تبلیغات
غزلخانه - مطالب شهریور 1390
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

جا می کنی خودت را در مغز استخوانم
طوری که با تو هستم، بی تو نمی توانم

من با خودم غریبم نامم فریب ِ محض است
لفظ قدیم پاییز ، سبزی پر از خزانم

معنای تازه ای در ، پس کوچه های دستت
می گیرم و کنارت درگیر ِ امتحانم

یک اضطراب بی میل می خواندم که "برگرد"
من پای رفتنم نیست تو وصله ای به جانم

در این دو راهی ِ عشق ، بین تو و رهایی
دل را زدم به دریا چون با تو در امانم

سردی بهانه ای بود از ترس ِ بی تو بودن
من با تو داغ ِ داغم ، من با تو می توانم


بهاره عامل نوغانی





نوع مطلب : لیلاعبدی ـ بهاره عامل نوغانی-حمیده سادات غفوریان ، 
برچسب ها : اشعار بهاره عامل نوغانی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 31 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


می ترسم از صدا که صدا عاشقت بشود
این سوت کوچه گرد رها عاشقت بشود

گفتم به باد بگویم تو را ...نه...ترسیدم
این گردباد سر به هوا عاشقت بشود

پوشیده ای سفید،کجا سبز من؟ نکند
نار و ترنج باغ صفا عاشقت بشود

بگذار دل به دل غنچه ها ولی نگذار
پروانه های خانه ما عاشقت بشود

حالا تو گوش کن به غمم شهربانو تا
در قصه هام شاه و گدا عاشقت بشود

بالا نگاه نکن آفتاب لایق نیست
می ترسم آن بلند بالا عاشقت بشود

مال منی تو،چنان مال من که می ترسم
حتی خدا نکرده خدا عاشقت بشود

خورشید قصه ی مادر بزرگ یادت هست؟
خورشیدمی تو ،ماه چرا عاشقت بشود

وقتی نشسته اینهمه خاکی به پای غمت
باز این گدای بی سر و پا عاشقت بشود؟

عمری است گوش به زنگم، چرا؟...که نگذارم
حتی درنگ ثانیه ها عاشقت بشود

محمد حسین بهرامیان





نوع مطلب : بهادریگانه - محمدحسین بهرامیان - مجتبی كریمی ، 
برچسب ها : اشعار محمدحسین بهرامیان،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

قرآن به سر گرفتم و گفتم: سلام عشق!
یعنی به جز حریم تو بر من حرام عشق

با خون وضو بگیر و دو رکعت غزل بخوان
آن دم که اذن می دهد از روی بام عشق

ترسم که در سماع کشانم قنوت را
وقتی که قبله گاه تو باشی، امام عشق

از رکعت نخست در افتاده ام به شک
در سجده کفر گفته ام و در قیام عشق

سی پاره ی حضور مرا چله بست شو
قرآن به سر بگیر و بگو: والسلام عشق

علیرضا بدیع





نوع مطلب : علیرضا بدیع، 
برچسب ها : اشعار علیرضا بدیع،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چندان که تو از من ، من از این زندگی سیرم
تنها امید زندگیم این است: ... می میرم

دل گیر از انسان ها ، سرازیرِ خیابان ها
من شکل امروزینِ اندوهِ اساطیرم

هم از زمین رانده هم از پرواز جا مانده
فوٌاره ای هستم که تردید است تقدیرم

تا سنگ دل بودم به روی قلٌه جایم بود
اینک که رودی گشته ام جوشان ، سرازیرم

ای کاش گنجشکی ، کلاغی ، سهره ای بودم
من غصٌه ام این است : شاهینی زمین گیرم...


محمد مهدی سیار





نوع مطلب : محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد مهدی سیار،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تکـه یخی که عـاشـق ابــر ِ عـذاب می شود
سر قـرار عـاشـقی همیـشـه آب می شود

به چشم فرش زیـر پـا سقف که مبتلا شود
روز وصـالشان کسی خانه خـراب می شود

کـنـار قـله های غـم ، مخوان برای سـنـگ ها
کوه که بغض می کند سنگ ، مذاب می شود

بـاغ پر از گُلی که شب نظر به آسـمـان کند
صبح به دیگ می رود ؛ غنچه گلاب می شود

چه کـرده ای تـو بـا دلم که از تو پیش دیگران
گلایه هم که می کنم شعر حساب می شود


کاظم بهمنی





نوع مطلب : کاظم بهمنی ، 
برچسب ها : اشعار کاظم بهمنی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تو نیستی و این در و دیوار هیچ‌وقت...
غیر از تو، من به هیچ کس انگار هیچ‌وقت...

اینجا دلم برای تو هی شور می‌زند
از خود مواظبت کن و نگذار هیچ‌وقت...

اخبار گفت شهر شما امن و راحت است
من باورم نمی‌شود اخبار هیچ‌وقت...

حیفند روزهای جوانی نمی‌شوند
این روزها دومرتبه تکرار، هیچ‌وقت

من نیستم بیا و فراموش کن مرا
کی بوده‌ام برات سزاوار؟ هیچ‌وقت!

بگذار من شکسته شَوَم تو صبور باش
جوری بمان همیشه که انگار هیچ‌وقت...

مرحومه نجمه زارع





نوع مطلب : نجمه زارع - صنم میرزازاده نافع - سمیرا یحیی پور، 
برچسب ها : اشعار مرحومه نجمه زارع،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

 

مَپرس ازتب وتابم، به جانِ دلتنگی
خزان وزیده به جانم ، خزانِ دلتنگی 

هوایِ خاطرم ابری ترازهوایِ ملال
دلـم  گــرفـته تـراز آسـمانِ  دلتنــگی

کیم؟ تکیده دو تاری به طاقِ تنهـایی 
خـرابِ زخـمه وشـورِ بنـانِ دلتنـگی 

شبیهِ شعله یِ فانوسِ روبه خاموشی 
نشـسته ام بـه حبـاب آشیـانِ دلتنـگی 

به ارتفاعِ سقوطم رسیده ام، ای ماه
به پایِ حـوصله، ازنـردبـانِ دلتنگی 

بیا بهانه یِ شعرم! هلا! غـزل بانو
دلم گرفت ازاین نوحه خوانِ دلتنگی 

بیا وتلخ نکن کامِ ما، یک امشب را 
به تلخِ تلـخ تراز شـوکــرانِ دلتنگی 

غریبگی نکن امشب،بیا دمی بنشین 
توهم که مثلِ منِ غم تـرانه  دلتنگی

*     *     * 
خوش آمدی غزلم!هم پیاله!بسم الله
هنوزمانده سه چاراستکانِ دلتنگی 
    

حسن نصــر ( سـیاووش )

 





نوع مطلب : علی سهامی-حسن نصر-سعید سلیمان پور ارومی، 
برچسب ها : اشعار حسن نصــر ( سـیاووش )،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تو مثل حادثه ی عشق ناگهان و زیبایی
شبیه صبح گل سرخ دلفریب و رویایی

تو نا گهانگی شعر را سبب هستی
دلیل عصمت این واژه های شیدایی

دوباره پلک غزل می پرد خمار آلود
دوباره دست دلم را بگیر دریایی !

بگیر و از عطش چشم خود شرابم ده
مرا که سهم توام یادگار تنهایی

تو سر نوشت منی ای سرشته با غزلم!
که بیت بیت مرا کرده ای فریبایی

به جرعه جرعه ی چشمت که تشنه خواهد ماند
تمام دفتر من بی تو ای مسیحایی


رضا قریشی نژاد





نوع مطلب : مهدی عابدی ـ رضا قریشی نژاد - اصغر اکبری، 
برچسب ها : اشعار رضا قریشی نژاد،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

مرداب گونه ام ، و تو نیلوفری هنوز
ها. . . بی بهانه در غزلم می پری هنوز

اینجا ترانه مُرده گلم! ، مانده ام چرا
در شوره زار عاطفه ، رنگین تری هنوز ؟

در یادها و خاطره ها رفته ای ، ولی
بیچاره عشق ، مانده به خوش باوری هنوز

کالای سرد ِ « فاصله بازار » در رکود
تنها تویی که شعر مرا میخری هنوز

سهمم همیشه گریه شده ست از نبودنت
ای باغ ِ خنده ها! که دلم می بری هنوز

با عشق ها ، مسافر شهر غزل شدم
احساس شاعرانه! که در دفتری هنوز ...

خالی تر از همیشه لبم از تو پر شده ست
چون « بوسه های وسوسه در بستر » ی هنوز

بر این همه ترانه ، خدا هم نظر نکرد
آه! ای نهال غصّه! چه بارآوری هنوز


ابراهیم ققنوس





نوع مطلب : حمیدرضاحامدی - ابراهیم ک.ص (ققنوس) - فرخ عقیلی، 
برچسب ها : اشعار ابراهیم ققنوس،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 29 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من به بعضی چهره ها چون زود عادت می کنم
پـیـششـان سـر بـر نمی آرم ، رعایت می کنم

همچـنـانکـه بـرگ خـشـکـیده نمـاند بـر درخـت
مـایـه ی رنـج تـو بـاشـم رفـع زحمـت می کنم

این دهـــــان بـاز و چـشم بی تحرک را ببخش
آنـقــدر جــذابـیـت داری کـه حـیـرت می کـنـم

کـم اگـر با دوسـتـانم می نشینم جـرم تـوست
هر کسی را دوست دارم در تـو رویـت می کنم

فکر کردی چیست مـوزون می کند شعـر مـرا؟
در قــدم بـرداشــتـن هـای ِ تـو دقـت می کـنم

یـک ســلامـم را اگـر پـاسـخ بـگـویی مـی روم
لـذتـش را بـا تـمـام شـهــر قـسـمـت می کنم

ترک ِ افـیـونی شبیه تو اگـر چه مشـکـل اسـت
روی دوش دیــگـــران یـک روز تـرکـت می کـنـم

تـوی دنـیـا هـم نـشـد بـرزخ کـه پـیـدا کـردمـت
می نـشیـنم تـا قـیامـت بـا تـو صحبت می کنم

کاظم بهمنی





نوع مطلب : کاظم بهمنی ، 
برچسب ها : اشعار کاظم بهمنی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 28 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

امشب كه تو به رسم همیشه غزل شدی
با بوسه بوسه ات غزلی مبتذل شدی

زیباتر از همیشه شدم ، « مشتری » شوی
هی « زهره »! باز هاله تنیدی ، « زحل » شدی !؟

هفتاد سال نوری از اینجا . . .! ، تویی كه به
پر سوترین ستاره ی دنیا بدل شدی ؟

حالا سیاهچاله شدم بی مدارتان
افتاده در دلم ، كه تو هم بی محل شدی

وقتی كه ماه ، قافیه ها را ربود و بُرد
بیش از تمام فاجعه ها محتمل شدی

رفتی به كهكشان غزل های دور دور
در فصل های فاصله ضرب المثل شدی

هی با مرور خاطره ها عاشقت شدم
امشب كه تو به رسم همیشه غزل شدی


ابراهیم ققنوس





نوع مطلب : حمیدرضاحامدی - ابراهیم ک.ص (ققنوس) - فرخ عقیلی، 
برچسب ها : اشعار ابراهیم ققنوس،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 28 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

این روسری آشفته ی یک موی بلند است
آشفتگی موی تو دیوانه کننده ست
 
بالقوّه سپید است زن اما زن این شعر
موزون و مخیّل شده و قافیه مند است
 
در فوج مدلهای مدرنیته هنوز او
ابروش کمان دارد و گیسوش کمند است
 
پرواز تماشایی موهای رهایش
تصویرِ رهاکردن یک دسته پرنده ست
 
دل غرق نگاهیست که مابینِ دو پلکش
یک قهوه ای سوخته ی خیره کننده ست
 
با اخم به تشخیصِ پزشکان سرطان زاست
خندیدن او عامل بیماری قند است
 
تصویر دلش با کمک چشمِ مسلّح
انگار که سنگی تهِ شیئی شکننده ست

شاید به صنوبر نرسد قامتش امّا
نسبت به میانگین همین دوره بلند است

ماه است و بعید است که خورشید نداند
میزان حضور و حذرش چند به چند است
 

 صالح دروند





نوع مطلب : صادق فقانی ـ صالح دروند - حامد امامیه - علی محمد محمدی ، 
برچسب ها : اشعار صالح دروند،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 28 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


یقین دارم تو هم من را تجسم می کنی گاهی
به خلوت با خیال من تکلم می کنی گاهی

هر آن لحظه که پیدا می شوی از دور مثل من
به ناگه دست و پای خویش را گم می کنی گاهی

چنان دریا ، نا آرام و توفانی تو روحم را
اسیر موجهای پر تلاطم می کنی گاهی

دلم پر می شود از اشتیاق و خواهشی شیرین
در آن لحظه که نامم را ترنم می کنی گاهی

همه شعر و غزلهای پر احساس مرا با شوق
تو می خواهی و زیر لب تبسم می کنی گاهی

تو هم مانند من لبریزی از شور جنون عشق
یقین دارم تو هم من را تجسم می کنی گاهی





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
جمعه 25 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


من به هم صحبتیِ آینه عادت دارم
مثلِ جاری شدنِ چشمه اصالت دارم

ازتب آلوده ترین قلّه یِ عشق آمده ام
من که با چشمه یِ خورشید رقابت دارم

مثلِ آتشکده ای پشتِ غبارِ تاریخ
با تبِ آتشِ زرتشت قرابت دارم

گرچه آلوده یِ دنیایِ فریبم، امّا
سینه ای پاک به پهنایِ صداقت دارم

وقتی ازچهچهه یِ چلچله ها سرشارم
به غزل گریه ی احساس چه حاجت دارم

آن قدراز«تپشِ پنجره ها» سرشارم
که نگاهی به بلندایِ نجابت دارم

دست هایِ من اگر عاطفه رامی فهمند
با کسی سبزتر از عشق رفاقت دارم


حسن نصر(سیاووش)





نوع مطلب : علی سهامی-حسن نصر-سعید سلیمان پور ارومی، 
برچسب ها : اشعار حسن نصر(سیاووش)،
لینک های مرتبط :
جمعه 25 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

وقتی که نیستی دل من پیر می شود
حتی هوای عشق زمین گیر می شود

پشت غرور كهنه ای این شهر بی غزل
چشمی به جرم عشق تو زنجیر می شود

یك حس عاشقانه مرا كشف می كند
حسی كه پیش پای تو تعبیر می شود

اقرار می كنم كه به گردت نمی رسم
از بس شمیم فاصله تكثیر می شود

شاید كه رنگ سوء تفاهم گرفته ام
گاهی دلم از آیینه هم سیر می شود

امشب به خلوت دل بارانی ام بیا
فردا كه استخاره كنی دیر می شود


سیما قدرتی





نوع مطلب : ساحل صالحی ـ سیما قدرتی - رویا باقری - سمانه مصدق، 
برچسب ها : اشعار سیما قدرتی،
لینک های مرتبط :
جمعه 25 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ستاره ای شده ام  غرق  آسمان دلت
که راه عشق کشاندم به کهکشان دلت

پریده ام همه ی انتظار عالم را
به سمت روشن آرام آشیان دلت

مرا به سفره ای از شعر و شور مهمان کن
هزار قصه بگو با من از زبان دلت

تمام خستگی ام را به دست جاده بده
مرا همیشه نگه دار در امان دلت

مرا که ماهی تُنگ بلور عشق تو ام
سپرده هستی خود را به بیکران دلت

تو در منی و من از تو که صبح روز ازل
خدا به پیکر خاکم دمیده جان دلت

رهاتر از تو من و بی نشان تر از من، تو
دو قطب حادثه سازیم در جهان دلت

مسافر همه ی عصرهای تاریخ ایم
رسیده ایم به یک نقطه … در زمان دلت
 

پریا کشفی





نوع مطلب : الهام دیداریان - پریا کشفی -‌ راضیه‌ رجایی - صفیه بیات، 
برچسب ها : اشعار پریا کشفی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 


گفتم که بازیگر مشو بازیگری سخت است
گفتی دکان‌داری کنم؟ بی مشتری؟ سخت است

در مذهب توفان مگر جز نوح باید بود؟
کشتی بساز از چوب اگر آهنگری سخت است

وقتی سلیمان با شیاطین ماجرا دارد
با ما نگه داری از این انگشتری سخت است

گفتم برآتش می روم رنگی بزن بر دل
گفتی که نارنجی زدم خاکستری سخت است

یک پرده بالاتر بخوان در گوشه های اشک
دیدی که بی آهنگ غم، خنیاگری سخت است

ترجیح می دادم تو را در قصه می دیدم
در واقعیت دیدن جادو گری سخت است

گفتی چه سهل و ممتنع مضمون دل بستی
با قصه های دل ولیکن شاعری سخت است

یک کوزه سرشار از عسل بر دوش می آمد
با تلخی ساقی و شیرین شکری؟ سخت است

طرح قدیم عشق را بر سکه ها می زد
با طرح نو طرز قدیم شاعری سخت است

گفتم دروغ تازه ای باور نکردی تو
گفتم که در دوران بد بی باوری سخت است

این جا نمی دانم چرا باران نمی آید؟
نوشیدن از سرچشمه های کوثری سخت است

افسانه پردازی نکردم با تو اما تو
گفتی که از آدم بگو جن و پری سخت است

 گفتم که بنویسم تو را خون شد دل دفتر
گفتی برای این قلم بی جوهری سخت است

از تلخی دوران سخن گفتم فقط با تو
اما سخن گفتن از آن با دیگری سخت است

مضمون غم را می توان از خون دل بستن
با این تپیدن ها ولی نوآوری سخت است

شیرین نمی شد بود اگر، در کار لیلی باش
فرهاد را از بیستون یادآوری، سخت است

گفتم به دریا می رسی آرام و ساکت باش
شرح تبسم های آن دریاپری سخت است

دل بد مکن تا بگذریم از وحشت محشر
در وحشت محشر زدل تا بگذری سخت است

دنیا پر است از صورت انسان بدان این را
بر سیرت شیطان چنین صورت گری سخت است

پوشیده می آید زمین در باور خورشید
در مکتب آیینه شرح کافری سخت است

ما باخداوندان کوچک زندگی کردیم
با این خداوندان کوچک سروری سخت است

از کودکی با ما سر نامهربانی داشت
نامادری را شیوه های مادری سخت است


سودابه امینی





نوع مطلب : صدیقه اسلامی - سودابه امینی - شیدا شیرزاد - آمنه دولت آبادی، 
برچسب ها : اشعار سودابه امینی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چگونه شرح دهم بت پرست یعنی چه؟
کسی که دل به تو یک عمر بست یعنی چه؟

برای لحظه ی اول که دیدمت ناگاه
نخورده تجربه کردم که مست یعنی چه؟

گذشتی و نگذشتم که خاطرت باشد
کسی که پای دلش مانده است یعنی چه؟
 
گلایه می کند از گریه ام خدا اما
زمین نخورده بفهمد شکست یعنی چه؟

تو را که ترک کنم تازه بعد می فهمی
که انتقام من و ضرب شصت یعنی چه؟


الهام دیداریان


 





نوع مطلب : الهام دیداریان - پریا کشفی -‌ راضیه‌ رجایی - صفیه بیات، 
برچسب ها : اشعار الهام دیداریان،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


تو مهربانتر از آنی که فکر می کردم
درست مثل همانی که فکر می کردم

شبیه ... ساده بگویم کسی شبیهت نیست
هنوز هم تو چنانی که فکر می کردم

تو جان شعر منی و جهان چشمانم
مباد بی تو جهانی که فکر می کردم

تمام دلخوشی لحظه های من از توست
تو آن آن زمانی که فکر می کردم

درست مثل همانی که در پی ات بودم
درست مثل همانی که فکر می کردم


مریم سقلاطونی





نوع مطلب : مهتاب یغما - مریم سقلاطونی - شیوا فرازمند - نوشین داودی، 
برچسب ها : اشعار مریم سقلاطونی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

به دریا می زنم! شاید به سوی ساحلی دیگر
مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر

من از روزی که دل بستم به چشمان تو می دیدم
که چشمان تو می افتد به دنبال دلی دیگر


به هر کس دل ببندم بعد از این خود نیز میدانم
به جز اندوه دل کندن ندارد حاصلی دیگر

من از آغاز در خاکم نَمی از عشق می بینم
مرا می ساختند ای کاش ، از آب و گِلی دیگر

طوافم لحظه ی دیدار چشمان تو باطل شد
من اما همچنان در فکر دور باطلی دیگر

به دنبال کسی جا مانده از پرواز می گردم
مگر بیدار سازد غافلی را ، غافلی دیگر

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony