید برایشان غزلی دست و پاکنی


علی اکبر رشیدی





نوع مطلب : علی اكبر رشیدی - مسلم فدائی - فریاد موسویان، 
برچسب ها : اشعار علی اکبر رشیدی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 7 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی
مشت بر مهره تنهایی من پیچاندی

مهر دستان تو دنبال دعایی میگشت
بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی

ذکرها گفتی و بر گفته خود خندیدی
از همین نغمه تاریک مرا ترساندی

بر لبت نام خدا بود-خدا شاهد ماست
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی

دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت
عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی

قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود
تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی

جمع کن:رشته ایمان دلم پاره شدست
من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی

نغمه رضایی





نوع مطلب : نغمه رضایی - شیما اسلامی فخر - سیما نوذری ، 
برچسب ها : اشعار نغمه رضایی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 7 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

آدمک آخر دنیاست ،بخند
آدمک مرگ همین جاست،بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست ، بخند

دستخطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست ، بخند

فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست،بخند

صبح فردا به شبت نیست ، که نیست
تازه انگار که فرداست،بخند

راستی آنچه به یادت دادیم
پر زدن نیست،که درجاست ،بخند

آدمک نغمه ی آغاز نخوان
به خدا آخر دنیاست، بخند


نغمه رضایی





نوع مطلب : نغمه رضایی - شیما اسلامی فخر - سیما نوذری ، 
برچسب ها : اشعار نغمه رضایی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 7 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

وای از این چشمی که می کاود نهان
روز و شب در چشم من راز مرا
گوش بر در می نهد تا بشنود
شاید آن گمگشته آواز مرا

گاه می پرسد که اندوهت زچیست ؟
فکرت آخر از چه رو آشفته است ؟
بی سبب پنهان مکن این راز را
درد گنگی در نگاهت خفته است

گاه می کوشد که با جادوی عشق
ره به قلبم برده افسونم کند
گاه می خواهد که با فریاد خشم
زین حصار راز بیرونم کند

من پریشان دیده میدوزم بر او
بی صدا نالم که : اینست آنچه هست
خود نمیدانم که اندوهم زچیست
زیر لب گویم ، چه خوش رفتم زدست

همزبانی نیست تا برگویمش
راز این اندوه وحشتبار خویش
بیگمان هرگز کسی چون من نکرد
خویشتن را مایه ی آزار خویش

از منست این غم که بر جان منست
دیگر این خود کرده را تدبیر نیست
پای در زنجیر می نالم که هیچ
الفتم با حلقه ی زنجیر نیست


فروغ فرخزاد





نوع مطلب : فروغ فرخزاد ، 
برچسب ها : اشعار فروغ فرخزاد،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 6 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو