تبلیغات
غزلخانه - مطالب شهریور 1390
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 


شانه‌ات را دیر آوردی سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد

من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد

از غزل‌هایم فقط خاکستری مانده به جا
بیت های روشن و شعله ورم را باد برد

با همین نیمه همین معمولی ساده بساز
دیر کردی نیمه‌ی عاشقترم را باد برد

بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد برد


حامد عسگری





نوع مطلب : حامد عسکری، 
برچسب ها : اشعار حامد عسگری،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

 

یك نامه ام، بدون شروع و بــــدون نام
امروز هـم مطابق معمـــــول ناتمــــام

خوش كرده ام كنارتو دل وا كنم كمی
همسایه ی همیشه ی ناآشنا؛سلام

ازحال و روز خودكه بگویم،حكایتی است
یك صفحه زندگانی بی روح و كم دوام

جــویای حال از قلــم افتاده ها مباش
ایام خوش خیالی و بی حالی ات،به كام!

دردی دوا نمی كنــد از متن تشــنه ام
چیزی شبیه یك دل در حــال انهــــدام

در پیشگــاه روشــن آییــنه می زنـــم
جامی به افتخــــار تو با بــاد روی بــام

باشد برای بعد اگر حرف دیگری است
تا قصه ای دوباره از این دست، والسلام!

ناصر حامدی





نوع مطلب : ناصر حامدی-محمدرضا هاشمی زاده - جواد مزنگی، 
برچسب ها : اشعار ناصر حامدی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
معنی کور شدن را گره ها می فهمند

سخت بالا بروی، ساده بیایی پایین
قصه ی تلخ مرا سرسره ها می فهمند

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند

آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا
مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند

نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا
قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند

کاظم بهمنی





نوع مطلب : کاظم بهمنی ، 
برچسب ها : اشعار کاظم بهمنی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست
تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست

گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم
گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست

قانعم بیشتر ازاین چه بخواهم از تو
گاهی از دور تو را خواب ببینم کافیست

آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن
من همین قدر که گرم است زمینم کافیست

من همین قدر که با حال و هوایت گه گاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست

فکر کردن به تو یعنی غزل شور انگیز
که همین شوق مرا خوب ترینم کافیست

محمد علی بهمنی





نوع مطلب : محمد علی بهمنی، 
برچسب ها : اشعار محمد علی بهمنی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 15 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

 


مرا شبیه خودم مثل یک ستاره بکش!
شبیه من که نشد خط بزن دوباره بکش

مرا شبیه خودم در میان آتش و دود
شبیه چشم و دلم غرق صد شراره بکش

و بعد دست بکش بر شراره ام یک شب
بسوز و قلب مرا پاره پاره پاره بکش

و زخم های دلم را ببین و بعد از آن
لباس بر تن این قلب بی قواره بکش

بخند!خنده ی تو شعله می زند بر من
بخند و شعله ی من را به یک اشاره بکش

برای بودن من عشق را نشانه بگیر
و خط رد به تن هرچه استخاره بکش

ببین ستاره شدم با تو ای بهانه ی من
مرا شبیه خودم!مثل یک ستاره بکش!

شیوا فرازمند





نوع مطلب : مهتاب یغما - مریم سقلاطونی - شیوا فرازمند - نوشین داودی، 
برچسب ها : اشعار شیوا فرازمند،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 10 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


امشب از دولت می دفع ملالی کردیم
این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم

ما کجا و شب میخانه خدایا چه عجب
کز گرفتاری ایام مجالی کردیم

تیر از غمزه ساقی سپر از جام شراب
با کماندار فلک جنگ وجدالی کردیم

غم به روئین تنی جام می انداخت سپر
غم مگو عربده با رستم زالی کردیم

باری از تلخی ایام به شور و مستی
شکوه از شاهد شیرین خط و خالی کردیم

روزه هجر شکستیم و هلال ابروئی
منظر افروز شب عید وصالی کردیم

بر گل عارض از آن زلف طلایی فامش
یاد پروانه زرین پر و بالی کردیم

مکتب عشق بماناد و سیه حجره غم
که در او بود اگر کسب کمالی کردیم

چشم بودیم چو مه شب همه شب تا چون صبح
سینه آئینه خورشید جمالی کردیم

عشق اگر عمر نه پیوست به زلف ساقی
غالب آنست که خوابی و خیالی کردیم

شهریارا غزلم خوانده غزالی وحشی
بد نشد با غزلی صید غزالی کردیم
 
شهریار





نوع مطلب : شهریار ، 
برچسب ها : اشعار شهریار،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


هرچه کردم نشدم از تو جدا ، بدتر شد
گفته بودم بزنم قید تو را ، بدتر شد

مثلا خواستم این بار موقر باشم
و به جای "تو" بگویم که "شما"، بدتر شد

این متانت به دل سنگ تو تاثیر نکرد
بلکه بر عکس فقط رابطه ها بدتر شد

آسمان وقت قرار من و تو ابری بود
تازه، با رفتن تو وضع هوا بدتر شد
 
چاره دارو و دوا نیست که حال بد من
بی تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد
 
گفته بودی نزنم حرف دلم را به کسی
زده ام حرف دلم را به خدا، بدتر شد
 
روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت
آمدم پاک کنم عشق تو را ، بدتر شد

شادی صندوقی

 

این غزل زیبا در سایت های مختلف به نام های مختلف و با تعداد ابیات مختلف به ثبت رسیده .. هم جالبه و هم شبهه برانگیز و تاسف بار ... یک جا به نام "غزال شاهرودی "  یک جا به نام " پرستو بخشی " و در جاهای دیگر هم به نام های دیگر اما به نظر میرسه ار کارهای خانم "‌ شادی صندوقی " باشه.






نوع مطلب : شعر بی نشان، شادی صندوقی - فریبا یوسفی - مهرانه جندقی، 
برچسب ها : اشعار شادی صندوقی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دوست دارم بروم سر به سرم نگذارید
گریه ام را به حساب سفرم نگذارید

دوست دارم که به پابوسی باران بروم
آسمان گفته که پا روی پرم نگذارید

اینقدر آئینه ها را به رخ من نکشید
اینقدر داغ جنون بر جگرم نگذارید

چشمی آبی تر از آئینه گرفتارم کرد
بس کنید این همه دل دور و برم نگذارید

آخرین حرف من اینست زمینی نشوید
فقط از حال زمین بی خبرم نگذارید .... !
 
ناصر حامدی 




نوع مطلب : ناصر حامدی-محمدرضا هاشمی زاده - جواد مزنگی، 
برچسب ها : اشعار ناصر حامدی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

به یاد ذكر خدایا قنوت می بندم
غریب و بی كس و تنها قنوت می بندم

تو را به خواب ببینم خیال خوش دارم
به این خیال خوش اما قنوت می بندم

اگر كه موج به یاد تو می زند قامت
منم به حرمت دریا قنوت می بندم

گرفته بغض گلویم نماز می خوانم
تمام بی كسی ام را قنوت می بندم

به آن دمی كه دلم حال گفت و گو دارد
همیشه رو به غزل ها قنوت می بندم

تو ربنای منی من به اذن دیدارت
به آخرت و به دنیا قنوت می بندم

جلال احمدی

 





نوع مطلب : جلال احمدی-محمد زرگرپور-محمدسعید میرزایی، 
برچسب ها : اشعار جلال احمدی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

رها در باد...بی غم...بادبادک

ببر با خود مرا هم، بادبادک!

 

کجای زندگی زیباست آخر؟

دلش می گیرد آدم، بادبادک!

 

بگو از آسمان...از مردمی شاد

زمین را برد ماتم بادبادک!

 

چه دوری از زمین، انگار دیشب

تو را در ماه دیدم بادبادک!

 

دلم را باد با خود برد وقتی

تو را می برد کم کم بادبادک!

 

برای بال هایت چتر داری؟

ببین باران چه نم نم...بادبادک!

 

دلم می ترکد از بی همزبانی

ببر با خود مرا هم ، بادبادک!

لیلی عبدی





نوع مطلب : لیلاعبدی ـ بهاره عامل نوغانی-حمیده سادات غفوریان ، 
برچسب ها : اشعار لیلی عبدی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

حوا،بهشت،پرده اول،درخت سیب
آدم نشسته در وسط صحنه بی شکیب

پروانه ای شبیه غزل از نگاه او
پر می کشد به سمت گلی عاشق و نجیب

نام تو چیست ای گل صد جلوه ی قشنگ؟
نام تو چیست ای غزل بکر و دلفریب؟

من میشوم قسم به خدا عاشق شما
در صحنه های بعدی این قصه،عنقریب

حوا،بهشت،پرده دوم،صدای باد
شیطان پرید در وسط صحنه نانجیب

شیطان؟ولی اجازه بازی ندارد او
آدم به خشم بر سر آن فتنه زد نهیب

لبخند عشق بر لب حوا جوانه زد
نام تو چیست دلشده ای عاشق و غریب؟

من آدمم که سیب تورا چیدم از بهشت
حاشا نمیکنم که شدم عاشقت عجیب

عاشق شدن چه کار قشنگی ست خوب من
خال لب تو کرده مرا شاعر و ادیب

حوا کشید روی دلش عکس سیب سرخ
 آدم نوشت نام خودش را روی سیب

پایان قصه آدم و حوا یکی شدند
باغ بهشت،پرده آخر، درخت سیب؟؟

رضا اسماعیلی





نوع مطلب : رضا اسماعیلی - محمد مستقیمی - نادر صهبا، 
برچسب ها : اشعار رضا اسماعیلی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


آورده است چشم سیاهت یقین به من
هم آفرین به چشم تو هم آفرین به من

من ناگزیر سوختنم  چون که زل زده ست
خورشید تیزچشم تو با ذره بین به من

ای قبله گاه ناز ! نمازت دراز باد !
سجاده ات شدم که بسایی جبین به من

بر سینه ام گذار سرت را که حس کنم
نازل شده ست سوره ای از کفر و دین به من

یاران راستین مرا می دهد نشان
این مارهای سرزده از آستین به من

تا دست من به حلقه ی زلفت مزین است
انگار داده است سلیمان نگین به من

محدوده ی قلمرو من چین  زلف توست
از عرش تا به فرش رسیده ست این به من

جغرافیای کوچک من بازوان توست
ای کاش تنگ تر شود این سرزمین به من

علیرضا بدیع





نوع مطلب : علیرضا بدیع، 
برچسب ها : اشعار علیرضا بدیع،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

روزگاریست که من معرکه دارش شده ام
مثل عیسی سند چوبه ی دارش شده ام

باورم کن که چنان عقربه ی خانه بدوش
پا به پای دل خود لحظه شمارش شده ام

هوس چیدن یک سیب پر از وسوسه است
باغ چشمت که هواخواه بهارش شده ام

میرسد تا به قفس های بلورین گناه
جاده ی سرد سکوتی که غبارش شده ام

انتظار و قفس این همه تکرار سکوت
سرنوشتی است که من سخت دچارش شده ام

امجد زمانی





نوع مطلب : امجد زمانی ـ محمدرضارستم پور - رضا لطفی زاده ، 
برچسب ها : اشعار امجد زمانی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای چشم تو از هر چه غزل گیراتر
لبخند تو از خنده ی گل زیباتر

در برکه ی آرام تو حتی مهتاب
صد بار ز خورشید شده والاتر

تو پنجره ی وا شده بر هر جنگل
تو قطره ی از شوق شده دریاتر

خوبان جهان آنچه تو داری دارند
در عشق ، تو از یک یکشان بالاتر

کورس احمدی





نوع مطلب : کورس احمدی - آصف فکرت - حامد آذری‌پور - قربان ولیئی، 
برچسب ها : اشعار کورس احمدی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها را
تا زودتر از واقعه گویم گله ها را

چون آینه پیش تو نشستم که ببینی
در من اثرِ سخت ترین زلزله ها را

پُر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست
از بس که گره زد به گره حوصله ها را

ما تلخیِ نه گفتنِ مان را که چشیدیم
وقت است که بنوشیم از این پس بله‌ها را

بگذار ببینیم بر این جغد نشسته
یک بارِ دگر پَر زدن چلچله ها را

یک بار هم ای عشقِ من از عقل مَیندیش
بگذار که دل حل بکند مسئله ها را

محمد علی بهمنی





نوع مطلب : محمد علی بهمنی، 
برچسب ها : اشعار محمد علی بهمنی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

یک شعر تازه دارم ، شعری برای دیوار
شعری برای بختک ، شعری برای آوار
 
تا این غبار می مرد ، یک بار تا همیشه
باید که می نوشتم ، شعری برای رگبار
 
این شهرواره زنده است ،‌اما بر آن مسلط
روحی شبیه چیزی ،‌ چیزی شبیه مردار
 
چیزی شبیه لعنت ،‌ چیزی شبیه نفرین
چیزی شبیه نکبت ،‌ چیزی شبیه ادبار
 
در بین خواب و مرداب ، چشم و دهان گشوده است
گمراهه های باطل ،‌بن بست های انکار
 
تا مرز بی نهایت ، تصویر خستگی را
تکرار می کنند این ،‌ ایینه های بیمار
 
عشقت هوای تازه است ، در این قفس که دارد
هر دفعه بوی تعلیق ، هر لحظه رنگ تکرار

از عشق اگر نگیرم ،‌ جان دوباره ،‌من نیز
حل می شوم در اینان این جِرم های بیزار
 
بوی تو دارد این باد ،‌وز هفت برج و بارو
خواهد گذشت تا من ، همچون نسیم عیّار

حسین منزوی





نوع مطلب : حسین منزوی، 
برچسب ها : اشعار حسین منزوی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من و دل آمده بودیم به مهمانی تو
هر دو لبریز غزل، غرق گل افشانی تو

دلکم عرض ادب کرد و همان گوشه نشست
من همه محو دل و، او همه حیرانی تو

شب شعری که به پا بود در آن صبح لطیف
برد ما را به تب خیس و غزلخوانی تو

من دچار تو شدم وقتی نگاهم کردی
دل گرفتار همان موسم بارانی تو

چشم تو خلوت خوبی است اگر بگذارند
من و دل زائر آن معبد روحانی تو

روزی سرشار تر از حس شکفتن در باد
روز آغاز من و خلوت عرفانی تو

آسمان نیز ورق خورد همان روز که باز
من و دل آمده بودیم به مهمانی تو





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

باد توفنده ی بنیان کنی و من کاهی
همه ی عمر بکش هر طرفم می خواهی

فاش کن راز مرا بر سر بازار جهان
ای که از درد دل بی خبرم آگاهی

پشت هر پنجره باشم نظرم خیره به توست
در نگاهم تو فقط منظره ی دلخواهی

ریسمان باز کن از پنجه ی دیوانگیم
کی به پایت برسد دست به این کوتاهی

سایه ام مانده کنارم فقط از آن همه باغ
بتکان شاخه ی تنهایی من را گاهی

ماه می بوسمت از دور چه می شد که شبی
بشنوی از لب من قصه ی خاطر خواهی

اعظم سعادتمند





نوع مطلب : پانته‌آ صفایی بروجنی - اعظم سعادتمند ، 
برچسب ها : اشعار اعظم سعادتمند،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تو هم اینقدر اگر بی کس و تنها باشی
در خودت می شکنی ، سخت فرو می پاشی

تا کمی فکر و خیال از سَر من دور شود
باز سرگرم شدم با غزل و نقاشی

تو ولی چهره ی طراحی من می گردی
باز در شعر تو مضمون غزل می باشی

همه ی روز فقط خوش گذرانی کردم
فکر کردن به تو یعنی خوشی و عیاشی

مثل من شاعر و در بند غزل خواهی شد
تو هم اینقدر اگر بی کس و تنها باشی

مهدی صادقی






نوع مطلب : كیومرث عباسی قصری-رضا وعیدی-مهدی صادقی، 
برچسب ها : اشعار مهدی صادقی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

نیست معلوم كه این عشق چه در سر دارد
دست بردار كه دست از سر من بردارد

چشم بر هم زدم ُ نیمه ای از عمر گذشت
حال چشم تو سر نیمه ی دیگر دارد

لبِ واكرده به لبخند مَبین، این زخم است
كه سپیدار تبر خورده به پیكر دارد

دست از دامن این باغچه بردار كه عشق
خرمنی دارد اگر از گل پرپر دارد

قدر یك جرعه به پیمانه اگر دارد مرگ
عشق بسیار از این دست به ساغر دارد

علی سعادت شایسته


 





نوع مطلب : علی سعادت شایسته - رضا عزیزی - مصطفی رستگاری ، 
برچسب ها : اشعار علی سعادت شایسته،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 6 )    ...   2   3   4   5   6   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony