غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

آه! ای ابر بهاری مویه کن
روح تبدار مرا پاشویه کن

این گران باری که بر دل می‌برم
هم تو میدانی چه مشکل می‌برم

هستی‌ام در پای آن سرمست رفت
آه! ای یاران دلم از دست رفت

انتهای هر چه رسوایی منم
عاشق شبهای تنهایی منم

بارها با لاله صحبت کرده‌ام
بار‌ها با ماه خلوت کرده‌ام  

فکر من از آسمان ، آبی تر است
روح من با عشق عنابی تر است

من سر هر کوچه یا هو می‌زدم
پیش پای عشق زانو می‌زدم

آه ! آه ! ای شاعران نسترن
گل به گل داغ است کتف شعر من

با جدایی خو گرفتن مشکل است
از شقایق رو گرفتن مشکل است

او شبی آمد... مرا ویرانه کرد
او مرا یک باغ بی‌پروانه کرد

شوخ چشمست و دلم در بند اوست
هر چه هست از چشم پر نیرنگ اوست

دل مرید کیش اشراقیش شد
دل اسیر ایها الساقیش شد

او که خویشاوند نزدیک گل است
شرح احساسات سبز بلبل است

او که با آیینه ها مانوس بود
چشم او یک کاسه اقیانوس بود

در نگاهش آسمانی راز داشت
کهکشان در کهکشان اعجاز داشت

آمد از نُه توی جنگلهای راز
آمد از آنسوی پرچین نیاز

آمد از دردش پُرم کرد و گذشت
در وفا سیلی خورم کرد و گذشت

مثل شمع بزمی آبم کرد و رفت
عشوه‌ای کرد و خرابم کرد و رفت

این هم از یک عمر مستی کردنم
سالها شبنم پرستی کردنم

آی دل ... زهر جدایی را بخور
چوب عمری بی‌وفایی را بخور

آی دل ... دیدی که ماتت کرد و رفت
خنده‌ای بر خاطراتت کرد و رفت

من که گفتم این بهار افسرده نیست
من که گفتم این پرستو مرده نیست

وه ... عجب کاری به دستم داد دل
هم شکست و هم شکستم داد دل





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بریده از دقایقم ، غزل سرای غصه ها
نگاه دل به سوی تو ، نگاه تو به نا کجا

سلول کوچکی شده ، بدون تو جهان من
نمی توان نفس کشید ، درین کسالت هوا

درین تهاجم کویر ، شدی تو سایبان دل
و قطره قطره خشک شد ، طراوت دقیقه ها

چه بی بهانه آمدی ، سعادتم رقم زدی
در ابتدای فصل عشق ، بگو غریبگی چرا ؟

شدی از عشق دلزده؟ چه بر سر تو آمده
که من غریبه ای شدم ، غریبه، یار و آشنا

به هر کجا که می روی، رفیق هر که می شوی
خدا کند به میل تو ، شود تمام ماجرا

نیا دگر که بعد از این ، پس از غروب نبض عشق
به روی دوش می کشی، جنازه ی دل مرا


یزدان صلاحی





نوع مطلب : یزدان صلاحی ـ حاتم نیک یار - احسان رشیدی - احمد عزیزی، 
برچسب ها : اشعار یزدان صلاحی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گاهی از غصّه ی یک فاجعه دلگیر ترم
گاهی از گریه ی پاییز سرازیر ترم

خسته ام خسته تر از دغدغه های شب و روز
از سفید عبث موی دلم پیر ترم

کارم از غصه ی بی پایه و ناچیز گذشت
گاهی از آه فلک نیز فرا گیرترم

دزد دوران نفس تازه ی دل برده کنون
از صدای بم یک بغض نهان زیر ترم

بخت از زودترین لحظه به من پشت نمود
من به اجبار قضا از همگان دیر ترم

خاک خشکیده شده قلب من اما در چشم
دائم از سیلی و بی مهری تقدیر، ترم





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم
گرچه میدانم كه عمری در غریبی زیستم

مثل رودی بستر این خاك را طی كرده ام
تا بفهمم عاقبت در جستجوی چیستم

در عبور از لحظه ها بر روی پای اشتیاق
لب شكست از خشكی اما همچنان می ایستم

دستهایت برگهای عمر سبزم را ربود
گرچه اینجا هستم اما در حقیقت نیستم

ای فریماه شب تاریک من یاریم كن
تا بدانم سایه گمگشته ای از كیستم





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

کاش در دهکده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی یود

کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب
روی شفاف تزین خاطره مهمانی بود
 
کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد
قرض می داد به ما هرچه پریشانی بود
 
کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم
رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود
 
مثل حافظ که پر از معجزه و الهامست
کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود
 
چه قدر شعر نوشتیم برای باران
غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود

کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها
دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود
 
کاش دل ها پر افسانه ی نیما می شد
و به یادش همه شب ماه چراغانی بود

کاش اسم همه دخترکان اینجا
نام گلهای پر از شبنم ایرانی بود
 
کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر
غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود
 
کاش دنیای دل ما شبی از این شبها
غرق هر چیز که می خواهی و می دانی بود

دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
راز این شعر همین مصرع پایانی بود
 
مریم حیدرزاده





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
 
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف
تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست


مریم حیدرزاده 





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای علت قشنگی رویا و خواب من
تنها دلیل گل شدن اضطراب من

ای راه حل ساده ی جبران تشنگی
فواره ی نگاه قشنگ تو آب من

رفتی چه قدر ساده دل آسمان شکست
در عکس مهربان تو در کنج قاب من

باران چه قدر حرف تو را گوش می کند
می بارد آن قدر که نیایی به خواب من

گرچه نگاه عاشق تو هیچ کم نکرد
از اوج دل ندادن تو یا عذاب من

اما دل شکسته ی من باز هم نوشت
صد آفرین به چشم تو و انتخاب من

مریم حیدرزاده 





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

حدس می زنم شبی مرا جواب میکنی
و قصر کوچک دل مرا خراب میکنی
 
سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای
ولی برای رفتنت عجب شتاب میکنی
 
من از کنار پنجره تو را نگاه میکنم
و تو به نامدیگری مرا خطاب می کنی

چه ساده در ازای یک نگاه پاک و ماندنی
هزار مرتبه مرا ز خجلت آب میکنی

به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام
تو کمتر از غریبه ای مرا حساب میکنی
 
و کاش گفته بودی از همان نگاه اولت
که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی


مریم حیدرزاده 





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد
چه نکوتر آنکه مرغــی ز قفـس پریده باشد

پـر و بـال ما بریدند و در قفـس گشـودند
چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد

من از آن یکی گـزیدم که بجـز یکـی ندیدم
که میان جمله خوبان به صفت گزیده باشد

عجب از حبیـبم آید که ملول می نماید
نکند که از رقیبان سـخنی شـنیده باشد

اگر از کسی رسیده است به ما بدی بماند
به کسی مبـاد از ما که بدی رسـیده باشد

صادق سرمد





نوع مطلب : صادق سرمد - محمدحسن اسفندیارپور - حمید خصلتی، 
برچسب ها : اشعار صادق سرمد،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


یک نفر آمد قرارم را گرفت
برگ و بار و شاخسارم را گرفت

چهار فصل من بهاران بود ، حیف
باد پائیزی بهارم را گرفت

اعتباری داشتم در پیش عشق
با نگاهی ، اعتبارم را گرفت

عشق یا چیزی شبیه عشق بود
آمد و دار و ندارم را گرفت





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

سلام حضرت زیبای من ، پرنده مست
ببین چقدر دلم به خنده ات دل بست

و شاخه شاخه گلی از میان ابرویت
میان سینه ی من ، چون چراغ روشن رست

شبیه جمله ناقص به انتظار توام
مسیر خانه ما را بگو که یادت هست؟

دچار میشوم آری دچار پر زدنت
دچار رفتن وماندن ، دچار یک بن بست

سید عاصف حسینی





نوع مطلب : سید عاصف حسینی-قاسم صرافان-مرتضی آخرتی، 
برچسب ها : اشعار سید عاصف حسینی،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


همیشه در دل همدیگریم و دور از هم
چقدر خاطره داریم با مرور از هم

دو ریل در دو مسیر مخالفیم و بهم
نمی رسیم بجز لحظه ی عبور از هم

تو من ، تو من ، تو منی ، من تو ، من تو ، من تو شدم
اگر چه مرگ جدامان کند به زور از هم

نه ، تن نده پری من ! تو ورد ها بلدی
بخوان که پاره شود بند های تور از هم

نه ، مثل ریل نه ... فکر دوباره آمدنیم
شبیه عقربه ها لحظه ی عبور از هم

مهدی فرجی





نوع مطلب : مهدی فرجی، 
برچسب ها : اشعار مهدی فرجی،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران
بیداری ستاره در چشم جویباران

آیینه نگاهت پیوند صبح و ساحل
لبخند گاهگاهت صبح ستاره باران

باز آ که در هوایت خاموشی جنونم
فریادها برانگیخت از سنگ کوهساران

ای جویبار جاری! زین سایه برگ مگریز
کاینگونه فرصت از کف دادند بیشماران

گفتی به روزگاری مهری نشسته گفتم
بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران

بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیز
زین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران

پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند
دیوار زندگی را زینگونه یادگاران

این نغمه محبت، بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقیست آواز باد و باران

 دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی


 





نوع مطلب : محمدرضا شفیعی کدکنی، 
برچسب ها : اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


ای آسمان زیبا ، امشب دلم گرفته
از های و هوی دنیا ، امشب دلم گرفته

یک سینه غرق مستی، دارد هوای باران
از این خراب رسوا ، امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح من بگریم
شرمنده ام خدایا ، امشب دلم گرفته

خون دل شکسته ، بر دیدگان تشنه
باید شود هویدا ، امشب دلم گرفته

ساقی عجب صفایی ، دارد پیاله ی تو
پر کن به جان مولا ، امشب دلم گرفته

گفتی خیال بس کن ، فرمایشت متین است
فردا به چشم اما ، امشب دلم گرفته





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


رفیق راهی و از نیمه راه می گویی
وداع با من بی تكیه گاه می گویی

میان این همه آدم، میان این همه اسم
همیشه نام مرا اشتباه می گویی

به اعتبار چه آیینه ای، عزیز دلم
به هركه می رسی از اشك و آه می گویی

دلم به نیم نگاهی خوش است، اما تو
به این ملامت سنگین، نگاه می گویی؟

هنوز حوصله عشق در رگم جاری است
نمرده ام كه غمت را به چاه می گویی

ازمحمدعلی جوشایی





نوع مطلب : فرامرزعرب عامری - اصغر معاذی - محمدعلی جوشایی، 
برچسب ها : اشعار محمدعلی جوشایی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

كاش بارانی ببارد قلبها را تر كند
بگذرد از هفت بند ما صدا را تر كند

قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
رشته رشته مویرگهای هوا را تر كند

بشكند در هم طلسم كهنه ی این باغ را
شاخه های خشك بی بار دعا را تر كند

مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت
سرزمین سینه ها تا نا كجا را تر كند

چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها
شاید این باران كه می بارد شما را تر كند
 
جلیل صفر بیگی




نوع مطلب : جلیل صفربیگی، 
برچسب ها : اشعار جلیل صفر بیگی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 2 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


اصلاً قبول حرف شما، من روانی‌ام
من رعد و برق و زلزله‌ام ، ناگهانی‌ام

این بیت‌های تلخِ نفس‌گیرِ شعله‌خیز
داغ شماست خیمه زده بر جوانی‌ام

رودم؛ اگر چه بی‌تو به دریا نمی‌رسم
کوهم؛ اگر چه مردنی و استخوانی‌ام

من کز شکوه روسری‌ات کم نمی‌کنم
من، این من غبار، چرا می‌تکانی‌ام؟

بگذار روی دوش تو باشد یکی دو روز
این سر که سرشکستۀ نامهربانی‌ام

کوتاه شد سی و سه پل و دو پلش شکست
از بعد رفتنت، گـُلِ اَبرو کمانی‌ام

این بیت آخر است، هوا گرم شد؛ بخند
من دوستدار بستنی زعفرانی‌ام

حامد عسکری





نوع مطلب : حامد عسکری، 
برچسب ها : اشعار حامد عسکری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 2 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

همیشه برده خواه تو، همیشه مات خواه من!
بچین. دوباره میزنیم، سفید تو، سیاه من!

ستاره های مهره و مربعات روز و شب
نشسته ام دوباره روبه روی قرص ماه، من!

پیاده را دو خانه تو و من یکی نه بیشتر
همیشه کل راه تو، همیشه نصف راه، من!

تمسخر و تکان اسب و اندکی درنگ، تو
نگاه و دست بر پیاده و باز هم نگاه، من!

یکی تو و یکی من و یکی تو و یکی نه من!
دوباره رو سفید تو، دوباره رو سیاه من!

دوباره شاد لذت نبرد تن به تن تو و
دوباره شرمسار ارتکاب این گناه من!

تو برده ای و من خوشم که در نبرد زندگی
تو هستی و نمانده ام دمی بدون شاه، من!

 

غلامرضا طریقی 





نوع مطلب : غلامرضا طریقی - حامد بهاروند - محسن مظلومی ، 
برچسب ها : اشعار غلامرضا طریقی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 2 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

شعری که جوشید ازدلم ،این بار باشد مال تو
احساس شیرین دلی ، تبدار باشد مال تو

از من بریدی بی سبب، من هم گذشتم از دلم
پاینده باشی سهم این ، ایثار باشد مال تو

باشد برو بی اعتنا ، تنها رهایم کن ولی
قلبی که مانده پشت این ، دیوار باشد مال تو

چیزی ندارم من دگر، جز یک رمق جان در بدن
حتی همین این یک رمق، صدبار باشد مال تو

جز شعر چیز دیگری ، در چنته ام پیدا نشد
قابل ندارد این غزل ، بردار، باشد مال تو





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 2 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای دل ســاده بکــش درد کـه حقت این است

از زمانـــه بشـو دل ســرد کـه حقت این است

 

هر چــه گفتـــم مشــو عـاشق نشنیدی حالا

همچــو پائیــــز بشــو زرد کـه حقت این است

 

دیـدی آخـــر دم مـــردانــــه بجــز لاف نبـود

بـکش از مــردم نامـــــرد کـه حقت این است

 

آنچــه بــر عـاشق دل خستـه روا دانستی

فلک آخــــر ســــرت آورد کـه حقت این است





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 2 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو