غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

این که از عشق بگوییم،همین هم خوب است
که در این غربت دلگیر همین ، کم ، خوب است

که در این آینه ی کهنه ی دلگیر کدر
دیدن چهره ی یک مرد مصمم،خوب است

فرصت شادی کوتاه که بد نیست عزیز
خنده بر روی لبی گر چه که ، یک دم ، خوب است

لااقل دیدن یک چهره ی بی رنگ و ریا
در صف این همه ابلیس مجسم خوب است

گرچه این فرصت کوتاه تمام است ولی
باز هم آخر این قصه ی مبهم خوب است

لااقل عشق میان تن این شعر شکفت
این که از عشق بگوییم همین هم خوب است

امیر احسان دولت آبادی





نوع مطلب : امیراحسان دولت آبادی - بهرام محمود - حمید مبشر، 
برچسب ها : اشعار امیر احسان دولت آبادی،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

به عشق پاک تو سوگند می خورم آری
که بی تو می گذرد لحظه ها به دشواری

چقدر خسته و بی روح و زرد می گذرند
به پیش چشم من این روزهای تکراری

ببین چگونه زمین گیر گشته ام بی تو
ز بس می وزد از هر طرف گرفتاری

اسیر تیره شب بی پناهی و دردم
بدون تو منم و این کویر بیزاری

بیا مرا به نسیم تبسمی دریاب
تویی که از گل و عطر بهار سرشاری

تمام باغ دلم پر شکوفه خواهد شد
اگر که سبز نگاهت مرا کند یاری

و صادقانه بگویم قسم به چشمانت
هنوز هم به امید تو زنده ام اری





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

وقتی کسی را تا به این حد دوست داری
فرقی ندارد،خوب یا بد، دوست داری

شاید نخواهد باشی اما چاره ای نیست
حتی اگر اوهم نخواهد دوست داری

تردید داری: شاید او عاشق نباشد
هرچند قطعی یا مردد دوست داری

یک روز می افتی به حال من و آن روز
از تو نمی پرسد:
محمد! دوست داری؟

می گردد از تو، میرود سمت رقیبان
آهسته می گویی که:باشد...دوست داری

آن روز می فهمی که درد عاشقی چیست
آن روز می فهمی که شاید دوست داری


مصطفی توفیقی





نوع مطلب : مصطفی توفیقی - اردلان سرفراز - محسن مهرپرور، 
برچسب ها : اشعار مصطفی توفیقی،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

یاد آن سایه دلچسب سپیدار بخیر
یاد آن خاطره مانده به دیوار بخیر

یاد آن چاک گریبان که گواهش کردی
شام تنهایی و چاه و سر بازار بخیر

یاد فریاد انَاالحَقّ که ز دل بر می­خاست
نقش می شد به زمین از زبر دار بخیر

یاد آن شب که تنم ز آتش هجران می سوخت
و دل غمزده ای بود پرستار بخیر

یاد آن ساحت میخانه که از پرتو عشق
مست بودند شبی عابد و خمار بخیر

یاد آن گوهر اشکی که به دامن می ریخت
و شدش غربت یک عشق خریدار بخیر

یاد آن لحظه وصلی که شبی راز ز شوق
داشت با ماهرخی وعده دیدار بخیر


مهدی بهرامی





نوع مطلب : مهدی بهرامی - مرتضی عزیزیان - بهروز یاسمی - زبیر هجران قاسمزاده ، 
برچسب ها : اشعار مهدی بهرامی،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل این سقوط ناگذیر

آسمان بی هدف، بادهای بی طرف
ابرهای سربه راه، بیدهای سربه زیر

ای نظاره شگفت ای نگاه ناگهان
ای هماره در نظر ای هنوز بی نظیر

آیه آیه ات صریح سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط مثل سطری از کویر

مثل شعر ناگهان مثل گریه بی امان
مثل لحظه های وحی، اجتناب ناپذیر

ای مسافر غریب، در دیار خویشتن
با تو آشنا شدم با تو در همین مسیر

از کویر سوت و کور تا مرا صدا زدی
دیدمت ولی چه دور دیدمت ولی چه دیر

این تویی در آن طرف پشت میله ها رها
این منم در این طرف پشت میله ها اسیر

دست خسته مرا مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر، خسته ام از این کویر


قیصر امین پور





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گفتی که میبوسم تو را ، گفتم تمنا میکنم
گفتی اگر بیند کسی، گفتم که حاشا میکنم

گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب اید ز در
گفتم که با افسون گری،او را ز سر وا میکنم

گفتی که تلخی های می ، گر ناگوار افتد مرا
گفتم که با نوش لبم، آن را گوارا میکنم

گفتی چه میبینی بگو در چشمت چون ایینه ام
گفتم که من خود را در او، عریان تماشا میکنم

گفتی که از بی طاقتی، دل قصد یغما میکند
گفتم که با یغماگران، باری مدارا میکنم

گفتی که پیوند تو را با نقد هستی میخرم
گفتم که ارزانتر از این، من با تو سودا میکنم

گفتی اگر از کوی خود روزی ترا گویم برو
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا میکنم

گفتی اگر از پای خود، زنجیر عشقت وا کنم
گفتم ز تو دیوانه تر دانی که پیدا میکنم


سیمین بهبهانی





نوع مطلب : سیمین بهبهانی، 
برچسب ها : اشعار سیمین بهبهانی،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

نوشتم این غزل نغز با سواد دو دیده
که بلکه رام غزل گردی ای غزال رمیده

سیاهی شب هجر و امید صبح سعادت
سپید کرد مرا دیده تا دمید سپیده

ندیده خیر جوانی غم تو کرد مرا پیر
برو که پیر شوی ای جوان خیر ندیده

به اشک شوق رساندم ترا به این قد و اکنون
به دیگران رسدت میوه ای نهال رسیده

ز ماه شرح ملال تو پرسم ای مه بی مهر
شبی که ماه نماید ملول و رنگ پریده

بهار من تو هم از بلبلی حکایت من پرس
که از خزان گلشن خارها به دیده خلیده

به گردباد هم از من گرفته آتش شوقی
که خاک غم به سر افشان به کوه و دشت دویده

هوای پیرهن چاک آن پری است که ما را
کشد به حلقه دیوانگان جامه دریده

فلک به موی سپید و تن تکیده مرا خواست
که دوک و پنبه برازد به زال پشت خمیده

خبر ز داغ دل شهریار می شوی اما
در آن زمان که ز خاکش هزار لاله دمیده

شهریار





نوع مطلب : شهریار ، 
برچسب ها : اشعار شهریار،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


با دلم سر سخت شو ... تا می توانی سخت تر
می شود دل کندنم با مهربانی سخت تر

من که می دانم خدا بی آنکه مبعوثم کند
دائما می گیرد از من امتحانی سخت تر

زندگی را باختم در این قمار اما هنوز
حاضرم حتا بپردازم زیانی سخت تر

هیچ فکرش را نمی کردم که بعد از رفتنت
بگذرند این لحظه ها آنی به آنی سخت تر

سخت بار آورده این دنیا مرا اما چه سود
می شود جان کندنم با سخت جانی سخت تر

آه ! می آورد رستم هم در این پیکار کم
پیش پایش بود اگر هر بار خانی سخت تر


الهام دیداریان





نوع مطلب : الهام دیداریان - پریا کشفی -‌ راضیه‌ رجایی - صفیه بیات، 
برچسب ها : اشعار الهام دیداریان،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

باد خواهد برد عشقی را که من دارم به تو
بعد از این یک عمر بی مهری بدهکارم به تو

تو همیشه در پی آزار من بودی ولی
من دلم راضی نشد یک لحظه آزارم به تو

راست می گویم ولی حرف مرا باور مکن
این که ممکن نیست دل را باز بسپارم به تو

خوب می دانم برای من کسی مثل تو نیست
خوب می دانم که روزی باز ناچارم به تو

می روم شاید دلت روزی گرفتارم شود
می روم .... اما گرفتارم ... گرفتارم به تو


مهتاب یغما





نوع مطلب : مهتاب یغما - مریم سقلاطونی - شیوا فرازمند - نوشین داودی، 
برچسب ها : اشعار مهتاب یغما،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

امسال نیز در شب سرد تولدم
تنهاتر از همیشه خودم بودم و خودم

چشم انتظار آمدنت بی‌شمار بار
تا صبح پشت پنجره هی رفتم آمدم

شیرین من نیامدی اما و تلخ كرد
كام دقیقه‌ها را كیك تولدم

عصری كه آمدی به گمانم دوشنبه بود
عصری كه عاشقم شدی و عاشقت شدم

عصری كه خط نمی‌خورد از خواب‌های من
عصری كه تا هنوز از آن در نیامدم

در برف راه می‌روم انگار سردم است
انگار سال هاست كه در خویش یخ زدم

تو رفته‌ای و قصه به پایان رسیده است
بیچاره من!هنوز نشستم مرددم


مهرداد نصرتی





نوع مطلب : مهردادنصرتی - مهدی حمیدی شیرازی - میثم حمیدی، 
برچسب ها : اشعار مهرداد نصرتی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

هی ابر می‌شدم من و باران نمی‌گرفت
باید شروع می‌شد و پایان نمی‌گرفت

تصویر گیج زندگیِ با توام دریغ
از دور جلوه داشت ولی جان نمی‌گرفت

من ساده عاشقت شده بودم ولی چه سود
وقتی كه زندگی به من آسان نمی‌گرفت

بین من و تو فاصله انداخت عاقبت
تقدیر از من و تو كه فرمان نمی‌گرفت

كیفیت عبور تو از من....من از تو ....آه!
این گونه كاش سیر شتابان نمی گرفت

خشكید چشمه‌های امیدی كه داشتیم
باران نمی‌گرفت...نه، باران نمی‌گرفت

دنیا دلش شكست برای من و تو آه!
ما دلشكسته‌ها كه دعامان نمی‌گرفت

بی شك اگر كه میشیِ چشمت نبود عشق
در من هنوز هم سر و سامان نمی‌گرفت


مهرداد نصرتی





نوع مطلب : مهردادنصرتی - مهدی حمیدی شیرازی - میثم حمیدی، 
برچسب ها : اشعار مهرداد نصرتی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

جغرافیایِ چشم تو بی شک جهنم است
افتادنِ به دام تو صدبار هم ،کم است

پروانه دسته دسته زیاداست این زمان
آن چه که نیست شعله ی چشمان همدم است

زیباترین بهانه ی خود سوزی ِ منی
پر پر زدن درون نگاه تو مرهم است

وقتی که نیستی لب من وا نمی شود
هر روز هفته ام پر از اندوه و ماتم است
 
احساس می کنم که جهان تار می شود
دل مردگی درون نگاهم مجسم است

باید دوباره زجر کشید و سخن نگفت
این زندگیست ...یا که نه ...مرگی دمادم است

باید قبول کرد نباشی کنار من
دیوانگی نهایت امری مسلم است

سیبی بده درآخر این شعر دست من
یاغی شدن نشانه ی اولاد آدم است

سید مهدی نژادهاشمی م- شوریده

 





نوع مطلب : سید مهدی نژاد هاشمی - سید هادی هاشمی نژاد، 
برچسب ها : اشعار سید مهدی نژادهاشمی م- شوریده،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من به غیر تو نخواهم چه بدانی چه ندانی
از درت روی نتابم چه بخوانی چه برانی

دل من میل تو دارد چه بجویی چه نجویی
دیده ام جای تو باشد چه بمانی چه نمانی

من که بیمار تو هستم چه بپرسی چه نپرسی
جان به راه تو سپارم چه بدانی چه ندانی

ایستادم به ارادت چه بود گر بنشینی
بوسه ای بر لب عاشق چه شود گر بنشانی

می توانی به همه عمر دلم را بفریبی
ور بکوشی ز دل من بگریزی نتوانی

دل من سوی تو آید بزنی یا بپذیری
بوسه ات جان بفزاید بدهی یا بستانی

جانی از بهر تو دارم چه بخواهی چه نخواهی
شعرم آهنگ تو دارد چه بخوانی چه نخوانی


مهدی سهیلی





نوع مطلب : مهدی سهیلی، 
برچسب ها : اشعار مهدی سهیلی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنم
ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم

نیست از هیچ طرف راهِ برون شد زشبم
زلف افشان تو گردیده حصارم چه کنم

از ازل ایل وتبارم همه عاشق بودند
سخت دلبسته ی این ایل وتبارم چه کنم

من کزین فاصله غارت شده ی چشم تو ام
چون به دیدار تو افتد سرو کارم چه کنم

یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است
میله های قفسم را نشمارم چه کنم؟!


سید حسن حسینی





نوع مطلب : سیدحسن حسینی - سیدمحمد حسینی - سیداحمد حسینی، 
برچسب ها : اشعار سید حسن حسینی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

همه دردم ،بیا درمان من باش
به یاد دیده ی گریان من باش

تو که مهر زمینی،ماه من شو
تو که روح جهانی،جان من باش

گلستانی که می دیدی،خزان شد
بهارم کن،گل خندان من باش

نگه کن بی سروسامانی ام را
سرانجامم شو و سامان من باش

چو رفتی،ظلمت شب ها مرا کشت
بیا،باز اختر تابان من باش

مکن از چشم گریانم جدایی
چو اشکی بر سر مژگان من باش

اگر شعر مرا جاوید خواهی
بیا شیرازه ی دیوان من باش


مهدی سهیلی





نوع مطلب : مهدی سهیلی، 
برچسب ها : اشعار مهدی سهیلی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

آشفته دلان را هوس خواب نباشد
شوری که به دریاست،به مرداب نباشد

هرگز مژه بر هم ننهد عاشق صادق
آن را که به دل عشق بود،خواب نباشد

در پیش قدت کیست که از پا ننشیند
یا زلف تو را بیند و بی تاب نباشد؟

چشمان تو در آینه ی اشک،چه زیباست
نرگس شود افسرده،چو در آب نباشد

گفتم:شب مهتاب بیا،نازکنان،گفت
آنجا که منم،حاجت مهتاب نباشد


مهدی سهیلی





نوع مطلب : مهدی سهیلی، 
برچسب ها : اشعار مهدی سهیلی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

در دل سنگ دلبران ، ناله اثر نمی کند
چاره ی داغ هجر را، دیده ی تر نمی کند

بسکه گرفتم ابر غم، روزنه ی بهار را
چلچله ای ز بام ما، میل گذر نمی کند

راه دراز، پیش رو، بار گناه، پشت سر
فکر سفر نمی کنی، مرگ خبر نمی کند

خفته به خاک تیره بین خیل دلاوران ولی
یک تن از این تهمتنان، سینه سپر نمی کند

بیهده بر درندگان، نسبت شر چه می دهی؟
کاین همه فتنه در جهان، غیر بشر نمی کند

یوسف مصر را بگو:سکه به نام خود مزن
هر پسری عزیز شد یاد پدر نمی کند

ناله ی آتشین من، شعله به جان شب زند
کانچه به عمر کرده ام، مرغ سحر نمی کند

سرزنشم مکن اگر از همه پا کشیده ام
طبع لطیف آدمی با همه سر نمی کند


مهدی سهیلی





نوع مطلب : مهدی سهیلی، 
برچسب ها : اشعار مهدی سهیلی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

در تنور عاشقی سردی مكن
در مقام عشق ، نامردی مكن

لاف مردی می‌زنی! مردانه باش
در مسیر عاشقی ، افسانه باش

دین نداری ، مردمی آزاده باش
هر چه بالا می‌روی ، افتاده باش

در پناه دین ، دكان‌داری مكن
چون به خلوت می‌روی ، كاری مكن

عشق یعنی ظاهر باطن نما
باطنی آكنده از نور خدا

عشق یعنی عارف ِ بی خرقه‌ای
عشق یعنی بنده‌ی بی فِرقه‌ای

عشق یعنی آن‌چنان در نیستی
تا كه معشوقت نداند كیستی

عشق یعنی ذهن زیباآفرین
آسمانی كردن ِ روی زمین

عشق گوید مست شو گر عاقلی
از شراب غیر انگوری ولی

هر كه با عشق آشنا شد ، مست شد
وارد یک راه بی بن‌بست شد

كاش در جامم شراب ِ عشق باد
خانه‌ی جانم خراب ِ عشق باد

هر كجا عشق آید و ساكن شود
هر چه ناممكن بوَد ، ممكن شود

در جهان هر كار خوب و ماندنی‌ست
ردّپای عشق در او دیدنی‌ست

شعرهای خوب ِ دیوان جهان
سِرّ عشق است و سرود عاشقان

« سالک آری ... ؛ عشق رمزی در دلست
شرح و وصف ِ عشق كاری مشكل است

عشق یعنی شور هستی در كلام
عشق یعنی شعر ، مستی ، والسلام

مجتبی‌ كاشانی‌





نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار مجتبی‌ كاشانی‌،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 


پابند کفشهای سیاه سفر نشو
یا دست کم بخاط من دیرتر برو

دارم نگاه می کنم و حرص می خورم
امشب قشنگ تر شده ای ، بیشتر نشو

کاری نکن که بشکنی ...اما شکسته ای
حالا شکستنی ترم از شاخه های مو

موضوع را عوض بکنیم از خودت بگو
به به مبارک است :دل خوش ، لباس نو

دارند سور وسات عروسی می آورند
از کوچه های سرد به آغوش گرم تو

هی پا به پا نکن که بگویم سفر به خیر
مجبور نیستی بمانی ... ولی نرو

مهدی فرجی 





نوع مطلب : مهدی فرجی، 
برچسب ها : اشعار مهدی فرجی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


دنبال من نیا برو من راه را بلد ...
بغضی شکسته شد که...تو را سیل می برد

از خواب می پرم که به تو...نه نمی شود
افتاده روی تخت کسی مثل من جسد

تصویر عاشقانه ی تو، بهت آسمان
دریای چشمهای من و ماه، جزر و مد

من مرده می شوم که ....{نفس می کشد هنوز}
این لعنتی که...{قلب؟}...به من فکر....{می تپد}

باغ پدر بزرگ تو را قاب کرده بود
خنده, پرنده, سیب ,غزل, ماه در سبد

در ناگهان ِ ثانیه از راه آمدی
پایان ِ لحظه های کدر، روزهای بد

دارم شبیه عکس خودم خاک می خورم
این دور وبر صدا به صدا ..نه نمی رسد

تقدیر من! ستاره ی من ! آسمان من!
خوابیده ای کجای دل خاک تا ابد؟

دارم پرنده می شوم احساس می کنم
دارد هوا مساعد پرواز می شود

انگار پیش و پس شده جم جمله من....شما
آهسته تر ...که زیر...دلم...دست...پا...لگد


رضا عابدین زاده





نوع مطلب : رضا عابدین زاده-حافظ ایمانی-سعید موحدی نیا، 
برچسب ها : اشعار رضا عابدین زاده،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو