تبلیغات
غزلخانه - مطالب اردیبهشت 1390
غزلخانه
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو | غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

 

انكحتُ… عشق را و تمام بهار را
« زوجتُ…» سیب را و درخت انار را !

« متعتُ…» خوشه خوشه رطبهای تازه را
گیلاس های آتشی آبدار را

« هذا موكلی …» : غزلم دف گرفت ، گفت
تو هم گرفته ای به وكالت سه تار را

« یك جلد …» آیه آیه قرآن ! تو سوره ای
چشمت «قیامت» است ! بخوان «انفطار» را

« یك آینه …» به گردن من هست …دست توست
دستی كه پاك می كند از آن غبار را

« یك جفت شمعدان …»؟! نه عزیزم ! دو چشم توست
كه بر دریده پرده شبهای تار را

مهریه تو چشمه و باران و رودسار
بر من بریز زمزمه آبشار را

« ده شرطِ ضمنِ … ‌» ده ؟! …نه ! بگویید صد هزار
با بوسه مُهر می كنم آن صدهزار را

لیلی تویی كه قسمت من هم جنون شده
پس خط بزن شرایط دیوانه وار را

این بار من به بوسه ات افطار می کنم
خانم ! شكسته ای عطش روزه دار را




سیامک بهرام پرور





نوع مطلب : سیامک بهرام پرور، 
برچسب ها : اشعار سیامک بهرام پرور،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 18 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


بغض فرو خورده ام ، چگونه نگریم ؟
غنچه پژمرده ام ، چگونه نگریم ؟

رودم و با گریه دور می شوم از خویش
از همه آزرده ام ،  چگونه نگریم ؟

مرد مگر گریه می کند ؟ چه بگویم
طفل زمین خورده ام ،  چگونه نگریم ؟

تنگ پر از اشک و چشم های تماشا
ماهی دلمرده ام ،  چگونه نگریم !

پرسشم از راز بی وفایی او بود
حال که پی برده ام  چگونه نگریم ؟

فاضل نظری






نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 18 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 



چشم به قفل قفسی هست و نیست
مژده فریادرسی هست و نیست

می رسد و می گذرد زندگی
آه که هردم نفسی هست و نیست

حسرت آزادای ام از بند عشق
اول و آخر هوسی هست و نیست

مرده ام و باز نفس می کشم
بی تو در این خانه کسی هست و نیست

کیست که چون من به تو دل بسته است
مثل من ای دوست بسی هست و نیست 


فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 18 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

شنیدم مصرعی شیوا كه شیرین بود مضمونش
منم مجنون آن لیلا كه صد لیلاست مجنونش

به خود گفتم تو هم مجنون یك لیلای زیبایی
كه جان داروی عمر توست در لبهای میگونش

بر آر از سینه جان شعر شورانگیز دلخواهی
مگر آن ماه را سازی بدین افسانه افسونش

نوایی تازه از ساز محبت در جهان سركن
كزین آوا بیاسایی ز گردش های گردونش

به مهر آهنگ او روز و شبت را رنگ دیگر زن
كه خود آگاهی از نیرنگ دوران و شبیخونش

ز عشق آغاز كن تا نقش گردون را بگردانی
كه تنها عشق سازد نقش گردون را دگرگونش

به مهر آویز و جان را روشنایی ده كه این آیین
همه شادی است فرمانش همه یاری است قانونش

غم عشق تو را نازم چنان در سینه رخت افكند
كه غمهای دگر را كرد ازین خانه بیرونش

غرور حسنش از ره می برد ای دل صبوری كن
به خود بازآورد بار دگر شعر فریدونش




فریدون مشیری

 





نوع مطلب : فریدون مشیری، 
برچسب ها : اشعار فریدون مشیری،
لینک های مرتبط :
جمعه 16 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

 

با جمله‌ی رندان جهان هم‌کیشم
خیام ترانه‌های پر تشویشم
انگار شراب از آسمان می‌بارد
وقتی که به چشمان تو می‌اندیشم

***
تا بال و پر عمر به رنگ هوس است
از اوج سرازیر شدن یک نفس است
آن لحظه که بال زندگی می‌شکند
در چشم پرنده ، آسمان هم قفس است

***
باران: تب هر طرف ببارم دارم
دهقان: غم تا به کی بکارم دارم
درویش نگاهی به خود انداخت و گفت:
من هرچه که دارم از ندارم دارم

***
زد بانگ کسی که جاده‌ها را می‌زیست:
ای بی‌خبر از عاقبت راه نایست!
آن سوی قدم‌ها که نمی‌دانم کیست
پیوسته کسی هست که می‌گوید: نیست

 

ایرج زبردست


 





نوع مطلب : ایرج زبردست، 
برچسب ها : رباعیات ایرج زبردست،
لینک های مرتبط :
جمعه 16 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


کم نامه ی خاموش برایم بفرست

از حرف پرم گوش برایم بفرست

دارم خفه می شوم در این تنهایی

لطفاً کمی آغوش برایم بفرست

. . . .

از دست زمانه تیر باید بخوری

دائم غم ناگزیر باید بخوری

صد مرتبه گفتم عاشقی کار تو نیست

بچه!تو هنوز شیر باید بخوری

. . . .

عمری است که مشت بر درم می کوبند

پا بر سر و روی باورم می کوبند

مشتی کلمه مدام از شب تا صبح

انگار که میخ در سرم می کوبند

. . . .

با حوصله کیف و چمدانم را بست

-انگار که دست و پای جانم را بست-

گفتم که بگویم چقدر دوس...ولی

با بوسه ی محکمی دهانم را بست

 

جلیل صفربیگی

 





نوع مطلب : جلیل صفربیگی، 
برچسب ها : رباعیات جلیل صفربیگی،
لینک های مرتبط :
جمعه 16 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 


خود را اگرچه سخت نگه داری از گناه
گاهی شرایطی است که ناچاری از گناه

هر لحظه ممکن است که با برق یک نگاه
بر دوش تو نهاده شود باری از گناه

گفتم: گناه کردم اگر عاشقت شدم
گفتی تو هم چه ذهنیتی داری از گناه!

سخت است این‌که دل بکنم از تو، از خودم
از این نفس کشیدن اجباری، از گناه

بالا گرفته‌ام سرِ خود را اگرچه عشق
یک عمر ریخت بر سرم آواری از گناه

دارند پیله‌های دلم درد می‌کشند
باید دوباره زاده شوم  عاری از گناه

 

مرحومه نجمه زارع





نوع مطلب : نجمه زارع - صنم میرزازاده نافع - سمیرا یحیی پور، 
برچسب ها : اشعار نجمه زارع،
لینک های مرتبط :
جمعه 16 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چنان که از قفس هم دو یاکریم به هم
از آن دو پنجره ما خیره می شدیم به هم

به هم شبیه ، به هم مبتلا ، به هم محتاج
چنان دو نیمه سیبی که هر دو نیم به هم

من و توایم دو پژمرده گل میان کتاب
من و توایم دو دلبسته از قدیم به هم

شبیه یکدگریم و چقدر دلگیر است
شبیه بودن گل های بی شمیم به هم

من و تو رود شدیم و جدا شدیم از هم
من و تو کوه شدیم و نمی رسیم به هم

بیا شویم چو خاکستری رها در باد
من و تو را برساند مگر نسیم به هم...

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
جمعه 16 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

اگر چه شمعی و از سوختن نپرهیزی
نبینم ات که غریبانه اشک می ریزی!

هنوز غصه خود را به خنده پنهان کن!
بخند! گر چه تو با خنده هم غم انگیزی

خزان کجا، تو کجا تک درخت من! باید
چو برگ ریخته بر شاخه ها بیاویزی

درخت، فصل خزان هم درخت می ماند
تو «پیش فصل» بهاری نه اینکه پاییزی

تو را خدا به زمین هدیه داده، چون باران
که آسمان و زمین را به هم بیامیزی

خدا دلش نمی آمد که از تو جان گیرد
و گرنه از دگران کم نداشتی چیزی

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

 هیچ کس نیست به جز آینه صادق با من
ـ نیست در آینه آن عاشق سابق با من ـ

سهم پیمانه ی دیوانه و فرزانه یکی ست
بگذر از مسئله عاقل و عاشق با من

دشمنان تشنه خون من ومن تشنه مرگ
زهر شیرین من! ای یار منافق با من!

تا کنون هیچ نسیمی نوزیده ست به لطف
بعد از این هم نوزد باد موافق با من

باش تا با نظر بخت مطابق باشم
گرچه یک عمر نبوده ست مطابق با من

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

تنها دل تو نیست كه چون ما شكسته است
این كاسه كوزه بر سر دنیا شكسته است

از من یكی مپرس كجای دلم شكست
یك جا دو جا كه نیست ز صد جا شكسته است

از بس كه ذره ذره دلم را شكسته اند
حسرت برم به آن كه به یك جا شكسته است

هر گز كسی، به بی كسی ما نمی رسد
ما را كسی كه داده تسلا شكسته است

دیگر چگونه با دل خود, درد دل كنم
ظالم تمام آیینه ها را شكسته است

غم ها چه بی دریغ فراموش می شوند
گویی تمام دست و قلم ها شكسته است

با این همه شكست, جسورانه مانده ایم
جسر گریز پشت سر ما شكسته است

ما یوسفیم عشق به ما فخر می كند
ز اعراض ما غرور زلیخا شكسته است

"قصری" برادران ز غم هم چه غافلند
یعقوب پیر عشق چه تنها شكسته است.


كیومرث عباسی قصری





نوع مطلب : كیومرث عباسی قصری-رضا وعیدی-مهدی صادقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

به نسیمی همه راه به هم می ریزد
کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد؟

سنگ در برکه می اندازم و می پندارم
با همین سنگ زدن ، ماه به هم می ریزد

عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است
گاه می ماند و نا گاه به هم می ریزد

انچه را عقل به یک عمر به دست آورده است
دل به یک لحظه کوتاه به هم می ریزد

آه یک روز همین آه تو را می گیرد
گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد


فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

ای صورت پهلو به تبدل زده! ای رنگ
من با تو به دل یكدله كردن، تو به نیرنگ

گر شور به دریا زدنت نیست از این پس
بیهوده نكوبم سرِ سودازده بر سنگ

با من سرِ پیمانت اگر نیست نیایم
چون سایه به دنبال تو فرسنگ به فرسنگ

من رستم و سهراب تو! این جنگ چه جنگی است
گر زخم زنم حسرت و گر زخم خورم ننگ

یك روز دو دلباخته بودیم من و تو!
اكنون تو ز من دلزده‌ای! من ز تو دلتنگ

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

چه شد که سر نمیزنی ، به دفتر خیال من ؟
جواب کوتهی بده ، به جزوه ی سوال من

سر مداد قلب من ، شکسته بعد رفتنت
چه شد تعهّدات تو ، به عشق در قبال من

همیشه عین و شین و قاف ، تمام مشق دفترم
اگر که پرورش دهی ، ثمر دهد نهال من

سر کلاس فهم دل ، اگر که شیطنت کنم
خودت بده عزیز جان ، تقاص و گوشمال من

تراش باورم بیا ، که تا تراوشی کند
خیال واژه پرورم ، ز طبع بی مثال من

به پاکن تبسّمی ، خطا و کینه پاک کن
به درس عاشقی تویی ، دلیل اتّصال من


یزدان صلاحی





نوع مطلب : یزدان صلاحی ـ حاتم نیک یار - احسان رشیدی - احمد عزیزی، 
برچسب ها : اشعار یزدان صلاحی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ی ممنوع، ولی لب هایم
هرچه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس ، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هرکسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد!

فاضل نظری





نوع مطلب : فاضل نظری، 
برچسب ها : اشعار فاضل نظری،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 

 

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است
یعنی خبر ز سویِ تو، این‌روزها کم است

اینجا کنار پنجره، تنها نشسته‌ام
در کوچه‌ای که عابر دردآشنا کم است

من دفتری پر از غزلم نابِ نابِ ناب
چشمی که عاشقانه بخواند مرا کم است

بازآ ببین که بی‌تو در این شهر پُرمَلال
احساس، عشق، عاطفه، یا نیست یا کم است

اقرار می‌کنم که در اینجا بدون تو
حتّی برای آه‌ کشیدن هوا کم است

دل در جوابِ زمزمه‌های «بمانِ» من
می‌گفت می‌روم که در این سینه جا کم است

غیر از خدا که‌را بپرستم؟ تورا، تورا
حس می‌کنم برای دلم یک خدا کم است!


محمّد سلمانی





نوع مطلب : محمد سلمانی، 
برچسب ها : اشعار محمّد سلمانی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد

 



آه ، که این قدر دلم را نشکانید
هیزم به دل سوخته ی من نرسانید

روزی دل من مرحم زخم دلتان بود 
دیگر بس است این قدر به من سم نخورانید

از کوی ره یار پر از گرد و غبارم
گرد از رخ آیینه ی این دل نتکانید 

جز داغ غم هجر به قلبم شرری نیست 
از زخم زبان داغ جدیدی ننشانید 

ای کاش که بر خاک دلم جای نصیحت 
از جانب خود تخم محبت بفشانید 


محمد آل احمد





نوع مطلب : شعر بی نشان، 
برچسب ها : شعر تنهایی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 13 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : محمد آل احمد


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

......

فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود

......

غزلخانه در فیسبوک:
http://www.facebook.com/ghazalkhane

کانال غزلخانه در تلگرام:
ghazalkhane_ch@


مدیر وبلاگ : محمد آل احمد
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
غزل خانه از نگاه شما ؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
موسیقی
قطعه اول : Slow Dance
اثر : Chris Spheeris
آلبوم : Adagio
قطعه دوم : Nothing Else Matters
کاری از : گروه Apocalyptica
آلبوم : Inquisition Symphony