تبلیغات
غزلخانه - مطالب خرداد 1390
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 


قسمت مضحك این عشق وفا شد، به درك
دستم از دست تو یكباره جدا شد، به درك

تو مسافر شدی و بار سفر بستی و رفتی
و مهاجر صفت چلچله ها شد به درك

رد پای من و تو در سر هر كوچه به جاست
سهمم از تو فقط این خاطره ها شد به درك

روشنای شبم از پنجره ، سوسوی تو بود
رصد هر شب چشمت كه خطا شد به درك

صحنه آخر این قصه فروریختن آینه هاست
صحبت مردم اگر چون و چرا شد به درك

بی نزاكت شدم و حرف و كلامم شاید
واژه ی ساده ی هر بی سرو پا شد به درك


نسیم پریشان





نوع مطلب : نسیم پریشان-مرضیه خدیر-زهرا رسول زاده ، 
برچسب ها : اشعار نسیم پریشان،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بغض غریبی در میان بیت ها جاری است، می فهمی؟
وقتی اسیر غصه ای ، لبخند اجباری است، می فهمی؟

آبی ترین بودم میان وسعت چشمت، ولی حالا
پرپر زدن در این قفس از روی ناچاری است می فهمی؟

وقتی كه در رویای من قاب تو خالی شد ندانستم
تصویرهای ِ  زندگی، كابوس بیداری است! می فهمی؟

من با تو هستم تا همیشه، تو بدون من .... نه ممكن نیست
این عشق بی فرجام هم نوعی ‌خودآزاری است، می فهمی؟

تا سد شدی، بر اشتیاق ِ روزهای رفته از دستم
دریای پشت پلكها، دیوان اشعاری است، می فهمی؟

شوری به پا كن در میان دفترم  موجی خروشان باش
وقتی نباشی هر غزل هر واژه تكراری است،‌ می فهمی؟

من روزه ی دلتنگی ام را با تبسم های تو وا می كنم 
پس " رَبَنّایَت " رابخوان، هنگام افطاری است، می فهمی؟


نسیم پریشان





نوع مطلب : نسیم پریشان-مرضیه خدیر-زهرا رسول زاده ، 
برچسب ها : اشعار نسیم پریشان،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بسان چشم هایم کوچه ها امشب چه بارانی است
نمی دانم مگر این فصل هم فصل پریشانی است

تمام برگهای آرزوهایم ، به مهر کینه ، باطل شد
دل دریایی آرام من ، امشب ، چه طوفانی است

تمام آنچه را در سینه پنهان داشتم ، رو شد
نگاهی بر غرورم کن ببین این اوج عریانی است

به همراه تو کم کم آمدم در بی نهایت سبز
ولیکن دشت های یاد تو اینک بیابانی است

دچار بهت و تردیدم ، به پیوندی که یادت نیست
که من لایق نبودم یا که تو ، این پیچ حیرانی است

تو رفتی و سپ‍ردی یک غم شیرین به دل ، حالا
شبم با چلچراغ اشکها پیوسته نورانی است


نسیم پریشان





نوع مطلب : نسیم پریشان-مرضیه خدیر-زهرا رسول زاده ، 
برچسب ها : اشعار نسیم پریشان،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

گرچه تمام بودنم گمشده در نبودنت
غرق محال می شوم ، خام دوباره بودنت

چهره ی زیبای تو را نقش خیال می کنم
باز به خواب خویشتن رسم محال می کنم

حسرت دیدار تو را آهِ دوباره می کشم
در شب بی ستاره ام تو را ستاره می کشم

کاش دوباره بنگری بر دل زار و خسته ام
خسته که نه ز عشق تو خرد شدم ، شکسته ام

روز میان خواب من باز غروب می شود
« اگر بیای از سفر آه چه خوب می شود »

مثل همیشه  می روی باز تو از خیال من
باز تمام می شود آرزوی  محال من

نقش تو پاک می شود باز ز خواب می پرم
حسرت دیدار تو را به کنج سینه می برم


ساسان مظهری





نوع مطلب : محمد زکایی - ساسان مظهری - محمدحسین انصاری نژاد، 
برچسب ها : اشعار ساسان مظهری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 26 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


نمی رود به خیالم که رفته ای ز برم
شکایت از غم تو من بر خدا ببرم

امید آخر من تکیه بر نگاه  تو بود
تو رفته ای و ندانی شکسته شد کمرم

به حال غمزده و دیدگان تر بنگر
به یاد دیده ی تو من دگر کجا نگرم

شبم نشد بوجودت شود سپیده دمان
دلم اسیر شب وخوش به وعده ی سحرم

شود که بر دل غمگین من کنی نظری؟
خدا کند که بیایی دوباره در نظرم


ساسان مظهری





نوع مطلب : محمد زکایی - ساسان مظهری - محمدحسین انصاری نژاد، 
برچسب ها : اشعار ساسان مظهری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 26 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


این روزا عادت همه رفتن ودل شکستنه
درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه
این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه
گردای رو آینه فقط غم زندگیه
این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه
مشکل بی ساتاره ها یه کم ستاره چیدنه
این زوطا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه
آرزوی شقایقا یه شب کبوتر شدنه
این روا آسمونمون پر از شکسته بالیه
جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه
این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترین بهانشون از هم خبر نداشتنه
این روزا سهم عاشقا غصه و بی وفاییه
جرم تمومشون فقط لذت آشناییه
این روزا توی هر قفس تو خواب خونه جاریه
این روزا چشمای همه غرق نیاز شبنمه
رو گونه هر عاشقی چند قطره بارون غمه
این روزا ورد بچه ها بازی چرخ و فلکه
قلبای مثل دریامون پر از خراش و ترکه
این روزا عادت گلا مرگ و بهونه کردنه
کار چشمای آدما دل رو دیونه کردنه
این روزا کار رویامون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگی زندگی ها رو باختنه
این روزا تنها چارمون شاید پرنده مردنه
رو بام پاک آسمون ستاره رو شمردنه
این روزا آدما دیگه تو قلب هم جا ندارن
مردم دیگه تو دلهاشون یه قطره دریا ندارن
این روزا فرش کوچه ها تو حسرت یه عابره
هر جایی منتظر ورود یه مسافره
این روزا هیچ مسافری بر نمی گرده به خونه
چشاتی خسته تا ابد به در بسته می مونه
این روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پر زدن و نمندنه
این روزا درد آدما فقط غم بی کسیه
زندگیشون حاصلی از حسرت و دلواپسیه
این روزا خوشبختی ما پشت مه نبودنه
کار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه
این روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
چشمای خیس و ابریشون همپای رود کارونه
این روزا دوستا هم دیگه با م صداقت ندارن
یه وقتا توی زندگی همدیگر و جا می ذارن
جنس دلای آدما این روزا سخت و سنگیه
فقط توی نقاشیا دنیا قشنگ و رنگیه
این روزا جرم عاشقی شهر دل و فروختنه
چاره فقط نشستن و به پای چشمی سوختنه
اسم گلا رو این روزا دیگه کسی نمی دونه
اما تا دلت بخواد اینجا غریب فراوونه
این روزا فرصت دلا برای عاشقی کمه
زخمای بی ستاره ها تشنه یاس مرهمه
این روزا اشک مون فقط چاره بی قراریه
تنها پناه آدما عکسای یادگاریه
این روزا فصل غربت عشق و یبداری مجنونه
بغضای کال باغچه منتظر یه بارونه
این روزا دوستای خوبم همدیگر رو گم میکنن
دلای پاک و ساده رو فدای مردم میکنن
این روزا آدما کمن پشت نقاب پنجره
کمتر میبینی کسی رو که تا ابد منتظره
مردم ما به همدیگه فقط زود عادت میکنن
حقا که بی وفایی رو خوبم رعایت میکنن
درسته که اینجا همه پاییزا رو دوست ندارن
پاییز که از راه برسه پا روی برگاش می ذارن
اما شاید تو زندگی یه بغض خیس و کال دارن
چند تا غم و یه غصه و آرزوی محال دارن
این روزا باید هممون برای هم سایه باشیم
شبا به یاد هممون برای هم سایه باشیم
شبا که دلواپس کودک همسایه باشیم
اون وقت دوباره آدما دستاشون و پل میکنن
دردای ارغوانی رو با هم تحمل میکنن
اگه به هم کمک کنیم زندگی دیدنی میشه
بر سر پیمان می مونن دوستای خوب تا همیشه
اما نه فکر که مکنیم این کار یه کار ساده نیست
انگار برای گل شدن هنوز هوا آماده نیست

مریم حیدرزاده





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 26 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

شبی از پشت یك تنهایی نمناك و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا كردم
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم
پس از یك جستجوی نقره ایی در كوچه های آبی احساس
تو را از بین گلهایی كه در تنهاییم رویید با حسرت جدا كردم
و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی:
دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی
و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم
تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها كردم
همین بود آخرین حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگینت
حریم چشمهایم را بروی اشكی از جنس غروب ساكت و نارنجی خورشید وا كردم
نمیدانم چرا رفتی؟
نمیدانم چرا شاید خطا كردم
و تو بی آنكه فكر غربت چشمان من باشی
نمیدانم كجا؟تا كی؟برای چه؟
ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه میبارید
و بعد از رفتنت یك قلب دریایی ترك برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاكستری گم شد
و گنجشكی كه هر روز از كنار پنجره با مهربانی دانه برمیداشت
تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد
و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود
و بعد از رفتنت انگار كسی حس كرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
كسی حس كرد من بی تو تمام هستیم از دست خواهد رفت
و بعد از رفتنت دریا چه بغضی كرد
كسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد
و من با آنكه میدانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد
هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام برگرد!
ببین كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
و بعد از اینهمه طوفان و وهم و پرسش و تردید
كسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:
تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو
در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم
و من در حالتی ما بین اشك و حسرت و تردید
كنار انتظاری كه بدون پاسخ و سردست
و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یك دل
میان غصه ایی از جنس بغض كوچك یك ابر
نمیدانم چرا؟ شاید به رسم پروانگی مان باز
برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم

 مریم حیدرزاده





نوع مطلب : مریم حیدرزاده - راحله یار - لیلا حیدری - الهام خوش دل، 
برچسب ها : اشعار مریم حیدرزاده،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 26 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


تا ابد بغضِ منِ تبزده کال است عزیز
دیدن گریه ی تمساح محال است عزیز !

تا شما خانه تان سمت شمال ده ماست
قبله دهکده مان سمت شمال است عزیز

پنجره بین من و توست، مرا بوسه بزن
بوسه از آن طرف شیشه حلال است عزیز !

ما دو ریلیم به امید به هم وصل شدن
فصل گل دادن نی ، فصل وصال است عزیز !

ماه من ! عکس تو در چشمه گل آلود شده
عیب از توست !…ببین ! چشمه زلال است عزیز !

دام گیسوی تو بی دانه شده ، می فهمی ؟!
امپراطوری تو رو به زوال است عزیز

عشق این نیست که بر گردن من حلقه زده
اینکه بر گردنم افتاده وبال است عزیز

چار فصل است دلم منتظر پاسخ توست
لعن و نفرین به تو و هرچه سوال است عزیز

صادق فقانی





نوع مطلب : صادق فقانی ـ صالح دروند - حامد امامیه - علی محمد محمدی ، 
برچسب ها : اشعار صادق فقانی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 26 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

 

تا که می آیی به ذهن من تبسم می کنم
با تو بودن را به آرامی تجسم می کنم

چشمهایت گفتنی ها دارد و طبعم غزل
با زبان عشق با چشمت تکلم می کنم

شعر می پاشم درون خاک حاصل خیز دل
واژه ها را سبز احساس تفاهم می کنم

گاه شعرم مثل چشمت حاوی آرامش ست
گاه با امواج گیسویت تلاطم می کنم

با نت و موسیقی لمس تو شاعر می شوم
خستگی را لابلای طعم تو گم می کنم

با تو وقتی از خیابان های دل رد می شوم
دانه ی اسفند دود از چشم مردم می کنم

مثل آدم باب میل تو هوایی می شوم
شوکت فردوس قربانی گندم می کنم


یزدان صلاحی





نوع مطلب : یزدان صلاحی ـ حاتم نیک یار - احسان رشیدی - احمد عزیزی، 
برچسب ها : اشعار یزدان صلاحی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 25 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تصور کن بهاری را که از دست تو خواهد رفت
خم گیسوی یاری را که از دست تو خواهد رفت

شبی در پیچ زلف موج در موجت تماشا کن
نسیم بی قراری را که از دست تو خواهد رفت

مزن تیر خطا آرام بنشین و مگیر از خود
تماشای شکاری را که از دست تو خواهد رفت

 همیشه رود با خود میوه غلتان نخواهد داشت
به دست آور اناری را که از دست تو خواهد رفت

به مرگی آسمانی فکر کن محکم قدم بردار
به حلق آویز داری را که از دست تو خواهد رفت

 فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

آیین عشق ‌بازی دنیا عوض شده‌ ست
یوسف عوض شده‌ ست، زلیخا عوض شده‌ ست

سر همچنان به سجده فرو برده ‌ام ولی
در عشق سالهاست که فتوا عوض شده‌ ست

خو کُن به قایقت که به ساحل نمی ‌رسیم
خو کُن که جای ساحل و دریا عوض شده‌ ست

آن با‌وفا کبوتر جلدی که پَر کشید
اکنون به خانه آمده، اما عوض شده ‌ست

حق داشتی مرا نشناسی، به هر طریق
من همچنان همانم و دنیا عوض شده‌ ست

 فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من چه در وهم وجودم چه عدم، دل‌تنگم
از عدم تا به وجود آمده ام دل‌تنگم

راز گل کردن من ، خون جگر خوردن بود
از در آمیختن شادی و غم دل‌تنگم

خوشه ای از ملکوت تو مرا دور انداخت!
من هنوز ازسفر باغ ارم دل‌تنگم

گرچه بخشید گناه پدرم آدم را!
به گناهان نبخشوده قسم دل‌تنگم

حال، در خوف و رجا رو به تو بر می گردم
دو قدم دلهره دارم ، دو قدم دل‌تنگم

نشد از یاد برم خاطره‌ی دوری را
گرچه امروز رسیدیم به هم ! دل‌تنگم!

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست
آه! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟
«بال» وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق
وسکوت تو جواب همه مسئله هاست

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم

یک قطره آبم که در اندیشه دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم

یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم

این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی است
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم

خاموش مکن آتش افروخته ام را
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ناگزیر از سفرم، بی سرو سامان چون «باد»
به «گرفتار رهایی» نتوان گفت آزاد

کوچ تا چند؟! مگر می‌شود از خویش گریخت
«بال» تنها غم غربت به پرستوها داد

اینکه «مردم» نشناسند تو را غربت نیست
غربت آن است که «یاران» ببرندت از یاد

عاشقی چیست؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر؟!
نه من از قهر تو غمگین، نه تو از مهرم شاد

چشم بیهوده به آیینه شدن دوخته‌ای
اشک آن روز که آیینه شد از چشم افتاد

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

سر سبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟
افتادم و بر خاک رسیدم، تو چه کردی؟

من شور و شر موج و تو سر سختی ساحل
روزی که به سوی تو دویدم، تو چه کردی؟

هر کس به تو از شوق فرستاد پیامی
من قاصد خود بودم و دیدم تو چه کردی

مغرور، ولی دست به دامان رقیبان
رسوا شدم و طعنه شنیدم، تو چه کردی؟

«تنهایی و رسوایی»، «بی مهری و آزار»
ای عشق، ببین من چه کشیدم تو چه کردی

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری، کتاب آن ها،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ساده می گویم عزیزم دل بریدن ساده نیست
چشمهای مهربانت را ندیدن ساده نیست

از زمان رفتنت خورشید را گم کرده ام
ناله های ابر را هر شب شنیدن ساده نیست

قلب تو پر بود از ماه و هزاران پنجره
ماه را از پشت یک دیوار دیدن ساده نیست

بوسه هایت دلنشین و خنده هایت دلفریب
طعم تلخ این جدایی را چشیدن ساده نیست

باز هم آمد بهار اما هوا افسرده است
آه از دست زمستان هم رهیدن ساده نیست

قلب من آتش گرفت از دوریت باران من
از دل این آتش سوزان پریدن ساده نیست

پادشاه قصر قلبم حکمران با شکوه
ساده دل دادم ولی این دل بریدن ساده نیست





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : شعر تنهایی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

احساس می کنم که غریبم میانتان
بیگانه با نگاه شما با زبانتان

بال مرا به سنگ شکستید و خواستید
عادت کنم به کوچکی آسمانتان

قندیل های یخ ، دلتان را گرفته است
دیریست رخنه کرده زمستان به جانتان

اینجا چقدر چلچله در برف مرده است
در شهر بی سخاوت بی آب و دانتان

دیگر تمام شد به نمک احتیاج نیست
از پا فتاده زخمی زخم زبانتان

خود را کنار ثانیه ها دفن می کنم
شاید چنین جدا شوم از زمانتان

تنها رها کنید مرا تا بمیرم ، آه
احساس می کنم که غریبم میانتان

 

حسن صادقی پناه





نوع مطلب : حسن صادقی پناه-احمد فیاض-حسین ظهرابی ، 
برچسب ها : اشعار حسن صادقی پناه،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

من را ببخش بابت این شعرواره ام
این آسمان تار و تهی از ستاره ام

من را ببخش ، بابت از نو سرودن و
تکرار دوست دارمت ای ماه پاره ام

باور کنی وَ یا نکنی، دل بدست توست
این بار تا کجا بکشانی دوباره ام

دست خودم که نیست اگر دلسپرده ام
در بند زلف توست دل پاره پاره ام

وقتی که کیمیای محبت به دل نشست
در التهاب ثانیه ها من چه کاره ام !

گیسوی یار راه پس و پیش بسته است
جز صید دام و دانه شدن چیست چاره ام

در راه عشق شکوه ز تیر بلا خطاست
آتش بزن به جان و دل پر شراره ام

چشم تو گفت این غزل نو رسیده را
باور کن ای غزال ، که من ، هیچ کاره ام

فواد چیت ساز





نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار فواد چیت ساز،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی
آوای تو می خواندم از لایتناهی

آوای تو می آردم از شوق به پرواز
شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی

امواج نوای تو به من می رسد از دور
دریایی و من تشنه ی مهر تو چو ماهی

وین شعله که با هر نفسم می جهد از جان
خوش می دهد از گرمی این شوق گواهی

دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست
من سرخوشم از لذت این چشم به راهی

ای عشق تو را دارم و دارای جهانم
همواره تویی هرچه تو گویی و تو خواهی
 

فریدون مشیری





نوع مطلب : فریدون مشیری، 
برچسب ها : اشعار فریدون مشیری،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony