غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

بانوی ابتذال و غزل بوسه های من!
یک سطر در میان به سرایم سری بزن

من بی حضور وسوسه ات باد می کنم
در من بپیچ مثل هوس بازی کفن!

تا شک کنم به هر کسِ غیر از تو در خودم
بانوی استخاره و تردید و سوء ظن!

با من نفس بکش غزل ارتکاب را
در خلسه وار لحظه ی خونبار زن شدن!

تیر خلاص / خط مقدم / تو مرده ای!
ماشه چکید روی غرورت ... گَلَنگَدَن

از دامنت دوباره به معراج رفته ام!
افتاده ام کنار نفس هات ، ظاهرن-

دارد غرور زنده ی من خواب می رود
در واپسین دقایق این جنگ تن به تن!

بازی تمام... از غزل من پیاده شو!
حالا تو مانده ای و دروغی به نام زن!

حامد بهاروند





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار حامد بهاروند،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


باش تا موسم گل با تو به گلزار شوم
فصل دیدار شود قاصد دیدار شوم
 
از سکوت دل محتاط من آزرده مباش
خلوتی نیست که گوینده ی اسرار شوم
 
من به پایان غم و اوج سلامت برسم
آن زمانی که به درمان تو بیمار شوم
 
ماه چشمان تو چون روشنی خواب شود
بر من از خواب تو سخت است که بیدار شوم
 
میوه ی عشق تو سنگین شده بر شاخه ی دل
مرگ من باد اگر بی تو سبکبار شوم
 
زیر باران مصائب که ببارد دائم
چتر گیسو ی تو را از تو خریدار شوم
 
عطر لبخند تو را گر به کف آرم روزی
دست شویم ز سرایندگی ،عطار شوم
 
طاق ابروی تو کو؟چوبه ی این دار کجاست؟
تا که در سایه ی مژگان تو بر دار شوم
 
عشق،دریا و تو طوفان و من ام چون کشتی
می روم تا که به خشم تو گرفتار شوم
 
آرزویم همه این بود و همین است هنوز
که تو را یار ببینم... که تو را یار شوم

 





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گفتم بمان ، نماند و هوا را بهانه کرد
بادی نمی وزید و بلا را بهانه کرد

می خواستم که سیر نگاهش کنم ولی
ابرو به هم کشید و حیا را بهانه کرد

آماده بود از سر خود وا کند مرا
قامت نبسته دست ِ دعا را بهانه کرد

من صاف و ساده حرف دلم را به او زدم
اما به دل گرفت و ریا را بهانه کرد

اما ، اگر ، نداشت دلش را نداد و رفت
مختار بود و دست قضا را بهانه کرد

گفتم دمی بخند که زیبا شود جهان . . .
پیراهن سیاه عزا را بهانه کرد

می خواستم که سجده کنم در برابرش . . .
سجاده پهن کرد و خدا را بهانه کرد

می رفت سمت مغرب و اوهام دور دست
صبح سپید و باد صبا را بهانه کرد

او بی ملاحظه کمرم را خودش شکست . . .
حال مرا گرفت و عصا را بهانه کرد

بی جرم و بی گناه مرا راند از خودش
قابیل بود و روز جزا را بهانه کرد

سید مهدی نژادهاشمی






نوع مطلب : سید مهدی نژاد هاشمی - سید هادی هاشمی نژاد، 
برچسب ها : اشعار سید مهدی نژادهاشمی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت

خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد
تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت

دل تنگش سر گل چیدن ازین باغ نداشت
قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت

مرغ دریا خبر از یک شب توفانی داشت
گشت و فریاد کشان بال به دریا زد و رفت

چه هوایی به سرش بود که با دست تهی
پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت

بس که اوضاع جهان در هم و ناموزون دید
قلم نسخ برین خط چلیپا زد و رفت

دل خورشیدی اش از ظلمت ما گشت ملول
چون شفق بال به بام شب یلدا زد و رفت

همنوای دل من بود به تنگام قفس
ناله ای در غم مرغان هم آوا زد و رفت


هوشنگ ابتهاج (سایه)

 





نوع مطلب : هوشنگ ابتهاج، 
برچسب ها : اشعار هوشنگ ابتهاج (سایه)،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

انگار با من از همه کس آشناتری
از هر صدای خوب برایم صداتری

آیینه ای به پاکی سر چشمه ی یقین
با اینکه روبروی منی و مکدری

تو عطر هر رسیده و نجوای هر نسیم
تو انتهای هر ره و آن سوی هر دری

لالای پر نوازش باران نم نمی
خاک مرا به خواب گل سرخ می بری

انگار با من از همه کس ‌آشناتری
از هر صدا خوب برایم صداتری

درهای ناگشوده ی معنای هر غروب
مفهوم سر به مهر طلوع مکرری

هم روح لحظه های شکوفایی و طلوع
هم روح لحظه های گل یاس پرپری

از تو اگر که بگذرم ، از خود گذشته ام
هرگز گمان نمی برم از من ،‌ تو بگذری

انگار با من از همه کس آشناتری
از هر صدای خوب برایم صداتری

من غرقه ی تمای غرقاب های مرگ
تو لحظه ی عزیز رسیدن به بندری

من چیره می شوم به هراس غریب مرگ
از تو مراست وعده ی میلاد دیگری

از تو اگر که بگذرم از خود گذشته ام
هرگز گمان نمی برم از من تو بگذری

انگار با من از همه کس آشناتری
از هر صدای خوب برایم صداتری

اردلان سرفراز

 





نوع مطلب : مصطفی توفیقی - اردلان سرفراز - محسن مهرپرور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام
خارم ولی به سایه ی گل آرمیده ام

با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق
همچون بنفشه سر به گریبان کشیده ام

چون خاک در هوای تو از پا فتاده ام
چون اشک در قفای تو با سر دویدهام

من جلوه ی شباب ندیدم به عمر خویش
از دیگران حدیث جوانی شنیده ام

از جام عافیت ، می نابی نخورده ام
وز شاخ آرزو گل عیشی نچیده ام

موی سپید را فلکم رایگان نداد
این رشته را به نقد جوانی خریده ام

ای سرو پای بسته به آزادگی مناز
آزاده من که از همه عالم بریده ام

گر می گریزم از نظر مردمان رهی
عیبم مکن که آهوی مردم ندیده ام


رهی معیری





نوع مطلب : رهی معیری، 
برچسب ها : اشعار رهی معیری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

هیـچ جـز یـاد تـو ، رویای دلاویـزم نـیست
هیـچ جـز نـام تـو ، حـرف طـرب انگـیزم نـیست!

عـشق می ورزم و می سـوزم و فـریـادم نـه!
دوست می دارم و می خـواهـم و پـرهـیزم نـیست

نـور می بـیـنم و می رویـم و می بـالم شـاد
شاخه می گـستـرم و بـیـم ز پـائـیـزم نـیست

تـا به گـیتی دل ِ از مهـر تـو لبـریـزم هـست
کـار با هـستی ِ از دغـدغـه لـبریـزم نـیست

بخـت آن را کـه شـبی پـاک تـر از بـاد ِ سـحر
بـا تـو ، ای غـنچه نشکـفـته بـیامیـزم نـیست

تـو بـه دادم بـرس ای عـشق ، که با ایـن هـمه شـوق
چـاره جـز آنکـه به آغـوش تـو بگـریـزم نـیست


فــریـدون مـشیـری





نوع مطلب : فریدون مشیری، 
برچسب ها : اشعار فریدون مشیری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

از بـس کـه غـم تـو قـصه در گـوشم کــرد

غـم هـای زمانـه را فـرامـوشم کــرد

یـک سیـنه سخن بـه درگـهت آوردم

چـشمان سخـنگـوی تـو خـاموشم کـرد

فــریـدون مــشیـری





نوع مطلب : فریدون مشیری، 
برچسب ها : اشعار فـریـدون مـشیـری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

آن چشمها پس لرزه های فصل پاییزند
با هر نگاهی بر دلم آوار می ریزند

کار دلم زار است آری آن دو ویرانگر
سربازهای جنگجوی نسل چنگیزند

تا پلک بر هم میزنی صد واژه میروید
از بس که مژگان سیاه تو غزل خیزند

میخواهم این دنیا نباشد ، مردمانش هم
وقتی که چشمانت ازاندوه اشک آویزند

این بیت ها جای قرار چشم هامان نیست
امواج چشمانت ازین ابیات سرریزند

مهمان یک فنجان نگاه چشم سوزم کن
آن چشم ها ،حاشا نکن ازعشق لبریزند !


شیما اسلامی فخر





نوع مطلب : نغمه رضایی - شیما اسلامی فخر - سیما نوذری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 16 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

میان خاطراتِمان تو را مرور می کنم ...
وَ غصه را از این همه نوشته دور می کنم

لباسِ امشب مرا خودت گرفتی از بهشت
ببین که می درخشم وُ فرشته کور می کنم !

مطابقِ سلیقه ات شرابِ سرخ می خرَم
وَ موی رنگِ قهوه را دوباره بور می کنم !

نشسته ام درونِ یک سفینه ی فضایی وُ ــ
برای آسمانمان ستاره جور می کنم!

شبانه باسلاحی از نگاه وُ طبعِ شرقی ام
تو را میان این همه پرنده تور می کنم

برای دزدی از خدا چراغ ِ قوّه ام شدی
سیاهی محّله را اسیر نور می کنم !

چه حل شدم در این غزل، بهانه ام ،مرا ببخش
غذای امشبِ تو را اگر که شور می کنم !


صنم میرزا زاده نافع





نوع مطلب : نجمه زارع - صنم میرزازاده نافع - سمیرا یحیی پور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 16 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

از دست تو امشب شده فکرم متلاشی
آرام نگیرم ، مگر از من شده باشی

چشمان تو معمار غزلهای بدیل است
بدنیست مرا جنس نگاهت بتراشی

جنجال به پا کرده ای و متن خبر ها....
محتاج نباشند از این پس به حواشی ....

نفرین نکن از دور مرا جان عزیزت ...
درد است نمک بر جگر پاره بپاشی

یک نیمه پر از دردم و یک نیمه پر از غم....
سخت است تو هم روح و تنم را بخراشی

مجموعه ای از درد و غم  و رنج و عذابم ...
مجموعه ای از اینکه تو باشی و نباشی


سید مهدی نژادهاشمی (م.شوریده)





نوع مطلب : سید مهدی نژاد هاشمی - سید هادی هاشمی نژاد، 
برچسب ها : اشعار سید مهدی نژادهاشمی،
لینک های مرتبط :
جمعه 15 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


من را به غیر عشق به نامی صدا نکن
غم را دوباره وارد این ماجرا نکن

بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن
با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن

موهات را ببند دلم را تکان نده
در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن

من در کنار توست اگر چشم وا کنی
خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن

بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود
تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن

امشب برای ماندنمان استخاره کن
اما به آیه های بدش اعتنا نکن....

حامد ابراهیمی (سهند)





نوع مطلب : ایرج جنتی عطایی - حامد ابراهیمی - رضا سیرجانی، 
برچسب ها : اشعار حامد ابراهیمی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

طبق قانون مصوب شده در چشمانت
باید یک عمر بمانند به در چشمانت

دست و پا می زنم و غرق در افکار خودم
هیچکس منجی من نیست مگر چشمانت

نذر کردم که به پابوس خداوند روم
روی من باز شود روزی اگر چشمانت

من در آئینه خودم را.نه تورا می بینم
کرده در عمق وجود من اثر چشمانت

از خدا خواسته ام پا به میان بگذارد
که نخواهند مرا خون به جگر چشمانت

حامد ابراهیمی (سهند)

 





نوع مطلب : ایرج جنتی عطایی - حامد ابراهیمی - رضا سیرجانی، 
برچسب ها : اشعار حامد ابراهیمی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دیدنت آغاز یک حس بهاری در من است
آینه از شرح آن تصویر زیبا الکن است

در مشام من که عمری چشم بر راه توام
هر نسیمی قاصد بوی خوش پیراهن است

سبز خواهد شد دو چشم منتظر از دیدنت
حسن یوسف های گم گشته بهار آوردن است

عهد بستم با تو بودن را و میمانم قسم
به خداوندی که جاری توی رگهای من است

اشک شوق است اینکه می بارد ز چشمانم مدام
رسم مهماندار بودن آب و جارو کردن است

باز می آیی و غم ها را به پایان می بری
زود می آیی یقین دارم دل من روشن است

حامد ابراهیمی (سهند)





نوع مطلب : ایرج جنتی عطایی - حامد ابراهیمی - رضا سیرجانی، 
برچسب ها : اشعار حامد ابراهیمی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

این مهم نیست که دل تازه مسلمان شده است
که به عشق تو بشر قاری قرآن شده است

مثل من باغچه ی خانه هم از دوری تو
بس که غم خورده و لاغر شده گلدان شده است!

بس که هر تکه ی آن با هوسی رفت، دلم
نسخه ی دیگری از نقشه ی ایران شده است!

بی شک آن شیخ که از چشم تو مَنعم می کرد
خبر از آمدنت داشت که پنهان شده است!

عشق مهمان عزیزی ست که با رفتن او
نرده ی پنجره ها میله زندان شده است

عشق زاییده ی بلخ است و مقیم شیراز
چون نشد کارگر آواره ی تهران شده است!

عشق دانشکده‌ی تجربه ی انسان هاست
گر چه چندی ست پر از طفل دبستان شده است

هر نو آموخته در عالم خود مجنون است
ـ روزگاری ست که دیوانه فراوان شده است ـ

ای که از کوچه معشوقه ی ما می گذری
بر حذر باش که این کوچه خیابان شده است!

غلامرضا طریقی





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

وقتی که دستت از لب من دور میشود
شعرم شبیه ناله ی تنبور میشود

من جیغ میشوم تو مرا کوک میکنی
من اشک میشوم و فضا شور میشود

هی اخم میکنی به دلم زخمه میزنی
اما دلم برای تو ماهور میشود

لبخند میزنی و خود ماه میشوی
لبخند میزنی همه جا نور میشود

حالا که دستهای تو من را گرفته اند
بیدار میشوم، غزلم کور میشود

سید حسن حسینی





نوع مطلب : سیدحسن حسینی - سیدمحمد حسینی - سیداحمد حسینی، 
برچسب ها : اشعار سید حسن حسینی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

فردا اگر ز راه نمی آمد
من تا ابد کنار تو میماندم
من تا ابد ترانه ی عشقم را
در آفتاب عشق تو میخواندم

در پشت شیشه های اتاق تو
آن شب نگاه سرد سیاهی داشت
دالان دیدگان تو در ظلمت
گوئی به عمق روح تو راهی داشت

لغزیده بود در مه آئینه
تصویر ما شکسته و بی آهنگ
موی تو رنگ ساقه ی گندم بود
موهای من، خمیده و قیری رنگ

رازی درون سینه ی من می سوخت
می خواستم که با تو سخن گوید
اما صدایم از گره کوته بود
در سایه، بوته هیچ نمیروید

زآنجا نگاه خسته ی من پر زد
آشفته گرد پیکر من چرخید
در چارچوب قاب طلائی رنگ
چشم مسیح بر غم من خندید

دیدم اتاق درهم و مغشوش است
در پای من کتاب تو افتاده
سنجاق های گیسوی من آن جا
بر روی تختخواب تو افتاده

از خانه ی بلوری ماهی ها
دیگر صدای آب نمی آید
فکر چه بود گربه ی پیر تو
کاو را بدبده خواب نمی آمد

بار دگر نگاه پریشانم
برگشت لال و خسته به سوی تو
می خواستم که با تو سخن گوید
اما خموش ماند به روی تو

آنگه ستارگان سپید اشک
سوسو زدند در شب مژگانم
دیدم که دست های تو چون ابری
آمد به سوی صورت حیرانم

دیدم که بال گرم نفس هایت
سائیده شد به گردن سرد من
گوئی نسیم گمشده ای پیچید
در بوته های وحشی درد من

دستی درون سینه ی من می ریخت
سرب سکوت و دانه ی  خاموشی
من خسته زین کشاکش دردآلود
رفتم به سوی شهر فراموشی

بردم ز یاد اندوه فردا را
گفتم سفر فسانه ی تلخی بود
ناگه به روی زندگیم گسترد
آن لحظه ی طلائی عطرآلود

آن شب من از لبان تو نوشیدم
آوازهای شاد طبیعت را
آن شب به کام عشق من افشاندی
ز آن بوسه قطره ی ابدیت را

فروغ فرخزاد





نوع مطلب : فروغ فرخزاد ، 
برچسب ها : اشعار فروغ فرخزاد،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

كمی شاعر شو و یك شب مرا شكل غزل بنویس
اگر چه وصل ممكن نیست ولی تو محتمل بنویس

كجا هستی؟ كجا هستم؟ كجا جامانده ایم از هم؟
برای چند مجهولم فقط یك راه حل بنویس

اگر لیلی، دل ِ خود را به صحرا می زند هر شب
تو از مجنونی ِ لیلا فقط ضرب المثل بنویس

از این آوار ِ اشعارم، من ِ گم را تو پیدا كن
و بعد از آن تو نامم را به روی هر گسل بنویس

گناهش پای من صوفی !!!! فقط یك بار كافر شو
بیا برموم بی رنگ لبم طعم عسل بنویس

نسیم پریشان





نوع مطلب : نسیم پریشان-مرضیه خدیر-زهرا رسول زاده ، 
برچسب ها : اشعار نسیم پریشان،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

امشب بیا و حس مرا بی قفس بکش
از راه دور بوی تنم را نفس بکش

یر دشتهای بی کسی ام ، هر شقایقی
روییده بود ، چیده ، کمی خار و خس بکش

طعمی که بوسه ام به لبانت چشانده بود
مثل شراب یا عسل ، اصلا نه ، گس بکش

خیری از عشق با تو ندیدم بیا کمی
بگذر از این ریا و مرا پر هوس بکش

من تشنه ام که همشب تنهایی ات شوم
ای دل بخواب و باز خیالی عبث بکش


مرضیه خدیر





نوع مطلب : نسیم پریشان-مرضیه خدیر-زهرا رسول زاده ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

اصلا چرا دروغ ، همین پیش پای تو
گفتم که یک غزل بنویسم برای تو

احساس می کنم که کمی پیرتر شدم
احساس می کنم که شدم مبتلای تو

برگرد و هر چقدر دلت خواست بد بگو
دل می دهم دوباره به طعم صدای تو

از قول من بگو به دلت نرم تر شود
بی فایده ست این همه دوری ، فدای تو!

دریای من ! به ابر سپـردم بیـاورد :
یک آسمان ، بهانه ی باران برای تو

ناقابل است ، بیشتر از این نداشتم
رخصت بده نفس بکشم در هوای تو

ناصر حامدی 





نوع مطلب : ناصر حامدی-محمدرضا هاشمی زاده - جواد مزنگی، 
برچسب ها : اشعار ناصر حامدی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو