تبلیغات
غزلخانه - مطالب مرداد 1390
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

از غم خبری نبود اگر عشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟

بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود
این دایره کبود اگر عشق نبود

از آینه ها غبار خاموشی را
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟

در سینه ی هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟

بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود

از دست تو در این همه سر گردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟


قیصر امین پور





نوع مطلب : قیصر امین‌پور، 
برچسب ها : اشعار قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

شب و سکوت و سه تاری که لال مانده منم
بیا کمى بنوازم ، بیا کمى بزنم

نه چنگ شور و جنونى ، نه پنجه ی گرمى
اسیر غربت بى انتهاى خویشتنم

و در میان کویرى که باغ نامش بود
به زخم زخم تبر، شاخه شاخه مى‏شکنم

دوباره مینگرم نقش خویش را بر آب
چنان غریبه که باور نمى کنم که منم

ببین چه بر سرم آورده عشق و با این حال
نمى توانم از این ناگــزیر دل بکنم

چنان زلال تورا تشنه‏ام در این دوزخ
که از لهیب عطش گر گرفته پیرهنم

غزل غزل همه ام را وداع مى کنم آه
به دست آتش و بادند پاره هاى تنم

سکوت مى وزد و درکنار تنهاییم
نشسته‏ام به تماشاى شعله ور شدنم

مجال پرزدنم نیست، بعد ازاین شاید
به آسمان برسد امتداد سوختنم

احمد رضا الیاسی





نوع مطلب : احمدرضا الیاسی - سیدمحسن عزیزی - سعید عندلیب ، 
برچسب ها : اشعار احمد رضا الیاسی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

هنوز هم که هنوز است عاشق ماهم
ولی بدون تو مهتاب را نمی‫خواهم

برای آمدنت گرچه راه کوتاه است
هنوز هم که هنوز است چشم در راهم

سلام... روز قشنگی است... دوستت دارم ...
چقدر عاشق این جمله های کوتاهم

هوای بودن یک عمر با تو را دارم
منی که دلخوش دیدارهای گه گاهم

برای گفتن یک حرف عاشقانه فقط
اسیر سخت ترین زخمهای جانکاهم

بدون تو همه ی لحظه ها به این فکرند
که تیغ را بگذارند بر گلوگاهم

مرتضی کردی





نوع مطلب : مرتضی کردی-نصرت رحمانی-یوسف ابوعلی نژاد، 
برچسب ها : اشعار مرتضی کردی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

وه چه بیگناه گذشتی نه کلامی نه سلامی
نه نگاهی به نویدی نه امیدی به پیامی

رفتی آن گونه که نشناختم از فرط لطافت
کاین تویی یا که خیال است از این هر دو کدامی؟

روزگاری شد و گفتم که شد آن مستی دیرین
باز دیدم که همان باده جامی و مدامی

همه شوری و نشاطی ، همه عشقی و امیدی
همه سحری و فسونی ، همه نازی و خرامی

آفتاب منی افسوس که گرمی ده غیری
بامداد منی ای وای که روشنگر شامی

خفته بودم که خیال تو به دیدار من آمد
کاش آن دولت بیدار مرا بود دوامی

محمدرضا شفیعی کدکنی





نوع مطلب : محمدرضا شفیعی کدکنی، 
برچسب ها : اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

سکوت می کنم و عشق ، در دلم جاری است
که این شگفت ترین نوع خویشتن داری است

تمام روز ، اگر بی تفاوتم ؛ اما
شبم قرین شکنجه ، دچار بیداری است

رها کن آنچه شنیدی و دیده ای ، هر چیز
به جز من و تو و عشق من و تو ، تکراری است

مرا ببخش ! بدی کرده ام به تو، گاهی
کمال عشق ، جنون است ودیگرآزاری است

مرا ببخش اگر لحظه هایم آبی نیست
ببخش اگر نفسم ، سرد و زرد و زنگاری است

بهشت من ! به نسیم تبسمی دریاب
جهانِ جهنم ما را ، که غرق بیزاری است

حسین منزوی





نوع مطلب : حسین منزوی، 
برچسب ها : اشعار حسین منزوی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تو مثل خواب نسیمی به رنگ اشک شقایق
تو مثل شبنم عشقی به روی پونه عاشق

تو مثل دست سپیده پر از تولد نوری
تو مثل نم باران لطیف و پاک و صبوری

تو مثل مرهم یاسی برای قلب شکسته
تو مثل سایبان امیدی برای یک دل خسته

تو مثل غنچه لطیفی به رنگ حسرت شبنم
تو مثل خنده ی یاسی و مثل غربت یک غم

تو مثل جذبه عشقی در انتظار رسیدن
در امتداد نوازش گلی ز عاطفه چیدن

تو مثل نغمه ی موجی غریب و آبی و ساده
شبیه شاخه گلی که افق به چلچله داده

تو مثل چکه مهری ز سقف سبز صداقت
تو مثل گریه شعری بروی صفحه ی غربت

تو مثل لذت رویا تو مثل شوق نگاهی
هزار مرتبه خورشید و صد افق پر ماهی

تو مثل لطف بهاری پر از شکوفه ی خواندن
تمام هستی من شد میان شعر تو ماندن

تو مثل هر چه که هستی مرا به نام صدا کن
برای این دل سرگشته وقت صبح دعا کن

مریم حیدرزاده





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من آن اندوه سرشارم که روزی شعله زد آهم
و لرزید آسمان از ناله های گاه و بیگاهم

مرا در آتش عشقت چنان پروانه سوزاندی
ولی صد سال دیگر هم " من از یادت نمی کاهم
"

اگر قصد سفر داری نمی گویم نرو اما
...
جهان را بی نگاه تو نمی خواهم نمی خواهم

تو می دانی که چشمانت تمام هستی من بود
گرفتی هستیم را پس نگو از رنجت آگاهم

تویی آماده رفتن و من تنهاتر از هر شب
برو ای مهربان اما ... " تو را من چشم در راهم "





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : اشعار تنهایی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

دیـشـب شـب رؤیـای تـو بود و تـو نـبـودی
بـا مـن یـلــه یـلــدای تـو بـود و تـو نـبـودی

دل زیـر لـب آهـسـتـه تـمـنـّـای تـو مـی‌کـرد
بـر لـب هـمـه نجـوای تـو بود و تـو نـبـودی

دیـشـب که شـب از آیـنـه‌ی مـاه گل انـداخت
گل ، سـایـه‌ی سـیـمـای تـو بود و تـو نبودی

در بـاغ نـظـر ، مـردم بـیـنــــایـی چـشــمـم
مـشـتـاق تـمـاشـای تــو بــود و تـو نـبــودی

دیـشـب نـفـس بـاغـچـه در سـایه‌ی مـهـتـاب
خوش‌بـو ز غـزلـهـای تـو بود و تـو نـبودی

بـالـــنـــــــده تـر از بـال بـلـنــــدای خـیـالــم
کــــوتـــــــــاهی بالای تـو بود و تـو نبودی

دیـشـب چـمـن خواب من از بـوی تـو آشفت
خـرّم ـ گل من ! ـ جای تـو بود و تـو نبودی

با من همه جا هـمـسـفر و هـمسر و هم سـیـر
انـدیـشــــــه‌ی پـویای تـو بـود و تـو نـبـودی

دیـشـب ز لـب چـشـمـه صـدای تـو شـنـیـدم
در گـوش مـن آوای تـو بـود و تـو نـبــودی

گـفـتی که : "غـزال غـزل زخـمی عـشـقـم" 1
دل ، وسعت صحرای تـو بود و تـو نـبودی

دیـشـب مـن و یـاد تـو غـریـبـانـه نـخـفـتـیـم
در سـر هـمه سـودای تـو بود و تـو نـبـودی

بـر مـوج جـنـون کـشـتی سرگـشته‌ی جـانــم
طـوفـانی دریـای تــو بـود و تــو نـبــــــودی

دیشب لبم از سوز سخن های تـو می‌سوخت
در مـن هـمـه غـوغـای تـو بود و تـو نبودی

دل ، "آتش نی" 2 از "سفر سوختن" 3 آورد
آتـش هـمـه از نـای تــو بـود و تـو نـبـــودی

نـصـراله مـردانی

 


1- "غزال زخمی عشقم که در گریز کسی           به تیزگامی من نیست خوب می‌دانم" : فاطمه راکعی

2- "آتش نی" مجموعه شعری از استاد : نصراله مردانی

3- "سفـر سوختن" مجموعه شعری از خانم : فاطمه راکعی

 





نوع مطلب : نصراله مردانی، 
برچسب ها : اشعار نـصـراله مـردانی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

سلام سوژه نابم برای عکاسی‌
ردیف منتخب شاعران وسواسی‌

سلام «هوبره»ی فرش‌های کرمانی‌
ظرافت قلیان‌های شاه عباسی‌

تجسم شب باران و مخمل نوری‌
تلاقی غزل و سنگ یشم الماسی‌

و ذوالفنون، شب چشم تو را سه تار زده‌
به روی جامه‌دران با کلید «سل لا سی»

دعا، دعای همان روزگار کودکی است:
خدا تُنه ته دو باله تو مال من باسی‌

حامد عسکری





نوع مطلب : حامد عسکری، 
برچسب ها : اشعار حامد عسکری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

در قلب قصه های یکی بود یا نبود
یادم  نمی رود که کسی جز خدا نبود

یادم نمی رود که در آن سال های دور
مردانگی ز افسر شاهی جدا نبود

در باور قبیلة احساس های پاک
بی حرمتی به ساحتِ گل ها روا نبود

آن روز در تصور انسانِ قصه ها
می گفت مادرم که محبت خطا نبود

وقتی د لی برای د لی درد می نوشت
پیکی  به جز  کبوتر  بادِ  صبا  نبود

این کوه این تهی شده از یادِ تیشه ها
در بیستونِ عشق چنین بی صدا نبود

روزی که قهرمان به سر چشمه می رسید
راهی به جز  مبارزه  با  اژدها  نبود

می شد که در هوای مساوی نفس کشید
یک بام در کشاکشِ چندین هوا نبود

محمد سلمانی





نوع مطلب : محمد سلمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد سلمانی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


آسمان آبی عرفان من چشمانِ توست
اختر تابنده کیهان من چشمان توست

در حضور چشمهایت عشق معنا می شود
اولین درس دبیرستان من چشمان توست

در بیابانی که که خورشیدش قیامت می کند
سایبانِ ظهر تابستان من چشمان توست

در غزل وقتی که از آیینه صحبت می شود
بی گمان انگیزة پنهان من چشمان توست

من پر از هیچم پر از کفرم پر از شرکم ولی
نقطه های روشن ایمان من چشمان توست

در شبستانی که صد سودابه حیران منند
جام راز آلودة چشمان من چشمان توست

باز می پرسی که دردت چیست؟بنشین گوش کن
درد من ، این درد بی درمان من چشمان توست


محمد سلمانی





نوع مطلب : محمد سلمانی، 
برچسب ها : اشعار محمد سلمانی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ابری بیار از دور _ پر باران _ پرستو جان
عطری بیفشان بر حیاط خانه شب بو جان

من میهمان دارم، مبادا خاک برخیزد
حالا که وقت آبرو داری ست جارو جان

اینقدر بی تابی نکن پیراهن نازم!
هی روی پیشانی نیا با شیطنت!  «مو»جان

*

وقتی تو می آیی در و دیوار میچرخند
انگار چیزی خورده باشد خانه، بانو جان

عاشق شدن را داشتم از یاد می بردم
این شیر را بیدار کردی بچه آهو جان

این چشمها این شیشه های عمر من؛ ای جان
میبندی و انگار عمری مرده ام..کو جان؟

کو جان که برخیزم؟ تو این سهراب را کشتی
گیرم که روزی بازگردی نوشداروجان

 مهدی فرجی





نوع مطلب : مهدی فرجی، 
برچسب ها : اشعار مهدی فرجی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

باهمین دست ، به دستان تو عادت كردم
این گناه ست ولی جان تو عادت كردم

جا برای تن گنجشك زیادست اما
به درختان خیابان تو عادت كردم

سالها سخت تر از باور من خط خوردند
تابه نه گفتن آسان تو عادت كردم

گرچه گلدان من از خشك شدن می ترسد
به ته خالی لیوان تو عادت كردم

دستم اندازه یك لمس بهاری سبز است
بس كه بی پرده به دستان تو عادت كردم

مانده ام آخر این شعر چه باشد انگار
به ندانستن پایان تو عادت كردم


علی اكبر رشیدی





نوع مطلب : علی اكبر رشیدی - مسلم فدائی - فریاد موسویان، 
برچسب ها : اشعار علی اكبر رشیدی،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


باران نرمی نرم می بارید با ناز
ماندن نماندن ابر در تردید با ناز

بالای تپه چشم آهوی غریبی
استاده بود و دشت می پایید با ناز

باغ نگاهی روبرویم بود زیبا
چشمی به نرمی باغ را می دید با ناز

وقتی که دزدانه نگاهش کردم از دور
از من نگاه خویش را دزدید با ناز

از لابلای خستگیهای شبانه
عطر نگاهش را به من پاشید با ناز

تصویر دشتی بود با یک بید مجنون
لیلی میان دشت می رقصید با ناز

وقت سحر در ابتدای آفرینش
حوا زآدم هم کمی رنجید با ناز

محمد مهدی ناصری





نوع مطلب : محمدمهدی ناصری-آریا قادری-مهدی جهانداری ، 
برچسب ها : اشعار محمد مهدی ناصری،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


شبها جدا و روز جدا دوست دارمت
از خاک تا حریم خدا دوست دارمت

وقت وقوع خاطره ها در بسیط خاک
ای گیسویت به باد رها دوست دارمت

ای جا گرفته بر دل و جان و دو چشم من
اینجا و هر کجا همه جا دوست دارمت

شبهای تار نم نم باران؛ ستاره؛ صبح
باشد گواه من که تو را دوست دارمت

با حاجیان کعبه ی کوی تو، تا ابد
تا زمزم و صفا و منا دوست دارمت

در لحظه های خرم امن یجیب ها
در لحظه های پاک دعا دوست دارمت

محمدمهدی ناصری





نوع مطلب : محمدمهدی ناصری-آریا قادری-مهدی جهانداری ، 
برچسب ها : اشعار محمدمهدی ناصری،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیر
نرم نرمک دستی افشان پای کوبان شب بخیر

وسعت غمهای ما را نیست مرزی آشکار
زین سبب لختی قلم بر ما بگریان شب بخیر

از نگاهت شور و مستی می تراود چون شراب
شور و مستی را از این مستان تو مستان شب بخیر

لحظه ای دیگربمان ای بانوی شعر وغزل
میزبان اکنون تو یی ما نیز مهمان شب بخیر

برف می بارد هوا سرد است بیرون می روی
یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیر


مهدی ناصری





نوع مطلب : محمدمهدی ناصری-آریا قادری-مهدی جهانداری ، 
برچسب ها : اشعار محمد مهدی ناصری،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

اشتباهی شده ام عاشق چشمان شما، عفو کنید
یا پریشان شده ی موی پریشان شما، عفو کنید

دست من نیست که عاشق شده احساساتم
اینکه چشمم شده گریان شما، عفو کنید

جان من چیست که قربانی عشقی باشد؟
جان صد طایفه قربان شما، عفو کنید

من کی ام شعر بگویم، بکنم وصفِ شما؟
همه عمر شدم گرچه غزلخوان شما، عفو کنید

این چه ذکریست که جاری شده بر رود لبم؟
کفر من له شده ی صولت ایمان شما، عفو کنید

من کجا؟ میل پریدن ز هواتان بکنم؟
بند بند نفسم بسته به زندان شما، عفو کنید

گرچه هی گفتم و گفتم که چه چشمی دارید
اشتباهی شده ام عاشق چشمان شما، عفو کنید


هدی به نژاد ( شمیم)





نوع مطلب : هدی به نژاد(شمیم)-نادیه فضل-صابره سادات موسوی، 
برچسب ها : اشعار هدی به نژاد ( شمیم)،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

وقتی بهشت عزوجل اختراع شد
حوا که لب گشود عسل اختراع شد

در چشم های خسته ی مردی نگاه کرد
لبخند کوچکی زد و قند بدل اختراع شد

آهی کشید، آه دلش رفت و رفت و رفت
تا هاله ای به دور زحل اختراع شد

حوا بلوچ بود ولی در خلیج فارس
رقصید و در حجاز هبل اختراع شد

آدم نشسته بود، ولی واژه ای نداشت
نزدیک ظهر بود، غزل اختراع شد

آدم  که سعی کرد کمی منضبط شود
مفعول فاعلات فعل اختراع شد

"یک دست جام باده و یک دست زلف یار"
این گونه بود، ها! که بغل اختراع شد

حامد عسگری





نوع مطلب : حامد عسکری، 
برچسب ها : اشعار حامد عسگری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

هر که دیده ست مرا گفته غمی با من هست
غمی آواره که در هر قدمی با من هست

 در دلم هر طرفی مجلس ذکری برپاست
حاجت و روضه به قدر حرمی با من هست

سر مویی دلم آشفته گیسویی نیست
گیسویی نیست ولی پیچ و خمی با من هست

می خرم از همگان تا بفروشم به خودم
تا بخواهید غم از هر قلمی با من هست

 شده در هر نفسم شکر دو نعمت واجب
"آه" در هر دمی و بازدمی با من هست

محمدمهدی سیار





نوع مطلب : محمدمهدی سیار - عبدالحسین انصاری - امیرعلی سلیمانی، 
برچسب ها : اشعار محمدمهدی سیار،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

هر طرف رو کن و تردید نکن سوی منی
باز در چشم‌ رس دیده‌ی پر سوی منی‌

تا ابد گر چه عزیزی ولی از یاد نبر
چشم من باشی، در سایه ابروی منی

در غمم رفته‌ای و با خوشی‌ام آمده‌ای
چه کنم؟ خوی تو این است پرستوی منی

چشم بادامی و شیرین و خوش و بانمکی
چینی و تازی و ایرانی و هندوی منی

گوش تا گوش به صحرا بخرام و نهراس
شیرها خاطرشان هست که آهوی منی

 

مهدی فرجی





نوع مطلب : مهدی فرجی، 
برچسب ها : اشعار مهدی فرجی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony